هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (لایتینا.فاست)



پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷
#11
🔮نمرات جلسه آخر🔮


من متاسفانه موقع ارسال متن تدریس و تکالیف فراموش کردم بارم هر سوال رو بذارم.اما این طوری بود:
سوال اول: 4 نمره
سوال دوم: 3 نمره
سوال سوم: 3 نمره

راستش من منظورم از سوال آخر این بود که خلاقیت به کار ببرین، فقط از همون صورت فلکی استفاده نکنین بلکه همین جوری بی منطق از ذهنتونم کمک بگیرین که تحلیل کنین.
اما در هرحال نمره زیادی کم نکردم برای این.

هافلپاف

آرتمیسیا لافکن: 4+3+2: 9
سوال آخر من انتظار خلاقیت خیلی بیشتری داشتم. یعنی خب اولین فکری که بعد از دیدن کیک به ذهنمون میرسه همینه که یکی داره کیک میپزه، و میشد بهتر فکر کرد.

ماتیلدا استیونز: 4+3+3: 10
خوب بود همه چی. از تحیلیل آخرتم خوشم اومد.

سدریک دیگوری: 4+3+2: 9
تو هم همون مشکلی رو که گفتم داشتی.تحیلیل آخرت میتونست خیلی بهتر باشه.یعنی خب حتی میتونستی صورت فلکی رو فقط یه اردک بکشی و بعد این تحلیل رو بکنی اما وقتی براش گل کشیدی میتونستی چیز بهتری بنویسی.

گریفیندور

آلکتو کرو: 4+3+3: 10
خیلی خوب بود سوال آخر. همین که با بی منطقی نوشتی رو خیلی دوست داشتم.

ریونکلاو

لینی وارنر: 4+3+3: 10
خیلی خوشم اومد که صورت فلکی اصلی رو هم کشیدی و بعد نقضش کردی. و تحلیل آخرتم خیلی خوب بود.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۴۸ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
#12
1. بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد رو یا توصیف کنین که چه شکلیه، یا نقاشیشو بکشین. قاعدتا اگه نقاشی می‌کشین کله‌شو هم باید رسم کنین. (3 امتیاز)

از اونجایی که به نظر میاد کله جونور اندازه استادمون یعنی پروفسور وارنره، پس میتونیم بگیم که کوچیکه. اما اشتباه نکنید. من وقتی پارچه رو زدم کنار، چشم ورقلمبیده هی بزرگ شد. نکه بزرگ باشه ها. اول دو بعدی بود. بعد کم کم مثل توپ باد شد. چشماش بیشتر ورقلمبیده شدن حتی. انقدر باد شد که دیگه تو کلاس جا نشد و بردمش بیرون تا ببینم بیشتر بررسیش کنم. در کل شبیه دوتا توپ بود، یه توپ که بدنش بود و یه توپم سرش. توپ بدنش دوتا دست خیلی خیلی کوچولو بهش چسبونده شده بود و دوتا پای کوچولوتر هم داشت. بعد به خاطر این ابعاد چشم ورقلمبیده نمیتونه هیچ کاری کنه که، پس تصمیم میگیره دو بعدی و بدون باد باشه تا این که کلی بزرگ باشه و به سختی بتونه حرکت کنه!

2. چرا لینی رفت تو دهن این جانور؟ (1 امتیاز)

به خاطر این که تک تک دانش آموزا میومدن بررسی میگردن و بعضا جا میخوردن یا تعجب میکردن و "یا جوراب مرلین" گویان از صحنه دور میشدن. و حالا لینی هم از این فرصت استفاده کرد از دهن جونور راهشو پیدا کرد رفت تو چشم های ورقلمبیده‌ی موجود و از اونجا کلی به دانش آموزا و واکنش هاشون خندید و البته که استاد وظیفه شناسی بود و میخواست نظارت کامل داشته باشه.

3. اتفاقاتی که بعد از رفتن لینی به داخل بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد میفته رو توضیح بدین. (3 امتیاز)

هدف لینی پیدا کردن راه چشم‌ها بود تا بتونه دید خوبی به بازدید دانش آموزا از موجود داشته باشه. و از اونجایی که رفیق چشم ورقلمبیده بود، برای پیدا کردن راهش هر چقدر که پیش میرفت. به در و دیواری که دورش بودن -که میشه حلق جونور- میکوبید و جونور با زبونش که خیلی دراز بود و لوله شده بود راه رو به لینی نشون میداد. درست بود که لینی یه دور اشتباهی از دماغ چشم ورقلمبیده سر در آورد و چیزای خوبی نصیبش نشد اما در نهایت که به چشم جونور رسید!
تازه کلیم به ریش نداشته دانش آموزا خندید، چون همون طور که گفتم کلی واکنش های خنده دار و سوژه به موجود نشون میدادن.

4. ویژگی بارز این جانور به نظرتون چیه؟ چرا؟ (1 امتیاز)

ویژگی بارز این جونور بادکنکی و گنده بودنشه. درواقع اون میتونه به عنوان یه بادکنک، یا توپ و یا حتی آدامس کاربرد داشته باشه. البته فکر نمیکنم کسی بخواد جونور دو بعدی و در حالت باد نشده‌ش رو بذاره تو دهنش و بجوعه ولی قطعا اگه کسی این کارو کرد میتونه به عنوان یه آدامس بادکنکی خوب ازش بهره ببره.
و این که این موجودات کلا خجالتین چون احساس میکنن چاق و گندن. (که البته هستن) و به خاطر همین دلشون نمیخواد توی دید باشن و همیشه میرن یه جایی که کسی نباشه که مسخره‌شون کنه.

5. توصیفی از محل زندگی چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد با توجه به اونچه که تو سوال 4 گفتین ارائه بدین. (1 امتیاز)

یه جاییه که همه آدامس خوردن رو دوست دارن و حتی منبع آدامس فروشیه. درواقع مردم به یکی از کاربردای این جونورا احترام میذارن و بهش عشق میورزن. درسته که محل زندگی این جونورا اغلب شلوغه ولی چشم ورقلمبیده ها جاهای شلوغ رو دوست ندارن، اما میدونین چرا توی این جای شلوغ زندگی میکنن؟
چون این موجودات معمولا تو یه بسته خیلی خیلی کوچولو و تاریکه که حالت باد نشده خودشونو بزور توش جا کردن زندگی میکنن. این بسته ها که پر از چشم ورقلمبیده‌س رو ملت میذارن کنار هم و گاها میفروشن به بقیه!

بله منظورم متروهای ماگلیه! که مردم میگن آدامس 5 تا هزار! منظورشون بسته های چشم ورقلمبیده‌س.

6. انتقادات و تعریفات و پیشنهاداتتون به این کلاس رو بدون تعارف وارد کنین! (1 امتیاز)

نقاشی زیاد میدادین استاد. کل آبرنگام و حتی گاها قاشق هامو که باهاشون نقاشی میکردم تموم شد.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۹ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
#13
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)

اول به صورت خیلی یهویی آهنگ تو هدفون لایتینا قطع میشه و به جاش صدا یه مادربزرگی پخش میشه که اکو هم میشه و میگه: خجالت بکش ننه، خجالت..." بعد همین باعث میشه که لایتینا اول سرخ و سفید و آبی شه بعد عین ژله پخش شه رو زمین. و همزمان با ریتم صدای پیرزنه شروع کنه مثل یه جریان آب این ور اونور رفتن.

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)

رز که بود و چه کرد؟
ویبره های رز از چه نوعی بودند و درکجا یافت میشوند؟
ایمان، تقوا و عمل صالح را به یک سوال ویبره‌ای ربط دهید.
آیا بی کفایتی دانش آموزان و جنگ داخلی دلیل اصلی خراب شدن معجون ها بودند؟

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)

به قطع یقین خفن نبود... چرا چرا بود. یعنی میدونید استــاد :افکت عشوه تسترالی: من همیشه دوست داشتم ویبره رو از نوع های مختلف و باحالش یاد بگیرم اونم همراه معجون سازی. همیشه تو فانتزی هام تصور میکردم که دارم ویبره میرم و بوی معجون کپیده هوا رو پر کرده و شما هم کنارمین و دارین بهم معجون سازی یاد میدین. استــاد خوب گفتم؟


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۲۳:۰۲:۳۵

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: خانه ی سالمندان!
پیام زده شده در: ۲:۱۶ شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
#14
رودولف که میخواست از دست پاتیل سر به بیابون و دشت و کویر بذاره، این دفعه قسمت ریونکلاوی مغزشو به کار انداخت پس تصمیم گرفت مثل تو فیلما با چسب دهن پاتیل رو ببنده.
اما بعد متوجه شد که اصلا پاتیل دهن مشخص نداره.
پس نتیجتا چسب نواری رو برداشت و دور تا دور پاتیل رو چسب کاری کرد و عایق بندیش کرد.

- امممم...
- متاسفم پاتیل برای امروز دیگه جر و بحث دیگه کافیه.

رودولف از بالا یه عینک آفتابی رو چشمش ظاهر شد که خفنیتش رو نشون بده. بعد رودولف در حالی که سعی میکرد پیرزن رو توی پاتیل جا بده آشپزیش رو شروع کرد.

مدتی بعد، خونه ریدل

- پس شام ما چی شد؟ الان دخترمون اگه از دور دورش برگرده و شام ما رو بخوره چی؟

مرگخواران همه سریع از این ور به اونور میرفتن. یکی چندین شمع رو میاورد و برای خوشگلی روی میز شامی که جلوی لرد قرار داشت، میذاشت. یکی دیگه میرفت نقاشی مونالیزا رو برای فرهیخته کردن فضا روی دیوار قرار میداد.
اما همچنان خبری از غذا نبود.

- اگه تا یه ثانیه‌ی دیگه غذای ما رو نیارید همتون رو تبدیل به مرگخوار سوخاری با پنیر اضافه میکنیم!
- غذای مخصوص سر آشپز اینجاست.

رودولف که مثل آشپزا فیگور گرفته بود، سینی‌ای روی دستش بود را بالا گرفته و همزمان به تمام ساحره‎هایی که اونجا بودن، نگاه کرد که نشون بده چقدر میتونه کمک کار خوبی توی کارای خونه باشه.

- رودولف... غذا!

رودولف با صدای لرد به خودش اومد و بدو بدو رفت و سینی غذا رو جلوی لرد گذاشت. لرد هم بی معطلی بدون توجه به این رودولف این غذا رو درست کرده مقداری از اون رو توی دهنش گذاشت و قورت داد.
- بد نیست رودو... چرا جلوم یه آناناس وایستاده! چرا یه بلوبری داره تو هوا پرواز میکنه؟ اونجام یه هویجه. چرا انقدر میوه دور منه؟

مرگخواران بهم نگاه کردن، اونا هیچ میوه‌ای نمیدیدن اما لرد سیاه تک تک افرادی که دورش بود رو نشون میداد و اونا رو یه نوع میوه خطاب میکرد...
انگار که همه رو میوه میدید!


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۲۷ ۲:۲۰:۱۲

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: تصاویر کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۲۱:۱۲ چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
#15


تصویر کوچک شده


توضیحات: هری و رون با ماشین پرنده بر فراز هاگوارتز!
میتونین درباره اتفاقاتی که ممکنه براشون پیش بیاد بنویسین. یا این که الان میخوان چجوری فرود بیان و حتی این که چرا کارشون به اینجا کشیده که با ماشین پرنده بالای هاگوارتز پرواز کنن. درباره هرچیزی که درمورد هری و رون و ماشین پرنده‌شون باشه میتونین بنویسین. خودتون رو محدود نکنین و از خلاقیتتون بهره ببرین.

* سعی نکنید مثل کتاب بنویسید. خلاقیت به خرج بدید. اگه هم سوژه ـتون مثل کتاب شد سعی کنید نحوه ی اتفاقات رو تغییر بدید.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: تصاویر کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۲۱:۰۹ چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
#16


تصویر کوچک شده


توضیحات: هری و دابی توی اتاق هری.
میتونین درباره مکالمه بینشون بنویسین. این که چرا دابی توی اتاق هریه و یا هرچیزی که میتونین با توجه به خلاقیتتون بنویسین. دستتون کاملا بازه که درمورد هرموضوعی که حول محور این دوتا شخصیت میگذره بنویسین.

* سعی نکنید مثل کتاب بنویسید. خلاقیت به خرج بدید. اگه هم سوژه ـتون مثل کتاب شد سعی کنید نحوه ی اتفاقات رو تغییر بدید.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳ جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
#17
🔮 تدریس جلسه چهارم 🔮


جادوآموزان این جلسه میدونستن که باید برن تو حیاط چون استادشون اصولا آدم نرمالی از نظر فکری محسوب نمیشد. اونا همین طور منتظر شدن مثل جلسه قبل. میدونستن که باید صبر ایوب و ده بیست نفر دیگه رو هم داشته باشن که بتونن تحمل کنن.
اما این دفعه دقیقه ها گذشت، ساعت‌ها، کم کم خورشیدم یه سر به نشونه تاسف برای جادوآموزای اسکل شده تکون داد و غروب کرد. بعدش ماه درحالی که داشت خمیازه میکشید تو آسمون پدیدار شد. اما لایتینا نیومد.

جادوآموزان که داشتند چرت میزدند کم کم میخواستند بند و بساطشونو جمع کنند که لایتینا سوت زنان وارد حیاط هاگوارتز شد.
- خب چه جادوآموزای باهوشی که خودشون اومدن تو حیاط و برای درس آمادن.

جادوآموزا میخواستن هرچی که دم دستشونه رو به سمت لایتینا پرت کنند. نه حالا بر اساس عرف این کار که گوجه پرتاب میشه، بلکه کتاب ودفتر و موبایل هایی که توی کیفشون قایم کرده بودن. ولی وقتی فکر کردند متوجه شدن جلسه آخره و به نفعشونه امتیاز گروهشونو به قهقرا نبرن.

- خب درس امروز درباره ستاره‌هاس. میدونین که من از بس استاد خفنیم بر چندتا درس تسلط دارم.

لایتینا یه عینک آفتابی از جیبش در آورد و رو چشمش زد که خفنیتش چندبرابر شه.

- آفتاب بدم خدمتتون استاد؟

این بار لایتینا لنز عینک رو پرت نکرد بلکه یه تراکتور از تو کیفش بیرون آورد و روی جادوآموز انداخت!

جادوآموزان:

- خب داشتم میگفتم. هرچندتا ستاره یه صورت فلکی رو تشکیل میدن، حالا ما از روی صورت فلکیا میتونیم اتفاقات آینده رو پیش بینی کنیم!

بعد از این لایتینا میخواست یه صورت فلکی رو روی آسمون نشون بده و تحیلیلش کنه که متوجه شد همه چی زیاد تاریکه. در همین لحظه صدای جادوآموز کتلت شده تو ذهنش اکو شد... اصلا آفتاب نبود که.
لایتینا سوت زنان عینک شو در آورد و بعد به جادوآموزانی که چهارچشمی بهش خیره شده بودن، نگاه کرد. به نظر میومد اصلا متوجه نشده بودن که لایتینا عینک زده بود. لایتینا هم خوشحال شد و توضیحاتشو ادامه داد و به سمت آسمون پر ستاره اشاره کرد.
- اون سه تا ستاره رو میبینین؟ اون صورت فلکی بوقه! و من از اونجایی که ستاره هاش خیلی کم نور شدن میتونم بفهمم بوق گرون شده!

جادوآموزان که بازم پوکر شده بودن. نه به خاطر تحلیل لایتینا بلکه به خاطر این که اصلا متوجه نمیشدن لایتینا کدوم ستاره ها رو میگه!
اما به نظر نمیومد لایتینا براش مهم باشه چون شروع کرد به گفتن تکالیف این جلسه.

~ تکالیف ~


1. یه صورت فلکی رو در نظر بگیرین و توضیح بدین که شکل چیه.
2. نقاشی همون صورت فلکی رو بکشین.
3. حالا بر اساس همون صورت فلکی تحلیل کنین که چه اتفاقی قراره بیفته.


سوال یک: به هیچ عنوان از صورت فلکی های واقعی استفاده نکنین. از ذهن خودتون کمک بگیرین و خلاقیت فراموش نشه. مثلا میتونین بگین که دوتا ستاره‌س و میشه بین‌ش خط مواج کشید و حالا این یه دریاس. این یه مثال خیلی ساده‌س. انتظار خلاقیت بیشتری دارم.
سوال دوم: مثل همونی که توی خود متن درسم گذاشتم.
سوال سوم: بازم نمونه‌ش توی درسنامه‌م هست. محدودیتی ندارین. هرچی خلاقانه تر و بامزه تر خیلی بهتر.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۲:۲۰ جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
#18
🔮نمرات جلسه سوم 🔮


همه خیلی خوب و بامزه نوشته بودین و کلا خیلی حال کردم با تکلیفا.مخصوصا سوال اول و سعی کردم نقاط قوت هر تکلیف و چیزایی که خیلی بولد و جالب بودن رو بگم.

اسلیترین

نجینی: 8+2 : 10
سوال دوم خیلی خوب بود. خیلی هوشمندانه و همین طور خلاقانه جواب دادی. =)))

گریفیندور

آلکتو کرو: 8+2 : 10
سوال اول بامزه بود. همین که آخرش به علامت ها دقت نکردی و گفتی قراره گاو بباره خوب بود.

پروتی پاتیل: 4+2: 6
کلی ناراحت شدم که چرا به سوال اول دقت نکردی و وقتی که براش گذاشتی عملا هدر رفته.
من گفته بودم که پیشگویی کنین چی از آسمون قراره بباره، اما تو درمورد اتفاقات و حوادث پیشگویی کرده بودی. به هرحال احساس کردم حداقل اون زمانی که برای تکلیف گذاشتی شایسته نمره‌س.

لیزا چادکس: 8+1.75: 9.75
سوال اول بامزه بود خیلی. همین گاز زدنا جالب بود.
ولی سوال دوم... احساس میکنم کم توضیح دادی. چون مثلا یه شی‌ای که برای یه نفر ارزشمنده رو که پرت نمیکنن تو حلق یه نفر دیگه. نتیجتا منظور رو به نظرم درست نرسوندی.

آرتور ویزلی: 8+2: 10
اون حلق دانش آموز لایق لنزه خیلی باحال بود.

هافلپاف


آرتمیسیا لافکین: 8+2: 10
دقت به نور خورشید و رنگ ابرا خوب و جالب بود.

ماتیلدا استیونز: 8+2: 10
توجه به این که بارم سوال اول زیاد بود و سعی کردی متناسب باهاش بنویسی رو خیلی خیلی تحسین کردم. بامزه و خلاقانه هم نوشتی.

نیمفادورا تانکس: 8+1.5: 9.5
همونطور که خودتم گفتی یه کم دلیلت به نظرم بی ربط بود. یعنی جا داشت که بازم روش فکر کنی یه چیز خلاقانه تر بنویسی.
و این که مثلا درسته.

ریونکلاو

پنه لوپه کلیرواتر: 8+1.5: 9.5
سوال اول خیلی خوب بود. همین سادگی ابرا رو که استفاده کردی خیلی خیلی خوشم اومد.
اون نیم نمره از سوال دومم برای این کم کردم که به نظرم جا داشت بیشتر تحلیل کنی و بنویسی درمورد سوال دوم.

لاتیشا رندل: 8+1.75: 9.75
این پیش‌زمینه‌ای که ساختی که لاتیشا همه چیو تلویزیون میدید به شدت جدید و جالب بود برام. آفرین.
فقط کاش یه دلیل بهتر مینوشتی برای سوال دوم. یعنی یه کم خلاقانه تر و این صبتا.

تری بوت: 8+1.75: 9.75
اون مخروطی بودن لنز رو هوشمندانه نوشتی و جالب بود واقعا. با این حال انتظار داشتم کلیت ایده‌ت یه کم بهتر باشه.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱۹ ۲۲:۲۴:۱۲

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: باشگاه اسلاگهورن
پیام زده شده در: ۲۲:۴۳ چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷
#19
لایتینا که یه کارد مربا خوری رو به عنوان نیزه و با زحمت تو دستاش گرفته بود و سعی میکرد راهشو بین کاهوها و اسفناج ها باز کنه و حتی درخت‌های قارچ مانند رو هم کلا از هستی ساقط کنه.
در همین حین یه حشره کوچیک دور سر لایتینا شروع کرد به چرخ زدن و لایتینا هم سعی کرد با نیزه‌ش حشره رو کنار بزنه. اما حشره هم مسلح بود و نیششو جلو گرفت.
- منم لا.
- ولی منم لایتینام که.
- منم، لا! مخاطب قرارت دادم و منظورم اینه که من لینی هستم.
- ای کلک، میخواستی تاثیر ویرگول رو نشون بدی؟
-

همین طور که لینی داشت فکر میکرد به خاطر کدوم گناهش گیر لایتینا افتاده و تک تک کارای بدش از جلوی چشمش رد میشدن؛ ادوارد از بین جنگل سالاد بیرون اومد.
البته اون به اندازه لایتینا و لینی به خاطر کنار زدن کاهوها و اسفناج‌ها جنگل کلافه نبود. بلکه عینک افتابی زده بود و در عین خونسردی با دست‌های قیچی‌ایش خیلی راحت راهشو باز میکرد.

و بعد چند دقیقه، به طرز عیجبی همه مرگخواران کم کم همونجا دور هم جمع شدن. انگار همه به یه نقطه کشیده شده بودن.

- خب چون وسط بشقابیم که یه کم شیب داره.

مرگخواران:

- کسی اسلاگهورن رو پیدا نکرد؟

مرگخواران:

- جن بد مرگخوارا رو اسکل کرد و اسلاگهورن تو غذاها نبود؟ جن های خونگی هیچ وقت مرگخوارا رو اسکل نکرد و وینکی جن بودن اون جن خونگی رو تکذیب کرد. وینکی جن مکذب خوب؟

بعد از حرف وینکی مرگخواران متوجه شدن که جدی جدی اسلاگهورن تو غذاها نیست. اما یه سوال باقی می موند...
چجوری دوباره برگردن به سایز اولشون برگردن و بزرگ شن؟


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱۷ ۲۲:۵۲:۵۹

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: انـجــمـن اســـــلاگ
پیام زده شده در: ۲۲:۴۳ سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷
#20
سلام.

این میکروفونا چجوری کار میکنن؟

علیک سلام دوشیزه فاست! من ننم جارچی بوده یا آقام؟ باز اومدی سوال بیخود پرسیدی؟

+4


ویرایش شده توسط هوريس اسلاگهورن در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۳۱ ۱۶:۱۵:۱۹

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.