the first special harry potter website for persians The place for wizards association and harry potter fans
     
Register Now!| Login | Home | Articles | Forum | Download | Contact | About    englishpersian
Login
Username:

Password:

Auto Login

Lost Password?

Register now!
Platform Nine And Three-Quarters
شاخه های مقاله ها
Who's online
62 user(s) are online (7 user(s) are browsing Articles)

Members: 4
Guests: 58

چوچانگ, لینی وارنر, HarryP7, لونا لاوگود, more...
Recent replies
جدیدترین مقاله ها
 
Recent Comments
 
 
 
ابر توده کلمات کلیدی
werewolf آبرفورث آرگوس آسپاسیا آلبوس آمبریج اسب اسفندیار اسلایترین اسلیترین اسنيپ اسنیپ افسانه افسون برادر بوباتون تالار اسرار ترجمه ی کتاب ها تریلانی جادو جام آتش جام جهانی کوییدیچ جان پيچ جان پیچ جیمز دامبلدور دانش آموز دفاع در برابر جادوی سیاه دولورس دوم دیوتیما ر.ا.ب راب رولینگ ریونکلا سرايدار سوروس سیاه سیریوس سیمرغ شانس شاهزاده ی دورگه شش عشق فاوکس فریادکش فریدون فشفشه فنریر فیلسوف قدح قديسهاي مرگبار قصر كاور كتاب كريچر لرد لی لی مادام مالفوی محفل ققنوس مدرسه مدیر مراقبت از موجودات جادويي مصاحبه با سرژ تانکیان مصاحبه با مونالیزا مصاحبه با هری پاتر مصاحبه با پرفسور کوییرل مصاحبه با کالین کریوی معجون معمای پنج پرنده معنای ورد مغازه شوخی ملکه مودی نوربرنده نوردیک نورس هاگوارتز هری هشت هفت هیپاتیا ورد ورلس وزارت سحر و جادو ولدمورت پاتر پادشاه پتونیا پلنک پودر کارکن کتاب کشنده کلاه گروه بندی کوییدیج. کینگز کراس گرگینه گوی
 
 
 
 
Articles :: Story Workshop :: Non Harry Potter Fictions :: جایی به نام هیچ جا

جایی به نام هیچ جا

این داستان توسط سام وایز نوشته شده است
Articles more...
  1. جايي به نام هيچ جا - فصل 9
    جايي به نام هيچ جا_فصل نهمشايد چيزي فراتر از سكوت بود كه فضاي كلبه را پر كرده بود نوعي حالت خلسه به من دست داده بود با شنيدن اين حرف تمام خاطرات من مانند فيلم كوتاهي روبروي چشمانم به نمايش درآمده بود,صداي گريه ي پسرك برايم معني نداشت,بيشتر از يك عمر گذشت تا سرم را به سمت پسرك بر...
  2. جايي به نام هيچ جا - فصل 8
    جايي به نام هيچ جا(فصل هشتم)فكر فرار را به كلي از سرم بيرون كرده بودم,بعد از ديدن آن موجودات وحشتناك به تنها چيزي كه فكر نميكردم فرار بود.بعد از گفتگوي عجيبي كه بين من و جرج رخ داده بود اون روخيلي بييشتر از قبل ميديدم,انگار تمام اين اتفاقات نقشه اي بود تا من بدونم در صورت فرارم ...
  3. جايي به نام هيچ جا - فصل 7
    جايي به نام هيچ جا(فصل هفتم)گذر زمان در آنجا كاملا برايم غير قابل درك بود,گاهي اوقات روز بود و گاهي اوقات هم شب هيچ نظم و قاعده ي خاصي در گذر زمان وجود نداشت, بعد از آخرين صحبتم با جرج اون رو نديده بودم,حدس ميزدم سعي ميكنه تا خودشو از من مخفي كنه و اين برايم جاي تعجب داشت. وضعيت خ...
  4. جايي به نام هيچ جا - فصل 6
    (جايي به نام هيچ جا_فصل ششم)_به گذرگاه حمله كردنناخودآگاه نگاهم به سمت جولي برگشت,حال جولي هيچ بهتر از سپاستين نبود هردو طوري به يك ديگر خيره شده بودند گويي دنيا به آخر رسيده است.بعد از گذشت چند دقيقه جولي شروع به صحبت كرد:منظورت چيه يعني چي كه به گذرگاه حمله كردن؟مگه تو 1 ساعت ...
  5. جایی به نام هیچ جا - فصل 5
    (جایی به نام هیچ جا)قسمت پنجم_من گشنمه.سپاستین با صدایی خشم آلود پاسخ داد:دهنت رو ببند نارول آشغال.این چندمین بار بود كه سپاستین منو با این اسم خطاب میكرد.خیلی دوست داشتم معنی این اسم رو بدونم ولی میدونستم اگه بپرسم جوابم چیه...الان حدود 10 ساعت بود كه داشتیم یه ضرب راه میرفتیم...
  6. جایی به نام هیچ جا - فصل 4
    جایی به نام هیچ جا(قسمت چهارم)سعی كردم خودمو آروم نگه دارم.اما نمیشد.سپاستین شروع كرد به گشتن اتاق.خیلی آروم در اتاقم شروع به قدم زدن كرد.همه چیز خوب پیش میرفت اما همونطور كه حدس میزدم بالاخره چشمش به لباسای گری افتاد.مطمین بودم كه اون مشخصات لباسهای گری رو داره. به راحتی میت...
  7. جایی به نام هیچ جا - فصل 3
    جایی به نام هیچ جا(قسمت سوم)تو بد وضعیتی گیر افتاده بودم.نمیدونستم اون دو نفر كی هستند اما میدونستم تو بد وضعی گرفتار شدم.نمیتونستم حركت كنم.اما ایندفعه فقط به خاطر هیجانی كه داشتم.توی این وضیت بودم كه مادرم شروع به حرف زدن كرد:_بله.ببخشید میشه بگید كه شما كی هستید و با پسر م...
  8. جایی به نام هیچ جا - فصل 2
    جایی به نام هیچ جا(قسمت دوم)در اون وضیعت نمیدونستم چی كار كنم؟همه جا درون سكوت وحشتناكی فرو رفته بود و تنها صدایی كه ماند پتك در گوشم شنیده میشد صدای قلب خودم بود كه انگار تحمل اون وضیعت رو ند...
  9. جایی به نام هیچ جا - فصل 1
    (جایی به نام هیچ جا)بهش نزدیكتر میشدم.دست خودم نبود.انگار كسی كنترل منو به دست گرفته بود.پاهام دستام هیچ كدوم به فرمان من نبودد همین طور كه راه میرفتم به دورو برمم نگاه میكردم.همه چیز عجیب بود مناظر كه به طور خوفناكی تاریك و تیره بودند و صداهای عجیبی كه به گوش میرسید. از وزوز ...
API: RSS | RDF | ATOM | OPML
 
 
©opying any content (Texts,Images,Icons) from this site is permitted by mentioned to Jadoogaran.org | | Designed by d.jadoogaran.org |