هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: مشنگ ها از جادوگرها بدشون میاد یا بی تفاوت اند؟
پیام زده شده در: ۱۳:۰۳ جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
#21
سعى مى كنن خودشون رو با اسلايد من خيلى شاخم( ) بى تفاوت نشون بدن،كه جادو چيه بوقيا ؟ اخه مى دونى... حسوديشون مى شه .


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: اگه ميتونستي از يه ورد استفاده كني اون چي بود؟
پیام زده شده در: ۱۲:۵۸ جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
#22
رداكتو


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: اگه یه روز براتون یک نامه از یک مدرسه جادوگری بیاد چی کار می کنید ؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۲:۵۶ جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
#23
در ابتدا مى رم زير كاميون كه مطمئن شم بيدارم. اگه بيدار بودم كه مى ميرم و روى هاگوارتز رو نمى بينم ولى اگه زنده موندم يعنى خواب ديدم ديگه.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۱۸:۴۶ یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶
#24
1- هرگونه سابقه عضويت قبلي در هر يک از گروه هاي مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهيد!
كي ؟ من؟
2- به نظر شما مهم ترين تفاوت ميان دو شخصيت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چيست؟
به نظر من مهم ترين تفاوتشون اينه كه هيچ شباهتى به هم ندارند!
3-مهم ترين هدف جاه طلبانه تان براي عضويت در گروه مرگخواران چيست؟يعنى از فرم قبليم معلوم نيست؟ خب مثلا : مشنگ كشى، ادامس چسبودن به اين چي بهش مي گن؟ زنگ خونه ي مردم، و... به علاوه مرگخوار بودن ورزش خونين خيلي جالب و مفرحيه.
4-به دلخواه خود يکي از محفلي ها را انتخاب کرده و لقبي مناسب برايش انتخاب کنيد.
هرميون: ويكى پديا. دامبلدور: ريش دراز.
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهي قادر به سير کردن شکم ويزلي هاست؟ ‎هاست؟ انقدر تعدادشون زیاده که اگه خودشونو بخورن هم کسی چیزی نمی فهمه. :
‎۶-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟بزارین به صورت علمی براتون توضیح بدم :
‎از اون جایی که قسمت عمده ی محفل رو ویزل ها تشکیل می دن و برای سیر کردن خودشون مجبور به خوردن یکدیگر شده ، قبل از اینکه از عفونت معده می میرند ، و عده ی باقی مونده نیز در اثر داغ جان گداز مرده ها خودکشی کرده ، و. ما می توانیم لش شان را برای پرنسس نجینی باقی گذاریم . یک تیر و دو نشان.
‎7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب) خواهيد داشت؟ خب راستش من زياد از جك و جونور هاي گوشت خوار خوشم نمى اد ولى نجينى اگه قول بدهد سمورم/گويينى رو نخورد مى تونن دوست هاى خوبى براى هم باشن. تازه شب هايي كه خوابشون نمى بره براشون فلوت مي زنم.
8-به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟مو ها جاى خوبى براى رشد باكترى هاست ، براى همين ارباب خودشان را از شر مو ها زائد خلاص كردند. دماغ رو هم با نجينى ست كردند.
9-يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.
اه ، اه. آنقدر كثيفه كه به درد نمى خوره.

پ.ن: راستى ارباب لاديساو كه مرگخوار نيست؟ چرا تو بعضى از پست هاى خانه ى ريدل هست؟ جاسوسه؟



پنه لوپه!

جك و جونور گوشتخوار؟... نجينى؟!

ببينين وقتى يه نفر ميخواد مرگخوار شه، بايد سياه بنويسه... يعنى چى؟... يعنى مثل يه مرگخوار. مرگخوار ها به لرد سياه نميگن ولدمورت. ميگن لرد، يا لرد سياه.
اين وسط، يه نكته اى هم هست... پنه لوپه كيه؟... چه سوژه و شخصيتى داره؟... شروع كنيد به معرفى كردنش. هرجا سوژه پتانسيل داشت، از شخصيتتون استفاده كنيد.
و يه توصيه... اگه ميخواييد پيشرفت كنيد، تاپيك كى، كى، كجا و اينا رو فراموش كنيد. اون تاپيك ها هيچ فايده اى براى پيشرفت تو رول نويسى ندارن.

عجله نكنيد. بيشتر بخونيد، بيشتر بنويسيد و نقد بخواييد و از نكات گفته شده تو نقد ها استفاده كنيد. مطمئنم كه خيلى زود پيشرفت ميكنيد.

فعلا تاييد نشد.



ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۲۳ ۲۱:۳۰:۳۳

نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۳:۰۷ شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶
#25
چيكار؟
قر لاكچري مي داد.
لرد ولدمورت وقتي كه دماغ داشت با البوس دامبلدور سر قبر بابا بزرگش قر لاكچري ميداد.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۳:۰۲ شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶
#26
Hi Arnold:
١-چرا پفك ، چرا چيپس نه؟
٢- بين گزينه ها ي زير يكى رو انتخاب كن:
پفك - هويج
نبودن - بودن
ليسا يا دلفي؟
٣- چرا برعكسي؟
٤- اسم خودت رو برعكس بگو:

٥- خوشگلترين دختر سايت كيه؟

٦- دختر مورد علاقه ات تو سايت كيه؟
٧-از كدوم دختر سايت بدت مي اد؟
٨- اگر قرار باشه مهمونى اسلاگهورن رو با يه دختر بري با كي مي رى؟


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: زمان برگردان مرگخواران
پیام زده شده در: ۱۵:۰۲ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
#27
نفر بعدی رو به روی ولدمورت ایستاده و رضایت نامه اش را روی میز گذاشت.
- اين چيست ، باروفيو؟
بله ، نَفَر بعدي باروفيو بود.
- اهم ، اهم ... اين راضيت نامه ي منه ، كه با پوست گاوميشمه دُرستُش كردُم .
لرد دوباره نگاهي به كاغذ باروفيو ، يا بهتر است بگويم تكه چرم بد قواره ي روي ميزش انداخت .
- حالا اين چيست ، كه رويش نوشته شده است؟
نقل قول:
£ < < :
< < ___ >> < < < > > - #**~+&££">>< ؟؟؟<<٪‏#>>~

باروفيو كمي سرش را خاراند. اب دهانش را مزه مزه كرد و لب خند كج و كوله اي تحويل لرد داد.
- يني ، لردي با اين هواش و عُقلانيت شما نم داند؟
- نيشتو ببند.
-رو چُشم اربوب.  
لرد اهي از سر تاسف كشيد.
- در جواب به سوالت بايد بگم ، ما لردي هستيم كه به افرادمون اجازه ي حرف زدن مي دهيم، اره ديگر ، ما لرد با انصافي هستيم
- خب ار ،نوشته ، £<<:
<<___>><<<>>_ #**~+££">><???<<٪‏#>>~
- مي دانيم احمق، خب يعني چه؟
- ارررررر، يُعني من ره پاپاي باروفيو هستُم وسلام مي كنُم به همه ي بينندگان و شنوندگان عزير، چه كسى از فرزند گِل من و گاوميش هاي خاندان ما رضايت ندورد؟ نبودن يا بدون مسييله اينِست ، لدر جان ، جان جانان ، منه از پسرُم و گاوميششه رَضايت كومل مي شه و دوستشون دوروم❣️
- دوروم ؟
- بلي ، بلي .
- خيلي خب برو ديگه ريختت را نبينيم . بعدي.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۴۹ جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶
#28
نام : ليتا لسترنج

سن:١٦

گروه: ريونكلاو.

پاترونوس:خرگوش

چوبدستي : ريسه ي قلب اژدها و چوب درخت بلوط

توانمندي ها: مي تواند به بك جانورنما (خرگوشي سفيد رنگ) تبديل شود.

رتبه ي خوني :اصيل زاده(لسترنج)

علاقه مندي ها: كتاب ، مشنگ كشي، استفاده از طلسم هاي سياه ، خوراندن معجون هاي هكتور به مردم.

خانواده : زيادن (عمو رودولف و زن عمو بلاتريكس و...باقي لسترنج ها ، بلك ها و مالفوي ها از اقوام دورش حساب مي شوند)

ويژگي هاي ظاهري: قد بلند و لاغره چشم هاش مثل زغال سياهه و موهاش مشكي پر كلاغيه و تا پايين كمرش مي رسه با اين كه به روى خودش نمي ياره ولي دختر جذابيه .

ويژگي هاي اخلاقي: بهش اعتماد نكنين حتي براي يك لحظه ، غيرقابل اعتماده ، ساكته و جوري به ادم نگاه مي كنه انگار مي خواد نقشه ي قتلش رو با مافيا بكشه.





رز /ليني مي شه شناسه قبليه رو ببندي عزيزم؟ ممنونت مي شم اينو جايگزين كني خانمي.


اول از همه اینکه این شخصیت به تازگی گرفته شده و به کسی واگذار نمی‌شه.
دوم هم اینکه برای تغییر شخصیت باید مطابق قوانین تغییر شخصیت عمل کنی و قبلش از طریق تماس با ما بلیت ارسال کنی و تایید مدیریت ایفای نقش رو بگیری.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۱۹:۳۳:۰۲
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۱۴ ۲۰:۳۷:۴۴

نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۲ شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
#29
كي؟
وقتي هاگريد عاشق شد.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۲:۰۶ جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
#30
کجا؟
تو اشپزخانه ی پناهگاه.(خونه ی ویزلی ها)


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.