the first special harry potter website for persians The place for wizards association and harry potter fans
     
Register Now!| Login | Home | Articles | Forum | Download | Contact | About    englishpersian
Login
Username:

Password:

Auto Login

Lost Password?

Register now!
Platform Nine And Three-Quarters
شاخه های مقاله ها
Who's online
55 user(s) are online (6 user(s) are browsing Articles)

Members: 4
Guests: 51

لینی وارنر, HarryP7, لونا لاوگود, ویکتور کرام, more...
Recent replies
جدیدترین مقاله ها
 
Recent Comments
 
 
 
ابر توده کلمات کلیدی
werewolf آبرفورث آرگوس آسپاسیا آلبوس آمبریج اسب اسفندیار اسلایترین اسلیترین اسنيپ اسنیپ افسانه افسون برادر بوباتون تالار اسرار ترجمه ی کتاب ها تریلانی جادو جام آتش جام جهانی کوییدیچ جان پيچ جان پیچ جیمز دامبلدور دانش آموز دفاع در برابر جادوی سیاه دولورس دوم دیوتیما ر.ا.ب راب رولینگ ریونکلا سرايدار سوروس سیاه سیریوس سیمرغ شانس شاهزاده ی دورگه شش عشق فاوکس فریادکش فریدون فشفشه فنریر فیلسوف قدح قديسهاي مرگبار قصر كاور كتاب كريچر لرد لی لی مادام مالفوی محفل ققنوس مدرسه مدیر مراقبت از موجودات جادويي مصاحبه با سرژ تانکیان مصاحبه با مونالیزا مصاحبه با هری پاتر مصاحبه با پرفسور کوییرل مصاحبه با کالین کریوی معجون معمای پنج پرنده معنای ورد مغازه شوخی ملکه مودی نوربرنده نوردیک نورس هاگوارتز هری هشت هفت هیپاتیا ورد ورلس وزارت سحر و جادو ولدمورت پاتر پادشاه پتونیا پلنک پودر کارکن کتاب کشنده کلاه گروه بندی کوییدیج. کینگز کراس گرگینه گوی
 
 
 
 
Articles :: Story Workshop

کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم


فصل اول: پسر نوح
جینی ویزلی تنها روی صندلی میز غذاخوری نشسته بود و با چنگالی که در دستش بود آرام با غذایش بازی میکرد. نگاه او مدام بین غذا و ساعت مکان نمای اعضای خانواده در رفت و آمد بود. ساعت نشان میداد که هنوز هری پاتر در اداره کارآگاهان است.

بعد از ده دقیقه، عقربه هری از اداره کارآگاهان حرکت کرد و بسمت کلمه خانه آمد.

هری پاتر درست در کنار میدان گریمولد ظاهر شد. نگاهی به خانه ای که زمانی متعلق به پدرخوانده اش سیریوس بلک بود کرد، شنلش را تکاند و بسمت خانه حرکت کرد. چند قدمی بیشتر با در خانه فاصله نداشت که نگاهش به درخت مجاور میدان افتاد.

دو کلاغ چاق را بسختی روی بلندترین شاخه های درخت پیدا کرد. معلوم بود کلاغ ها بخوبی استتار کرده اند. برای آنها دست تکان داد، در خانه را باز کرد و وارد شد.

هنوز کامل در را نبسته بود که چیزی خوشایند در بغلش افتاد. جینی تمام قد در آغوش هری بود و به او لبخند میزد. جینی گفت: «آقای رئیس غذاتون سرد شد!» هری گونه جینی را بوسید و جواب داد: «عیب نداره عزیزم. فک نکنم دفعه اولم باشه که غذای سرد میخورم.»

هر دو کنار میز غذاخوری نشستند و همانطور که هری غذایش را میخورد، جینی مفصل درباره کارهایی که باید برای کریسمس انجام دهند صحبت کرد.

هری یک لیوان آب خورد، با دستمال دهانش را پاک کرد، از جینی بابت غذا تشکر کرد و گفت: «راستی کلاغامون چطورن؟» جینی ابرویش را بالا برد و جواب داد: «هووم ... باید به کلاغات بگی رژیم بگیرن. یواش یواش محتویات یخچالمون داره تموم میشه.»

هری خندید و ادامه داد: «اینا بهترین کارآگاههای منن! اگه اینا اینجا مواظب تو و لی لی نباشن من نمیتونم با خیال راحت و با تمرکز تو اداره کار کنم. همش حواسم میره سمت شما.»

جینی با بیخیالی جواب داد: «باشه، بیخیالشون! خودم یه کاریش میکنم. شاید رفتم یه گربه ای چیزی پیدا کردم! اما از اینا که بگذریم دوتا خبر دیگه م برات دارم. اول اینکه یه نامه برات اومده.»

هری با تعجب پرسید: «از کی؟»
جینی: «قهرمان ورزش بوکس ماگلا»
هری: « اوه دادلی! چقد دلم براش تنگ شده بود.»

هری نامه را کامل خواند، کمی خندید و به خودش قول داد در اولین فرصتی که خستگیش در برود جواب نامه را با تیزپروازترین جغدش بفرستد. سپس رو به جینی کرد و گفت: «خبر اولت که خیلی خوب بود امیدوارم خبر دومت هم همینطور باشه.»

جینی با حالتی مردد جواب داد: «منم امیدوارم. راستش امروز آلبوس سوروس یه جغد از هاگوارتز فرستاده و گفته گروهبندی شده و تو گروه اسلایترین افتاده! در ضمن یه دوست خیلی خوبم به نام اسکورپیوس مالفوی پیدا کرده!»

هری برای اینکه خیال جینی راحت شود به او گفت که این گروهبندی هیچ اشکالی ندارد و همیشه به آلبوس سوروس افتخار میکند اما درونش نگرانی خاصی بوجود آمده بود.

ادامه دارد ...
<< حماسه سیاوش ۸ سرزمین عجایب ۱ >>
Trackback
  • URL: http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/c23/2368
  • Trackback: http://www.jadoogaran.org/modules/article/trackback.php/2368
Rate
10987654321
API: Toolkit PM Email PDF Bookmark Print | RSS | RDF | ATOM
Copyright© آنتونین دالاهوف & Jadoogaran®
The comments are owned by the poster. We aren't responsible for their content.
پروفسور فليت ويكold
Posted: 2010/7/10 2:37  Updated: 2010/7/10 2:40
Joined: 2010/7/9
From: مدرسه ی جادوگری نیوزیلند.
Posts: 49
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
به نظر من کتابت خیلی خوب بود.ادامش بده.
maya jackson
Posted: 2010/5/10 11:37  Updated: 2010/5/10 11:37
Joined: 2010/5/10
From: yzd
Posts: 2
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
بدک نیست فقط ای کاش موضوع جالبتری پیدا میکردی!
آگوستوس پای
Posted: 2010/4/10 21:20  Updated: 2010/4/10 21:20
Joined: 2010/1/14
From:
Posts: 431
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
اغاز جالبي بود . اميدوارم داستان رو ادامه بدي و به يك سرانجام برسوني !
انوش بلک
Posted: 2010/3/6 3:28  Updated: 2010/3/6 3:28
Joined: 2009/7/11
From:
Posts: 12
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
هر وقت یادم میاد کتاب دیگه ای در کار نیست واقعا افسرده میشم امیدوارم خبر توییتر راجع به کتاب هشت باشه.
خیلی خوشگل نوشتی ممنون.
یادمه داخل یه سایته قسمت هایی از سناریو فیلمهای دوم وسوم میت ریکس رو نوشته بودن که البته جعلی بودن وخیلی هم خنده دار ,همه حسابی باورمون شده بود.
وقتی این عنوانو دیدم سکته زدم .
دین توماس
Posted: 2010/2/22 15:13  Updated: 2010/2/22 15:13
Joined: 2006/12/30
From: دلم بی خبری!
Posts: 425
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
دمتون جیز جناب دالاهوف.قلم خوشی داری
آمیکوس کرو
Posted: 2010/2/21 22:41  Updated: 2010/2/21 22:44
Joined: 2007/8/11
From: اليا
Posts: 422
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
ایول آنتونین.خیلی باحال می شه.بسی گولاخ مابانه بود!

بارتی مگه فصل تموم شده؟
بارتی کراوچ
Posted: 2010/2/21 18:03  Updated: 2010/2/21 18:03
Joined: 2007/5/10
From: مرلینگاه شوری خانه ریدل
Posts: 1943
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
به نظرم اگه فصل هات رو یکمی بلند تر بنویسی خیلی بهتره! بعدش ما میشینیم روشون کار میکنیم و کتاب هشتم رو چاپ میکنیم!! به خدا خیلی باحال میشه
روفوس اسکریم جیور
Posted: 2010/2/20 9:29  Updated: 2010/2/20 9:29
Joined: 2009/6/20
From: دواج يك امرحسنه است !
Posts: 738
 Re: کتاب هشتم: هری پاتر و سوزش زخم
از آنتونين تشكر ميكنم ... باز ايول به جرئت تو داداش
 
 
©opying any content (Texts,Images,Icons) from this site is permitted by mentioned to Jadoogaran.org | | Designed by d.jadoogaran.org |