هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مقاله‌ها :: کارگاه داستان‌نویسی :: هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار

مقالات بیشتر...
  1. هری پاتر و جدال مرگبار - فصل یازدهم
    فصل یازده - ردّ فرار
  2. هری پاتر و جدال مرگبار (فصل 10)
    رون گفت: عالی شد، نمی‌شد یه وقت که هوا روشن بود بیایم؟ هرماینی گفت: اینقدر غر نزن، رون. هری آرام آرام به پیش می‌رفت و با کنجکاوی کامل به چیزهایی که در همان هوای تاریک می‌توانست ببیند نگاه می‌کرد - هری کجا می‌ری؟ ما حتی نمی‌دونیم خونتون چه شکلیه. هری سرجایش میخکو...
  3. هری پاتر و جدال مرگبار (فصل 9)
    هری سعی دارد برای پیدا کردن جان پیچ ها پناهگاه را ترک کند و...
  4. هری پاتر و جدال مرگبار (فصل 8)
     فصل هشتمرای منفی  فضای خانه به شدت آرام شده بود همگی سعی می کردند که در حضور خانم ویزلی هیچ حرکت ناخوشایندی انجام ندهند. خانم ویزلی بعد از آن ماجرا با همه ی بچه هایش سرسنگین شده بود و تنها گاهی با جینی صحبت می کرد(زیرا او را تنها فرزندش می دانست که علیه او دست به توطئه ن...
  5. هری پاتر و جدال مرگبار(فصل6)
    فصل ششم "سن قانونی" هری نیمی از شب پیش را بیدار بود اصلا خوابش نمی برد و هنگامی که خود را با افکار شیرین گذشته (که اکنون با این وضعی که پیش آمده بود و ترس و وحشتی که همه جا را فرا گرفته بود، بسیار دور و غیرواقعی به نظر می رسیدند) خواباند زود از خواب بیدار شد. اما متوجه شد که ب...
  6. هری پاتر و جدال مرگبار (فصل 1)
    ادامه ی داستان به دست خودم
  7. هری پاتر و جدال مرگبار(فصل4)
    فصل چهارم "هری قلابی" هری همراه جرج به طرف اتاق رفت. رون، هرماینی و جینی از قبل در اتاق بودند. جینی زیر چشمی به هری نگاهی انداخت ولی هری پیش رون نشست. او دیگر شباهتی به هری سابق نداشت. - هی هری چت شده؟ چرا اینطوری شدی؟ هری سرش را بالا کرد و گفت: چطوری؟ هرماینی گفت: همش تو فکر...
  8. هری پاتر و جدال مرگبار(فصل2)
    فصل دوم "هیاهو در کوچه ی دیاگون" - هری من نفهمیدم جریان چیه، فقط خودمو زود رسوندم. اونطوری که تو صحبت کردی من خیلی ترسیدم. این هرماینی بود که دو دقیقه ی پیش رسیده بود و عمو ورنون خیال نداشت او را به درون خانه اش راه بدهد. اما وقتی هرماینی چوبدستی اش را بیرون آورد و اعلام کرد...
  9. هری پاتر و جدال مرگبار(فصل5)
    فصل پنجم "معمای قدیمی" هری و رون و هرماینی وارد آشپزخانه شدند هری جینی را دید که به خانم ویزلی در درست کردن ناهار کمک می کرد، هرماینی نیز به کمک آنها رفت. رون گفت: پسر مثل اینکه ما اینجا به درد نمی خوریم بهتره که بریم بالا توی اتاق من، هری تا خواست که موافقتش را اعلام کند ص...
  10. هری پاتر و جدال مرگبار(فصل3)
    فصل سوم جادوی ابداعی سكوت فضاي اتاق را دربرگرفته بود و هری و جینی به هم زل زده بودند.هری برای اولین بار از دست جینی عصبانی شده بود. جینی نمی توانست اینقدر بی رحم باشد. از طبقه ی پائین صداهایی بلند شد که به صدای خانم ویزلی شباهت داشت، هرماینی در اتاق را به آرامی بازکرد و گفت: مث...
  11. هری پاتر و جدال مرگبار (فصل 7)
    فصل هفتمتصمیم قطعی  آقای ویزلی همراه با هری و رون به داخل خانه جسم یابی کردند. خانم ویزلی یکدفعه از جا پرید. کج پا جستی زد و به زیر کابینت ها پناه برد. هرماینی و جینی که منتظر آن ها بودند ذوق زده شدند و هرماینی گفت: قبول شدین؟ وای خدا جون می دونستم قبول می شین.خانم ویزلی به ه...
API: RSS | RDF | ATOM | OPML

هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.