هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

[index]

Rg-ps05

از جادوگران®، فرهنگ نامه هری پاتر.

index | تغییرات اخیر | ویرایش این صفحه | تاریخچهٔ صفحه | تعویض به حالت مدیا ویکی

نسخهٔ قابل چاپ | تکذیب‌نامه‌ها | سیاست حفظ اسرار
رده‌های صفحه: About books ps


هری پاتر و سنگ جادو

فصل پنجم:

کوچه‌ی دیاگون

فهرست فصل های کتاب هری پاتر و سنگ جادو:

جلد و مقدمه - 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17

«بازگشت به صفحه راهنمای خواننده»



خلاصه فصل نوشته شده توسط ویلیام سیلوستر
توضیحات و لینک ها توسط مایکل ال ورلی و استیو واندر آرک

نسخه هارد کاور آمریکایی: از صفحه 61 تا 87

نسخه هارد کاور بریتانیایی: از صفحه 49 تا 66

نسخه پیپر بک بریتانیایی: از صفحه 71 تا 98

نسخه فارسی نشر تندیس: از صفحه 73 تا 102

دوره زمانی: 31 جولای 1991 [ Y11 ]

در این فصل هاگرید هری را به کوچه دیاگون که در شهر لندن قرار دارد میبرد تا از ارثیه اش در بانک گرینگوتز برداشت کرده و وسایل مدرسه اش شامل چوب دستی و هدویگ، جغد سفید برفیش را بخرد. در همان زمان هاگرید بسته ای محرمانه را از صندوق بانک گرینگوتز میگیرد، هری با دراکو مالفوی روبرو شده و هاگرید به هری بلیت قطار سریع السیر هاگوارتز را میدهد.


حقایق و نکات جالب در متن این فصل

ماجراهای این فصل در روز 31 جولای یعنی روز تولد 11 سالگی هری اتفاق افتاده اند.

هاگرید برای خودش و هری بستنی های مخروطی شکل خرید. شاید این مغازه همان بستنی فروشی فلورین فورتسکیو باشد. (ز.آ.3)

دیدن چگونگی عملکرد هاگرید در مواجهه با دنیای مشنگ ها جالب است: استفاده از متروی زیر زمینی لندن (و شکایت کردن از آن با صدای بلند)، غذا خوردن در یک همبرگر فروشی و نشستن روی صندلی های پلاستیکی، کارهایی که کاملا غیر جادویی بودند.

نام "Diagon Alley" «کوچه دیاگون» از ریشه "diagonally" «قطری، اریب» گرفته شده است.

هری در جایی در حالیکه با نگاه به دنبال قایق دیگری میگردد از هاگرید میپرسد: «چجوری اومدی اینجا؟»
هاگرید جواب میدهد: «پرواز کردم»

برای سال ها جزییات این قسمت پوشیده بود - تا اینکه هاگرید در ز.آ.20 گفت: «خب، هیکل منو ببین، شرط میبندم هیچ چوب جارویی تحمل وزن منو نداره» (به غیر از این مورد، حتی هاگرید هم احتمالا با گذاشتن یک جاروی پرواز زیر اورکتش مشکل خواهد داشت.) به نظر میرسد هاگرید، مانند دامبلدور به جای جارو از تسترال های هاگوارتز استفاده میکند.

با چترش آهسته دو بار به پهلوی قایق زد

این طلسم میتواند یک قایق کوچک را بدون راهنما به جلو براند. احتمالا همان طلسمی است که برای راندن قایق های کوچک از اسکله آنها در هاگزمید به قلعه هاگوارتز استفاده میشود.

گرینگوتز صدها مایل زیر لندن قرار داره، فهمیدی...

این جمله را باید جزو گزافه گویی های هاگرید حساب کرد. به وضوح معلوم است که واگن صد ها مایل سفر نکرده است. معنی این جمله را میتوان اینگونه نیز برداشت کرد که تونل های زیر زمینی هاگوارتز صد ها مایل در تمام جهات کشیده شده است، ولی باز هم چنین چیزی بعید به نظر میرسد.

«...پس کورنلیوس فاج پیر شغلو به چنگ آورد. آدمی به بی لیاقتی اون ندیدم. هر روز صبح دامبلدورو با جغدای پی در پیش بمبارون میکرد و راهنمایی میخواست.»

این اولین برش از شخصیت فاج برای درک خط مشی های او در آینده بسیار مهم است. سال ها بعد پس از صرف شام در خانه گریمولد، آرتور ویزلی (در حالیکه داشت علت اینکه چرا فاج از پذیرفتن بازگشت ولدمورت سر باز میزند توضیح میداد) چیزی را که هاگرید اینجا گفته بود تایید کرد: «فاج تو سال اول وزارتش بود و خیلی مستقل نبود و مدام به دنبال کمک گرفتن از دامبلدور بود.» همینطور که زمان میگذشت فاج موفق شد خودش را متقاعد کند که فرد زیرکی است، در نتیجه این زیاد تعجب برانگیز نبود که ضد دامبلدور شد چون مانند شاهد زنده ای او را به یاد روز های کار نابلدیش می انداخت. در حین اینکه جریان سنگ جادو به جلو میرفت، رفتار فاج زمینه ساز پیام های نادرستی بود که توسط عامل ولدمورت برای به دام انداختن دامبلدور خارج از هاگوارتز برنامه ریزی میشد. همچنین این قضیه روشن میکند که چرا دامبلدور از کندترین سیستم حمل و نقلی که میتوانست استفاده میکرد: او به اندازه کافی مشکل داشت و نمیخواست فاج را تحریک کند ( اطلاعات بیشتر در مورد پیام های نادرست بعدا نوشته خواهد شد)

مهمترین کار وزارت خونه اینه که این حقیقتو که تو این زمونه هم هنوز ساحره هایی وجود دارن مخفی کنه...

با بررسی تاریخ های گوناگونی که از منابع مختلف واقعیت محض بدست آمده است، به نظر میرسد وزارت خانه در حدود سال 1692 به خاطر قانون رازداری جادوگران تاسیس شده باشد. اصلی ترین وظیفه رییس وزارت خانه این است که به این رازداری ادامه داده و از آن حمایت کند.

هر کسی برای حل مشکلاتش به دنبال راه حلهای جادویی میگرده

البته این مساله دلیل واقعی مخفی شدن جامعه جادوگری از انظار نیست. گسست بین دنیای مشنگ ها و جادوگران به این خاطر اتفاق افتاد که مشنگ ها به حدی به آزار و اذیت جادوگران میپرداختند که آنها را به تیر بسته و آتش میزدند. معلوم نیست به چه علت هاگرید هری را با این جواب ملایم دک کرده است. مگر اینکه میخواسته پسره را از برخی حقایق تاریکتر تاریخ جادوگران حفظ کند.

هاگرید، که آنطور که خودش میگفت از پول مشنگ ها سر در نمی آورد، پول ها را به هری داد...

در نتیجه هاگرید مقداری پول بریتانیایی داشته تا هری را به کوچه دیاگون ببرد. احتمالا این پول از بانک گرینگوتز بدست آمده است، چرا که طبق گفته رولینگ در یک مصاحبه این بانک چنین کارهایی را نیز انجام میدهد. (مرجع؟)

[هاگرید] نشست و مشغول بافتن چیزی که شبیه به خیمه سیرک به رنگ زرد قناری بود شد

البته رولینگ بعدا با روشن کردن این مورد نامفهوم در مصاحبه ای توضیح داد که هاگرید یک گریفیندوری بوده است. زمانی طرفداران با مرجع قرار دادن رنگ زرد در این جمله و قطعه ای دیگر که در همین فصل آمده است (پایین را ببینید) به این نتیجه رسیده بودند که هاگرید یک هافلپافی بوده است. به هر حال تصویر نشستن یک نیمه غول خشن و پرمو و گنده در حالی که دارد بافتنی میبافد سرگرم کننده است.

لباس های متحد الشکل (یونیفرم)

توجه کنید که به لباس هایی که دانش آموزان زیر ردای خود میپوشند اشاره ای نشده است. دانش آموزان هاگوارتز ردا میپوشند که همه یکدست و با رنگ سیاه هستند. کراوات ها و سایر لوازمی که ما در فیلم ها میبینیم به رنگ گروه ها است قطعا واقعیت محض نیست. همانطور که در فهرست لوازم میبینیم از دانش آموزان انتظار میرود که کلاه نوک تیز سیاه رنگ هم به سر داشته باشند. نکته آخر که همه باید برچسب اسمشان را روی لباس دوخته باشند نیز جالب است.

کتاب های درسی

رولینگ نام کتاب ها و نویسندگان آنها را با علاقه همیشگی خود یعنی بازی با کلمات انتخاب کرده است. نام هایی مثل «جیگگر» (در انگلیسی به معنی خم رنگرزی است) برای کتاب معجون ها و «اسپور» (در انگلیسی به معنی هاگ قارچ است) برای گیاه شناسی زیرکانه انتخاب شده اند. تعدادی از اسامی دیگر کمتر خاص هستند، ولی درآوردن ریشه آنها سرگرم کننده است.

میتوان با دو استثنا درآورد که کدام کتاب مربوط به چه موضوعی است. «کتاب استاندارد طلسم ها» یک کتاب افسون است و هری همه ساله جلد بعدی آن را میخرد. «تاریخچه جادو» هم واضح است که کتاب درسی مربوط به تاریخ سحر و جادو است. روشن است که کتاب «راهنمای تغییر شکل برای مبتدیان» مربوط به موضوع تغییر شکل است و کتاب «یک هزار گیاه و قارچ جادویی» مربوط به گیاه شناسی است. کتاب «دارو ها و معجون های جادویی» هم که مربوط به معجون ها است و کتاب «نیرو های سیاه: راهنمای حفاظت شخصی» به درس دفاع در برابر جادوی سیاه تعلق دارد.

آنهایی که کمتر مشخص هستند این دو کتاب هستند: «تئوری جادو» و «جانوران شگفت انگیز و زیست گاه آنها». شاید این دو کتاب را باید همه دانش آموزان به عنوان مرجع استاندارد به همراه داشته باشند. اولی احتمالا کتاب پایه برای تمام کلاس ها است چرا که در تمام کلاس های جادویی نیاز است دانش آموزان تئوری خوابیده در پشت جادو را درک کنند. ولی بیشتر اوقات در کلاس تغییر شکل است که صحبت از تئوری میشود. دومی احتمالا یک کتاب تکمیلی برای درس معجون ها است. قطعا در معجون ها قطعاتی از جانوران جادویی را به عنوان اجزای معجون به کار میبرند. هری و دوستانش تا سال سوم درس «مراقبت از جانوارن جادویی» را آغاز نمیکنند و کتاب مشهور اسکمندر کتاب درسی این کلاس نیست.

ظاهرا کتاب درسی برای ستاره شناسی وجود ندارد، هر چند این درس نسبتا گیج کننده است. با توجه به مراجع بسیاری که در مورد تاثیر ماهیت ستاره ها روی طلسم ها و معجون ها وجود دارد، شاید کتاب «تئوری جادو» برای این کلاس استفاده میشود.

سایر لوازم

در نسخه های اولیه کتاب یک، فهرست با کلمه «1 چوب جادو» شروع میشد. به دلایلی این کلمه ویرایش شد و نسخه های فعلی این گزینه را ندارند.

هری هرگز قبلا به لندن نرفته بود

و بنابراین باغ وحشی که مار بوآ را از آن نجات داده بود باغ وحش لندن نبوده است.

یک خیابان معمولی پر از مردم معمولی

در کتاب سوم میفهمیم که این خیابان «چارمینگ کراس رود» است. که خیابانی نسبتا شلوغ در لندن است پر از مغازه ها و پر از جمعیت مردم که در تمام ساعات شب و روز در حال حرکت هستند.

میخانه پاتیل درز دار

این میخانه کوچک توسط دیزی دودریج در حدود سال 1500 بنا شده است (کارت های جادوگران مشهور). در آن زمان جایی که اکنون خیابان چیرینگ کراس رود قرار دارد شلوغ نبود، بلکه جایی بود که پادشاه در آن بازی میکرد. پاتیل درز دار به طور خاص به عنوان مکانی برای ورود به کوچه دیاگون ساخته شده است ولی با توجه به اینکه در آن موقع آن محل خیابان نبوده است میتوانیم با حدس و گمان بگوییم کل کوچه دیاگون در یک جور بعد جادویی قرار دارد. مشخص نیست که آیا کوچه دیاگون هم در همان زمانی که میخانه ساخته شده است شکل گرفته باشد ولی این قضیه محتمل به نظر میرسد. میخانه چی فعلی آن یک مرد بی دندان پیر با نام تام است. ما دوباره در کتاب های بعدی او را خواهیم دید.

پروفسور کوییرل دست هری را گرفت و با لکنت گفت: «پا پا پاتر نمی نمی تونم بگم چقدر از از دیدنت خوشحالم»

کوییرل در میخانه پاتیل درز دار با هری دست داد. در آن زمان او هنوز توسط ولدمورت «تصرف» نشده بود و دستار بر سر نداشت. این صحنه در فیلم تفاوت دارد -- در فیلم کوییرل دستار بر سر دارد که باعث گمراهی افراد میشود.

«جگر اژدها یک اونس شانزده سیکل...»

در متن اولیه عبارت هفده سیکل برای یک اونس وجود داشت. هفده سیکل معادل یک گالیون است که بعدا هاگرید به ما یاد میدهد. این قضیه باعث میشد که جمله اول خیلی عجیب به نظر برسد مثل اینکه یک نفر به جای یک دلار بگوید «یکصد سنت». متن اکنون به شانزده سیکل تصحیح شده است.

«گروه های مدرسه. چهار تا هستن. همه میگن هافلپاف جای کودناس، ولی...»
هری با ناراحتی گفت: «شرط میبندم بیوفتم تو هافلپاف»
هاگرید با چهره ای گرفته گفت: «هافلپاف از اسلیترین بهتره. حتی یه ساحره یا جادوگر که به راه های بد کشیده شدن وجود نداره که تو اسلیترین نباشه. یه نمونش اسمشو نبر»

این پاراگراف مورد مناقشه بی پایان طرفداران است. اول از همه در آن گفته نشده هاگرید در هافلپاف بوده است. در حقیقت با توجه به گفته رولینگ او عضو گروه گریفندور است. دوم اینکه نمیتوان گفته هاگرید در این عبارت را حقیقت دانست. تمام ساحره ها و جادوگران بد جزو اسلیترین نیستند. واضح است که اینجا هاگرید اغراق کرده است. همانطور که یکی از طرفداران گفته است ممکن است ما در جایی بگوییم تمام متخصصین کامپیوتر انسان های جامعه گریز و منزوی هستند چرا که این چیزی است که به آن عادت کرده ایم ولی واضح است که این حقیقت ندارد. هاگرید در اینجا گزافه گویی کرده است.

«سعی میکردم که راه طلسم کردن دادلی رو پیدا کنم»
هاگرید گفت: «نمیخوام بگم که این کار خوبی نبوده، ولی تو نباید در دنیای مشنگ ها از جادو استفاده کنی مگر در شرایط خیلی خاص»

ولی در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه: چهار سال بعد هری نزدیک بود به خاطر این مساله از مدرسه اخراج شود. ولی به خاطر نجات دادلی از خطر دیوانه سازها. البته دادلی مطمان بود هری تلاش میکند او را طلسم کند.

وزغ نه، الان خیلی سال میشه که دیگه وزغ مد نیست

اوه، نویل بیچاره

چشم سوسک (هر قاشق پنج نات)

وای، چه مبلغ ارزونی برای چشم های ریز سوسکه. احتمالا باید روش راحتتری از اون چیزی که ما فکر میکنیم برای جمع کردنش وجود داشته باشه. تصورشو بکنید حتی فقط یه قاشقش به این معنیه که باید چشم تعداد بسیار زیادی سوسکو درآورد.

البته، در حقیقت این چوب جادوِ که جادوگرو انتخاب میکنه

این مسابقه بین ساحر یا ساحره و چوب جادویش فقط بی همتا نیست بلکه کمی هم رمز آلود است. تصور میکنم میتوان فرض کرد اولیواندر کمی در اظهار عقیده اش نمایشی عمل کرده است، ولی حتی با این فرض هم با توجه به آنچه که بعدا برای هری پیش می آید متوجه میشویم که ارتباطی بین جادوگر و یک چوب جادوی خاص وجود دارد. احتمالا یک نفر با چوب جادویی که با او تطابق نداشته باشد نمیتواند به خوبی جادو کند، و جالب اینجاست که ما این جریان را که برای رون و نویل رخ میدهد میبینیم. هیچ کدام از آنها اول کار در جادو ماهر نیستند و این ممکن است به این دلیل باشد که از چوب جادوی مناسب استفاده نکرده اند. رون تا سال سوم چوب جادویی را که با او تطابق داشته باشد نداشت. نویل چوب جادویی را که از پدرش به او رسیده بود در نبرد در بخش رازهای وزارت سحر و جادو شکست و در سال ششم یک چوب جادوی جدید خرید.

او برای چوب جادویش هفت گالیون طلا پرداخت کرد و آقای الیواندر با یک تعظیم آنها را از مغازه اش به بیرون بدرقه نمود

آنطور که چهار سال بعد میفهمیم آقای الیواندر بعد از خارج شدن هری و هاگرید جغدی برای دامبلدور فرستاد و به او اطلاع داد که دومین چوب جادویی که از پر ققنوس ساخته شده بود خریداری شد. هفت گالیون سی و پنج پوند یا تقریبا 51 دلار آمریکا است.

شخصیت های جدیدی که در این فصل معرفی شده اند

شخصیت هایی که در این فصل بازگشته اند

شخصیت هایی که در این فصل نامشان برده شده است

مکان های جدیدی که در این فصل معرفی شده اند یا مکان هایی که بازگشته اند

لحظات استثنایی شخصیت ها

  • دورسلی ها هیچ گونه حس شوخ طبعی ندارند، به همین دلیل است که هری تلاش نمیکند تا خودش را متقاعد کند که تمام این اتفاقات یک شوخی احمقانه است.
  • با توجه به هاگرید، کوییرل بسیار باهوش بوده است، ولی به نظر میرسد بعد از اینکه یک سال از مدرسه مرخصی گرفت تا به تجربیات دست اول بپردازد عقلش را از دست داد.
  • از این فصل ما تازه کم کم متوجه میشویم که هاگرید عاشق موجودات جادویی است (هر چه خطرناکتر بهتر)، و به طور خاص این نکته که او همواره میخواسته اژدها داشته باشد.
  • این نکته کنابه آمیز است که از بین تمام مردم اولین بچه جادوگری که هری با او روبرو میشود دراکو مالفوی است (البته هنوز هیچکدام نام همدیگر را نمیدانستند)، و دراکو اولین کسی بود که کوییدیچ را به هری شناساند. در این زمان هری هیچ پیش زمینه ای از دراکو نداشت تا وجهه او پیشش خراب شود، و دراکو سعی میکرد دوستانه رفتار کند: او کمی این پا و آن پا کرد تا موضوعی برای صحبت پیدا کند، ولی متاسفانه با مسخره کردن هاگرید اشتباه کرد.
  • اولین تصویری که از دراکو در ذهن هری شکل گرفت این بود که او هم مانند دادلی لوس است. چون دراکو در مورد اینکه چطور پدرش را وادار کرده بود تا برایشجاروی پرواز پر سرعت بخرد حرف میزد، و اینکه قادر بود قانون نداشتن اجازه سال اولی ها برای داشتن چوب جارو را بشکند و یواشکی آن را به مدرسه بیاورد. دراکو همچنین کلی چاخان کرد (اینکه چقدر در کوییدیچ بازیکن خوبی است، به طوریکه بعدا عکس آن معلوم شد). در پایان گفتگو تعصبش روی داشتن خون خالص مشخص شد.
  • هری در ابتدا علیه دراکو موضع گرفت چون دراکو هاگرید را مسخره کرد، بهترین دوست هری را. هری بلافاصله پست هاگرید درآمد؛ در این جا ظرفیت هری در وفاداری آتشین به دوستانش به صورت واقعی نشان داده شد به جای اینکه در موردش حرف زده شود.
  • اولیواندر از آن همه کش و قوس برای پیدا کردن چوب دستی مناسب برای هری لذت میبرد.

طلسم ها

  • طلسم راندن قایق
  • نوار جادویی برای اندازه گیری با نشانه های نقره ای (در مغازه اولیواندر)

لینک ها و منابع

تکه های به یاد ماندنی متن

  • «فقط خودت باش. میدونم سخته. تو انتخاب شده ای و این قضیه همیشه سخته.»

کلمات سخت بریتانیایی

  • cupboard - معنی فارسی: گنجه، اتاقک - معنی در کتاب ها: اتاقک زیر راه پله که هری در آن زندگی میکرد.
  • humbug - معنی فارسی: بامبول، حیله، فریب
  • Underground - اسم خاص. قطار زیر زمینی (مترو) شهر لندن

دوره زمانی/ تقویم

تمام ماجراهای این فصل در روز تولد سیزده سالگی هری یعنی 31 جولای 1991 [ Y11 ] اتفاق افتاده است.

فهرست فصل های کتاب هری پاتر و سنگ جادو:

جلد و مقدمه - 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17

«بازگشت به صفحه راهنمای خواننده»


منبع: فصل پنجم کتاب اول (هری پاتر و سنگ جادو)

برگرفته از «http://www.jadoogaran.org/modules/mediawiki/index.php/Rg-ps05»

این صفحه ۳٬۰۳۳ بار دیده شده است. این صفحه آخرین بار در ۰۴:۴۴, ۱۵ فوریه ۲۰۰۸ تغییر کرده است. محتویات تحت اجازه‌نامهٔ جادوگران® در دسترس است.


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.