هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بهترین عضو تازه وارد
پیام زده شده در: ۱۹:۲۸ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
قدوممون تقدسی بخشید به این مکان.

رایمان رو میدهیم به کسی که نه تنها بلاک های ایفای نقشو پر کرده بلکه، نوشته های زیبایی دارد. به هرحال خواهر یکی از بهترین نویسنده های اسلیترینه این اشا!

زیر سایه لرد، موفقیتش بیشتر باد!



پاسخ به: کلاس ریاضیات جادویی
پیام زده شده در: ۱۸:۴۲ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳
به جون تو مجبورمون کردن بگیم تازه وارد اسلیترین!


رولی بنویسید و در اون به طریقی با یک استاد خفن ریاضی ملاقات کنین و ازش کمک بخواین که قضیه‌ی 2+2=5 رو اثبات کنید. (۲۰ امتیاز: خلاقیت ۵ امتیاز – پرورش سوژه ۱۰ امتیاز – ظاهر پست و رعایت اصول نگارشی، املایی: ۵ امتیاز)

- نه دائاش؟
- به جون تو!
الاف که اصلا چیزی از ریاضی حالیش نبود چه برسه به جادویی، رفته بود پیش یه استاد خفن ریاضیات!
- میشه یه بار دیگه بگی؟
- عمرناش!
کلاوس اخمی کرد و رویش را برگرداند.
- جون تو راه نداره؟
- یه بار دیگه میگم خوب گوش کن!
همینطور که کلاوس شیشه عینکشو تمیز میکرد الاف هم با ناخونش گوشش رو تمیز کرد تا بهتر بشنوه!
- نیگا! با راه سه معادله سه مجهول میریم میدونی یعنی چه؟
- نچ!
- اشکال نداره. بزار یه مثال ساده بزنم. فکر کن ^ ویولته خب؟
چشمان الاف برقی زد!
- $منم. اوکیه؟
- این $ یعنی پولداری؟
کلاوس بادی به غبغبش انداخت.
- یس
دورباره چشمان الاف برق زد!
- @ اینم تویی. خالکوبیته مثلا! حالا به عبارت زیر دقت کن:
^+@=$
$+@=^
$+^=@
- حالا به جای $ 2 بزار به جای @ 5 و به جای ^ 2. اگه از راه مجهول معاون بری حل میشه. فهمیدی؟
- نچ!
کلاوس دستی به پیشانیش زد.
- نیگا. .قتی تو ویولت رو داری چی میشه؟
- پولدار میشم!
- نه ابله! منم میام تا خواهرم رو نجات بدم. حالا وقتی منو داری چی میشه؟
- خواهرت میاد و من پولدار میشم!
- ایولا! حالا وقتی منو و خواهرم یه جا باشیم چی میشه؟
الاف دستی به سرش کشید. باید تغییر چهره میداد؟ کسی را می کشت؟...
- تو هم میای پیش ما دیگه! گرفتی؟
- اره!مثال خیلی خوبی بود!
- یه شعرم بگم که نمره اضافی بگیری:

نام تد ریموس لوپین نام جمله دبیراست
چون که دو تا دو اید، پنج هم پیش ماست!

رول کوتاه (در حد چند خط) بنویسید که کلاس رو موفق شدین بپیچونین و بنویسین چیکارا کردین..کجاها رفتین.. چه خبر! (۷ امتیاز)

الاف طبق معمول در حال تعقیب ویولت در راهرو های هاگوارتز بود. چند دقیقه ای می شد کلاس پروفسور تد ریموس لوپینِ مو فرفریِ فیروزهِ دم بلند رو پیچونده بودن. ولی حالا الاف همینطور که بر لب داشت به تعقیب ویولت بودلر می پرداخت.

- مردک تسترال بوقی! چشم سیفید! همین سوال قبل از داداشم راهنمایی خواستی! حالا میخوای ثروت منو بالا بکشی؟ کور خوندی! مامانم دلوروسه!

- کجا مامانت دلوروسه؟ اسم مامانت بئاتریکسه بچه یتیم!
- جدی؟ مامان؟
ناگهان سقف هاگوارتز باز شد و دستی امد و الاف رو برداشت و پرت کرد تو حیاط!
- تشکر مامان!

محل پرت شدگی الاف

- تدی! تو خجالت نمیکشی کلاس رو پیچوندی با ویکتوریا خلوت کردی؟

چند جور کلاس توی تدریس جلسه اول موجود بود؟ ۲ مورد با ذکر تفاوت (۳ امتیاز)

مگه چند جورکلاس داشتیم؟ یه نوع مگه نبود؟ جدی؟ خب الان برات یه چیزی در میکنم کیف کیفور شی!
یه نوع داریم کلاس با الاف که ویولت توش نفس راحت میکشه!
یه نوع هم داریم کلاس بی الاف که ویولت نفس راحت نمیکشه و الاف هی نگاش میکنه!


ویرایش شده توسط کنت الاف در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۶ ۲۲:۰۴:۱۶


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۲:۳۷ شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳
خوشحالم که مورفین گانت رو اینجا، روی این صندلی میبینم!

مورفین، ادم مهربان و با قلب صاف هست. خودت اینو قبول داری؟ خودتو اینجا و تو دنیایا واقعی چطوری میبینی؟

خیلی از اعضای سایت باور دارن که شخصیت پردازی تو یه شاهکار هنریه. کی بهت کمک کرد تا به اینجا برسی؟

پست طنز! تو مهارت فوق العاده در طنز نویسی داری، پست جدی ازت ندیدم، یا اگر هم دیدم یادم نیست! چی شد که به اینجا رسیدی؟ کی بهت کمک کرد؟

با داداشت تو خونه مشورت میکنی یا دعوا؟

فکر کن از سایت رفتی و بعد دو سه سال برگشتی، دوست داری وقتی بچه ها اسمتو دیدن، یاد چی بیوفتن؟

اسلیترینی هستی؟ مرگخوارم هستی؟ پس بیا!



پاسخ به: گردش سوم
پیام زده شده در: ۱۵:۱۸ سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳
نقل قول:
از همه جور پیشنهاد و انتقادی استقبال میشه


انتقاد و پیشنهاد بخوره تو سرت!
من الان چی بگم؟ انتقاد کنم؟ داستان خوبی بود.
خوبه؟


تصویر کوچک شده



پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۱۹:۳۶ شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳
ما خودمان فهمیدیم لرد چشم به راهه!

1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخواران/محفل را با زبان خوش شرح دهید.

به من میاد عضو محفل بوده باشم؟ اها! البته اره! یه باره که تغییر قیافه داده بودم رفته بودم تو محفل. ولی الان خودمانم!

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟

قطعا شرارت! چیزی که من عاشقشم رو دامبلدور نداره. پیش شماست!

3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟

مطمئنن من نمیتونم هدف اصلیم رو برای شما بگم. ولی میتونین بنویسین به دست اوردن ثروت بودلر ها

4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.

رون ویزلی: پسر کک مکیِ بی مزه!

5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

تنها راهشون اینه که بیان اونارو کت بسته تحویل ما بدن. اینطوری هم نصف ارتششون میمیره هم دیگه نیازی به سیر کردنشون نیست!

6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

اسمایل لایو بزاریم بعد با تیرکمون بزنیمش!

7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

دوباره هدف اصلیمون رو کنار می ذاریم و یک چیز سمبلیک میگیم: ناز و نوازششون میکنم یا میتونم مهره هاشونو ماساژ بدیم تا قلنجش در بره.

8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟

خیلی غیر محترمانه است که از یک نفر سوال شخصی بپرسیم. مثلا اگه کسی از من بپرسه چرا ابروهات اینطوریه من احتمالا میندازمش تو یه قایق پر خرچنگ. بنابراین من جواب این سوال رو نمیدم.

9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.

ریش دامبلدور! جون میده واسه تغییر قیافه. میمیرم براش!


هر شخصی که به هر نحوی با ویولت بودلر دشمنی داشته باشه از ماست.
زبانش را حلقومش بیرون بکشید...

تایید شد.
خوش آمدید!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۷ ۲۲:۴۶:۵۵


پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پیام زده شده در: ۱۹:۰۶ شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳
همون ثانیه اول برخی از مرگخواران که پشم لباس هایشان را به لرد داده بودند یخ زدند و به دیدار یار شتافتند!
- بلوپ بلاپ؟
- بلیپ بالاپ پلیب.
- پالام پولوم پلیمپ!
یه سری دیگه هم اب یخ رفت تو دهنش کلا از داخل نابود شد. و لرد همچنان سوار بر سطل به سرعت به اعماق دریا میرفت.

پیش ایلین!

صحنه ای برای توصیف نیست! فقط یک هاله ی محو وجود داره که از کوپه ی نی ها میره به سمت محل خارج شدن رشته ی نی از اب. سرعتو کم کنین لطفا! یه ذره دیگه... عالیه! خوبه. میره سر صحنه.
ایلین با سرعت باور نکردنی به کمک زاغش نی تو نی میکند.
- سرعتِ هن هن لرد هن هن خیلی هن هن زیاده. چی میگی هن هن زاغی؟ استراحت؟
ایلین می ایستد تا به پیشنهاد زاغی فکر کند. اگه استراحت کنه که لرد خفه میشه.
- نه زاغی. بهتره به کارمون...
منتها دیگه خیلی دیر شده و رشته ی نی ها رفته زیر اب!

زیر اب

لرد که داره خفه میشه از کمبود اکسیژن و سردی اب رو توی لوله ی نی احساس میکنه و میدونه الانه که اب برسه به دهنش چوبدشو در میاره و توی اب( بعله! توی اب نوشت) مینویسه:
کمبود هوا! کمبود هوا داریم ما!
ولی کلا درخواست کمک نمیکنه! ولی پیتر گرو، این مرگخوار وفادار یه بسته چیپس از تو کوله ی ضد ابش در میاره و میده به لرد!
-
چون لرد نفهمیده باید چیکار کنه پتی گرو یکی دیگه در میاره و خودش استعمال میکنه! لرد هم سریع اعمال پیتر گرو رو انجام میده و متوجه میشه مشنگا اونقدر هم احمق نیستند. حالا لرد و مرگخواراش به دهانه ی غار رسیدند.



پاسخ به: گورستان ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۲۷ شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳
لینی بعد از کمی مکث شروع به حرف زدن کرد:
- ارباب به نظرم باید برم پیش قاسم. اون احتمالا میدونه.
- فهمیدم لینی! سریع برو پیش قاسم ازش بپرس چه سکه ای از مورفین قرض گرفته. باید مغز منو اب طلا بگیرن. نه؟
- بله ارباب.

قبرستون. پیش قاسم اینا

- تو جیب جا میشه؟
- نچ!
- الکترونیکیه؟
- نچ!
- زندس؟
- اره!
- گُله؟
قاسم تو قبرش سرش رو به نشانه تاسف تکان داد و گفت:
- این سومین دفعه است که میگی گله. خانوم جون جواب گل نیس. یه حدس دیگه بزن.
- رزه؟
مطمئن باشین اگه قاسم میتونست دستش را بالا ببرد میکوبید تو پیشونیش! تو همین گیر و دار بازی، لینی از راه رسید و روی یکی از قبرها، خسته و کوفته و سردرگم، نشست. رز دستش را تکان داد.
- سلام لینی. سکه رو دادی؟
لینی به توجه به حرف رز از روی قبر بلند شد، خاک لباسش را تکاند و به سمت گور قاسم گور به گوری رفت.
- هوی قاسم.
- چیه؟
- مورفین میگه باید همون سکه ای رو بهش بدم که به تو داده.
- خب؟
- دِ بگو چه سکه ای بهت داده.
- باید بازی کنی.
- اخجون بازی! حالا چی؟
- بیست سوالی. من عاشق بیست سوالیه ام. تو باید مشخصات اون سکه رو بپرسی و من...
- لینی خوشحال از این که در بیست سوالی مهارت داشت حرف قاسم قطع کرد:
- میدونم بابا. من استاد بیست سوالیم. حالا سوال اول: زندس؟
-


ویرایش شده توسط کنت الاف در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۷ ۱۵:۳۹:۲۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۳۵ شنبه ۷ تیر ۱۳۹۳
نام: کنت الاف

گروه: اسلیترین

چوبدستی: چوب گردو، بیست و دو سانت، ریسه قلب اژدها

جاروی پرواز: پاک جاروی 9001

خصوصیات ظاهری: قد بلند، ابروی به هم پیوسته، دستان استخوانی، دندان های زرد، ریش نتراشیده و از همه مهمتر خالکوبی چشم، روی مچ پای چپ.

خصوصیات اخلاقی: بدجنس، بداخلاق، زیرک و باهوش، دارای مهارت زیاد در نقشه کشی و استاد تغییر قیافه.

معرفی: چطور منو نمیشناسین؟ من، کنت الاف بزرگ، منِ بدجنس، منِ خبیث، منِ بد ذات. کسی که هر جا میره بدبختی و نکبت هم با خودش میبره. گل ها جلوی پای من پژمرده میشوند. هر کس با من ملاقات داشته تا اخر عمر ترس و نفرت از منو با خودش حمل می کرده.
تشنه به ثروت بودلر های یتیم. سیاه بزرگ، منم ان کنت الاف.
جادو رو فقط به یک علت یاد گرفتم: رد بودلر هارو توی این سایت پیدا کردم و متوجه شدم نوکر هایی همیشه اماده به خدمت، بی جیره و مواجب و اماده به فرمان به نام مرگخواران حاضرند فرامین منو انجام بدن. مغز من ان قدر بازه که نیاز زیادی به جادو ندارم و به راحتی میتونم از مشکلات در برم. البته، امدن من یک دلیل دیگر هم دارد: ثروت هنگفت گانت ها. که مطمئنم میتونم با مورفین گانتانا همکاری خوبی داشته باشم. و همین طور با لرد سیاه. البته مشخصه خباثت من از این لردی که بهم نشون دادند بیشتره. در کل اگه سفید مفیدی منو دید بهتره قبل از این که تو یک گودال بیوفته یا گردنش بشکنه، دمشو بزاره رو کولشو در بره. چون شنیدم بودلر ها تو جبهه ی سفید ها هستند. مطمئن باشین البوس دامبلدور هم جلوی من زانو خواهد زد.
-------------------------------
عمو فلچر من همونم که دیشب سرتو درد اورد. تایید کن بره!

تأیید شد.


ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۷ ۱۵:۱۶:۳۷






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.