هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۴۸ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴
نام : سوزان بونز

گروه : هافلپاف

جنسیت : مونث

رنگ مو : بلوطی

رنگ چشم : قهوه ای

چوب دستی : چوب درخت بلوط و مغزی موی تک شاخ

پاترونوس : مار

جارو : نیمبوس 2015

معرفی : او همزمان با هری پاتر وارد هاگوارتز شده و عمه ی او آملیا بونز است که از اعضای رده بالای وزارت جادوگری محسوب میشود و در هری پاتر و شاهزاده دورگه به دست خود ولدمورت کشته میشود .
سوزان به دلیل داشتن حس کنجکاوی نسبت به شکل پاترونوس هری پاتر و همچنین یادگیری پاترونوس به ارتش دامبلدور میپیوندد ولی سال بعد از آن دیگر در ارتش دامبلدور شرکت نکرد زیرا دیگر ارتشی دامبلدوری وجود نداشت .

نژاد : اصیل زاده

ویژگی های اخلاقی : آرام ، کنجکاو ، گرایش به سمت جادوی سیاه ، مهربان

تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدین.


ویرایش شده توسط فلورا در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۳۱ ۲۲:۰۶:۲۱
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۳۱ ۲۲:۱۵:۳۴

تصویر کوچک شده


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴
دراکو در حالیکه با چهره ای که هیچکس تابحال از او ندیده بود ، به دستشویی دخترانه ای که سال ها از آن استفاده نمیشد ، وارد شد و مقابل آینه قرار گرفت . باور نمیکرد که این خود اوست که در آینه به او نگاه میکند .
دیگر از آن چهره ی جوان و شاداب خبری نبود . نسبت به آخرین باری که خود را در آینه مشاهده کرده بود شکسته تر شده بود ولی در آن لحظه این چیزها برایش اهمیتی نداشت ، باید کاری را که لرد سیاه بر عهده اش گذاشته بود را به اتمام میرساند ، در ازای زنده ماندن پدرش .
بی اختیار شروع به گریه کردن کرد . اشکهایش همچون ابر بهاری بر روی صورتش سرازیر میشد . ولی اگر نمیتوانست چه ؟
دستهایش را مشت کرد . نه این اتفاق نمی افتاد . او موفق میشد . بله . او یک اصیل زاده ی باهوش بود . او پسر لوسیوس مالفوی بود . امید پدر و مادرش به او بود .
در افکارش غوطه ور بود که صدایی شنید . بلافاصله چوبدستی اش را در آورد و به اطراف نگاه کرد . ناگهان میرتل ، روح همیشه گریان آنجا ظاهر شد و شروع به خندیدن کرد و گفت :
- چی شده آقای دراکو مالفوی ؟ نکنه نتونستی به دستور اربابت عمل کنی ؟؟
دراکو وحشت زده شد . او چگونه از مشکلش با خبر بود؟؟
- نکنه تعجب کردی که من از این موضوع خبر دارم ؟؟ هاهاهاها . بایدم تعجب کنی چون نمیدونی ما روح ها میتونیم فکر افراد رو بخونیم .هاهاهاها
- چییی؟؟؟؟؟یعنی تو میدونی ؟؟؟؟
- معلومه که میدونم . من داشتم به گذشته ی وحشتناکم فکر میکردم و وقتی دیدم مالفوی از خود راضی اومده اینجا و داره گریه میکنه خب راستش یه خورده کنجکاو شدم . برای همین فکرتو .....
- خفه شو . من وقت حرف زدن با یه روح اونم از نوع خون فاسدشو ندارم .
- بهتره مراقب حرف زدنت باشی دراکو وگرنه طولی نمیکشه که همه ی مدرسه از مشکل کوچولو موچولوت باخبر میشن .
- باشه حرفت رو بزنو برو لطفا چون من باید به بدبختیم فکر کنم .
- داشتم میگفتم ، فکرتو خوندم و مشکلتو فهمیدم و باید بگم کسی رو میشناسم که اگه تا الان زنده مونده باشه که احتمالشم زیاده میتونه اون کمد رو تعمیر کنه . البته به یک شرط .
- چه شرطی ؟؟
- اینکه یه چیزیو برام پیدا کنی .
- چی ؟؟
- یک شیء که نشانی از گروه منو روش داره .
- با اینکه خیلی گرفتارم ، قبوله ، قول میدم ، البته بعد از اینکه ماموریتم تموم شد .
- باشه . خونه ی اون شخص در نزدیکیه جنگل ممنوعه و اسمش سندی لایته . اگه زنده بود و تونستی ملاقاتش کنی سلام منو بهش برسون .
- باشه .
- و به محض اینکه کارت تموم شد به اینجا بیا تا بهت بگم اون شیء چه شکلیه و دنبال اون بگردی .
- قبوله .
- حالا دیگه برو و مزاحم افکار من نشو و یادت نره که به من قولی دادی .
- باشه . من ...ممم .... من از کمکت ممنونم . پس تا بعد .
دراکو از دستشویی خارج شد و به خوابگاهش رفت چون در تعطیلات بود و برای این در مدرسه مانده بود تا ماموریتش را تمام کند و هم پدرش را از مرگ نجات دهد و هم خودش را به لرد سیاه ثابت کند .
در همین هنگام میرتل از کارش راضی به نظر میرسید چون شاید میتوانست به هری پاتر برای پیدا کردن جاودانه سازها و نابودی اسمشونبر کمک کند .

پایان
فقط ببخشید طولانی بود .

داستان جالبی بود.فقط کمی سوژه رو سریع پیش بردین.دراکو زود اعتماد کرد به یه روح و شخصیت میرتل کمی از قالبش خارجه.ولی در کل موضوع حالبی رو برای نوشتن انتخاب کردین.ضمنا با اینتر دوست باشین!

تایید شد.

گروهبندی و معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۳۱ ۲۰:۵۵:۵۳

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.