هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: فیلم‌ها

مصاحبه با استنسیلاو ایانوسکی و کلمنس پوئسی


[1]

مصاحبه با کلمنس پوئسی:
کلمنس نقش فلور دلاکور رو در هری پاتر و جام آتش بازی می کنه. با او مصاحبخ ی انجام دادیم تا از جزئیات انتخاب شدن او برای این نقش سر در بیاریم و در مورد احساس او برای بازی کردن در این نقش از وی سوالاتی کردیم.
س: می توانی به ما بگویی که چگونه شد که این نقش به تو داده شد؟
- به سادگی! من در حال صحبت با کارگردانی که او را می شناختم بودم. او به من گفت که به دنبال یک سری (چه خبره؟!-مری تات) دختر می گردند ، برای ایفای نقش در هری پاتر 4 و افزود: ممکن است سن تو برای این نقش زیاد باشه ولی امتحان کردن ضرری نداره. من هم این کار را کردم و چند هفته بعد با مایک نیوئل وقتی که به پاریس اومده بود ملاقات کردم و سپس برای یک مصاحبه به لندن آمدم و به این ترتیب برای بازی در این نقش پذیرفته شدم.
س: برای دادن خبر پذیرفته شدن در این نقش به تو تلفن زدند؟
- بله.
س: در آن لحظه چه احساسی داشتی؟
- بسیار خوشحال بودم.
س: از این واقعیت که قرار بوده در فیلمی با این مقیاس بازی کنی ترسیده بودی؟
- مطمئنا ! این را می دانستم که این تجربه ای نیست که در زندگی به طور مکرر اتفاق بیافتد. بودن در فیلمی به این بزرگی و زندگی کردن با این شور و هیجان وقایع روزمره ای نیست. پس در جواب سوال شما باید بگویم بله. من برای ایفای این نقش بسیار مضطرب بودم. من نقشه ی خاصی برای زندگی خود نداشتم و مایل به رفتن به دانشگاه بودم حتی اگر این کار را نمی گرفتم به دانشگاه می رفتم ما بازی کردن در فیلم هری پاتر شانسی و موقعیتی بود که نباید از دست می دادم.
س: قبل از بازی کردن در این نقش به چه اندازه از فلور دلاکرو شناخت داشتی؟
- خوب من قبلا کتاب را خوانده بودم و بر مطالب داخل کتاب مسلط بودم و می توانستم حدس بزنم که چه اتفاقاتی در فیلم خواهد افتاد.(چه عجب یکی کتاب رو خونده بوده!!-مری تات)
س: قبل از انتخاب شدن برای بازی در این نقش طرفدار کتاب های هری پاتر بودی؟ آیا تمام کتاب هایی را که تا آن موقع به بازار آمده بودند را خوانده بودی؟
- من چهار کتاب اول را خوانده بودم و از آنها بسیار خوشم آمده بود پس می توانید بگویید من از طرفداران هری پاتر هستم.
س: بعد از خواندن 4 کتاب اول کتاب های بعدی را هم خواندی؟ چون کاراکتر فلور در کتاب های بعدی نیز وجود دارد؟
- بله به من هم چنین گفته شده است(!) ، اما بعد از آن دیگر کتابی از کتاب های هری پاتر را نخوانم. من سعی کردم در استراحت بین سکانس ها کتاب پنجم را بخوانم اما میسر نشد. باید یک وقت خاصی را به خواندن این کتاب ها اختصاص دهم.
س: تو در فیلم های بعدی حضور خواهی داشت و تصمیماتی مبنی بر بازگشت تو و حضور در فیلم های بعدی هری پاتر وجود دارند؟
-نمی دانم.
س: علاقمند به حضور در فیلم های بعدی هستی؟
- بله ، چرا که نه!!!!(آخه کی نیست؟!!سوالا می کنن!!-مری تات)
س: فلور شخصیتی است که توجه مردان را را به خود جلب می کند بازی کردن در این نوع نقش چگونه بود؟
- من در زندگی خارج از نقش، چنین دختری نیستم(!) اما وقتی در حال ایفای نقش بودم به همه ی بازیگران مرد گفته شده بود که وقتی از جایی رد می شوم به من خیره شوند ( عجب!!!-مری تات) که این باعث سهولت بازی در این نقش برای من شد.
س: حدس می زنم سکانس های بسیاری وجود داشتند که در آن تعداد زیادی از مردان به تو خیره می شدند. آیا انجام این سکانس ها برای تو خنده دار بود؟( یک باره دیگه:والا ما که این سکانس ها رو ندیدیم!!-مری تات)
- بله واقعا خنده دار و جالب بود!!
س: در بسیار از سکانس ها تو و دنیل رادکلیف با هم ایفای نقش می کردید رابطه ی تو با او چطور بود؟
- بسیار خوب بود. او فرد بسیار جالبی است و تمایلات بسیار زیادی دارد (!) ما می توانستیم به جز صحبت درباره ی سینما ، درباره ی موزیک ، وقایع روزمره دنیا و بسیاری از چیزهای دیگر با هم صحبت کنیم. او واقعا عالی است و همیشه خوش اخلاق است. (ای بابا!! اینم اضافه شد!!-مری تات)
س: تو وقت زیادی را نیز با بازیگران دیگر گذراندی، رابطه ی تو با آن ها چگونه بود؟
- رابطه ی من با سایر بازیگران بسیار خوب بود. کار کردن با آن ها از این لحاظ مفرح بود که سکانس ها طوری بودند که ما به خاطر قسمت های مسابقه باید دائما به دنبال همدیگر می دویدیم(مگه گرگم به هواست؟!!-مری تات) و این باعث هیجان انگیزتر شدن کار بود.
س: جالب ترین قسمت اکشن فیلم برای تو کدام بود؟ همان طور که می دانیم سکانس های اکشن زیادی در این فیلم وجود دارد؟
- فکر می کنم که فیلمبرداری سکانس های اصلی( جزو آخرین قسمت هایی که من در فیلم حضور داشتم) از بقیه سکانس ها برای من لذت بخش تر بود. چون در سکانس هایی مانند این است که انسان باید از استعداد های بازیگری خود نهایت استفاده را ببرد. فیلمبرداری این سکانس زود تر از بقیه بود و پس از آن سکانس هایی که بیش از سکانس های دیگر برای من محبوبند آن هایی هستند که باید زیر آب انجام می شدند که تجربه ی جدیدی بود. این سکانس ها احتیاجی به توانایی بازیگری بالا نداشتند. اما ما باید یاد می گرفتیم که چطور غواصی کنیم که اگر به خودم بود و به خاطر این فیلم نبود هرگز این کار را یاد نمی گرفتم(!) ما حدود یک ماه را صرف انجام سکانس های زیر آب کردیم و این چیزی نیست که در مدرسه ی بازیگری به شما یاد بدهند.(سنگ مفت، گنجشک مفت!!تازه یه پولیم میگیره!!-مری تات)
س: راجع به سکانس هایی که در آنها از جلوه های ویژه استفاده شده بود به ما بگو؟ آیا تو سکانس های زیادی را انجام دادی با چیزهایی که وجود خارجی نداشتند؟
- نه زیاد. ولی در سکانس های زیر آب از جلوه های ویژه ی زیادی استفاده شده بود. اما من در این سکانس ها قادر به دیدن چیزی نبودم . بنابراین حتی اگر این موجودات خیالی هم وجود خارجی داشتند من نمی توانستم آن ها را ببینم . در سکانس هایی که اژدها و موجودات تخیلی دیگری وجود داشتند هم از جلوه های ویژه استفاده شده بود. حتی در فیلم های معمولی هم به طور معمول شاهد استفاده از جلوه های ویژه هستیم.
س: یاد گرفتی که چگونه حرکات موزون (برره؟!!-مری تات) انجام دهی؟
- بله در طی جلساتی به ما آموخته شد و این بسیار جالب بود. این تمرینات دو هفته قبل از کریسمس برگزار می شد. این جلسات رقص با حضور همه برگزار می شد و اینکه هیچ کدام از ما قبل از آن این گونه حرکات موزون را بلد نبودیم باعث خنده دار تر شدن جو شده بود. ما آخرین هفته ی مانده به کریسمس را کاملا صرف تمرین رقص با یکدیگر کردیم و شور و هیجانی که بازیگران برای کریسمس داشتند به این تمرینات جلوه ی خاصی بخشیده بود.
س: جالب ترین قسمت فیلم برای تو کدام بود؟
- همه ی قسمت های فیلم بسیار مهیج بود. اما سکانسی که باید رد راههای پر پیچ و خم می دویدیم(منظورش مازه، مرحله ی سوم-مری تات) از همه جالب تر بود و سکانس های یول بال هم بسیار جالب بودند. سکانس های زیر آب هم همین طور( همه رو که گفتی که!!-مری تات) و در کل همه چیز راجع به این قیلم بسیار تکان دهنده و مهیج بود و بازی کردن در آن 8 ماه مانند بودن در تعطیلات بود.
س: بازی کردن با این همه ستاره های بزرگ سینما تو را مضطرب می کرد؟
- حقیقتا نه. آن ها شخصیت هایی هستند که همه در گذشته در فیلم های بزرگی بازی کرده اند. من به فیلم های آنان علاقه دارم اما همهی ما انسانیم و من در بسیاری از جهات با آن ها برابری می کردم. (ایول خوشم اومد. خب راست می گه. چون خودشم قبلا فیلم بازی کرده!!-مری تات)


مصاحبه با استنسیلاو ایانوسکی :
استن نقش ویکتور کرام رو در هری پاتر و جام آتش ایفا می کند. با او مصاحبه ای کرده ایم تا در مورد چگونگی پذیرفته شدن او برای نقش ویکتور از او اطلاعاتی کسب کنیم!!

س: می توانی به ما بگویی که چگونه این نقش به تو رسید؟
- رسیدن این نقش به من مثل یک داستان غیرقابل باور می ماند چیزی که اتفاق افتاد این بود که می خواستند از مدرسه ی من(که در حال حاضر مدرسه ی قبلی من است) سه نفر را برای بازی در فیلم هری پاتر انتخاب کنند و این انتخاب تنها شامل دانش آموزان رشته ی بازیگری می شد و چون من دانش آموز این رشته نبودم شامل من نمی شد. یک روز من برای ثبت نام نوبت عصر دیر به مدرسه رسیدم برای ثبت نام به به سمت اتاق مدیر می دویدم که بر حسب اتفاق یکی از کسانی که بازیگران جدید هری پاتر و جام آتش را انتخاب می کردند در آنجا حضور داشت. من نمی دانم چرا ولی تا او مرا دید از من خواست که برای یک مصاحبه نزد او بروم و من برای این مصاحبه پیش او رفتم و آخرین نفر در صف بودم، من حتی دانش آموز رشته ی بازیگری هم نبودم، همه از یکدیگر سوال می کردند که او چرا در اینجا حضور دارد و بعد از مصاحبه من باید به دو جلسه ی تمرین هنرپیشگی می رفتم که این کار را نکردم چون به دلایلی نمی توانستم برای همین با خود فکر کردم که دیگر تمام شد من شانس خود را از دست دادم و نمی توانم این نقش را تصاحب کنم.
ولی بعدا من یک تماس تلفنی دریافت کردم..... آنها از اینکه من به این دو جلسه ی تمرین نرفته بودم بسیار ناراحت بودند. ولی من دوباره به ملاقات دستیار کارگردان یعنی فیونا ویر رفتم و او مرا به مایک نیوئل معرفی کرد.....او با من یک مصاحبه انجام داد و به نظر او من بهترین فرد برای ایفای این نقش بودم! ( با اون نظرش!!-مری تات)
س: این داستان بسیار جالبی است اما می خواهم بدانم که تو از ابتدا هدفت این نبود که برای گرفتن این نقش اقدام کنی و رسیدن این نقش به تو کاملا اتفاقی بود؟(خوب معلومه دیگه!!-مری تات)
-من چون دانش آموز رشته بازیگری نبودم نمی توانستم برای گرفتن این نقش اقدام کنم.
س: می توانی احساس خود را هنگامی که فهمیدی این نقش به تو رسیده است را توصیف کنی؟
- خوب من یکجورایی(!) مطمئن بودم که ایفای این نقش به عهده ی من خواهد بود..... نمی دانم چه طوری ولی یک ندای درونی به من می گفت که این نقش به من خواهد رسید(خوب معلومه خودشون انتخابش کنند و جلسات بازیگری رو هم نره باز هم بخوانش باید هم ندای درونیش بهش بگه!!-مری تات) من به مادرم گفتم که قرار است در هری پاتر بازی کنم او گفت برو خودتو سیاه کن(!!!!!) از آنجایی که من به خودم بسیار مطمئن بودم ، می دانستم که این نقش به من خواهد رسید(چه از خود متشکر!!-مری تات). یک روز که در کلاس نشسته بودم خدمتکار خانه ما به مدرسه آمد و من را از کلاس درس بیرون کشید و به من گفت: حدس بزن چه اتفاقی افتاده است؟! قرار شده تو در فیلم هری پاتر بازی کنی! ما من زیاد از این خبر تعجب نکردم!!!
س: و بعد از آن دوباره به کلاس درس بازگشتی؟(نه تو حیاط قدم زده!!-مری تات)
- بله وقتی که برگشتم همه از من پرسیدند که چه اتفاقی افتاده است و من به آنها گفتم که من عهده دار یک نقش در فیلم هری پاتر شده ام و بعد از آن کلاس از شور و هیجانی که ایجاد شده بود به کلی به هم ریخت.
س: تو قبل از بازی در این نقش از طرفداران داستان های هری پاتر بودی؟
- خوب من هیچ کدام از کتاب ها را نخوانده بودم ولی همه ی فیلم های ساخته شده را دیده بودم و بعد از گرفتن این نقش بلافاصله شروع به خواندن کتاب چهارم کردم تا از اتفاقات درون فیلم مطلع شوم اما در کل می توانید بگویید که من یکی از طرفداران هری پاتر بوده، هستم و خواهم بود.(آفرین!-مری تات)
س: اولین درک تو در مورد کاراکتری که باید بازی می کردی چه بود؟ و در مورد آن چه عقیده ای داشتی؟
- من قطعا از او خوشم آمد فردی با اعتماد به نفس بالا، ورزشکار مورد علاقه ی همه و با علاقه شدید به رقابت.
س: رابطه ی تو با اما چگونه بود؟
-من با او قبل از اینکه سکانس های مشترک را با هم انجام دهیم آشنا شدم.... او واقعا دختر خونگرمی است و ما دوستان خوبی برای یکدیگر شدیم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
س: در فیلم یک سکانس یول بال وجود داشت که در آن تو و هرمیون باید با هم می رقصیدید... آیا برای این کار آموزش رقص دیدی؟
-بله ما یک مربی رقص داشتیم که به مدت 2 هفته رقصیدن را به ما آموخت.
س: آیا با همه به خوبی کنار می آمدی؟
-بله با همه، از همان اول با همه به خوبی کنار می آمدم.(نه همشون با هم می جنگیدن!!-مری تات)
س: حتی روپرت که نقش رون را بازی می کند؟ چون روپرت به هیچ وجه از کاراکتر تو خوشش نمی آید. آیا واقعا این طور است؟(روپرت نه.. رون از ویکتور کرام خوشش نمیاد.. چی کار به روپرت داره؟!!-مری تات)
- نه او در ابتدا از کاراکتر من خوشش می آید .. او حتی آرمی که عکس من رویش بود را هم به همراه داشت اما وقتی که بین شخصیتی که من بازی می کنم یعنی ویکتور و هرمیون رابطه ای بر قرار می شود نفرتی در درون او نسبت به ویکتور پیدا می شود.
س: فکر می کنی بتوانی به یک بازیگر بزرگ و تراز اول تبدیل شوی؟
- من دوست دارم به یک بازیگر بزرگ تبدیل شوم و در فیلم های بیشتری به ایفای نقش بپردازم..... شاید یک روز من [2] بعدی بشوم!!!!!( اوه!اوه! اوه!!-مری تات)
س: فیلم را دیده ای؟ و طریقه ی بازی کردن خود را به عنوان یک تماشاگر مشاهده کرده ای؟
- خوب من فقط تیکه های کوچکی از فیلم را دیده ام همراه با دو فیلم تبلیغاتی که از آمیختن سکانس های مختلف فیلم جام آتش درست شده اند و واقعا از آنها خوشم آمده است!
س: از کدام سکانس اکشن فیلم بیشتر خوشت آمده است؟
- سکانس هایی که در جاده های تو در تو و پر پیچ و خم انجام شده از همه بهتر بود چون شور و هیجان بسیاری داشت این سکانس ها اولین سکانس هایی بودند که ساخته شده اند (یعنی اولین بازی اش در این سکانس ها بوده ...همشون......... چون اولین تیکه ای که فیلم برداری کردند سکانس های مرحله ی سوم بوده-مری تات) تمام ما در هنگام انجام این سکانس ها ترسی واقعی را احساس کردیم........... همه باید وارد این جاده های پر پیچ و خم و گاهی اوقات هم در آن گم می شدیم(!) و همچنین از سکانس هایی که زیر آب انجام شدند هم بسیار لذت بردم چون باید به طریقه ای ماهرانه غواصی می کردم و در این زمینه آموزش های زیادی داده شد و محفظه ای که ما در آن غواصی می کردیم و از ما فیلم برداری می شد سیاه رنگ و تاریک و ترسناک بود ولی من از انجام کارهای جدید خوشم می آید برای همین این کار را انجام دادم.( نه تورو خدا انجام نمی دادی!-مری تات)
س: می توانستی ببینی که زیر آب چه کار می کنی؟
- وقتی در حال تمرین کردن بودیم درون محفظه ی آب به خاطر چراغ های درون آن بسیار روشن بود و می توانستم ببینم که کجا هستم و ولی برای فیلم برداری باید محفظه تاریک می بود . چراغ های درون آن خاموش. بنابراین من می دانستم که چه کار می کنم و کجا هستم!
س: کار کردن با آن همه موجودات ویژه چه طور بود؟
- من از تخیلات بسیار خوبی برخوردار هستم و در هنگام اجرای نقش در درون مغز خود تصور می کردم که این موجودات وجود خارجی دارند و به خود می گفتم که فرض کن که همه ی این چیزها واقعا در اینجا حاضر هستند و کار خود را انجام بده.
س: در هنگام ایفای نقش به تو خوش گذشت؟ در تکه ای از فیلم تو اسم هرمیون را اشتباه می گویی این باعث خندیدن تعدادی از مردم می شود... آیا فیلم برداری این سکانس جالب و خنده دار بود؟(این دفعه هم می گم: والا ما که ندیدیم!!-مری تات)
- بله صد در صد!! نه فقط در درون فیلم بلکه در وقت هایی که در حال استراحت بودیم به ما خیلی خوش می گذشت .... مثلا یک بار مشغول خوردن بستنی و کیک بودیم که به سرمان زد و شروع کردیم به پرتاب کرن کیک به طرف همدیگر(البته به شوخی) که این باعث شد که لباس های مخصوص بازیگری ما کثیف بشوند.
س: بعد از این چه اتقاقی خواهد افتاد؟ همان طور که می دانی ویکتور کرام در کتاب های بعدی نقش خاصی ندارد؟
- نمی توان پیش بینی کرد.... آنها ممکن است من را برگردانند شاید هم نه.


امیدوارم که خوشتون اومده باشه دوستان.......
این دفعه هم می گم که هر گونه انتقاد و پیشنهاد پذیرفته می شود.....
منتظر مصاحبه با روپرت و اما باشید......
مری







یادداشت ها
  1. مصاحبه با استنسیلاو ایانوسکی و کلمنس پوئسی
  2. کیانو ریوز
قبلی « مصاحبه ای جالب با کریس رنکین ( پرسی ویزلی ) کد بازی هری پاتر و جام آتش » بعدی
API: RSS | RDF | ATOM
جادوگران®
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه
ترنج
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۱۱/۹ ۰:۴۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۱۱/۹ ۰:۴۲
عضویت از: ۱۳۸۵/۹/۲۴
از: جزیره رابینسن کروزوه
پیام: 12
 Re: مصاحبه با استنسیلاو ایانوسکی و کلمنس پوئسی
ممنون از زحمتی که کشیدی.
کادوالادر
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۵ ۱۶:۵۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۵ ۱۶:۵۸
عضویت از: ۱۳۸۵/۲/۵
از: خوابگاه پسران هافلپاف
پیام: 15
 ..
عالیه....
دمت گرم...
دادا کادوالادر!
MerryPotter
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۴ ۱۴:۳۲  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۴ ۱۴:۳۲
عضویت از: ۱۳۸۴/۹/۱۳
از: سوری، لیتل ونیگینگ،ویستریاواک،شماره 12
پیام: 284
 هوم......
ممنون از نظراتتون.......
پروتی جان بگو ناراحت نمی شم!!
33166655
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۳ ۲۳:۵۵  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۳ ۲۳:۵۵
عضویت از: ۱۳۸۴/۷/۱۲
از: هرجايي كه ميشه زنده موند
پیام: 227
 Re: مصاحبه با همون فلور و ویکتور ...
خب مثل هميشه خوب بود مرسي
نگار اسدالهی
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۲۳:۵۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۲۳:۵۴
عضویت از: ۱۳۸۵/۱/۲۸
از:
پیام: 231
 مصاحبه با همون فلور و ویکتور خودمون!
مقاله خوبی بود
دستت درد نکنه!
eli_p
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۷:۲۴  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۷:۲۴
عضویت از: ۱۳۸۵/۳/۹
از: گودریک هالو
پیام: 73
 مصاحبه
خوبه!عالی!
اما ديو برره
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۶:۰۸  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۶:۰۸
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۶
از: از هر جا به تو چه؟
پیام: 27
 ايول
مري جون
من يه انتقاد داشتم
با اينكه گفتي هر گونه انتقاد پذيرفته مي شود ولي فكر نكنم اين انتقادو بپزيري پس نمي گم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
اما ديو برره
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۶:۰۰  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۵/۴/۱ ۱۶:۰۰
عضویت از: ۱۳۸۴/۱۱/۶
از: از هر جا به تو چه؟
پیام: 27
 ايول
اوووووووولم (دست "سوت "جيغ)
ايول با حال بود
به اين وبها سر بزنيد
**************************************
http://hplovekahoo.blogfa.com
http://hklovekahoo.blogfa.com
http://halovekahoo.blogfa.com

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.