هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۱:۳۵ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
#11
نقل قول:

گابریل دلاکور نوشته:


7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

رفتار ِ خیلی خیلی خوب! من می‌خوام هرروز خودشونو بشورم، اتاقشونو بشورم، فرشاشونو بشورم، ظرفاشونو بشورم، پیتزاهاشونو بشورم، کلا بشورم!





فس؟! صیسسسس!!!! 🍕👀🔪

هیس!!

سسصصسسسص!!!!

فسسسسسسششصشششس!!

ث!!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: خاطرات مرگ خواران
پیام زده شده در: ۲:۱۴ پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸
#12
هوا سرد بود؟ خیر. روزی بود زیبا و درخشان!

- عجب روز زشتیست! موافقی فرزندم؟
-
- ما می‌خوایم کوسه بگیریم!
- منم پیتزای دریایی دوس!
- ولی سرورم من هواشناسی رو بررسی کردم، بادی نمی‌وزید!
- ما بدون وزش باد کوسه شکار می‌کنیم!
- برای طعمه چنتا تار موی بلا رو به جوب ماهیگیری‌تون وصل کنم ارباب؟!
-نه کریس... نه بعد از خیانتی که بلا به ما کرد.
- سرورم!
- نه بلا. ما حرف‌مون تغییر نمی‌کنه.

بلا یک قدم برداشت. جزای خیانت مرگ بود!


ساعتی بعد

-ما آمده بودیم کوسه بگیریم...ولی بلا گرفتیم! خوب است. ما از شکار امروز بسیار راضی می باشیم!

تمام مرگخوارها تا کمر جلوی لردسیاه خم شدند:
- شما در ماهیگیری بهترینید سرورم!
-
-

لرد سپس بلا را از چوب ماهیگیری جدا کرد و خطاب به دخترش گفت:

- نجینی، شام!




"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: بانک گرينگوتز-بانک جادوگران
پیام زده شده در: ۰:۱۳ شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷
#13
- فس!

- نگران نباش فرزندم اینها قصدشون کمکه!

- ولی فس!

- نگران لینی نباش اگر بیفته هیچی نخواهد شد. یک پیکسی کمتر زندگی بهتر!

- فسسسس!

- اگر بیفته پایین همه رو خواهی خورد؟!

- فیس!

- ولی اینها دارن تلاش میکنن که ما هر چه زودتر از این بالکن نجات پیدا کنیم! اینها به ما اهمیت میدن.. دروغ گفتیم اهمیت نمیدن!

- هیس..

- میدونیم که فقط تو به ما اهمیت میدی..

- مپ فپ فس فسسس!

- منم اگر بدونم چرا به نقشه بیشتر دقت نمیکنن خوب بود. به زودی و به محض مستقر شدن در تختمون در خانه‌ی ریدل، همگی اینها رو خلع علامت خواهیم کرد!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: چکش سازی دیاگون
پیام زده شده در: ۲۳:۵۶ جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷
#14
نجینی روی صندلی مخصوص خودش چنبره زده بود و درحالی که لردسیاه دور نیش و دهان‌ش رو با ردایش تمیز میکرد، لقمه‌ی دیگری پیتزا درون دهان نجینی چپاند.

- فرزندمون قربونش بریم بسیار گرسنه میباشه.

-
نجینی با دُم‌ش ضربه آرامی بر شانه‌ی پاپای‌ش وارد کرد که یعنی حرف نزن و لقمه‌ی بعدی!

این چهل و هشتمین پیتزای ناهارِ آن روزش بود. قبل از پیتزا کباب داشتند. حجم موهای بلاتریکس در کنار استخوانهایی که از او باقی مانده بود بر روی میز تلنبار شده بود، نمایانگر این بود که کبابِ بلاتریکس بسیار به مذاق نجینی خوش آمده بود.

لرد سیاه آخرین لقمه‌ی پیتزا را درون دهان نجینی چپاند و دوان دوان به سمت آشپزخانه رفت و کنار اجاق ایستاد و ملاقه را برداشت و سوپی که از تاتسویا برای دخترش پخته بود را به هم زد. لرد به تغذیه‌ی او بسیار اهمیت میداد، و پرنسس سوپ ته‌گرفته دوست نداشت!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: خانه اصیل و باستانی گانت ها
پیام زده شده در: ۲:۲۸ یکشنبه ۹ دی ۱۳۹۷
#15
طعم لیمو با گوشت؟! نجینی از طعم لیمو در اکثر غذاها متنفر بود.
در سالاد، شاید!
ولی خود لیمو به تنهایی، حتمن!

پس ابتدا نگاه نفرت‌انگیزی به مشنگی که آب لیمو از سر و روی‌ش چکه میکرد انداخت سپس به سمت باقیمانده‌ی لیمو که در دست تاتسویا بود خیز برداشت.

-

کاتانا از دیدن دست تاتسو که از مُچ قطع شده و همراه لیمو در دهان نجینی جویده میشد، جیغ بنفشی کشید و همانجا کنار در از حال رفت.

تاتسویا که در ابتدا متوجه اتفاقی که افتاده بود نشده، و همچنان با چوبدستی‌اش مشنگ را در وسط خانه نگه داشته و به نجینی که با چهره‌ی آرامتری لیمو و محتویاتی که همراهش بود را می‌جوید خیره بود، توجهش به قطره خونی جالب شد که از مُچ بُریده شده روی دُمِ نجینی که همان وسط‌ها ولو بود افتاد.

تاتسو یک نگاه به قطره خون انداخت، و یک نگاه به مُچ دستش، یک نگاه به کاتانایی که از حال رفته بود، یک نگاه به مشنگی که کاملن در شوک فرو رفته بود و نگاه آخر را به پرنسسِ ارباب انداخت که اکنون در حالِ بلعیدن آخرین لقمه از دست تاتسو بود:

- پرنسس؟

- فس!


ویرایش شده توسط نجینی در تاریخ ۱۳۹۷/۱۰/۹ ۵:۱۴:۱۲

"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۲۱:۱۸ سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷
#16
تصویر کوچک شده


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۳۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#17
نجینی درحالی که سوهان می‌خورد، با دُم‌ش مدادرنگی‌ای را گرفته بود و نیم‌رخ زیبا و جذاب پاپای خویش را می‌کشید و داشت فکر می‌کرد که دماغِ عقابی خیلی به پاپای عزیزش می‌آید.

-

ولی خب اول باید عقاب را تهیه میکرد بعد دماغ‌ش را! و عقاب هم پرنده‌ای نبود که همینجوری در آسمان پرواز کند و با یک آکسیو فرابخواندش. پس تصمیم گرفت برای تبدیل بانز به عقاب از هکولی کمک بگیرد. هک تشه‌های متنوعی داشت. و درصورت مفقود شدن بانز هم کسی متوجه عدم حضورش نمی‌شد.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۰۱ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷
#18
لردسیاه و پرنسس نجینی و هکولی لباس‌های هالووین خودشون رو پوشیدند و وارد اتاق نشیمن شدند و جلوی مرگخوارها ایستادند:

تصویر کوچک شده


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پیام زده شده در: ۰:۴۶ چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷
#19
لردسیاه هنوز کامل آنجا را ترک نکرده بود، که فنریر زبان به اعتراض گشود:

- ارباب! تکلیف اونایی که از آب و حمام و صابون خوششون نمیاد چیه؟!

- یعنی میخوان روی حرف و خواسته‌ی ما حرف بزنن؟

فنر میخواست جواب لردسیاه رو بده که تاتسو به نرمی جلو میاد و رو به لردسیاه میگه:

- ساما! کاتانا هم باید شنا یاد بگیره یا مشمول این آموزش نمیشه؟

- ما فرقی بین شما و کاتانا قائل نیستیم!

لردسیاه رو برگرداند ولی مجدد برگشت و خطاب به لینی گفت:

- چرا صدای ویز نمیدی پیکسی؟

لینی که از قورباغه‌ها متنفر بود، در دورترین نقطه از غوری پناه گرفته بود:

- ارباب اگه یهو زبون‌ش رو بیاره بیرون چی؟! اگه یهو بخواد پیکسی‌تونو بخوره؟!

- این دیگه مشکل خودته پیکس! ما بعد از این دوره‌ی آموزشی، میگیم از شماها آزمون حرفه‌ای به عمل بیاد و انتظار داریم یکی از دیوارهای خونه‌ی ریدل با کلی مدرک شنا پوشیده بشه!

در آن لحظه صدای بانز شنیده شد:

- خودتون هم شنا بلدین سرورم؟ بانو نجینی چی؟

- ای ملعونِ نامرئی! الان ما و خانواده‌ی ما رو زیر سوال بُردی؟! ما خودمون شخصن کلکسیون مدالِ شنا داریم. دختر ما هم اگه اراده کنه شناگر بسیار قهاری میباشه. ضمن اینکه به صخره‌نوردی علاقمنده. و در زمینه‌های مختلفِ هنری از قبیل نقاشی، آشپزی، و چند هنرِ دیگه، هنرمند فرهیخته و ماهریه.

- و فس!

- و خیاطی!

- غووور! اتفاقن برای آموزش شنا، به چنتا مایو نیاز داریم. دختر شما میتونه برای مرگخواراتون مایو بدوزه؟

- هنری نیست که دختر ما در اون نابلد باشه! منتها دستمزد دختر ما بسیار بالاست. ولی نگران نباشید یارانِ ما! ما از حقوق ماه آینده‌تون این مبلغ رو کم می‌کنیم. درضمن! طی آموزش دیدن‌تون هر کسی موجب بشه یک فلس از دخترمون کم بشه، شام بعدی‌ش خواهد شد!

سپس لردسیاه که برای ترک کردن مکان بسیار عجله داشت، نجینی را با احتیاط از کله‌‌اش خزاند، چرخ خیاطی نجینی را در آنجا ظاهر کرد، دست نوازشی بر دُم نجینی کشید، و رفت.


ویرایش شده توسط نجینی در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۸ ۰:۵۳:۲۰

"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: قصر خانواده مالفوی
پیام زده شده در: ۲۳:۲۳ سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷
#20
- خیله خب! هوریس چطوره؟

- نه هوریس الان توی لاک دفاعی فرو رفته و حالاحالاها مُبله!

- ولی آخه من خیلی دوس دارم یه بلایی سر هوریس بیارم! ما هر چی می‌کشیم از این هوریسه! ما تمام بدبختیامون زیر سر هوریسه! هوریس زندگی ما رو به خاک سیاه نزدیک کرده! ما خودمون خاک خاکستری روشن بودیم، الان خاک خاکستری تیره هستیم!

- حق با توئه، ولی آروم باش و فعلن بیا به گزینه‌های دیگه فکر کنیم.

- باشه.. پس شاید بشه پایه‌ی اون مبل رو شکوند و به‌عنوان دسر کنار غذا گذا..

- لوسیوس! ما توی پختن غذا موندیم! تو به فکر دسری؟!

- پس همون پای دراکو؟

- گفتم این‌همه آدم اینجاست! پای دراکو رو از مغزت بکش بیرون!

-


ویرایش شده توسط نجینی در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۸ ۱۰:۴۸:۳۷

"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.