هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: نقد ادبی، تجزيه و تحليل

مستند هری پاتر


دنیای خیالی جی کی رولینگ
هری پاتر جی کی رولینگ
*این برنامه با نام مستند هری پاتر در تاریخ 1386/9/5 از شبکه دوم سیما پخش شد. شما می توانید فایل صوتی این برنامه را از قسمت دریافت فایل، دانلود کنید... با تشکر از استرجس پادمور بابت ضبط و بازخوانی این برنامه

 

من هیچگاه درباره نوشتن برای کودکان فکر نکرده ام این کتاب کودکان بود که مرا انتخاب کرد (جی کی رولینگ)

نویسندگان و داستانسرایان به عنوان یکی از تاثیر گذارترین اقشار جامعه جایگاه ویژه ای را در هر خانه و درون هر انسانی برای خود کسب کرده اند. طبع لطیف و روح وسیع انسانها علاقه زیادی به غرق شدن در رویاهای دور و دراز دارد و از شنیدن داستان لذت می برد. خیال پدیده ای است ک از یک منشع متعالی سرچشمه میگیرد و یکی از موهبت های بزرگ الهیست که قدرت پرواز در دنیاهای خیالی و غیر زمینی را به انسان می دهد. رویا با زبان تصویر و نماد از ژرفای جهان نهفته در درون ما خبر می دهد. ما انسانها برای تکامل و رشد تواناییهای خود به رویا و خیال نیازمندیم شاهد این ادعا نقاشیهای دیواری در غارهای ماقبل تاریخ است گویا آن انسانها نیز آرزو داشتند تا ابعداد خیالی اذهان خود را بصورت تصویر رسم کنند و از دیدن آن لذت ببرند.

امروزه شیوه بیان داستانهای خیالی دستخوش تغییرات فراوانی شده و  متوسل با پیشرفت صنعت و تکنولوژی هنر بدیع قصه گویی نیز از دگرگونی بدور نمانده استپدیده سینما و تلویزیون ابزار قدرتمندیست که می تواند رویاها و داستانهای خیالی ما را به تصویر بکشد و هر قصه و یا داستان کودکانه را از درون کتابها بیرون بکشد که در برابر چشمان مشتاق آنها دنیاهای جدید پدید آورد.جهان خیالی جی کی رولینگ چنین دنیاییست .
رولینگ از جمله داستان نویسانیست که با استفاده از جذابیت رویا برای انسانها و به سبب خلق اثر کاملا خیالی هری پاتر به شهرت فراوانی دست یافت. فکر خلق هری پاتر در کوپه یک قطار به سال 1990 به ذهن رولینگ خطور کرد و به مدت پنج سال طول کشید تا او بتواند جلد اول کتاب خود را به اتمام برساند و پس از انتشار به فروش چشمگیری دست یافت به همین دلیل در سال 1999 جلد دوم و سوم مجموعه هری پاتر به چاپ رسید و در فاصله کوتاهی پس از چاپ این دو جلد قسمت چهارم هری پاتر منتشر شد و با فروشی که تا آن تاریخ بی سابقه بود زمینه را برای چاپ جلد پنجم مهیا نمود. جلد پنجم کتاب رکورد فروش قبلی را شکست و در چاپ اول خود حدود هفت میلیون جلد را روانه خانه های علاقمندان داستانهای هری پاتر کرد. این مجموعه به 61 زبان دنیا ترجمه و در اکثر کشورهای جهان منتشر شده است. تا کنون بیش از دویست و پنجاه میلیون جلد از این کتابها به فروش رفته است. مجموعه هری پاتر جایزه بهترین کتاب کودک و جایزه برام استوکر را برای خانم رولینگ به ارمغان آورده است.

این شهرت جهانی کمپانی فیلم سازی هالیوود را در ساختن فیلم بر اساس این داستانها مصمم کرد. تاکنون سه قسمت از داستانهای هری پاتر با نامهای هری پاتر و سنگ جادو، هری پاتر و تالار اسرار و هری پاتر و زندانی آزکابان بصورت فیلم به نمایش در آمده است. علی رغم چنین ترویج نسبی قوت فیلمها در برابر متن کتاب، دو فیلم اول هری پاتر با فروش یک میلیاردو هشتصد میلیون دلار عنوان دومین فیلم پرفروش دنیا را به خود اختصاص داده است. جذابیت این داستانها به حدی است که لباسهای هنر پیشگان این مجموعه و حتی کتابهای درسی هری پاتر که به معرفی حیوانات و ابزار کنونی بکار رفته در هاگوارتز می پردازد در بین کودکان و نوجوانان طرفداران فراوانی پیدا کرده حتی بسیاری از آنها برای آموختن فنون جادوگری و یادگیری تعالیم مدرسه هاگوارتز اعلام آمادگی کرده اند. امروزه کودکان چهره واقعی جهان و ارزش های موجود در آن را از منابع گوناگون می آموزند.

یکی از ابزارهای موثر و کاربردی در این راستا صنعت سرگرمی است اما به وضوح مشخص است که این صنعت کودکان را با جهانی سحر آمیز آشنا می کند دنیایی که در آن حرفهای واقعیت و خیال در هم شکسته شده و هیچ قاعده قابل استنادی برای در هم تنیدگی این دو جهان وجود ندارد. این که چرا علاقه به رویا و شیفتگی در برابر دنیاهای خیالی تا این حد در بین کودکان و نوجوانان افزایش یافته مجال بیشتری را برای بحث می طلبد. ما در این مجموعه بر آنیم تا اندازه ای شما را با اهداف تهیه کنندگان و پدیدآورندگان چنین آثاری آشنا کنیم و قضاوت درباره خوب یا بد بودن آن را بر عهده عقل سلیم و ذهن خلاق شما بگذاریم.

بر کسی پوشیده نیست که در قرن حاضر گرایش به معنویت و دین خواهی مجددا در میان جوامع غربی به خصوص نسل جهان رو به گسترش است. شاید همین رشد روز افزون دین خواهی در بین مردم سبب شده که سینما و تلویزیون نگاه ویژه ای درست در مقابل موج انبوه جستجوگران دین به این مقوله داشته باشند. سینما با بهره گیری از ابزار توانمند تصویری خود بر آن شده تا دین را آنگونه که منطبق بر اهداف سازندگان و کمپانی های صهیونیستیست تحلیل و ارائه کند. به عبارتی در پاسخ به سیل عظیم ذهنهای پرسشگر قبلی در مورد حقیقت پروردگار و خلقت بشر چاره ای ندارد جز آنکه این اذهان جستجوگر را در درون جادوی بی نظیر و قدرتمند خود کند و با ارائه آئین های خیالی و ترویج خرافه این انسانهای بار دیگر بیدار شده از خواب غفلت را از مسیر واقعی و مستقیم دین خواهی و علاقه به معنویت منحرف سازد البته ناگفته نماند که در بین همین کمپانیهای ذکر شده فیلمسازان و  هنرمندانی نیز هستند که صادقانه و با تمام توان خود سعی میکنند حقایق را آنگونه که هستند به تصویر بکشند. با توجه به آنچه که گفته شد موج خلق فیلمهای خیالی به حدی در غرب گسترش یافته که میتوان از آن به نوعی اعلام جنگ در مقابل رشد دین خواهی و بازگشت به معنویت یاد کرد. این فیلمها در روز به تعداد بی شماری روانه بازار می شوند و در اختیار افکار پاک بشری قرار می گیرند به قدری تاثیر گذار  و جذابند که به سختی می توان از دام مکر و تحقیرشان گریخت. سرشار از اوهام و خیالات که مرحله حقیقت و رویا را شکفته اند و مشکل میتوان غیر واقعی بودن آنها را لمس کرد. فیلمهایی مانند افسانه مرلین، سه گانه ارباب حلقه ها و در این اواخر مجموعه پروفروش و خیالی هری پاتر .

دنیای خیالی و انتزاعی هری پاتر به مدد خلق تصاویر سرگرم کننده و جذاب در دنیای کاملا فانتزی و بهره گیری از جلوه های ویژه توانسته بیننده را در بین تصاویر خود میخکوب کند البته داستانای مجموعه هری پاتر می توانند لذت بخش باشند و ارزش خواندن و دیدن را داشته باشند اما باید توجه داشت که نباید فواید رایج و صحیح در دنیا را زیر پا نهاد بلکه باید با ایمنی و هشیاری موارد را پی گیری نمود.

انسان مخلوق خدوند است و استعدادهایی در وجودش به ودیعه نهاده شده تا بازتابی از قدرت و اراده آفریدگار باشد. یکی از هدایای خداوندی همان خلق مجدد و یا شکل گرفتن عوالم دیگر توسط انسان است که ساکنان آن را مردمان و موجودات خیالی تشکیل می دهند و محیط افسانه وار و شگفت انگیز برای اجری نمایش های حیرت آور و خیالی.

اگر ما به آنچه در این دنیاها وجود دارد به چشم یک شگفتی بنگریم آنگاه قادر خواهیم بود در برابر منبع تمامی این شگفتیها نیز سر تعظیم فرود آوریم.اما در مجموعه هری پاتر یکی از واضح ترین نکات موجود تاکید بر بی نیازی انسان از سرچشمه لایضال الهی و اتکاء محض به خود است به گونه ای که در هیچ یک از قسمتهای این مجموعه اشاره ای حتی کوتاه به وجود خداوند و یا مدد جستن از او و بهره گیری از تعالیم روشنگرانه پیامبران برای یافتن راه درست وجود ندارد. در عین حال تلاش شده تا گفته شود که انسان به تنهایی و بدون کمک گرفتن از خالق هستی و ماورا الطبیعه هم توانایی تصرف در تمام امور را دارد و این اراده و تواناییهای اوست که امور را پیش میبرد نه خداوند.

مجموعه هری پاتر همانند کتب مذهبی از دنیای معنوی برای کودکان سخن می گوید اما دنیایی که قدرت خود را از خدای واحد نمیگیرد. خدای دنیای خیالی رولینگ ترکیبی از خدایان گوناگون است. خدایان کوچک و بزرگی که هر کدام منشع اثر در برخی امورند. خدایان دنیای خیالی رولینگ همان جادوگران و عناصر موجود در مجموعه هستند که به فراخوان جایگاهشان در داستان توانایی انجام برخی امور را دارند. مانند استاد غلبه بر تاریکی، استاد غیب گویی، استاد دفاع در برابر جادوی سیاه و دامبلدور رئیس جادوگران خوب و هزاران خدای کوچک دیگر. گویی انسان تنها محور موجود در این عالم و منشا تمام امور است و اراده اوست که حاکم بر جریان زندگیست.

در این مجموعه جای تعالیم هدایت گر پیامبران برای نجات بشریت را علوم و فنون جادوگری و جای انواع جلوه گر کتب آسمانی را انواع کتابهای عجیب و غریب نیمه زنده جادوگری گرفته است. همچنین تاکید می شود که بالاترین راه برای نجات انسان فرا گرفتن این فنون است. تمام اشیا و امور موجود در این مجموعه هویت خود را از دست داده و در اختیار جادوگران و افسونگران بزرگ و کوچک قرار گرفته است. آنها قادرند بنا بر نیاز خود در تمام اشیا و امور تصرف کرده، آنها را تغییر دهند یا از میان بردارند. همانگونه که گفته شد این اراده انسان است که امور را در تصرف خود دارد و می تواند با بر هم زدن قوانین علت و معلولی امور را آنگونه که خود می خواهد تغییر دهد.

در هری پاتر و زندانی آزکابان میبینید که هری و هرمیون به مدد ساعت زمان هرمیون و راهنمایی های دامبلدور با بازگشت به گذشته و دستکاری برخی حوادث در آن و با نجات پرنده چهار پا و بلک مسیر حوادث را عوض می کنند. آنها نمیتوانند به آینده سفر کنند و ظاهرا در آن تغییری به وجود آورند اما با ایجاد تغییری در گذشته و امتداد آن در زمان حال سیری در آینده نیز دستخوش دگرگونی می شود زیرا این امروز و دیروز است که فردا را می سازد پس تحول در حال و گذشته می تواند آینده را تغییر دهد. هری و هرمیون از کیفیت این تاثیرات و تغییرات بی خبرند اما در واقع خودشان سبب پدید آمدن این دگرگونی ها می شوند. همچنین هری پاتر هنگامیکه به عقب باز میگرد درمی یابد که مصدر انجام تمام امور خود اوست نه قدرت مافوق بشریت. صحنه بازگشت هری و هرمیون به گذشته و نجات بلک و هری در حالیکه هری می پنداشته این پدر او بوده که آنها را از دست دیوانه سازها نجات داده لیکن پس از بازگشت به گذشته و مرور حوادث آن در می یابند که این قدرت خود او بوده که نجاتش داده نه نیروی پدرش.

در هیچ یک از قسمت های این مجموعه خیالی اشاره ای حتی گذرا به دعا، نیایش، توسل و توکل به منبع نورانی پرودگار عالم و جایگاه آن در بدست آوردن نعمتهای الهی و خواسته های بشری نشده در  عین حال ترویج  شده که هیچ مافوق انسانی وجود ندارد که شایسته عبادت باشد و این تنها استادان بلند مرتبه ی جادوگریند که باید مورد احترام و تکوین قرار گیرند. حتی در قسمت اول داستانهای هری پاتر سعی شده دامبلدور به نوعی فردی روحانی معرفی شود که احیانا از غیب نیز خبر دارد و نیروی تاریکی یا همان لرد ولدمورت از او می ترسد. هنگامی که هری از حضور ولدمورت با خبر می شود و می فهمد که او می خواهد سنگ جادو را بدست آورد، می ترسد که مبادا پس از بدست آوردن قدرت بسراغ هری بیاید و او را بکشد که هرمیون به هری می گوید ولدمورت از دامبلدور می ترسد تا او هست نباید بترسی و یا هاگرید که به هری می گوید هاگوارتز امنترین مکان دنیاست.

همه عناصر این مجموعه دست به دست یکدیگر داده اند و هری را حمایت میکنند. این عناصر بدون تقاضا و یا انتظار هری در لحظات حساس پا به میدان می گذارند و به کمک او می آیند. آمدن ماشین پرنده پدر رون ویزلی به جنگل ممنوعه برای نجات هری و رون از دست عنکبوتهای گوشتخوار، آمدن ققنوس دامبلدور یا همان فوکس هنگام حمله باسیلیسک و در آورده شدن چشم های این مار عظیم الجثه که مهلک ترین نیروی اوست توسط فوکس، ظاهر شدن شمشیر گریفیندور در هنگام نبرد با باسیلیسک از درون کلاه فکری و بهبود یافتن زخم عمیق هری توسط اشک ققنوس که در واقع او را از مرگ نجات می دهد. همه این نیروهای غیر ارادی و غیر ماورا الطبیعتی بدون تقاضا و یا دعا کردن به کمک هری می آیند و او حتی از وجود بعضی از آنها تا وقتی به کمکش می آیند خبر ندارد.

در مجموعه هری پاتر ظرفیت های فراوانی برای توکل به خداوند و طلب شفا و موفقیت وجود دارد اما آنها تنها با اتکا به نیروهای جادویی خودشان سعی می کنند مشکلاتشان را حل کنند. در هری پاتر و حفره اسرار بیمارانی که توسط هیولای حفره مورد حمله قرار گرفته و خشک شده اند با معجون گیاهان جادویی که نیمی گیاه و نیمی جاندار هستند درمان می شوند و شفا میابند و یا در هری پاتر و زندانی آزکابان دانش آموزان برای راندن و از بین بردن دیوانه سازها به جای دعا و توکل به خداوند که مافوق همه قدرت هاست سعی می کند خاطره خوشی را بیاد بیاورد.

در دنیای خیالی رولینگ تمام امور و اتفاقات موجود کاملا تصادفی و ناگهانی بوده و جادوگران یا موجودات برتر در مقابل این حوادث بصورت کاملا اتفاقی قرار میگیرند و در عین حال با وجود عدم آگاهی به توانایی های خود با این حوادث روبرو می شوند و عکس العمل های نجات بخشی را نیز از خود بروز می دهند بدون اینکه حتی بدانند آیا قدرت انجام آن کارها را دارند یا خیر.

در این مجموعه با تاکید بر اینکه ماورا الطبیعتی وجود ندارد و هر چه هست محدوده موجود و قابل حس و تجربه است و آنچه قابل حس و تجربه نیست پس وجود ندارد، نیست و قابل اندیشیدن نیست خط بطلانی به تفکر و تعقل در امور هستی کشیده می شود و ازعان می دارد که بهره گیری از عقل کاری عبث و بیهوده است و این آگاهی های انسان نیست که او را نجات می دهد بلکه توانایی های اوست که باعث ماندگاری او می شود. در حقیقت این توانایی تمرکز است که عامل تسلت به ماورا الطبیعت است نه چیز دیگری و با آن می توان بر زمان و مکان و قدرت های مافوق بشری حائق شد و آنها را نیز از پای در آورد.

در این مجموعه میبینید که بعضی از نیروهای درونی هری را مجبور به انجام کارهایی می کنند که منجر به پیروزی او بر مهلکترین خطرها می شود و این در حالیست که او بدون تفکر دست به چنین کارهایی می زند و از عاقبتش هم بی خبر است. مانند فرو کردن نیش یکی از دندانهای باسیلیسک بدون تفکر و درنگ در دفتر خاطرات تام ریدل.

وجه اوهام و رواج دادن آن در ماجراهای داستان یکی از نکات قابل بحث در این مجموعه است. قدرت جادویی یک سنگ و تاثیر آن بر انسانها در بدست آوردن قدرت، وجود موجودات عجیب الخلقه که حافظ و نگهبان این سنگ جادویی اند، شکسته شدن مرز بین حقیقت و خیالند بگونه ای که دیگر نمی توان بین آنها تمایزی قائل شد مانند لحظه ی در هری پاتر و سنگ جادو که هری با دامبلدور درباره فطرت و ماهیت آینه سخن می گوید و دامبلدور به هری تذکر می دهد که آینه نه معرفتی دارد و نه حقیقتی و فقط خوشبخترین انسانها می توانند جلوی آینه بایستند و خود را در آن ببینند و آینه آرزوهای هر فرد را به او نشان دهد این همان کارکرد خیال است یا نیروهای دست نیافتنی که در آن هویت می یابد .

داستانهای هری پاتر سرشار از شگفتی و سرخوشی، برگرفته از قدرت تخیل هستند که تنها تعداد اندکی از مخاطبان از افسون آن در امان می مانند. در داستانهای هری پاتر مهره های سخنگوی شطرنج درباره بهترین حرکات بعدی با بازیگران بحث می کنند. اسباب بازی ها و وسایل هوشمند به تعداد کافی وجود دارند. حیوانات اساطیری مدام در صحنه در حال آمد و شد هستند. جغدها نامه می رسانند. یک غول دوست داشتنی تخمی به دست می آورد که تبدیل به اژدها می شود. روز عید کریسمس کسی دعا و نیایش نمی خواند و فقط ارواح بزرگ و کوچکی به صورت دسته جمعی در میان دانش آموزان حرکت می کنند و در حالیکه کتابی به دست دارند سرود می خوانند که دعا کردن در کلیسا را تداعی می کند.

دنیای ساحرانه ی رولینگ ذاتا و عملا اسرار آمیز است. این دنیا مقدسات را خنثی می کند و در عوض با رویکردی خاص مفاهیم عمیق ناهنجار و مخرب دنیای واقعی را طبیعی و عادی جلوه می دهد. در این مجموعه پدیده عظیم مرگ به گونه ای تغییر داده شده است که در تضادی واضح با تعلیمات دینی و اعتقاد به مرگ در ادیان الهی است. مرگ قطعی وجود ندارد و آنچه در این مجموعه از آن به عنوان از بین برنده موجودات یاد شده بوسه دیوانه سازهاست. اگر دیوانه سازها به کسی بوسه بزنند روح او از طریق دهانش خارج می شود اما او نمی میرد بلکه زنده است و فقط جسم او مانند شیئی توخالی و  سرد حرکت می کند در حالیکه روح خاطره و هویت ندارد.

جهان جادویی رولینگ جدا و مجزا از جهان ما نیست بلکه جزئی از آن است. در مجموعه هری پاتر وزیر جادوگری با نخست وزیر انگلستان دیدار می کند. هری و دوستانش بین دنیای واقعی و مدرسه هاگوارتز و دنیای جادویی پیوسته در حال رفت و آمدند از این رو دنیای باورنکردنی رولینگ عالمی مجزا و غیر واقعی نیست بلکه قسمتی از همین جهان حقیقی است. داستان در لندن امروز و کشور انگلستان رخ می دهد. جادوگران و ساحره ها کسانی هستند که با دانش مرموز، مخفیانه از چشم مردم عادی پنهان می مانند. دانش آموزان و اساتید مدرسه هاگوارتز  شبیه شخصیتهایی هستند که هرکس می تواند در هر مدرسه شبانه روزی بریتانیا آنها را ببیند. تنها تفاوت موجود میان آنها در نیروهای خارق العاده  و فعالیت های عجیبشان نهفته است.

برخی مانند هری دوست داشتنی است و برخی هم مغرور مانند مالفوی. این همان دنیای ماست با این تفاوت که نیروهای فرا طبیعی در آن به عنوان استعدادهای انسانی تعریف شده اند که برای بکار گرفته شدن در مجرای گروهی خود تنها نیازمند به آموزش صحیح هستند. زندگی در دنیای جادوگران همزمان با دنیای ماگلها در منظر است ولی این دنیا به قدری افسون شده که مردم عادی نسبت به وجود آن قافلند.

یکی از مهمترین مقوله های مطرح شده در این فیلم مبحث شیطان و نیروهای شر است که حضور آن در تمام مجموعه به وضوح مشاهده می شود. برای روشن تر شدن این مبحث لازم است که توضیحات مختصری در باب راهیابی کلمه شیطان به عالم سینما داده شود. سینما از آغاز پیدایش خود تا کنون از وجود نیروهای شر که شیطان نیز از مظاهر اوست برای ایجاد کنش تقابل در فیلم ها سود برده است زیرا بدون وجود تضاد و مبارزه در فیلم ها دیگر حیاتی برای فیلم ها باقی نمی ماند. مانند خلق هیولاها، آدم های بد، حیوانات وحشی عظیم الجثه، دایناسورها، موجودات فضایی دیوانه و مواردی از این دست. اما آنچه در این فصل مد نظر است مفهوم شیطان و وجود مشخصه اوست. واژه شیطان به معنای دور شده یا رانده شده از درگاه خداوند است. شیطان قدرتیست نابکار و بسیار بدکردار که به هر موجود گستاخ و سرکشی قابل اطلاق است. او  مظهر خوفس و شرارت است که موجب گمراهی  و شرک و غرور  نوع بشر می گردد. در کتاب مقدس مسیحیان شیطان را هلاک کننده و  فرشته جهنم میخوانند که با الحاقی مانند ویرانگر، فریبنده و خصم یاد میبرند. او را پیشوای خباثت و ضد تقدس و عدالت می دانند که وجودش سرشار از تکبر و حیله و مکر است و دشمن خداست. در قرآن کریم نیز شیطان بزرگترین نماینده شر و بدی و نافرمانی به پرودگار خویش است. در این کتاب شریف به کرات به صفات شیطان و فریبکاری های او اشاره شده و همواره انسان را از پیروی از او برحضر کرده است.

با توجه به موارد ذکر شده مشخص می شود که این واژه در تمام ادیان الهی مورد نکوهش قرار گرفته و به  پیروی از آن هشدار داده شده و این یک حقیقت انکار ناپذیر است که هر زمان دین یک گام عقب نشینی کرده غالبا اعتقاد به خرافه و توهم ده ها گام پیشروی کرده و به سبب، رواج اعتقادات خرافی نیز به یکی از بزرگترین لشکر های است که پایه های هر اعتقاد و حکومتی را متزلزل میکند به اوج رسیده.

انسان عصر حاضر که غرق در مظاهر تکنولوژی و پیشرفت است روزبروز  از دین دورتر شده و برای ارضای نفس خداجوی خود به آغوش خرافه پرستی و اوهام پناه آورده است. پر واضح است که شیطان پرستی یکی از مظاهر همین سردرگمی هاست. به عبارتی جوامع غربی که مظهر تمدن جدیدند بر ستونی از خرافه و ترس بنا شده اند تا شیطان در آن سکنی گزیند و سینما به عنوان مهمترین مروج فرقه الحاقی شیطان پرستی توانسته با تمام ابزار قدرتمندش در این میدان پیش قدم باشد.

تاثیرات فرهنگی رسانه هایی نظیر فیلم، تلویزیون، موسیقی و کتاب نقش بسیار بزرگی در کاستن از سطح آمادگی معنوی مردم ایفا میکند به گونه ای که شیوع جادوگری و شیطان پرستی و روح گرایی در غرب باور کردن امر خلقت در  مسیحیت از  غیبگویی و جادوگری به عنوان نوعی بت پرستی یاد شد. در کتاب مقدس اذعان شده که جادوگری یکی از متعارف ترین ابزار شیطان برای غافل کردن انسان از خود است و جادو و افسونگری مستقیم و یا باواسطه آئینی شیطانی است. این گونه کارها به صراحط با آمیزه های دینی یهود  و مسیحیت در تناقض است. مطابق یک اعتقاد خرافی شیطان محکومی اهریمنی است که با قدرتی مخوف و ویرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم میکند و با کمک پیروانش نسل آدمی را در معرض نابودی قرار می دهد. در آن گروه از آثار سینمایی که شیطان را از این منظر به تصویر کشیده اند انسان موجودی بی پناه است که به چنگال شیطان اسیر شده و هیچ امدادی از جانب پروردگار به او نمی رسد لاجرم آدمی درنبرد نابرابر با شیطان یکه و تنهاست. در این میدان اراده خود او یا انسان های دیگر تنها سرمایه ایست که می توان به آن امیدوار بود. در فیلم های کلاسیک شیطان بر اساس تقدیری ازلی در زمانی معین از زندان دوردستی خود رها می شود و برای انتقام گرفتن از نسل بشر معمولا در کالبد یک انسان هلول می کند و گاهی هم کودکان معصوم و خردسال را به عنوان میهمان خود بر می گزیند و آنان را به انجام اعمال شیطانی وا می دارد. بر اساس این اعتقاد خرافی شیطان برای انجام شرارت محتاج کالبد آدمی است و هرگاه انسان میزبان کشته شود و بصورت داوطلبانه خودکشی کند شیطان جسم انسانی خود را از دست خواهد داد و ناگزیر دست او از آزار آدمیان کوتاه خواهد شد. این باور خرافی دستمایه آثار سینمایی متعددی قرار گرفته که فیلم هایی نظیر جن گیر، طالع نحس و خون آشام از آن جمله اند. اعتقاد به این دیدگاه سبب می شود که انسانها انجام گناه را امری جبری و غیر اختیاری به حساب آورند که اندیشه ای غلط است. در مجموعه هری پاتر ولدمورت در کالبد استاد مدرسه هاگوارتز پروفسور کوییرل زندگی می کند. در هری پاتر و حفره اسرار از وجود جینی برای انجام اعمال خود بهره می گیرد. ولدمورت در هری پاتر و جام آتش با استفاده از خون هری و گوشت بدن جادوگران مجددا باز میگردد و وجودی جسمانی برای خود می سازد.

در دنیای جادویی رولینگ به بچه ها آموزش داده می شود در نیروهای تعریف نشده دستکاری کنند و آنان را در اختیار خود گیرند. مبنای وجودی دنیای خیالی سحر و جادو در این مجموعه صرفا جهت دسترسی به قدرت و دانش پنهان است و این اشاره ایست به همان آئینی که برای تضعیف دین مسیحیت پا به عرصه وجود گذاشته و در این مجموعه بطور کامل قابل مشاهده است مانند پررنگتر بودن جشن هالوین در مقابل جشن کریسمس و نظایر آنها.

با رواج اینگونه فیلم ها و نمایش آنها در تلویزیون گرایش به آئینهای خرافی و شیطان پرستی و علاقه به جادو و جادوگری بطور روز افزون در غرب در حال گسترش است به گونه ای که پس از پخش و انتشار مجموعه هری پاتر در غرب، گرایش به جادو و جادوگری به شدت رواج پیدا کرده اند.

در این مجموعه با ترفندی ظریف سعی شده جای نیروهای شر و اهریمنی و نیروهای خوبی عوض شود بصورتی که حتی این ضد ارزش ها در غالب ارزش پسندیده و نیکو در آمده و مورد احترام قرار گیرد. در این مجموعه به سختی می توان تمایزی بین خوبی و بدی قائل شد. جادوگری امری اخلاقی و پسندیده به کودکان معرفی می شود. همانگونه که ذکر شد مطابق تعالیم مسیحیت جادو و سحر یکی از ابزارهای شیطانیست و جادوگری عملی شیطانی به حساب می آید.

در دنیای هری پاتر ما شاهد نبرد دائمی خیر و شر هستیم. خانم رولیتگ تعریف جدیدی از خیر و شر ارائه نموده است. تمامی افراد در هری پاتر از ابزار جادوگری بهره می گیرند به بیان ساده تر خیر از زبان شیطان معرفی می شود. حیف موضوع زشت و اهریمنی به قدری جالب و جذاب معرفی می شود که اصلا نمی توان نسبت به شیطانی بودن آن تردید براه داد.

هری پاتر در برابر ولدمورت، که همان شیطان و نماینده نیروهای شر در فیلم است با فرود بردن از همان نیروهای ارباب تاریکی پیروز می شود. رولینگ پیروزی قهرمانان داستان خود را بر شیطان به عنوان ثمره آگاهی و نیروهای پنهانی ذکر می کند. در مجموعه هری پاتر شخصیتها دست به کارهایی می زنند که در عالم واقعی به اختصار روح و چیرگی ذهن و به ذلت کشاندن فاعل آن منتهی می شود.

خانم رولینگ با بهره جویی از مفهوم دگرگون شده شیطان در داستانش و بکار گیری نمادهای سمبلیک و اساطیری در آن و با خلق لحظات خیره کننده و لذت بخش، توانسته اثرات بلند مدتی را در اذهان کودکان به جا بگذارد. آنچه را که ما نماد می دانیم اصطلاح اسم و یا تصویری آشنا در زندگی روزمره است که افزون بر مفهوم آشکار و قرار دادی دارای معنای ویژه دیگری نیز هست نماد به طور ضمنی به چیزی مبهم، ناشناخته و پنهان اشاره میکند. هر چه درک علمی انسان رشد بیشتری پیدا می کند جهان ما از انسانیت فاصله بیشتری می گیرد. انسان حس می کند که در عرصه جهان تنها و منزویست زیرا از طبیعت فاصله گرفته است. از این رو انسان برای جبران این خسران عظیم به نمادهای رویایی یا سمبلیک روی می آورد.

نمادهایی که رولینگ در خلق اثرش از آنها مدد گرفته تا اثری تاثیر گذار را پدید آورد عبارتند از مار، جغد، تک شاخ، کلاه، گربه، اعداد، آینه و عناصر متعدد دیگر.

مار: مار و اژدها نمادی از جهان پیچیده است و مظهر مرگ و ویرانی. او چون پوست اندازی میکند به مفهوم زندگی و رستاخیر است و مار چنبره زده نمادی از تهدید، و چون ظاهر می شود و غیب می گردد مظهری از امور پیش بینی نشده. مار به واسطه ارتباطش با نیروهای جهان دیرین دشمن نیروهای روحانیست. این حیوان مظهر  زیرکی و حیله گریست و همچنین به معنای سرنوشت. مطابق عقیده یهودیان مار نماینده و نشانه بدی و وسوسه و گناه است و درعقیده مسیحیت مظهر شیطان. مظهر نیروهای شر درونی انسان است که باید بر آن غلبه شود. در فیلم هری پاتر، ولدمورت مظهر شر و تاریکیست و به زبان مارها صحبت می کند و افکار سیاه و پلید او در برخی قسمت ها خود را به مار غول پیکری تبدیل می کند و هری به واسطه نیرویی که ولدمورت در او به ودیعه  گذاشته ناخواسته توانایی تکلم با مارها را داراست همچنین نماد گروه اسلیترین که ولدمورت از آنها جداست مار است.

جغد: موجودی دو خصلته که هم پرنده خرد است و هم نماینده تاریکی محض. در اعتقادات مسیحی این حیوان نماد شیطان و نیروهای تاریکی و اخبار شوم است و همچنین نماد و نشانه یهودیانیست که مسیحی نشده اند. این حیوان در معانی نمادین خود یکی از عناصر بارز بکار رفته در فیلم هری پاتر است. البته بکارگیری فراوان جغد در این مجموعه این سوال را در اذهان بر می انگیزد که خانم رولینگ از معرفی این پرنده چه اهداف دیگری داشته است.

گربه:گربه نماد دیگریست که در این مجموعه به کرات به کار گرفته شده. این حیوان نماد نیروی متغییر خورشید و افزایش و کاهش ماه و عظمت شب است. در جادوگری این حیوان دوست و محرم جادوگران و ساحره هاست و گربه موجودیست که با ماورا الطبیعت و گروه شیاطین و اجنه در ارتباط است. در فیلم هری پاتر گربه معرف صورت دوم و چهره ی دگرگون زنان هاگوارتز و دنیای جادوگرهاست. مانند خانم پروفسور مک گونگال مسئول گروه گریفیندور در مدرسه، که هری پاتر عضوی از آن است.

اعداد یکی دیگر از مهمترین نماد های بکار رفته در این مجموعه است. از نخستین فرازهای تاریخ بشری علم اعداد با او عجین بوده. اعداد پدیده ای پر رمز و راز هستند به گونه ای قوانین حاکم بر آن ساخته بشر نیستند. یکی از قدیسان مسیحی سنت اکوستی اعداد را صورت مثالی هستی مطلق می داند. کارکرد اعداد در دین و بیان مفاهیم ماورایی در غالب اعداد از مضامین دیر آشنای پیروان تمام ادیان و در تاریخ یه شمار می رود. در کتاب عهد عتیق و درس آفرینش خداوند جهان را در شش روز می آفریند و روز هفتم را برای استراحت خود قرار می دهد به همین واسطه هفتمین روز مقدس شمرده می شود. در مجموعه هری پاتر به کرات از این نماد استفاده شده. به عنوان مثال عدد ده نماد موجود کامل و نماینده قانون است و عدد یازده تجاوز از قانون و به مفهوم گناه و مخاطره به کار گرفته شده و هری پاتر یازده ساله است و در جشن تولد یازده سالگیش توانمندی استفاده از نیروهای جادویی خویش را باز می یابد . او یازده ساله است و می تواند از مرزهای قانونی پا فراتر بگذارد و با توسل به اعمال و نیروهای فرا زمینی به تاریکی و پلیدی غلبه کند . بعضی از اعداد در تمام فرهنگ ها اعداد نحس به شمار می رود مانند عدد شش که عدد شیطان محسوب می شود و نشانه شیطان و وسوسه خلق است. عدد 666 رمزیست که نشانگر نیروهای اهریمنی و بصورت برعکس 999 خوانده می شود که در اساطیر  نُه عُدد نزول قدرت آسمانی و جهان است و شاید به همین دلیل در سال 1999 جهان منتظر رویداد عظیمی بود زیرا مطابق باور یهودیان و مسیحیان در پایان هر هزاره جهان منتظر ظهور منجیست و از سوی دیگر این عدد با نحوست و شومی همراه است. در هری پاتر نیکلاس فلامل دوست پروفسور دامبلدور و سازنده سنگ جادو سالی که سنگ را ساخته بوده سال 665 سالگی خود را جشن گرفته و در سالی که ماجرای هری پاتر در آن اتفاق می افتد و ولدمورت در پی بدست آوردن سنگ جادوست نیکلاس 666 ساله می شود و شاید این اشاره به عدد 666 در فیلم دلیل رویکرد ولدمورت مظهر تاریکی و شر، برای بدست آوردن قدرت شیطانی سنگ جادو باشد. شماره خزانه ای که ارثیه هری در آن نگهداری می شود 677 می باشد که مطابق است با 11 به علاوه 666 یعنی جمع عدد شیطان با سن هری پاتر که اشاره به غلبه هری پاتر به شیطان و نیروهای شیطانی موجود در فیلم دارد.

تک شاخ دیگر نماد بکار رفته در مجموعه هری پاتر است. به معنای عفت و پاکدامنی، خیر تام، فضیلت، قداست عقلانی و جسمانی، و فساد ناپذیری. تک شاخ مسیر آب را در می یابد و شاخ او زهر را در آب تطهیر می دهد و اثر آن را از بین می برد. در فیلم هری پاتر، ولدمورت برای بقا و حیات جسمانی خود تک شاخ ها را می کشد و با خون آنها به حیات خود ادامه می دهد به عبارتی شیطان به واسطه پایمال کردن پاکی، فضیلت و قداست عقلانی به حیات پلید خود ادامه می دهد. وقتی ولدمورت تک شاخ ها را در جنگل می کشد خون جیوه ای آنها بر روی زمین جاری می شود و این کارکرد دقیقا اشاره دارد به اتحاد کیمیاگران در تعریف نمادین تک شاخ.

کلاه به مفهوم اقتدار و قدرت بکار رفته. تا زمانیکه کلاه بر سر است در بردارنده اندیشه است به تعبیری کلاه یعنی دیدگاه و عقیده. کلاه فکری یا مخروطی کلاه رهایست و نماد آزادی. در مدرسه هاگوارتز تمام اساتید کلاه فکری بر سر دارند آن هم بیشتر اساتیدی که چهره مثبت از آنها ارائه شده همچنین کلاه سخنگوی مدرسه که وظیفه قضاوت و شخصیت شناسی دانش آموزان را بر عهده دارد و بر همین مبنا آنها را دسته بندی می کند. در قسمت دوم هری پاتر، کلاه توسط ققنوس دامبلدور برای تحویل شمشیر گروه گریفیندور پیش هری فرستاده می شود و هری به واسطه اینکه یه گریفیندوری واقعیست می تواند شمشیر گروه را از درون کلاه بیرون بکشد.

آینه نماد حقیقت، خود شناسی، خرد، فکر و جان است. آینه عالم انعکاس ماورا الطبیعت و عقل الهیست. سطح شفاف و درخشان آن حقییقت الهی و عقل اعلا است که در خورشید، ماه و ستارگان انعکاس یافته است. انعکاس در آینه یعنی جهان مادی و ظاهری، و همچنین معرفت انسان نسبت به خودش. در باور مسیحی آینه ی بدون گرد و غبار نیروی مرگبار است همچنانکه او را آینه عدالت نیز نامیده اند. آینه در هری پاتر نمادی از دنیای خیال است. در این مجموعه آنجا که دامبلدور درباره خصلت و ماهیت آینه با هری سخن می گوید می شنویم که به هری پاتر  تذکر می دهد آینه نه معرفتی دارد و نه حقیقتی و فقط خوشبخترین انسانها می توانند جلوی این آینه بایستند و خود را در آن ببینند و آینه آرزوهای هر فرد را به آن نشان می دهد این همان کارکرد خیال است که دامبلدور با نگاهی انتقادی از آن یاد می کند.

مجموعه هری پاتر به آدمی می آموزد که در دنیای خیال هر آنچه را آرزو می کند می تواند بدست آورد. در چنین فضایی دامبلدور هری را از سرگرم شدن در برابر آینه نهی میکند. در مجموعه پر رمز و راز رولینگ مرز واقعیت و خیال در هم آمیخته است. کودک و نوجوانی که همراه هری دوران نوجوانی خود را سپری می کند با رویدادهای آن همزاد پنداری می کند و با استفاده از همین اصول مجموعه هری پاتر مخاطبان خود را دقیقا به غرق شدن در فضایی که دامبلدور تذکر می دهد دعوت می کند.

بی تردید در افسانه های خیالی اشاره ها و بیم های کودکان به صورت شخصیت ها و چهره ها و یا بصورت رویدادها و شرایط خاص نشان داده می شود که کودک امکان می یابد تا خود را در وجود این شخصیتها و شرایط تطهیر کند. این بیم ها و امیدهاست که در کودکان ما انسانهای قدرتمند می سازد. اهمیت افسانه ها برای کودکانی که دوران رشد را می گذرانند و در چیزی غیر از آموختن رفتارهای درست در این جهان است. قصه ها از این جهت حائز اهمیت می باشند که درباره کودک و کشمکش های درونی اش در این لحظه از زندگی او که با آن درگیر است سخن می گوید و  راه حلهای معینی به دستش می دهد.

افسانه های خیالی از موضوعات دینی سرشارند و از این رو کودک را با جایگاه و اهمیت دین در زندگی آشنا و مانوس می سازند. در قصه های جن و پری شخصیتها یا سراسر خوبند یا سراسر بد و شخصیت دو ارزشی که هم خوب باشد و هم بد وجود ندارد. منظور از قرار دادن این حقایق متضاد در برابر یکدیگر تاکید بر رفتار درست تر یا شخصیت نیکوتر نیست بلکه نشان دادن قطب های متضاد به کودک امکان می دهد که به آسانی تفاوت میان دو شخصیت را در یابد. این کار نقش عمده ای در سازماندهی شخصیت کودک در آینده بر عهده دارد. بنابراین در می یابیم که قصه ها تاثیرات فراوانی در روح کودک دارند و برای رشد و ارتقاء هویت او نقش بسزایی ایفا می کند در حالیکه در دنیای خیالی رولینگ تمام این قوائد زیر و رو شده و دنیای پیچیده ای از شخصیت های دو بعدی و مبهم به کودکان ارائه می گردد.

در این مجموعه پیوسته در تمام روند داستان به کودکان آموخته می شود که هیچ چیزی بالا تر از دستیابی به موفقیت نیست حتی اگر مجبور شوی برای رسیدن به آن برخی از قوانین را زیر پا بگذاری. رفتارهای نادرستی که در هری پاتر به کودکان نشان داده می شود چنان ساده ولی محکم در بطن فیلم جای داده شده اند که برای مخاطب به سختی قابل ارزش گذاری رفتارهای خوب و یا بد شخصیتهاست. مشخصا صفاتی مانند دروغگویی، بی ارزشی قانون، انتقام جویی، دزدی و موارد متعدد دیگر که به وضوح در روند داستان به چشم می آید.هری با داشتن شنلی نامرئی ساز قادر است در هر مکان و فضایی که می خواد نامرئی شود و به جستجو و کنکاش اطرافش می پردازد و این یکی از خودخواهانه ترین صفاتیست که هری به آن مجهز شده. اینکه او می تواند دزدکی و بدون اطلاع افراد وارد حریم خصوصی آنها شود و از اسرار دیگران مطلع گردد. جسارت و بینش هری پاتر به همراه حس رفتار عادلانه با سایر دانش آموزان خوب مدرسه، همواره در تناقض با شخصیت های بد است اما آیا واقعا هری به این خوبیست که تصویر می شود. او عمویش را تهدید میکند حیله می زند و فریب می دهد و به قول دامبلدور عیب جو اما مهربان واقف می شود. یکصد قانون مدرسه را زیر پا می گذارد. او مکرر دروغ می گوید تا خود را از دردسر نجات دهد و به خود اجازه می دهد تا برای گرفتن انتقام از دشمنانش دست به هر کاری بزند. هری از دشمنانش متنفر است. مخاطب داستان او خیلی زود در می یابد که چون دشمنان قهرمان خردسال داستان، کینه جو و نفرت انگیز هستند باید هری را برای انجام تمام این کارهای به ظاهر زننده ببخشد. رولینگ هم در یک اقدام کاملا تلافی جویانه  شخصیت های بد داستان را با چهره های زشت ترسیم می کند. او به اندازه کافی دورسلی ها را به خاطر چاق بودنشان ریشخند می کند و همچنین بچه های ابله مدرسه را به خاطر اذیت کردن هری دست می اندازد. در هیچ جای مجموعه هری پاتر مرجعی برای مفاعل صرفا اخلاقی وجود ندارد تا اعمال و رفتار افراد با آن سنجیده شود. هری با همکلاسی های خود رفتاری نامناسب و کینه توزانه دارد به خصوص با مالفوی همکلاسی حسود خود. حتی در صحنه ها این رفتار نامناسب تبدیل به عملی انتقام جویانه می شود. مشخصا هنگامی که هری با پوشیدن شنل نامرئی ساز مالفوی را به سختی کتک می زند.

هاگوارتز دقیقا مثل یک مدرسه شبانه روزی عادی اداره می شود اما در آنجا معمولا از نافرمانی های هری چشم  پوشی شده و اغلب هم این رفتار قانون شکنی هری با یک جایزه از سوی مسئولین مدرسه قدر دانی می شود. آنها حتی برای رسیدن به هدفشان دست به دزدی هم می زنند که البته ماجرای دزدی در فیلم نیست اما در کتاب هری پاتر و حفره اسرار کیفیت این کار بیان شده است. هرمیون برای تکمیل معجون تغییر شکل از ابزار اختصاصی پروفسور اسنیپ این اساره معجون ها را می دزدد. دانش آموزان و از جمله هری و هرمیون از بی احترامی اساتیدی که از نظر فکر با آن مخالفند هیچ ابایی ندارند همچنین با ادامه داستان رفتارهای ناپسند غیر اخلاقی بیشتری از هری سر میزند.

ورزشی هم که در این مجموعه گنجانده شده سراسر پر از خشونت و رفتارهای ضد اخلاقیست. در این بازی که کوییدیچ نام دارد نه از بکارگیری قوای عضلانی خبریست و نه از ابزار  عقل. همه سعی دارند از هم پیشی بگیرند و برای اینکار حتی یکدیگر را به سختی مجروح می کنند. آنها به راحتی می توانند عناصر بازی را به نفع خود دستکاری کنند تا بتوانند حریف مقابلشان را شکست دهند و خود پیروز شوند. این نکات از جمله مواردیست که هیچگاه در ورزش سالم و سازنده مشاهده نمی شود.

در این مجموعه به کودکان این اجازه داده می شود که به راحتی بر اساس شنیده های خود نه بر اساس حقیقت در مورد دیگران قضاوت کنند و از آنها به خوبی و بدی یاد کنند به عبارتی مبنای عشق و نفرت در این مجموعه تنها شنیده های فرد است نه حقایق. هری در زندانی آزکابان بر اساس شنیده هایش از سیریوس بلک متنفر است. دانش آموزان در هری پاتر یاد گرفته اند از ابزاری که در اختیارشان است مانند چوبدستی جادوییشان برای جادوگری و خواندن طلسم به منظور تغییر در محیط اطراف خود و تنبیه دشمنان کوچک و دفاع در برابر دشمنان بزرگ تر و قدرتمند تر بهره گیرند. در درس تغییر شکل نیز می آموزند که چگونه اشیا و افراد را به رغم میل باطنی آنها به انواع دیگر مخلوقات تبدیل کنند و با یادگیری درس معجون ها می توانند دیگران را تحت کنترل خود در آورند.

اعتقاد غلط به اینکه هدف وسیله را توجیه می کند هری را وادار می کند که به خاطر اینکه خوب است، نیت خیرخواهانه دارد، شجاع و وفادار به دوستانش می باشد، پس او می تواند از نیروهای جادویی خود به عنوان سلاحی ایده آل در مبارزه با دشمنانش و نیروهای شر استفاده کند حتی اگر این جادوها چندان هم خوشایند و انسانی نباشد. این عبور نشان دهنده آن است که قطعا بهترین فرد برای تصمیم گیری درباره نحوه استفاده صحیح از جادو و بایدها و نبایدهای آن خود جادوگران جهان هستند. هریک از اجزای فریبنده و دلنشین داستان با یک عنصر منزجر کننده در هر بخش مخلوط شده است. روح دختر کوچک ماریل گریان در یک توالت زندگی می کند. هری برای تلافی کردن رفتارهای خانواده شوهر خاله اش مادر او را مانند بادکنک باد می کند. در بخش هایی از داستان غذاهایی چندش آور برای دانش آموزان آورده می شود و مواردی دیگر که در این فرصت جای پرداختن به آنها نیست. با توجه به آنچه گفته شد مشخص می گردد که در سینما چگونه با استفاده از خلق تصاویر خیالی و سراسر فانتزی و تاثیر شگرف آن بر روح و جان کودکان سعی شده تا آنچرا هدف اصلی سازندگان این گونه برنامه هاست به راحتی به بینندگان خود القا کنند و از نتایج عمیق و دراز مدت آن بر رفتار و تصمیمات کودکان در آینده بهره لازم را ببرند. تصاویر و رفتارهایی که اگر هر کدام از آنها در خارج از قالب داستان خیالی و فیلم های ساخته شده از روی آن به معرض دید کودکان گذاشته می شود مسلما با واکنش های تندی از طرف خانواده های آنها و مخالفت های شدید متصدیان آموزشی کودکان مواجه می شود.
قبلی « کتاب هفتم،یک نبرد درونی! جاذبه های هری پاتر ! » بعدی
API: RSS | RDF | ATOM
جادوگران®
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
parisa_parisa
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۶/۵/۳۱ ۲۱:۰۹  به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۶/۵/۳۱ ۲۱:۰۹
عضویت از: ۱۳۸۶/۵/۳۱
از: کوهستان اشباح
پیام: 2
 Re: مستند هری پاتر
آقا اگه راست می گن، چرا خودشون یه داستان درست و حسابی نمی نویسن که توش جادوگرا به جای استفاده از جادو از خدا کمک بخوان!جفتش با هم خوبه ولی اگه بشینی بگی خدا کمک برسون مسخرست.خیلی مستند مزخرفی بود.

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.