| A - B - C - D - E - F - G - H - I - J - K - L - M - N - O - P - Q - R - S - T - U - V - W - X - Y - Z |
جادوگرها، ساحره ها و موجودات: M
مک دونالد، مگنوس «کله قراضه» ("Macdonald, Magnus "Dent-Head)
رهبر مبارزه برای از سرگیری بازی وحشیانه کریاتشن در دهه 1960 که با شکست روبرو شد (ک.ز.2).
مگنوس = در لاتین به معنی «بزرگ».
مک دونالد، ماری (Macdonald, Mary)
د انش آموز هاگوارتز در زمان لیلی اونز و سیوروس اسنیپ. در مدرسه توسط مالسیبر مورد حمله جادوی سیاه قرار گرفت (ی.م.33).
مک دوگال، موراگ (MacDougal, Morag)
دانش آموز هاگوارتز، 1998-1991 (س.ج.7).
برطبق یک لیست از هم دوره ای های هری که توسط رولینگ در یک مصاحبه تلویزیونی نشان داده شد، نام موراگ در ابتدا ایزابل مک دوگال بوده است. اگر این شخص همان مک دوگال باشد (این یادداشت چندان هم معتبر نیست)، او یک دانش آموز دختر در گروه ریونکلا و از یک خانواده اصیل است.
مک فارلن، همیش (MacFarlan, Hamish)
کوییدیچ کارمند وزارتخانه
کاپیتان تیم کلاغ زاغی مونتروز از سال 1957 تا 1968، که پس از دورانی سرشار از موفقیت در مقام بازیکن کوییدیچ، به سمت ریاست سازمان ورزش ها و بازیهای جادویی برگزیده شد (ک.ز.7).
خاندان مک فاستی (Macfusty, clan)
خاندان جادوگری که در جزایر هبرید زندگی می کنند و از قدیم مسئولیت رسیدگی به اژدهایان سیاه هبریدی این جزایر را بر عهده دارند (ج.ش).
مک میلان، ارنی (Macmillan, Ernie)
هافلپاف ارتش دامبلدور
(تاکنون- 1980)
هافلپاف 1998-1991 (س.ج.7)؛ ارشد 1995 تا کنون (م.ق.10).
ارنی پسری قوی هیکل و تا حدودی متکبر است ولی قلب پاکی دارد. عضو محفل ققنوس (م.ق.16)، جایی که در آن جادوهای عملی زیادی یاد گرفت (جزئیات بیشتر...)
Earnest = در انگلیسی به معنی «مشتاق و جدی»؛ همچنین به معنی چیزی که گرو گذاشته می شود تا تعهد یک نفر را تضمین کند، مثل «پول بیعانه». اطلاعات مربوط: ارنی رولینگ.
مک میلان، ملانیا (Macmillan, Melania)
همسر آرکچروس بلک (1991-1901) و مادربزرگ پدری سیریوس.
مکنر، والدن (Macnair, Walden)
مرگ خوار کارمند وزارتخانه موجودات جادویی
مرگ خواری که سبیل مشکی دارد. در سال های بین جنگ اول و دوم مبارزه با ولده مورت، مکنر بعنوان جلاد موجودات جادویی برای وزارتخانه کار می کرد (ز.آ.16، ز.آ.21، ج.آ.33). مکنر از ولده مورت مأموریت گرفت که با غول ها رابطه برقرار کند (م.ق.20) و ظاهراً تلاش های او موفقیت آمیز بود (ی.م.31، ی.م.36).
برطبق یک طرح اولیه (ناموثق) برای کتاب محفل ققنوس، مکنر شخصی بود که در روز کریسمس به ملاقات برودریک بود در سنت مانگو آمد. به احتمال زیاد مکنر همان «دوستی» است که تله شیطان را برای برودریک بود آورد تا او را بکشد.
پس از شرکت در نبرد سازمان اسرار با یک چشم زخمی به آزکابان فرستاده شد، چون یک چوبدستی از سوراخ نقاب در چشمش فرو رفت (م.ق.38).
او در نبرد هاگوارتز نیز شرکت داشت، که در پایان نبرد توسط هاگرید به دیوار کوبیده شد و بیهوش شد. احتمال اینکه این ضربه باعث مرگ او شده باشد کم است و به احتمال زیاد به همراه دیگر دوستانش در آزکابان به سر می برد (ی.م.36).
مداک، آلاسدیر (Maddock, Alasdair)
مهاجم تیم کلاغ زاغی مونتروز که به ورزش های مشنگی بیش از حد علاقه داشت. بصورتیکه یکبار سعی کرد سرخگون را مانند یک توپ بسکتبال دریبل کند. و در یک موقعیت دیگر سعی کرد سرخگون را مانند یک بازیکن فوتبال با سر بزند. (پ.ا)
مدلی، لورا (Madley, Laura)
(تاکنون- 1983)
مِیو (ملکه) ((Maeve (Queen)
رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی.
خانواده مالفوی (Malfoy family)
mal = لاتین به معنی «بد» + foy = فرانسه به معنی «نیت»
پدر بزرگ دارکو که از آبله اژدهایی مرد (ش.د.9).
مالکریت (Malecrit)
نویسنده
نمایشنامه نویسی که نمایشنامه «افسوس، من پاهایم را تغییرشکل داده ام» را نوشت (ک.ز.8).
malecrit = در فرانسوی به معنی «بد نوشته شده».
مالکین، مادام (Malkin, Madam)
صاحب یک فروشگاه ردافروشی در کوچه دیاگون به نام ردافروشی مادام مالکین برای تمام موقعیت ها. او یک ساحره چاق است که در 31 ژولای 1991 یک ردای ارغوانی پوشیده بود (س.ج.5).
Malkin = چیزی که در وهله اول به ذهن می رسد «گربه» خواهد بود با هاله ای از جادوی سیاه، با تشکر از نمایشنامه مکبث شکسپیر (grimalkin ماده گربه پیر). ولی معانی دیگر این کلمه «تکه پارچه ای برای نظافت» و «زن شلخته» است. یک اسم عجیب برای زنی که یک لباس فروشی را آنقدر خوب اداره می کند که توانسته است یک مغازه در کوچه دیاگون داشته باشد.
مارچ بنکس، گریسلدا (Marchbanks, Griselda)
(تاکنون- ؟1830)
ساحره سالخورده، رئیس هیأت برگزاری امتحانات جادوگری (م.ق.31) و عضو ارشد ویزنگاموت.
وقتی رولینگ W.O.M.B.A.T (امتحان شایستگی جادویی سطح عادی) را در آپریل 2006 در وبسایتش برگزار کرد، مارچ بنکس را «پروفسور گریسلدا مارچ بنکس، CDMG، APMO، fdBB» نامید (JKR). معنی این کلمات اختصاری معلوم نیست، ولی بطور معمول نشان دهنده به رسمیت شناختن، تحصیلات ویژه، یا گواهینامه حرفه ای هستند. (جزئیات بیشتر...)
مارجوری بنکس، بیومونت (Marjoribanks, Beaumont)
left گیاهشناسی کارت شکلات قورباغه ای
(1845- 1742)
مارجوری بنکس در زمینه گیاهشناسی پیشگام بود. او تعداد زیادی گیاه جادویی و کمیاب را جمع آوری و دسته بندی کرد. اعتبار کشف علف آبشش زا متعلق به مارجوری بنکس است، هرچند که الادورا کتریج یک قرن قبل آن را کشف کرده بود (fw).
Marjoram = گونه ای از گیاهان که در آشپزی استفاده می شوند (مرزنگوش)
مارش، مادام (Marsh, Madam)
یک ساحره سالخورده که ظاهراً مستعد حالت تهوع در اثر تکان خوردن است، ولی با این حال اتوبوس شوالیه را به مبارزه می طلبد. در اولین سفر هری با اتوبوس شوالیه، مادام مارش در آبرگاونی پیاده شد، در حالیکه حالت تهوع داشت (ز.آ.3). در دومین سفر هری (در سال پنجم)، مادام مارش استفراغ کرد؛ او قبل از همه پیاده شد و این باعث خوشحال بقیه مسافران شد (م.ق.24).
ماکسیم، الیمپ (Maxime, Olympe)
مدیره نیمه غول آکادمی جادوگری بوباتون. (جزئیات بیشتر...)
الیمپ = معادل فرانسوی «کوه المپ، خانه خدایان یونانی».
ماکسیم = معادل لاتین maxima به معنی «بزرگترین»، که برای یک زن نیمه غول نام مناسبی است.
مک کلیورت، دوگالد (McClivert, Dugald)
رئیس خاندان مک کلیورت که در جزیره دریر زندگی می کردند، تا اینکه دشمنی آنها با خاندان مک بون باعث شد تمام اعضای خاندان مک کلیورت توسط مک بون ها که به پنج پا تغییرشکل داده شده بودند کشته شوند (ج.ش).
مک کورمک، کاتریونا (McCormack, Catriona)
مهاجم و کاپیتان تیم افتخار پورتری که تیمش را دوبار در دهه 1960 قهرمان کرد. او سی و شش بار برای تیم ملی اسکاتلند بازی کرده است و یک دختر، مگان و یک پسر، کرلی دارد (ک.ز.7).
مک کورمک، کرلی (McCormack, Kirley)
پسر مهاجم مشهور کاتریونا مک کورمک. کرلی گیتاریست اول گروه موسیقی خواهران عجیب است (ک.ز.7).
مک کورمک، مگان (McCormack, Meghan)
دروازه بان کنونی تیم افتخار پورتری (ک.ز.7).
مک دونالد، ناتالی (McDonald, Natalie)
(تاکنون- 1983)
گریفیندور 2001- 1994 (ج.آ.12).
نام ناتالی از یک دختر کانادایی گرفته شده است که خیلی مریض بود. او کتاب های هری پاتر را دوست داشت و برای رولینگ نامه نوشته بود. رولینگ برای او نامه نوشت و برخی از رازهای کتاب های آینده را برایش فاش کرد، ولی ناتالی قبل از رسیدن نامه فوت کرد. مادر ناتالی به نامه پاسخ داد و او و رولینگ از آن زمان با هم دوست شدند. رولینگ برای قدردانی، نام ناتالی را در کتاب جام آتش گنجاند و او را به گروه گریفیندور فرستاد.
مک گوناگال، مینروا (McGonagall, Minerva)
گریفیندور جانورنما کادر هاگوارتز محفل ققنوس
(تاکنون- 4 اکتبر 1925)
گریفیندور، 1943-1936.
قائم مقام مدیر هاگوارتز و مسئول گروه گریفیندور در دهه 1990. مک گوناگال در دسامبر 1956 معلم تغییرشکل هاگوارتز شد. (جزئیات بیشتر...)
مینروا الهه رومی دانایی است.
نام خانوادگی مک گوناگال از شاعر معروف سر ویلیام توپاز مک گوناگال گرفته شده.
مک گوناگال، م.ج (.McGonagall, M.G)
دانش آموز هاگوارتز در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970. او بازیکن تیم کوییدیچ گریفیندور بود، و در سال 1971 برنده یک پلاک کوچک شد که هم اکنون بخشی از یکی از جوایز تالار نشان ها است (فیلم س.ج).
این شخص مطمئناً پروفسور مک گوناگال نیست، چون مک گوناگال قبل از به دنیا آمدن جیمز در سال 1960، معلم هاگوارتز بود و در حقیقت یکی از معلمان جیمز نیز بود (ز.آ، م.ق). نام «م.ج مک گوناگال» فقط در فیلم سنگ جادو روی یک لوح چوبی در تالار نشان ها ظاهر شده است. از آنجائیکه بقیه اطلاعات این لوح نیز گیج کننده و متناقص با گفته های رولینگ است (به گفته رولینگ جیمز پاتر یک مهاجم بوده است نه جستجوگر)، پس وجود این مک گوناگال نیز معتبر نیست.
مک کینون، مارلین (McKinnon, Marlene)
(مرگ بین سالهای 1978 تا 1980)
یکی از اعضای محفل ققنوس در دهه 1970(ببینید). مارلین و تمام خانواده اش توسط طرفداران ولده مورت، از جمله تراورز کشته شدند (س.ج.4، ج.آ.30، م.ق.9).
تاریخ دقیق مرگ مارلین به ما گفته نشده است، ولی از آنجایی که او در «عکس دسته جمعی» مودی حضور داشت و با توجه به چیزی که مودی درباره او گفت، مارلین باید در تاریخی بین زمان بیرون آمدن لیلی و جیمز از هاگوارتز و 31 اکتبر 1981 مرده باشد.
مک لاگن، کورمک (McLaggen, Cormac)
گریفیندور 1997- 1990.
دروازه بان تیم کوییدیچ گریفیندور بعد از مسموم شدن رون (ش.د.19)
یک «جوان مو وزوزی درشت اندام» و عضو انجمن اسلاگ. او یک عمو تیبریوس مشهور دارد که دانش آموز مورد علاقه هوریس اسلاگهورن بوده است (ش.د.7).
کورمک در هفتمین سال تحصیلش برای پست دروازه بانی تیم کوییدیچ گریفیندور امتحان داد، ولی از رون شکست خورد. کورمک به آسانی این شکست را نپذیرفت. در حقیقت او نمایش دهنده جنبه منفی شجاعت گریفیندوری است: خودبینی و شجاعت بدون فکر. او مرتب خودنمایی می کند، و لاف می زند که بخاطر یک شرط بندی نیم کیلو تخم داکسی را خورده است (ش.د.11).
مک تاویش، تارکوین (McTarvish, Tarquin)
(تاکنون- 1955)
طبق سایت رولینگ، مک تاویش «به جرم جنایت در حق همسایه مشنگش، که در کتری مک تاویش پیدا شده بود زندانی شد.»
منشاء نام: لوسیوس تارکوینیوس سوپرباس (تارکوین مغرور) آخرین شاه افسانه ای روم بود. سلطنت او با وحشیگری و فساد توصیف شده است؛ او در تبعید مرد. تارکوین نقش بد شعر «تجاوز به لاکریس» شکسپیر است.
میدوز، دورکاس (Meadowes, Dorcas)
(مرگ بین سالهای 1978 تا 1980)
عضو محفل ققنوس در دهه 1970.
تاریخ دقیق مرگ دورکاس به ما گفته نشده است، ولی از آنجایی که او در «عکس دسته جمعی» مودی حضور داشت و با توجه به چیزی که مودی درباره او گفت، مارلین باید در تاریخی بین زمان بیرون آمدن لیلی و جیمز از هاگوارتز و 31 اکتبر 1981 مرده باشد.
دورکاس نام یک چوپان زن در نمایشنامه «یک قصه زمستانی» شکسپیر است.
ملی فلوا، آرامینتا (Meliflua, Araminta)
دختر عموی مادر سیریوس؛ او سعی کرد قانونی در جهت آزاد بودن شکار مشنگ ها تصویب کند (م.ق.6).
Mellifluous = «شیرین شده با (یا مثل) عسل.». معمولاً برای توصیف یک صدای خوشایند.
مرلین (Merlin)
رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی.
مری تاوت، گالاتیا (Merrythought, Galatea)
کادر هاگوارتز
استاد دفاع در برابر جادوی سیاه از سال 1895 تا 1945. تام ریدل به محض فارغ التحصیل شدن از هاگوارتز از مدیر مدرسه، آرماندو دیپت پرسید آیا می تواند بماند و به جای پروفسور ماری تاوت که بعد از «تقریباً پنجاه سال» تدریس بازنشسته شده بود، تدریس کند (ش.د.20).
مروین بدجنس (Merwyn the Malicious)
رجوع شود به اسامی بدون نام خانوادگی.
میجن، ایلویز (Midgen, Eloise)
دانش آموز هاگوارتز در اوایل دهه 1990.
سعی کرد با جادو جوش های صورتش را از بین ببرد ولی مجبور شد به خانم پامفری مراجعه کند تا بینی اش را سر جایش قرار دهد (ج.آ13). تا به امروز، هری، رون، و هرمیون از او بعنوان شخصی یاد کرده اند که جوش های غیر طبیعی اش باید مورد محاسبه قرار گیرد. ایلویز ممکن است در هافلپاف باشد، چون دانش آموزان هافلپاف در کلاس گیاهشناسی با لحن دوستانه ای درباره او حرف می زدند (ج.آ.13). ایلویز یکی از اولین دانش آموزانی بود که توسط پدر و مادرش از هاگوارتز برده شد (ش.د.11).
میرتل گریان (Moaning Myrtle)
رجوع شود به میرتل.
ماکریج، کاتبرت (Mockridge, Cuthbert)
کارمند وزارتخانه موجودات جادویی
رئیس سازمان ارتباطات اجنه (ج.آ.7).
دو مونت مورنسی، لاورن (de Montmorency, Laverne)
left معجون شناسی کارت شکلات قورباغه ای
(1893- 1823)
مخترع بیشتر معجون های عشق.
مونتاگ (Montague)
اسلیترین کوییدیچ جوخه بازجویی
(تاکنون- 1978)
اسلیترین 1989 تا 1996، مهاجم و کاپیتان تیم کوییدیچ.
عضو جوخه بازجویی آمبریج که سعی کرد بدون حضور شاهد از دوقلوهای ویزلی امتیاز کم کند و با اینکار اشتباه بزرگی مرتکب شد. دوقلوهای ویزلی او را به داخل کمد غیب شونده طبقه اول انداختند؛ چند روز بعد او در حالیکه در یکی از توالت های طبقه چهارم چپیده بود پیدا شد و پس از آن برای مدت طولانی گیج و سرگردان بود (م.ق.19، م.ق.28، م.ق.30).
او بعداً برای دراکو مالفوی تعریف کرد که در زمان زندانی بودن در کمد، صداهای مغازه بورگین و برکز را نیز می شنیده است. دراکو از این موضوع استفاده کرد و با تعمیر کمد و خریدن لنگه آن از بورگین و برکز راهی برای ورود مرگ خوارها به هاگوارتز باز کرد (ش.د.27).
ما اینطور برداشت می کنیم که مونتاگ یک یا دو سال از دراکو مالفوی بزرگتر است، چون مالفوی در سال پنجمش کاپیتان تیم نشد. (والدین دراکو هر چیز دیگری را با پول برایش خریدند...)
خواهران مونتگمری (Montgomery sisters)
دانش آموزان هاگوارتز در دهه 1990.
برادر 5 ساله آنها در بهار 1997 توسط فنریر گری بک گزیده شد، آن هم بخاطر اینکه مادرشان حاضر نشده بود با مرگ خوارها همکاری کند (ش.د.22). برادر آنها در سنت مانگو مرد.
مودی، آلاستور «چشم باباقوری» ("Moody, Alastor "Mad-Eye)
left محفل ققنوس کارمند وزارتخانه کادر هاگوارتز
کارآگاه بازنشسته. یک سال تحصیلی را در هاگوارتز، در ته یک چمدان جادویی گذراند (ج.آ). مودی عضو محفل بود و بخاطر بدگمانی اش به دیگران ،مخصوصاً در مورد غذا و نوشیدنی، و همچنین امنیت چوبدستی معروف بود؛ این مورد آخر ممکن است بخاطر از دست دادن پایش باشد (ج.آ ، م.ق.3). البته این فقط یک حدس است.







Jadoogaran®
Harry Potter Lexicon








![[index]](/modules/mediawiki/images/mediawiki.png)