هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (گبی.دلاکور)



پاسخ به: رویال ادوارد هال
پیام زده شده در: ۱۵:۲۷ سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
می‌دانید، هیچ‌چیز به اندازهء یک بازگشت به جایی که دوستش دارد نمی‌توانست به او شور و نشاط ببخشد؛ به جایی که یک خانه گرم و صمیمی، خیابان‌های آشنا، اجازه برای پرواز، و گفتن "اکسیو" دارد، وقتی کلید ِ در درست در دوقدمیِ خانه از دستش سُر می‌خورد و ناجوانمردانه از لابلای سوراخ‌های دریچه فاضلاب می‌افتد پایین و او با ناخن‌های همیشه لاک‌خورده‌اش به‌صورت اصولی از یک میلی‌متر پایین چشم‌ها شروع به خراشیدن صورت می‌کند و با تمام ِ وجود از مرلین می‌خواهد او را "گااااووووو" کند... دقیقا هیچ‌چیز.

با ظرافت از قطار پایین پرید. چوب‌دستی و جارویش را زیر بغل زد و بعد از گرفتن چمدانش لحظه‌ای در سالن بزرگ ایستاد و با ذوق به "جادوگران" ـی که روبرویش بودند نگاه‌کرد. توی لیست دنبال یک ویب انگلیسی گشت که دوتا دونقطه محصورش کرده‌اند و انتخابش کرد. به جلوی پایش کمی خیره‌شد و سپس با یک لبخند ِ حجیم جارویش را روی زمین انداخت و بعد با گرفتن چوب‌دستیش و گفتن اکسیو دوباره آن‌را در دست گرفت. درست شبیه ِ یک خوش‌آمد گویی به خودش بود و باور کنید قیافه‌اش درست همان لبخند حجیم بود نه kheng و نه هیچ‌یک از آن‌هایی که توی فکر ِ شماست.

کمی لی لی کنان راه رفت؛ فکرش همزمان همه‌جا می‌گشت. لیست کارهایی که باید انجام می‌شد را در ذهنش مرور کرد:
- اول باید آپارات کنم و وسایلمو ببرم خونه... بعدش یه دور شستشوی کامل وسایل و خودم و خونه البته، بعدشم... عامممم...

نه. این‌ها در آن‌لحظه اصلا مطلوبش نبودند.

نگاهی به گوشه سالن کرد و چمدانش را آنجا گذاشت؛ یک پروتگو گفت و بدون این‌که حتی برگردد و مطمئن شود وسایلش در امان هستند جارو به‌دست بیرون آمد و آخ که این هوا و این ویو چه می‌کرد با او.

- امروز بی‌خیال ِ کثیف شدن!

در حالی‌که بلندبلند آهنگ می‌خواند و کاملا بدون توجه به آدم‌های اطراف حرکات موزون در می‌آورد و می‌رقصید و از شدت هیجان و شور و شوق مدام از روی جدول‌های کنار خیابان می‌افتاد و کنترلی نداشت، چوب‌دستیش را بالا گرفت.
- اکسپکتو پاترونوم!

دلفین بامزه‌ای از نوک چوب‌دستی بیرون زد و انگار که در آب شنا می‌کند پرید و چرخی دور خودش زد. گابریل خندید و تکان دیگری به چوب‌دستیش داد که باعث شد دلفین تاب خوران از میان ساختمانهای بلند رفت و ناپدید شود‌.

روی جارویش جهید و در لحظه به بالا اوج گرفت. همچنان بالا، بالا، بالا. نزدیک و نزدیک‌تر شد به آسمان محبوبش و بدونِ توجه به اشکی که از شدت برخورد هوا از چشمش سرازیر شده بود این آبیِ بی‌همتا را خیره‌خیره نگاه کرد. سپس از توی یک پاره شبه‌ابر رد شد و انگار که به منتهاالیه مقصودش رسیده باشد اوج‌گرفتن را متوقف کرد و "یــِـس" گویان چرخید و چرخید؛ صدای خنده‌اش هم.

- I'm fighting a battle, now!

کمی به چپ، کمی به راست، یک جهش رو به بالا و بعد با قدرت رو به پایین شروع به سقوط کرد. موهای لختش از خیلی‌وقت پیش از حصار کشِ مو درآمده و توی هوا به ‌شکل رمانتیکی تاب می‌خوردند.

- I'm fighting for me though!

حرکت را آهسته‌ کرد و از آن فاصلهء اکنون کم‌تر به زمین زیر ِ پایش خیره‌شد. به آن راهِ پرپیچ و خم هاگوارتز و زمین کوییدیچش و کمی دورتر به هاگزمید. چقدر خوب بود که دوباره اینجا بود... چقدر خوب بود که دوباره یک ساحره بود...

- I'm winning the war now!

ایستاد؛ چوب‌دستی‌اش را نشانه رفت رو به آسمان و برخلاف صداهایی که تمام ِ آن‌روز از خودش درآورده بود "زمزمه‌وار" ورد را گفت - و نخیر، اصلا به این دلیل نبود که نویسنده ورد درآمدن نورهایِ رنگی از نوک چوب‌دستی را نمی‌داند - و بعد نورهای رنگی از نوک چوب‌دستیش مستانه بیرون زدند و چرخ‌زنان بالا و پایین رفتند و جشن آمدنش را تکمیل کردند.

- I'm winning it all now!




گب دراکولا!


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۷:۰۲ دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸
اسم من به عنوان اولین اسم از اسامی رفقای صمیمی برده شد!
سو... ما فقط ذوق، ما فقط نگااااه!

مصاحبهء خیلی دوست‌داشتنی و پرباری بود حتی برای من که جواب نصف سوالا رو شخصا می‌دونستم! الکی که اسمم اونجا نیست که!

و حقیقتا، حقیقتا سو لی یکی از شایسته‌ترین اعضای این سایته؛ جزو کسایی که با اینکه براشون سخته ولی تمامِ تلاششونو می‌کنن که مفید باشن.

از این‌که دوستی به خوبیِ تو دارم، خیلی خیلی خوش‌حالم. بمون برای این سایت، نری آ، لازمت داریم!


پ.ن: پی‌دی‌اف هم بذارین خب بوقیا! دو ساعت دنبال اپ می‌گشتم!


گب دراکولا!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۲۱ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
اسم: گابریل، بنا به علاقه گب، گبر، و گبی هم صداش می کنن.

فامیلی: دلاکور

گروه: دلبرترینمان، ریونکلاو

پاترونوس: دلفین... ممکنه؟ یعنی منظورم اینه که اگه آب نباشه چی میشه؟

معرفی کوتاه شخصیت: گابریل دلاکور یک نیمه پریزاد اهل فرانسه است. خواهر بزرگتر و جیگری داره، به نام فلور که شرکت کنندهء مدرسه بوباتون در مسابقات جام آتش بود. جون این دو خواهر به هم بسته‌س، می‌میرن برا هم.
مامان‌شون هم آپولین دلاکور می‌باشه و پدر هم... عاممم... مسیو دلاکور.
ازونجا که گبی علاقه زیادی به هاگوارتز داشت، نرفت بوباتون. دانش آموز هاگوارتز شد و کلاه هم به دلیل منطق و هوشش فرستادش ریونکلاو تا در اونجا کنار رفقاش رستگار بشه.

ویژگی های ظاهری: همونطور که گفته‌شد، با یک عدد نیمه پریزاد مواجه هستین. دارای چشمایی که در اصل آبیه، آمّا، ایشون علاقمند به رنگ آمیزیه و به کمک انواع لنزها چشماش رو رنگی رنگی می کنه. قد نسبتا بلندی داره. ناخن هاش همیشه لاک خورده ن؛ البته هنوز کسی نمی دونه این حجم از حوصله چیطور در وجودش جمع شده که همش لاک می زنه.
گفتیم که علاقمند به رنگ آمیزیه. بر همین اساس موهای بلندش هیچوقت رنگ مشخصی ندارن. همیشه دوس داشت دگرگون‌نما باشه که نیازی به همش رنگ‌کردن موهاش نباشه آمّا دست تقدیر ایطور چرخید که اونو همش در حال رنگ گذاشتن بر مو ببینین.

ویژگی های باطنی: نامبرده در همه حال و در همه جا به همه چی مشکوکه.(شاید چون شرلوک هلمز زیاد می بینه.) بسیار منطقیه. عاشق حرف زدن، بیرون رفتن، چرخیدن، رقصیدن، کتاب خوندن و نقاشیه. پیشنهاد می شه وقتایی که بی حوصله س بهش نزدیک نشین.
خیال‌پردازه. بسیار هم خیال‌پردازه. همش دوست داره مسئله‌ای برای فکر کردن و خیال‌پردازی راجبش داشته باشه.
کمی دقت کنین، جیب سمت چپش همواره از دستمال های فراوون برآمده‌س. چرا؟ گبی ِ مذکور وسواسیه و این مشخص ترین ویژگیشه. وقتی گبی اطرافتون باشه سرسام می گیرین. هیچوقت نمی تونین راحت یه جا بشینین. به محض اینکه جایی رو کثیف ببینه مجبورتون می کنه بلند شین و بهش کمک کنین تا تمیزش کنه. اگه ببینه وسایلش جایی تقارن ندارن مشکل حادتر میشه حتی. بسیار دیده شده به علت فقدان تقارن در خونه‌های موجود در یک خیابون، بنایی رو تخریب کرده تا تقارن رو برقرار کنه. فقط این نیست. اون نسبت به هر چیزی که ازش خوشش نیاد یا به نفع‌ش نباشه وسواس داره.

اهل کولی‌بازی هم هست. بلده خیلی زود آبغوره بگیره. و اوضاع رو به نفع خودش تغییر بده. نتیجه می‌گیریم که چی؟ حواسا جمع!

....
شناسه قبلی

و همچنان امکانش هست که دسترسی گروهم برگردونده بشه؟


پ.ن: ای وای ببخشید ویرایش کردم پست مدیر رو... حواسم نبود می‌خواستم کپی‌ش کنم...


ویرایش مدیر رو پاک میکنی؟
تایید شد.
خوش برگشتی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۰:۲۷:۱۶

گب دراکولا!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۴ یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
اسم: گابریل، بنا به علاقه گب، گبر، و گبی هم صداش می کنن.

فامیلی: دلاکور

گروه: دلبرترینمان، ریونکلاو

پاترونوس: دلفین... ممکنه؟ یعنی منظورم اینه که اگه آب نباشه چی میشه؟

معرفی کوتاه شخصیت: گابریل دلاکور یک نیمه پریزاد اهل فرانسه است. خواهر بزرگتر و جیگری داره، به نام فلور که شرکت کنندهء مدرسه بوباتون در مسابقات جام آتش بود. جون این دو خواهر به هم بسته‌س، می‌میرن برا هم.
مامان‌شون هم آپولین دلاکور می‌باشه و پدر هم... عاممم... مسیو دلاکور.
ازونجا که گبی علاقه زیادی به هاگوارتز داشت، نرفت بوباتون. دانش آموز هاگوارتز شد و کلاه هم به دلیل منطق و هوشش فرستادش ریونکلاو تا در اونجا کنار رفقاش رستگار بشه.

ویژگی های ظاهری: همونطور که گفته‌شد، با یک عدد نیمه پریزاد مواجه هستین. دارای چشمایی که در اصل آبیه، آمّا، ایشون علاقمند به رنگ آمیزیه و به کمک انواع لنزها چشماش رو رنگی رنگی می کنه. قد نسبتا بلندی داره. ناخن هاش همیشه لاک خورده ن؛ البته هنوز کسی نمی دونه این حجم از حوصله چیطور در وجودش جمع شده که همش لاک می زنه.
گفتیم که علاقمند به رنگ آمیزیه. بر همین اساس موهای بلندش هیچوقت رنگ مشخصی ندارن. همیشه دوس داشت دگرگون‌نما باشه که نیازی به همش رنگ‌کردن موهاش نباشه آمّا دست تقدیر ایطور چرخید که اونو همش در حال رنگ گذاشتن بر مو ببینین.

ویژگی های باطنی: نامبرده در همه حال و در همه جا به همه چی مشکوکه.(شاید چون شرلوک هلمز زیاد می بینه.) بسیار منطقیه. عاشق حرف زدن، بیرون رفتن، چرخیدن، رقصیدن، کتاب خوندن و نقاشیه. پیشنهاد می شه وقتایی که بی حوصله س بهش نزدیک نشین.
خیال‌پردازه. بسیار هم خیال‌پردازه. همش دوست داره مسئله‌ای برای فکر کردن و خیال‌پردازی راجبش داشته باشه.
کمی دقت کنین، جیب سمت چپش همواره از دستمال های فراوون برآمده‌س. چرا؟ گبی ِ مذکور وسواسیه و این مشخص ترین ویژگیشه. وقتی گبی اطرافتون باشه سرسام می گیرین. هیچوقت نمی تونین راحت یه جا بشینین. به محض اینکه جایی رو کثیف ببینه مجبورتون می کنه بلند شین و بهش کمک کنین تا تمیزش کنه. اگه ببینه وسایلش جایی تقارن ندارن مشکل حادتر میشه حتی. بسیار دیده شده به علت فقدان تقارن در خونه‌های موجود در یک خیابون، بنایی رو تخریب کرده تا تقارن رو برقرار کنه. فقط این نیست. اون نسبت به هر چیزی که ازش خوشش نیاد یا به نفع‌ش نباشه وسواس داره.

اهل کولی‌بازی هم هست. بلده خیلی زود آبغوره بگیره. و اوضاع رو به نفع خودش تغییر بده. نتیجه می‌گیریم که چی؟ حواسا جمع!

....
شناسه قبلی

و همچنان امکانش هست که دسترسی گروهم برگردونده بشه؟



ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۹ ۱۷:۴۷:۰۶
ویرایش شده توسط گبی.دلاکور در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۹ ۱۷:۵۴:۴۳
ویرایش شده توسط گبی.دلاکور در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۹ ۲۰:۲۰:۲۲

گب دراکولا!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.