هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۱:۱۸ چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶
1- هرگونه سابقه عضويت قبلي در هر يک از گروه هاي مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهيد!

ما و خان داداشمون از بهترین مرگخوارا بودیم یه روز! البت ما از فک و فامیل های دور پالی هم هسیم. این جزو سابقه محسوب می شه؟


‎2- به نظر شما مهم ترين تفاوت ميان دو شخصيت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چيست؟

همچین می گید تفاوت آدم فک می کنه اینا داداش دوقلو بودن! ارباب کجا و دامبل کجا؟ ارباب خوشتیپن، دامبل ریشو، ارباب با سواتن، دامبل بی سوات، ارباب سیاهن، دامبل سفید، ارباب مدرنن، دامبل عهد بوقی و...


‎3-مهم ترين هدف جاه طلبانه تان براي عضويت در گروه مرگخواران چيست؟

هدف که زیاده داداچ! ما اومدیم راه پالی رو ادامه بدیم. اومدیم نذاریم اتاق پالی واس لیسا بشه، اومدیم ملتو با چوب بیسبالمون سر جاشون بنشونیم، اومدیم سیاهی رو انتشار بدیم، اومدیم نهضت "چسباندن آدامس بر زیر میز" رو گسترش بدیم، اومدیم به لرد سیاه خدمت کنیم.

4-به دلخواه خود يکي از محفلي ها را انتخاب کرده و لقبي مناسب برايش انتخاب کنيد.

هری پاتر کله زخمی، دست پاچلفتی، چهار چشم، موزدور! (مرلینی آخریه ا کجا اومد؟ )


‎5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهي قادر به سير کردن شکم ويزلي هاست؟

می تونن بچه اشون حراج بذارن! البت تضمینی در به فروش رفتنشون نیس!


‎6-بهترين راه نابود کردن يک محفلي چيست؟

اول یه دل سیر با چوب بیسبالمون می زنیم شون، دویٌم کروشیو بارونشون می کنیم، سِیوم با آوادا له و لورده شون ی کنیم. بله اینجوریاس!

‎7-در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟

ما کلا با مار جماعت رله هسیم! اصن شوما بگو بیان ما رو قورت بدن ما اصلا عین خیالمونم نیس! تازه خوشحالم می شیم، چه افتخاری ا این بالاتر که غذای دختر ارباب بشیم؟


‎8-به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟

هر چی ایشون خواسن ینی صلاحه دیگه به من و اون چه ربطی داره؟ ایشون می خواسن این مدلی باشن، مگه ما فضولیم؟


‎9-يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.

بدنش کارخونه خودشون می دونن باش چی کار کنن! اسکاچ، لیف، پالتو، پلیور، همینطور می شه ازش به عنوان طناب دار که پالی (ره) درآرزوی کشتن خودش بالای دار جوون مرگ شدف،استفاده کنین!



فاميل دور پالى!

موزدور؟ يعنى از موز به دور؟ موز دوست نداره؟ هوم...پس تشريف بياريد كه كمك كنيد و دور تا دور خونه ى گريمولد، موز بكاريم.

تاييد شد!
خوش برگشتين.



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۶/۶/۸ ۱:۵۷:۰۱

اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: انتخاب بهترین استاد ترم 21 هاگوارتز
پیام زده شده در: ۰:۱۶ چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶
نمی دونیم حق اظهار نظر داریم یا خیر!

ولی به هر حال به نظر ما، پرفسور جیگر خیلی خوب بودن البت بقیه هم خوب بودنا ولی به هر حال آرسی عالی بود!

(به پالی رای ندین اون بدبخته! )


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۱۶ جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶
آق ما یه دس دوئل می خواسیم با با یه روباه به مدت دو هفته بی زحمت. البت هماهنگ شده س!


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: دفتر فرماندهی کاراگاهان
پیام زده شده در: ۲۳:۲۷ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶
آلکتو در حالی که آدامسش را روی انگشتش پیچیده بود، داشت فرم را پر می کرد:

1- نام و نام خانوادگیتون رو به زبان انگلیسی وارد کنین. (برای طراحی نشان!)

Alecto crow


2- کمی در مورد شخصیتتون توضیح بدید. شخصیت پردازی ایفایی‌تون و ویژگی های شخصیتی‌تون. (مثلا اورلا یه دختر فراموش‌کاره یا وینکی یه جن مسلسل کشه و از این خصوصیاتا.

دختر بدجنس و دیوونه ایه از آزار دادن دیگران لذت می بره. عاشق شکنجه کردنه. دوست داره کسایی رو که عصبانیش می کنن رو با چوب بیسبالش بزنه. موهای طلایی ش رو خرگوشی می بنده و لبخند شیطانی داره. تریپ لاتی هم داره.


3-کاراگاه بودن رو در یک جمله تشریح کنید.

آق به نظر ما، ینی نظم دادن به ملت، تنبیه کردن ملت، شکنج دادن و پایین آوردن فک در آخر می شه به تحقیق کردن و این چیزا اشاره کرد!


4- هدف عضویت‌تون در اداره کاراگاهان چیست؟

ما باس به ملت نظم بدیم. ملت باس یاد بیگیرن که نباس شورش کننف باس به قوانین احترام بذارن وگرنه با چوب بیسبال ما مواجه می شن!


اینجانب آلکتو کرو قوانین را قبول دارم.


آلکتو آدامسش را در دهنش چپاند، چوب بیسبالش را روی شانه اش گذاشت و رفت.


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: قصر خانواده مالفوی
پیام زده شده در: ۲۲:۴۰ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶
در همین حین صدای عجیبی از جیب ردای خوش دوخت اسکورپیوس آمد. اسکورپیوس دست در جیبش کرد و گوشی موبایلی با مارک ا*ل بیرون در آورد.

- اسکورپیوس؟ چشمم روشن حالا از وسایل مشنگی استفاده می کنی؟
- وای! باورم نمی شه این آی*ون سون پلاسه؟
- چشمم روشن! دختر شما هم که از وسایل مشنگی خوشش میاد!

اسکورپیوس بی توجه به سر و صدای مادرش که جسیکا را با ناخن هایش تحدید می کرد، تلفن اش را جواب داد.
- چی؟ پالی؟ مرد؟ نه! امکان نداره!

اسکورپیوس تلفنش را قطع کرد و به مادرش که داشت خیار های روی چشمم جسیکا برمی داشت تا چشمانش را درآورد، نگاه کرد.
- ما باید بریم.
- کجا به سلامتی داشت به جاهای خوبی می رسید.
- باید بریم دیگه. پالی مرده.
- پالی دیگه کیه؟ کسی به نام پالی نمی شناسم!

اسکورپیوس تعجب کرد.
- پالی دیگه همون که دوستش داشتم!
- یادت اومد؟ می دونستم کار نمی کنه! حالا چش شده؟
- نمی دونم.
- بدم نشد. همون بهتر که مرد.

اشک در چشمان اسکورپیوس جمع شد و بغض گلویش را گرفت.
- مامان! چطوری دلت میاد اینجوری بگی! پالی مرد. می فهمی؟
- خب زیادم بد نشد. تازه من از خونواده مشنگ دوست اصلا خوشم نیومد.

اسکورپیوس و آستوریا به طرف در خانه ترینگ ها رفتند.

- کجا موندی دراکو؟ بیا دیگه!

دراکو درحالی که شانه اش را بالا می انداخت به پسر گریان و همسرش پیوست.


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۸ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶
آراگوگ!

ببخشید این پالی بود!

ما ا شما درخواست داریم اگ می شه اینو نقد فرمایید آراگوگ بزرگ!


اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: خـــــانــــه ریـــــــدل !!
پیام زده شده در: ۱۹:۵۲ چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶
- اشتباه نزنید داداچا!

همه به سمت گوینده برگشتند. دختر ناشناسی به دیوار تکیه داده بود، آدامس بادکنکی اش را می جوید و چوب بیسبالش را در دستش می چرخاند.

- ای بابا! تو دیگه از کجا اومدی؟ چرا ملت مثل مور و ملخ می ریزن تو خونه ریدل؟

دختر به مرگخواران نزدیک شد و آدامس بادکنکی اش را زیر گوشش گذاشت و مرگخواران چندششان شد.

- ما آلکتو همشیره کوچیکه آمیکوس هسیم! اومدیم اینجا به شما کمک کنیم و شاید یه تخفیف هایی هم گرفتیم.
- ما کمک نخوایم باید کیو ببینیم؟

آلکتو به چوب بیسبالش اشاره کرد.
- بااجزه تون باید چوب بیسبال مارو ببینید!

مرگخوار مذکور آب دهان خود را با آرامی قورت داد. آرسینوس ریلکس تر از همیشه و با تریپ معاون وزیری گفت:
- گفتی می خوای کمکمون کنی؟
- آره داداچ! دیدیم می خواید یه عنکبوت رو بیرون کنید گفتیم بیایم یاری کنیم. به نظر ما نباید از حشره دور کن استفاده کنیم. چوب بیسبال روش تضمینی!
- وینکی فکر کرد مسلسل تضمینی تر بود، وینکی جن مفکور!
- وینکی خانم اشتباه کرد! وقتی ما می گیم یعنی چوب بیسبال تضمینی تره.

آستوریا درحالی که داشت ناخنش را در بازوی لیسا فرو می کرد چون، لیسا به او گفته بود با او قهر است، گفت:
- با چوب بیسبال دقیقا چی کار می خوایم بکنیم؟
- شما هر کدوم پول یه چوب بیسالو بدید، ما روش دفع عنکبوت رو بهتون می گیم. الان وقته خساست نیس! بالاخره یه رو باس سر کیسه تونو شل کنید!

مرگخواران نگاهی به یکدیگر انداختند. گویی چاره دیگری نداشتند.


ویرایش شده توسط آلکتو کرو در تاریخ ۱۳۹۶/۶/۱ ۲۰:۲۶:۰۸

اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۰۶ شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶
نام:آلکتو کرو

رتبه خون: اصیل زاده

گروه: گریفیندور

چوبدستی: چوب درخت گردو 21 سانت انعطاف ناپذیر

مهارت ویژه: دیوانه کردن افراد

خانواده: برادرش آمیکوس

شغل: مرگخوار

شناسه قبلی:پالی چپمن

ویژگی ها:

او دختر زیبا با موهای طلایی است دوست دارد موهایش را مدل خرگوشی ببندد. همیشه لبخند شیطانی بر لب دارد. عاشق کشتن مردم به فجیع ترین نحو ممکن است.از طلسم های نابخشودنی عاشق طلسم آواداکداورا است. به غیر از چوبدستی اش یک چوب بیسبال دارد که بسیار به او وابسته است و اگر عصبانی شود با آن فک همه را پایین می آورد. جوشی است و زود عصبانی می شود. ریلکس است اما بیشتر اوقات رفتار احمقانه و دیوانه وار از او سر می زند و همیشه خوشحال است.

زندگی نامه کوتاه:

او و برادرش از وفادار ترین مرگخوار ها بودند و بعد از سقوط وزارتخانه استادی در ماگل شناسی بر عهده او بود. کسی از گذشته او خبر ندارد اما او همیشه درباره کسی که دوستش داشته است حرف می زند و او را "پودین" می نامد. زندگی او همیشه اسرار آمیز بوده و اطلاعات کاملی از او در دسترس نیست.


انجام شد. شناسه قبلی هم بسته شد.


ویرایش شده توسط رز ویزلی در تاریخ ۱۳۹۶/۵/۲۸ ۱۵:۱۰:۰۵






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.