هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: مصاحبه با اعضا

مصاحبه با ققنوس


خبرنامه شماره سه سایت
در اینجا مصاحبه ققنوس یکی از جادوگران برگزیده قرار دارد که توسط ارباب لرد ولدمورت کبیر صورت گرفته و در خبرنامه شماره سه سایت قرار گرفته است .
مصاحبه با ققنوس

ققنوس یکی از اعضای قدیمی سایت جادوگران است که از ابتدا در قسمت ایفای نقش سایت فعالیت داشت. به تازگی به عنوان وزیر سحر و جادو انتخاب شده بود و بعدا از آن استعفا داد متن زیر مصاحبه ای است که لرد ولدمورت با وی انجام داده است :

ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب با سئوالهای کلیشه ای شروع میکنیم
ققنوس: بفرمایین


ارباب لرد ولدمورت کبیر: چطور شد با هری پاتر آشنا شدی؟
ققنوس: کتابش رو از دوستم گرفتم
ققنوس: البته بار اول و دوم یه فصل خوندم انداختم یه گوشه
ققنوس: اما بعدا که بیکار شدم دقیق تر خوندم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: اولین کتابی که خوندی چی بوده؟
ققنوس: سنگ جادو که مترجمش سعید کبریایی بود
ققنوس: همون نشر تندیس


ارباب لرد ولدمورت کبیر: چطور شد با سایت جادوگران آشنا شدی؟
ققنوس: یادم نیست فکر کنم جادوگران دو سه ماه بود به وجود اومده بود که با دمبول قدیم(سامان) و مودی(سارا بلا) آشنا شدم که دمبول فکر کنم آدرس سایت رو داد از طریق وبلاگ ها هم با هم آشنا شدیم
ققنوس: منم وبلاگ داشتم اون موقع


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب بار اول وارد سایت شدی احساست چی بود؟
ققنوس: همون روزای اول جذب شدم
ققنوس: همون اول کنفرانس و بحث ایفای نقش و کل کل این چیزا بود که خوب منم مثل بقیه جذب جادوگران شدم
ققنوس: احساس خوبی بود اون اولا


ارباب لرد ولدمورت کبیر: یادمه تو ایفای نقش نبودی زیاد
ارباب لرد ولدمورت کبیر: یا علاقه الانو نداشتی
ققنوس: هیچ کدوم، پسوردم عوض شده بود یعنی خراب شد و این میلی که از سایت میومد زبونش عجیب غریب بود و منم به علت دانش کامپیوتری بالا، بلد نبودم درست کنم و خوب نمی تونستم طبعا چند مدت به سایت بیام
ققنوس: حدوداً یه سال نبودم
ققنوس: از خرداد 83 تا اردیبهشت 84
ققنوس: بعدم که برگشتم هیشکی منو نمی شناخت بچه ها هم تقریبا بچه های قدیم دیگه نبودن
ققنوس: یعنی اونایی که من می شناختم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب بعد که تونستی وارد سایت بشی از کجا شروع به فعالیت کردی؟
ققنوس: مثل همه ارزشیا از غیر رول
ققنوس: که بعد با هری صحبت کردم و گفت چه جوری عضو ایفای نقش بشم
ققنوس: بعدشم که خیلی تو ایفای نقش غرق بودم
ققنوس: یه روز 32 دوتا پست زدم و پاتوقمم هم کلوپ جادوگران بود با سالن مد جادوگری اون اولا
ققنوس: البته سر اون 32 تا پست اولین دعوام با یه مدیر شد
ققنوس: کریچر
ققنوس:


ارباب لرد ولدمورت کبیر:
ققنوس: البته اون موقع کریچ ناظر بود


ارباب لرد ولدمورت کبیر: برخورد مدیران و ناظران رو اون موقع چجور میدیدی؟
ارباب لرد ولدمورت کبیر: به عنوان یک عضو تازه وارد
ققنوس: علی اون موقع هم زیاد با کاربرا کاری نداشت
ققنوس: اما خوب همون چند ماه بود که دوتا عکس گذاشتم از سایت روتتن یه عکس خشن بود
ققنوس: که مملی، شناسم رو سه روز بست


ارباب لرد ولدمورت کبیر:
ققنوس: و اتفاقا اون موقع هم 1 ماه با مملی و حاجی دعوا می کردیم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: کاربرا، قدر مدیران الان رو بدونن!!
ققنوس: چه روزگاری بود


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب از اون موقع شروع کردی و به یک عضو تاثیر گذار تبدیل شدی
ارباب لرد ولدمورت کبیر: الان تا حرفی بزنی خیلی ها دنباله حرفتو میگیرند
ارباب لرد ولدمورت کبیر: این فرایند رو توضیح بده
ارباب لرد ولدمورت کبیر: که چطور این اتفاق افتاد؟
ققنوس: راستش که تا زمانی که مملی و حاجی تو سایت بودن
ققنوس: و منم اون موقع زیاد رابطم باهاشون خوب نبود مجبور به ترک سایت شدم
ققنوس: البته رفتم و با شناسه روح روشنایی عضو شدم
ققنوس: و دوباره برگشتم ریون
ققنوس: یه ماهیی با روح روشنایی بودم و تنها کسی که خبر داشت از این مضوع
ققنوس: برادر حمید بود
ققنوس: و سرژ
ققنوس: آغاز دوستیم با فنگ هم از روح روشنایی شروع شد
ققنوس: خلاصه
ققنوس: دوباره دعوا شد
ققنوس: و ماهیت روح روشنایی مشخص شد
ققنوس: و منو حمید با حاجی و مملی دعوامون شد
ققنوس: و دوباره من چند هفته بعد گیلدی شناسه ققنوس رو برام درست کرد
ققنوس: و بازم برگشتم با شناسه ققنوس ادامه فعالیت دادم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: هووووووم یادمه سر قضیه خوابگاه دختران خیلی شاکی شده بودی
ققنوس: آهان اینو یادم رفته بود
ققنوس: خوب شد یادآوری کردی


ارباب لرد ولدمورت کبیر: چون میخوایم همه حرفاتو بزنی...مخصوصا قسمتهای جنجالی رو!!
ققنوس: قضیه انتخابات دوره اول سایت بود
ققنوس: و منم شدیدا برای سوروس اسیپ تبلیغ می کردم
ققنوس: که سر اون دوتاعکس شناسه مو بستن
ققنوس: و مملی گفت بلیت بزن به مدیرا تا ببینیم چی میشه
ققنوس: من مضمون بیلیتم اینجوری بود
ققنوس: حالا یه دونه عکس که این همه خشانت نداره من معذرت می خوام به خاطر اون یه دونه عکس
ققنوس: و گیلدی هم جواب داد اون یه عکس نبود دو تا عکس بود و به خاطر این خالی بندی شناست بسته می مونه
ققنوس: و شناسه من دقیقا تا پایان انتخابات بسته موند
ققنوس: بعد که برگشتم انقدر حرصم گرفت که اولین دعوای جدی با مدیرا اتفاق افتاد
ققنوس: و رفتم تو تالار یه پست ضد مدیرا زدم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: استکباری بودن!!
ارباب لرد ولدمورت کبیر:
ققنوس: آره نامردا
ققنوس:


ارباب لرد ولدمورت کبیر: ایده حذب از همینجا به خاطرت نرسید؟
ققنوس: ای تقریبا
ققنوس: خلاصه متین
ققنوس: همون کریچ کبریت کشید به من
ققنوس: تمام موضوعات تابستون سال 84 حذب رو تشکیل داد
ققنوس: کریچ گفت شستن، گذاشتنت کنار تو خوابگاه دختران
ققنوس: یه اعترافم کنم که من پستای خوابگاه دختران رو نخونده بودم


ارباب لرد ولدمورت کبیر:
ققنوس: فقط همین حرف کریچ باعث شد من قاتی کنم و دعوا کنم
ققنوس: تازه بعد از دعواها رفتم پستا رو خوندم
ققنوس: خداییش چقدر خندیدم
ققنوس: الانم بیکار می شم بعضی وقتا می رم همون پستا رو می خونم خدایی خیلی خنده بود
ققنوس:


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب درباره حذب بگو
ارباب لرد ولدمورت کبیر: چطور شد با سرژ همکاری کردی
ارباب لرد ولدمورت کبیر: و حذب رو ساختین؟
ققنوس: دوستی منو سرژ و حمید و سام وایز اون موقع(فنگ)
ققنوس: از همین روح روشنایی یعنی شناسه ای که من باهاش فعالیت می کردم و کسی خبر نداشت شروع شد
ققنوس: چون سرژ و حمید از قضیه خبر داشتن خیلی با هم مشورت می کردیم
ققنوس: به هر حال همون موقع ها با سرژ خیلی دوست شدم
ققنوس: و حمیدم که یار دعوای دومم با حاجی و مملی بود
ققنوس: با هم خیلی دوست بودیم
ققنوس: و نشستیم شعرم واسه حاجی ومملی ساختیم اما آشتی کنان مهلت به تکثیر این شعر زیبا نداد
ققنوس: خلاصه
ققنوس: گیلدی دستش شیکست و یه ماهی نبود
ققنوس: و بعد از اونم به خاطر مشکلاتی که ما هیچ وقت نفهمیدیم گفت رول نمیاد


ارباب لرد ولدمورت کبیر: حذب به قول تو باعث ایجاد کلی ایده در تابستون شد
ارباب لرد ولدمورت کبیر: ولی خب اونموقع مدیران عکس العملی هم نشون نمیدادند
ققنوس: آره یادمه در رول پلینگ رو تخته کردیم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: به نظرت چرا این اواخر همواره کشمکش شدیدی بین حذب و مدیران بوده؟
ققنوس: نظر من اینه حذب زمانی که زده شد
ققنوس: یا زمان کل کل ما با مدیرا
ققنوس: مدیرا دوستای ما بودن
ققنوس: سالازار
ققنوس: کالین
ققنوس: کرام
ققنوس: خلاصه خیلی بحث دوستانه بود
ققنوس: و خنده بود
ققنوس: اما بعد از اون مدیرا عوض شدن
ققنوس: و چون فکر می کنم دوستی ما اینجوری که با مدیرای قبلی بود با جدیدا نبود و خلاصه فکر کنم اولین مدیری که ما خیلی شور رو براش در آوردیم کوییرل بود
ققنوس: حسابی اذیت کردیم و چون اونم واکنش های منفی نشون می داد
ققنوس: من تحریک می شدم بیشتر اذیت کنم
ققنوس: خلاصه که این کرام هم ما رو تو میتینگ نصیحت می کرد مگه گوش ما بدهکار بود
ققنوس: و بیشتر تنش رک بگم بعد مدیریت بیل ویزلی بود
ققنوس: چون قرار بودن کم کسر چاپ شه می گم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: اوکی
ارباب لرد ولدمورت کبیر: راحت باش
ققنوس: عقیده خیلی بچه ها این بود که بیل چون دوست کوییرل بوده مدیر شده و صلاحیت مدیریت نداره و از این حرفا
ققنوس: و همین چیزا تنش رو زیاد کرد
ققنوس: و هر تنش در مقابل به مدیران به کی بر می گرده جز حذب


ارباب لرد ولدمورت کبیر: چرا فکر میکردین بیل صلاحیت نداره؟به نظر من در اخبار و مقالات بی نظیر بوده و نمیشه ازتاثیرش چشک پوشی کرد
ارباب لرد ولدمورت کبیر: دلیلتو میتونی توضیح بدی!!؟...سئوالات داره جنجالی میشه
ققنوس: بله اون اول، بحث همین دوستی بود
ققنوس: خوب به نظر ما مدیر انجمنا کریچر و کوییرل و دمبول بودن
ققنوس: بیل زیادی دخالت می کرد
ققنوس: و یه جوری هم رو اعصاب بود
ققنوس: و قضایا و حرفایی که پشت پرده است نمی تونم بگم
ققنوس: ولی باک بیک یادمه وب مستر شد
ققنوس: یعنی بالا تر از بقیه بود
ققنوس: ولی اونقدار تو کار رول دخالت نمی کرد
ققنوس: شاید ما عادت کرده بودیم فقط کرام و کوییرلو کریچ و دمبول تو کار رول دخالت کنن


ارباب لرد ولدمورت کبیر: ولی خب هر مدیری حق اظهار نظر رو داره
ارباب لرد ولدمورت کبیر: بگو چون مصاحبه صاف میره رو سایت
ارباب لرد ولدمورت کبیر: البته ویرایش میشه در مورد ترتیب جملات
ققنوس: خوب می گم با بیک و مونالیزا هم مدیر انجمن نبودن و ما هیچ وقت باهاشون مشکلی نداشتیم
ققنوس: تو وهری اگه چیزی می گفتین چون وب مستر بودین ما می پذرفتیم

ققنوس: همین طور کوییرل و دمبول و کریچ که مدیر انجمن بودن
ققنوس: بقیه هم تا قبل که زیاد تو مد ایفای نقش نبودن و کاری نداشتن
ققنوس: بحثی در رول نمی کردن
ققنوس: اما بیل!


ارباب لرد ولدمورت کبیر: الان همه وبمسترند
ققنوس: هستند ولی خوب حداقل بچه های قدیمی تر فرق مدیرا رو با هم می فهمن
ققنوس: همه مدیرا که به سی پنل دسترسی ندارن
ققنوس: پس در یه سطح نیستن
ققنوس: فرق کرام با بیل خیلی بود
ققنوس: حالا چه نوشته باشه اون گوشه وب مستر چه ننوشته باشه
ققنوس: مطمئنا همه به یه چشم دیگه نگاه می کنن


ارباب لرد ولدمورت کبیر: البته الان اکثرا پسورد سی پنل رو دارند!!
ققنوس: من به علی توصیه می کنم پسورد رو عوض کنه


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب پس اینجور که بنظر میرسه تو به ایفای نقش سایت بیشتر اهمیت میدی تا جاهای دیگه سایت؟
ققنوس: 100%
ققنوس: ایفای نقش که 6 درصد ترافیک سایت رو داره
ققنوس: ولی تقریبا فعال ترین اعضای سایت ایفای نقشاین
ققنوس: ناظرا
ققنوس: و...
ققنوس: دوستی های بیرون
ققنوس: تا حالا نشده ما تو متینیگ مثلا بچه های گالری رو ببینیم
ققنوس: یا کسایی که مقاله می فرستن
ققنوس: هرچی دیدیم و ندیدیم بچه های ایفای نقش بوده که تو میتینگ ها و دیگه جاهای سایت مسنجر و بقیه جاها باهاشون در ارتباطیم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب میرسیم به سئوالهای جنجالیتر
ققنوس: دوست دارم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: ققنوس اونقدر یشرفت میکنه که میشه وزیر و البته در پنهان به بعضی دسترسی های سایت دست پیدا میکنه!!
ارباب لرد ولدمورت کبیر: از هر کدوم که دوست داری شروع کن!
ارباب لرد ولدمورت کبیر:
ققنوس: همین دسترسی بیشتر جنجال ها رو ساخت
ققنوس: چون من حرفایی که در مورد خودم نباید می دیدم رو می دیدم
ققنوس: در حقیقت خوندن چیزایی که نباید می خوندم تنش ها رو بیشتر کرد
ققنوس: البته بعضی ها هم از اعتماد سوء استفاده می کنن


ارباب لرد ولدمورت کبیر: میدونم منظورت منم!!
ارباب لرد ولدمورت کبیر: قرار شد بی کم و کاست بگی!
ققنوس: خوب
ققنوس: اون موقع من حرفایی که در مورد خودم می دیدیم رو صاف پیش تو می گفتم
ققنوس: یعنی یکی بود بگم من خبر دارم چی دارین میگین راجب من و خوب منم آدمم ناراحت می شم
ققنوس: ولی خوب ولی بقیه مدیرا فهمیدن که من از حرفای خصوصیشون خبر دارم
ققنوس: باعث شد دیگه من به تو نگم و کلی با همه بحث کنم
ققنوس: و عده ای هم تو بحثا خیلی زود بهشون بر می خورد
ققنوس: اما خود تو حداقل برای صد بار بحث کردیم و شاید با ناراحتی از هم خداحافظی کردیم ولی به هر حال همه چی رو زود فراموش می کردیم
ققنوس: اما خوب بعضی از مدیرا کینه به دل گرفتن
ققنوس: و کینه هاشون پاک نشد
ققنوس: هیچ وقت


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب میرسیم به بحث تالار ریون
ارباب لرد ولدمورت کبیر: در ادامه اعتماد تو به من یادمه از پستای بیناموسی تو تالار ریون صحبت میکردی
ارباب لرد ولدمورت کبیر: و من تصمیم به برخورد با پستا گرفتم!
ققنوس: ریون و حذب مثل ناموس منن
ققنوس: یعنی با شرایطی داشتن انقدر انس داشتم و حال کرده بودم که حاضر به عوض کردنشون نبودم
ققنوس: روزی که من اومدم ریون ، من بودم و فلور و کریچ و راجر و چوچانگی که دلش پیش گیرف بود
ققنوس: من خوب انقدر تو ریون بودم که ببینم کیا میان می رن
ققنوس: خلاصه ریونم با خلوتی و آرمشش
ققنوس: هر مدل پستی از نوع بی ناموسی حرف بی ناموسی و راحت بودن با هم جدا تالار خصوصی بود
ققنوس: اما بعد قهرمانی در هاگوارتز و کوییدیچ
ققنوس: وضع فرق کرد غریبه زیاد شد و اضاع تالار حسابی بهم ریخت


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب من اینجا پارازیت بندازم که:تالار خصوصی فرقی با بقیه جاهای سایت نداره!!
ققنوس: داره
ققنوس: هری هم وسط سرسرا بلند نمی شد به آمبریج یا اسنیپ فحش بده
ققنوس: اما تو تالارشون می تونستن کاغذی بذارن که داد بزنه و به آمبریج فحش بده
ققنوس: فضای تالار خصوصی زمین تا آسمون با جاهای غیر خصوصی فرق میکنه


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب بحثو میذاریم جای دیگه
ارباب لرد ولدمورت کبیر: حرفاتو ادامه بده!
ققنوس: ریون گروه خوبی بود
ققنوس: ایفای نقشم سایت خوب بود
ققنوس: اما اول ایفای نقش خراب شد بعد تالار ریون و بعد هم دوستی ها


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب خواستی ایفای نقش سایتو بهتر کنی....شدی وزیر
ارباب لرد ولدمورت کبیر: سر دسترسیها مشکل پیش اومد
ارباب لرد ولدمورت کبیر: آغاز جنجال!
ققنوس: نه دسترسی بحثی نبود
ققنوس: بحث حمایت قاطع مدیرا بود
ققنوس: که اون اول خوب پیش می رفت هیچ مدیری کاری به کار وزارت نداشت


ارباب لرد ولدمورت کبیر: کلا توضیح بده من دیگه سئوال نمیپرسم!
ققنوس: من مشکلاتم رو به کوییرل می گفتم
ققنوس: و تو هم حمایت می کردی
ققنوس: یادمه تو بهترین عضو تازه وارد عده ای اومدن به علی رای دادن
ققنوس: و من پستاشون رو پاک کردم
ققنوس: و بحثی تو نحوه برخرود پیش اومد که برای اولین بار من که خودم پست پاک کرده بودم ساکت ترین فرد دعوا بودم
ققنوس: چون ولدی اومد جای من حمایت کرد
ققنوس: متاسفانه کاربرهای سایت عجولن و فکر می کنن خودشون می تونن بهترین فکر رو کنن خیلی هاشون هم نمی دونم چرا از وزارت شاکی بودن چون فکر می کردن می خواستم من تالار های خصوصی رو کم رنگ تر کنم
ققنوس: متاسفانه بحث امتیاز دهی
ققنوس: خیلی چیزا رو بهم زد
ققنوس: افراد موافق این بحث با دیدن رنک خودشون
ققنوس: مخالف این قضیه شدن
ققنوس: و این دقیقا یعنی اینکه فکر می کردن خودشون جادوگرن
ققنوس: و بعد از دیدن رنک دعوا شروع شد
ققنوس: که مدیرا هم تو این قضیه بیشتر علم دار بودن
ققنوس: اگه بیل ویزلی تالارشون رو به آرامش دعوت می کرد و می گفت من با ققی صحبت می کنم بهتره یا می گفت برین اعتراض کنین برین دعوا کنین
ققنوس: 100%
ققنوس: اگه صحبت می کرد
ققنوس: ولی متاسفانه اینطور نبود
ققنوس: و بیشتر اعضای گیریف رو ترغیب به اعتراض کرد
ققنوس: بحث اسلی بود که هنوز من وزیر نشده بودم و اختیاری نداشتم
ققنوس: 20 شهریور به فکر فعالیت مخفیانه بودن که از فعالیت توایفای نقش کم کنن و تو تالار بیشتر فعالیت کنن که مثلا چشم من در اد


ارباب لرد ولدمورت کبیر: من میدونم تو و بیل با هم مشکل داشتید و دارید
ققنوس: بله
ققنوس: و خوب بیل سر انتخابات تو رول کاری کرد و ما تو رول جواب دادیم که متاسفانه جواب ما در رول خیلی شدید بود
ققنوس: و دست پنهان عدالت مارو از ایفای نقش شوت کرد بیرون
ققنوس: اما خوب گفتم نه فقط بیل دیگر مدیرا هم اتفاق های گذشته رو فراموش نکردن
ققنوس: عده ای شون البته


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب
ارباب لرد ولدمورت کبیر: برسیم به بحث استعفایی که دادی و سپس اعتراضاتی که سر ویرایش مدیران بلند شد و کمتر شدن فعالیتت
ققنوس: استعفا که خیلی طبیعی بود فکر کنم تنها موافق من ،گروه ریون بود و تک و توک در گروه های دیگه. شایدم ریونی ها به وضع وزارت اعتراض داشتن ولی به خاطر دوستی هیچی نمی گفتن


ارباب لرد ولدمورت کبیر: حتی بحث شدیدی بین من و تو هم درگرفت
ققنوس: می گم دیدن رنک های خیلی ها رو آزار داد
ققنوس: از جمله خودت که سر رنک معاونت درگیر شدیم


ارباب لرد ولدمورت کبیر: پینوشت:دراون مورد من نظرمو دادم!
ققنوس: می گم مشکل با مدیرا اسلی ها گیرفی ها و بچه های ایفای نقش کم نبود
ققنوس: خلاصه من استعفا دادم و گفتم در شرایطی بر می گردم که مدیرا به عنوان مدیر و به صورت سمبلیک از من حمایت کنن
ققنوس: یعنی یه جوری جلوی کاربرا رو برای اعتراض های الکی بگیرن
ققنوس: بذارن کار تموم شد
ققنوس: اگه بد شد گفتم خودم جواب میدم
ققنوس: خوب هم شد نوش جون جادوگران
ققنوس: خلاصه این در خواست منم باب میل مدیران نبود
ققنوس: و خلاصه استعفا من قطعی شد
ققنوس: بعدشم بحث ویرایش پست های تالار ما توسط مدیران شد
ققنوس: سر زدن های عجیب غریب که
ققنوس: از همه تالار ما خبر داشتن و می گفتن به طور اتفاقی خوندن
ققنوس: همه جای تالار ا به طور اتفاقی مورد بررسی دقیق قرار گرفته بود


ارباب لرد ولدمورت کبیر: تلپ بودن بنده در تالار شما
ققنوس: بله
ققنوس: اون مربوط به تابستون بود
ققنوس: من از ورود شما به تالار عکس دارم

ققنوس: خلاصه
ققنوس: بعد استعفا هم
ققنوس: جایی برای فعالیت برای من نبود
ققنوس: جایی که راحت باشم
ققنوس: نه رول و نه تالار
ققنوس: یعنی پایان فعالیت


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب بگذریم
ارباب لرد ولدمورت کبیر: به جز رول جاهای دیگه سایتو چطور میبینی؟
ارباب لرد ولدمورت کبیر: مقالات اخبار..گالری
ققنوس: قسمت اخبار عالیه مقالات هم بد نیست ولی میتونه بهتر باشه
ققنوس: گالری هم نمی رم
ققنوس: باور کن من هنوز فیلم چهار رو کامل ندیدم
ققنوس: چه برسه برم گالری
ققنوس:


ارباب لرد ولدمورت کبیر: خب حرف آخرت؟
ققنوس: در هر صورت سایت جادوگران بهترین سایت هر پاتریه که کم سایتی فکر کنم از پسش بر بیاد
ققنوس: خوبه در کل
ققنوس: حرف آخر:فقط سرژ تانکیان فقط حذب
ققنوس:


ارباب لرد ولدمورت کبیر: این پیام آخرت در مصاحبه زده نمیشه!!!
ارباب لرد ولدمورت کبیر:

قبلی « مصاحبه با سرژ تانکیان مصاحبه با مونالیزا » بعدی
API: RSS | RDF | ATOM
جادوگران®
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.