هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

[index]

L

از جادوگران®، فرهنگ نامه هری پاتر.

index | تغییرات اخیر | ویرایش این صفحه | تاریخچهٔ صفحه | تعویض به حالت مدیا ویکی

نسخهٔ قابل چاپ | تکذیب‌نامه‌ها | سیاست حفظ اسرار
رده‌های صفحه: Wizard people


A - B - C - D - E - F - G - H - I - J - K - L - M - N - O - P - Q - R - S - T - U - V - W - X - Y - Z

فهرست مندرجات

جادوگرها، ساحره ها و موجودات: L



لکلان دیلاق (Lachlan the Lanky)

رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی


لافال، فی فی (Lafolle, Fifi)

نویسنده

(1971- 1888)

نویسنده سری کتاب های برخورد های جادویی. جادوگر ماه سایت رولینگ در اکتبر 2005. تصویر لافال در سایت رولینگ (سمت چپ) شباهت خیره کننده ای به نویسنده داستانهای رمانتیک، باربارا کارتلند دارد.


لانسلوت (Lancelot)

رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی


صاحب مهمانخانه اژدهای سبز (landlady of the Green Dragon)

رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی


لی فی (Le Fay)

رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی


لیچ، نابی (Leach, Nobby)

کارمند وازرتخانه

وزیر سحر و جادو از 1962 تا 1968؛ نام او در سومین تست جادوگری سایت رولینگ آمده است (JKR).

Leach = خالی کردن؛ زهکشی. مترادف با ooze (لایروبی).


لین (Leanne)

رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی


لسترنج (Lestrange)

مرگ خوار

(متولد اواخر دهه 1920)

یکی از اولین (1955) مرگ خوارها (ش.د.20)؛ در زمان تام ریدل به هاگوارتز می رفت (ش.د.17). احتمالاً خویشاوند (پدر؟) راباستان و رودلفس لسترنج که در زمان سیوروس اسنیپ در هاگوارتز بودند (پایین را ببینید).


لسترنج، بلاتریکس بلک (Lestrange, Bellatrix Black)

اسلیترین مرگ خوار

(1998-1951)

اسلیترین (ج.آ27)، حوالی 1962 (BFT).
مرگ خوار و سادیست؛ خواهر نارسیسا مالفوی. (جزئیات بیشتر...)

بلاتریکس = در لاتین به معنی «جنگجوی زن»؛ همچنین نام یکی از ستاره های درخشان صورت فلکی شکارچی که گاهی اوقات «ستاره آمازون» نیز نامیده می شود.


لسترنج، راباستان (Lestrange, Rabastan)

اسلیترین مرگ خوار

اسلیترین در اوایل دهه 1970 (استنباط از ج.آ.27). البته در کتاب فقط اسلیترین بودن برادر و زن برادر راباستان تأیید شده است، چون سیریوس از زوج لسترنج صحبت می کند.

یک مرگ خوار؛ برادر رودلفس لسترنج (ج.آ.30، م.ق.6). راباستان و برادرش رودلفس پس از حمله به لانگ باتم ها (نوامبر یا دسامبر 1981) توسط وزارت سحر و جادو دستگیر و به حبس ابد در آزکابان محکوم شدند (ج.آ.27، ج.آ.33)؛ ولی با پشت کردن دیوانه سازها به وازرتخانه در ژانویه 1996، فرار کردند (م.ق.25).

راباستان = گرفته شده از یک واژه عربی به معنی «سر افعی»؛ نامی برای دومین ستاره صورت فلکی اژدها که در آسمان شب پیدا ولی کم نور است. درست مثل این مرگ خوار که توسط زن برادر ترسناکش در سایه قرار گرفته است.


لسترنج، رودلفس (Lestrange, Rodolphus)

اسلیترین مرگ خوار

اسلیترین در اوایل دهه 1970 (ج.آ.27).
یک مرگ خوار؛ برادر راباستان و همسر بلاتریکس (ج.آ.27، ج.آ.30، م.ق.6). رودلفس و برادرش راباستان پس از حمله به لانگ باتم ها (نوامبر یا دسامبر 1981) توسط وزارت سحر و جادو دستگیر و به حبس ابد در آزکابان محکوم شدند (ج.آ.27، ج.آ.33)؛ ولی با پشت کردن دیوانه سازها به وازرتخانه در ژانویه 1996، فرار کردند (م.ق.25).


لفسکی (Levski)

کوییدیچ

مهاجم تیم ملی بلغارستان، 1994 (ج.آ.8).


لی، سو (Li, Su)

ریونکلا

ریونکلا؟ 1998- 1991.
نام سو در لیست هم دوره ای های هری که توسط رولینگ در یک مصاحبه تلویزیونی نشان داده شد، آمده است. برطبق این لیست او (دختر) یک دورگه است. سو هیچگاه در کتابها ظاهر نشد، ولی اسم او در این لیست آورده شده است چون ظاهراً در نسخه های اولیه کتاب حضور داشته است.


لیویوس (Livius)

یکی از دو جادوگری که گفته می شود ابرچوبدستی را از لاکشی یس گرفتند (ی.م.21).

نام خانوادگی رومی که ممکن است با کلمه های لاتین liveo «حسادت» یا lividus «آبی، رشک بردن» هم خانواده باشد.


لوولین، دای «خطرناک» (Llewellyn, "Dangerous" Dai)

موجودات جادویی پزشکی کوییدیچ

بازیکن کوییدیچ معروف تیم تیرکمان کارفیلی. متأسفانه در مسافرت به میکونوس یونان توسط یک شیمر خورده شد؛ بخش گزیدگی های جادویی سنت مانگو به نام او نامگذاری شده است (م.ق.22). او بخاطر بازی بیرحمانه و بی باکانه اش مشهور بود. شرح حال او توسط کینل ورتی ویسپ نوشته شده است (ک.ز).

Dai (ولزی) = «درخشش»، نامی برای حضرت داوود.
Llewellyn (ولزی) = llwy «رهبر» + eilun «تصویر». Llew در لاتین به معنی «شیر» نیز هست؛ یک نام مناسب برای یک بازیکن جسور.


لاکرین، گاتری (Lochrin, Guthrie)

دسته جارو

جادوگر اسکاتلندی که در سال 1107، پس از یک جاروسواری کوتاه از «خراشیدگی نشیمنگاهش با تراشه های چوب و برجستگی گره های دسته جارو» صحبت کرده بود (ک.ز.1).


لاکهارت، گیلدروی (Lockhart, Gilderoy)

نویسنده کادر هاگوارتز پزشکی

جادوگر و نویسنده مشهور که یکسال در هاگوارتز استاد بود. لاکهارت در حال حاضر مقیم بخش جانس تیکی (یک بخش دربسته برای بیمارانی که آسیب های جادویی پایدار دیده اند) سنت مانگو است. جایی که عادت دارد در آن پرسه بزند و گم شود (م.ق.23).


خانواده لانگ باتم (Longbottom family)

رجوع شود به: شرح حال کامل نویل | نقل قول های کتاب

  • خاله انید
  • پدربزرگ نویل (نکته: این شخص اگر پدر آلیس باشد در واقع یک «لانگ باتم» نیست.)

خانواده لاوگود (Lovegood family)

پدر (زنوفیلیوس لاوگود) و دختری (لونا لاوگود) که در نزدیکی اوتری سنت کچپول زندگی می کنند (ج.آ.6).


لاوگود (ساحره) ((Lovegood (witch)

همسر سردبیر طفره زن، مادر لونا، که به گفته لونا «یک ساحره استثنایی» بود که دوست داشت همه چیز را آزمایش کند. ولی یکی از افسون هایش اشتباه از آب درآمد و کشته شد؛ لونا که شاهد این اتفاق بود، در آن زمان 9 سال داشت (م.ق.38).


لاوگود، زنوفیلیوس (Lovegood, Xenophilius)

نویسنده موجودات جادویی

سردبیر مجله طفره زن، پدر لونا لاوگود؛ در سال 1990 همسرش را از دست داد. (جزئیات بیشتر...)


لاوگود، لونا (Lovegood, Luna)

ریونکلا ارتش دامبلدور موجودات جادویی

(تاکنون- 1981)

ریونکلا 1999- 1992 (م.ق.10)
ساحره ای از هم دوره ای های جینی در هاگوارتز، از اعضای ارتش دامبلدور که در نبرد سازمان اسرار حضور داشت. (جزئیات بیشتر...)

luna = در لاتین به معنی «ماه»
loony = کلمه خودمانی انگلیسی به معنی «دیوانه». از ریشه lunatic، که از کلمه لاتین luna (الهه ماه) گرفته شده است. این باور وجود دارد که دیوانگی در اثر تغییر حالت ماه به وجود می آید (می توانید از پروفسور لوپین بپرسید.)


لاکشی یس (Loxias)

یکی از مالکان سابق ابرچوبدستی. مشخص نیست که آرکوس و لیویوس کدامیک لاکشی یس را شکست دادند و چوبدستی را در اختیار گرفتند (ی.م.21).


لافکین، آرتمیسیا (Lufkin, Artemisia)

کارمند وزارتخانه کارت شکلات قورباغه ای

(1825- 1754)

اولین ساحره ای که وزیر سحر و جادو شد، 1811-1798. لافکین جادوگر ماه سایت رولینگ در فوریه 2005 بود.

آرتمیسیا = یک خانواده بزرگ از گیاهان معطر با نام هایی مانند خاراگوش، افسنطین، ترخون و مریم گلی. این نام ممکن است به آرتمیسیا جنتلسکی (1653-1593)، نقاش ایتالیایی که از کاراواجیو الهام می گرفت نیز اشاره داشته باشد. او بخاطر نقاشی بیرحمانه قطع کردن سر هلوفرنیس توسط یهودیه مشهور است، و مدتی در انگلیس، در خدمت چالز اول بود.


لوپین، نیمفادورا تانکس (Lupin, Nymphadora Tonks)

در تابستان 1997 با ریموس لوپین ازدواج کرد. رجوع شود به تانکس، نیمفادورا.


لوپین، ریموس جان (Lupin, Remus John)

موجودات جادویی گریفیندور کادر هاگوارتز محفل ققنوس

(می 1998- 10 مارچ 1960)

دوست جیمز پاتر، سیریوس بلک، و پیتر پتی گرو که در دهه 1970 به همراه آنها به هاگوارتز می رفت. ریموس در دوران کودکی توسط فنریر گری بک گزیده شد و از رفتن به هاگوارتز ناامید شده بود. در سال تحصیلی 94-1993 استاد دفاع در برابر جادوی سیاه شد. ریموس یکی از اعضای محفل ققنوس بود (م.ق.3). در تابستان 1997 با نیمفادورا تانکس ازدواج کرد و پسرش «تدی» کمی قبل از مرگ او در نبرد هاگوارتز به دنیا آمد. (جزئیات بیشتر...)

Remus = یکی از دوقلوهای افسانه ای بنیان گذار شهر رم که توسط یک ماده گرگ بزرگ شده بودند.
Lupus = در لاتین به معنی «گرگ» است.


لوپین، تد «تدی» ریموس (Lupin, Ted "Teddy" Remus)

(تاکنون- 1998)

دانش آموز هاگوارتز، 2016-2009.
پسر ریموس جان لوپین و نیمفادورا تانکس لوپین. دگرگون نما. نام گذاری شده به یاد پدربزرگش تد تانکس. پسرخوانده هری پاتر (ی.م.25). پدر و مادرش را در نبرد هاگوارتز از دست داد (ی.م.33). توسط مادربزرگش آندرومیدا تانکس بزرگ شد، هرچند اغلب برای شام به خانه هری و جینی پاتر می رود. روابط عاشقانه ای با دختر بیل و فلور ویزلی، ویکتوار دارد (ی.م.م).


لینچ، آیدان (Lynch, Aidan)

کوییدیچ

جستجوگر تیم ملی ایرلند (1994) (ج.آ.8).


منبع: Wizards L

برگرفته از «http://www.jadoogaran.org/modules/mediawiki/index.php/L»

این صفحه ۲٬۵۴۶ بار دیده شده است. این صفحه آخرین بار در ۱۲:۳۸, ۱۸ نوامبر ۲۰۰۷ تغییر کرده است. محتویات تحت اجازه‌نامهٔ جادوگران® در دسترس است.


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.