هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (ایوان.روزیه)



پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۳:۲۲ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۲
#31
سلام دوست عزیز

1- غیر از انجمن های رول و فیکشن انجمن هایی مثل مطالب اشتراکی، سینمای جادویی، تالار اسرار و ... وجود داره که در اون بیشتر به صحبت پیرامون جنبه های مختلف فیلم ها و یا کتاب و دنیای هری پاتر پرداخته میشه. اما در حال حاضر انجمنی که مربوط به نقد و بررسی آثار دیگه باشه وجود نداره.در گذشته انجمنی ایجاد شد اما به علت عدم استقبال تعطیل شد.تمرکز سایت روی جنبه های مختلف هری پاتره.

2- فکر میکنم در قسمت بالا توضیح این سوال رو هم دادم.میشه گفت که بله!

3- به طور معمول داخل ایفای نقش اصلا مهم نیست که شما نقشتون معروفه یا ناشناخته. شناسه شما بر اساس چیزی که توی کتاب بوده داخل ایفای نقش جا نمیفته، بلکه صاحب شناسه است که میتونه اون رو بسازه و بهش اهمیت بده.خود من شناسه ام همچین وضعیتی داره.ایوان روزیه یه شخصیت فوق العاده فرعی در داستانه.کسی که کلا در کتاب یکی دو بار ازش اسم برده شده و تنها چیزهایی که ازش میدونیم اینه که در دوران بعد از سقوط لرد سیاه در درگیری با کاراگاهان وزارتخونه کشته شده و تیکه از دماغ مودی رو کنده!

4- در صورتی که عضو ایفای نقش نباشید بعضی از انجمن ها از دید شما پنهان هستن.در انجمن های رول نمیتونید پست ارسال کنید و به چت باکس هم دسترسی ندارید.

موفق باشید.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۰:۰۰ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۲
#32
بله حق با شماست.قبلا به این شیوه عمل میکردیم که به شخص اطلاع داده میشد که بین نقش و تالاری که انتخاب کرده یکی رو انتخاب کنه و بر اساس اون عمل کنه.من این موضوع رو به پروفسور کوییرل عزیز اطلاع میدم که به همون روش قدیمی برگردیم.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: جانورنماها
پیام زده شده در: ۱۲:۴۶ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲
#33
...ببینم روفوس محکم گره اش زدی یا نه؟
روفوس عرق پیشانیش را پاک کرد و گفت:بله ارباب.اونقدر محکم گره زدم که یا ستون سقف باید کنده بشه، یا کله پوکش!
ایوان که دست و پاش بسته شده بود سعی کرد تقلا کنه و به التماس کردن هاش ادامه بده:ارباب جون پدرتون...نه اون که آدم مزخرفی بود.ارباب جون مادر مرحومتون بیخیال بشین.تقصیر من نبود که.خود مگس بی عرضه اش افتاد تو لیوان آب میوه غرق شد.من که کاری نکردم!

بلاتریکس دست برد استخوان جناق سینه ایوان رو در آورد و بعد به جای ارباب گفت: کاری نکردی؟تو وقتی یکی از بهترین مرگخوارهای ارباب تو آب میوه دست و پا میزد و با نا امیدی وزوز میکرد حواست کجا بود؟!هشیاری مدارم!...گرچه این شعار مسخره مال یه سفید بود ولی به هر حال...
لرد استخوان جناق سینه ایوان رو از وسط دو نیم میکنه و اون رو فرو میکنه داخل دهنش.استخوان از سوراخ کنار فکش میفته زمین. لرد نگاهی دیگه ای بهش میندازه و با خودش فکر میکنه که دار گزینه مناسبی برای کشتن ایوان هست یا نه.

ولی بعد با خودش فکری میکنه که اون رو با صدای بلند به ایوان هم میگه و باعث میشه که پاهای لاغر و استخونی اون مثل ژله به لرزه بیفته!
لرد:زودتر دارش بزنین. اگه دار زدن جواب نداد تمام گزینه های پیشنهادی بعدی رو دونه دونه امتحان میکنیم.هرچی خفت بار تر بهتر!حالا ببرین آویزونش کنین.

بلاتریکس و روفوس دست های ایوان رو میگیرن و اون رو به سمت طناب دار میبرن.ایوان که احساس «شون پن» در فیلم «راه رفتن مرد مرده» بهش دست داده زبونش از ترس بنده اومده و مدام فکر میکنه قبلا این صحنه رو دیده بوده.حالا توی زندگی های قبلیش یا بعدیش!
روفوس ایوان رو بلند میکنه و میذاره روی چهارپایه.بلا هم طناب رو میندازه گردنش و با لبخندی بر لب کنار می ایسته و منتظر دستور لرد میشه.

لرد:ایوان،خیلی دلت میخواد بهت فرصت بدم آخرین حرف یا خواسته ات رو مطرح کنی نه؟ولی غلط کردی همچین اجازه ای نداری.خلاصش کنین!
صدای فریاد ایوان با صدای چپه شدن چهارپایه در اثر ضربه بلاتریکس همزمان شد و لحظه ای بعد...
ای وای دیدی چی شد رز!؟همچین صحنه ای رو از دست دادم!اگه با موبایل مشنگیم از صحنه کنده شدن سر ایوان فیلم میگرفتم میذاشتم یوتیوب کلی پول نصیبم میشد!

لرد نگاه خصمانه ای به لینی انداخت و بعد جمجمه ایوان رو که در حال گفتن عبارت «ارباب تو رو به سالازار بیخیال بشین دیدین که من اینطوری نمیمیرم فقط تیکه تیکه میشم!» بود به طرف دیگه ای شوت کرد و با عصبانیت گفت:سریعا یه راه حل برای اعدام خفت بار این اسکلت ارائه بدین وگرنه خودتون رو حلق آویز میکنم!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: شیون آوارگان (ساختمان مخوف هاگزمید )
پیام زده شده در: ۱۷:۲۹ یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
#34
دامبلدور نگاه وحشیانه دیگری به تد میندازد و میگوید: شماها یه چیزیتون شده! یادم میاد یه دورانی من تو محفل حرف میزدم کسی جرات نمیکرد روی حرفم حرف بزنه. من از اسنیپ حمایت میکردم، هری زیر لب به شعور من فحش میداد ولی جلوی روی به تصمیمم اعتراض نمیکرد. من اسم رمزهای اجق وجق روی دفتر کارم میذاشتم ولی کسی نمیگفت برای شان و مقامم ضرر داره. بعد حالا کارتون به جایی رسیده که نقشه های استراتژیک من رو نقد میکنین!؟

تدی شانه ای بالا انداخت و گفت: منم یادم میاد دامبلدور یه دوره ای آدم مهربونی بود. از این چشم غره های مرگخوار شاد کن هم بلد نبود!
دامبلدور آهی کشید و روی صندلی اش نشست و بر طبق عادت دستش را برد تا فاوکس را نوازش کند. اما به جای سر فاوکس دستش را روی سر نجینی گذاشت که او هم در جواب دست دامبلدور را تا مچ بلعید!

او که با سراسیمگی دستش را از داخل حلقوم نجینی بیرون میکشید با عصبانیت گفت:کی این رو گذاشته کنار دست جای فاوکس؟ نزدیک بود دستم رو از دست بدم!...هووووووووف.درسته تدی، پس آبی موی ما!ما همه الان از لحاظ روانی به شدت تحت فشار هستیم چون فاوکس عزیزمون اینجا نیست.

هری سرش رو به طرف رون میگیره و میگه:آلبوس چرا اینقدر فکر میکنه که ما نگران فاوکس هستیم!؟غیر خودش کسی اینجا نگران اون پرنده نیست اینطوری!
دامبلدور دمپایی ابری اش را به طرف هری پرت کرد و گفت:شنیدم چی گفتی!خجالت بکش!ققنوس نماد انجمن ماست. اسم انجمن ماست. هویت انجمن ماست!چطوری روت میشه اینطوری در موردش صحبت کنی؟

بعد نگاهی به نجینی که هنوز کنار صندلی اش دور خودش چنبره زده بود انداخت، به وسیله جادو قلم و کاغذ ظاهر کرد و مشغول نوشتن نامه شد. سپس نامه را به پای جغدی که با صدای سوت احظارش کرده بود بست و او را رها کرد. جغد از بالای سر محفلی ها به پرواز در آمد و از آنجا خارج شد.
هری:میگم آلبوس جان، اون نامه چی بود؟
آلبوس لبخندی محفلی کشی تحویل هری داد و گفت:با تام و مرگخوارهاش برای تعویض فاوکس و نجینی قرار گذاشتم. مخالفتی هم در کار نباشه چون قاطی میکنم!:vay:

بعد نگاه دیگه ای به نجینی کرد و گفت:همون طور که گفتم ما فقط فاوکس رو میگیریم و نجینی رو تحویل نمیدیم.
تدی دوباره آهی کشید و با صدای بلند حرف قبلش را تکرار کرد:ای بابا، آخه این چرا فکر میکنه مرگخوارا همین طوری بی تفاوت صبر میکنن تا به ما همچین اجازه ای بدن!؟


تصویر کوچک شده


پاسخ به: شیون آوارگان (ساختمان مخوف هاگزمید )
پیام زده شده در: ۱۲:۱۰ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#35
لرد با اکراه قفس را از روی کله ایوان بلند کرد و نگاهی به داخلش انداخت. جوجه ققنوس ژولیده و کرک و پر ریخته ای در میان خاکسترهای باقی مانده نشسته بود و با بی اعتمادی به او نگاه میکرد.
لرد که احساس میکرد کله ایوان محل خوبی برای نگهداری از قفس است دوباره آن را روی سر ایوان کوبید و بعد گفت:رز ویزلی، سریعا کاغذ و قلم بیار.

رز به وسیله جادو یک قلم پر طاووس، چند لوله کاغذ پوستی، یک صندلی و یک میز تحریر متعلق به دوره ملکه ویکتوریا ظاهر کرد و در حالی که لبخند میزد گفت:بفرمایید ارباب همه چیز حاضره! :pretty:
لرد: جمع کن اون چشماتو! اگه این همه خلاقیت رو موقع جنگ به کار برده بودین اینقدر کشته نمیدادیم بی خاصیت ها! کروشیو!

پس از اینکه لرد دست از شکنجه کشید رز به سختی خودش را سر پا کرد و قلم را در داخل جوهر فرو برد و منتظر شد تا لرد متن پیغام را برایش بخواند. لرد صدایش را صاف کرد و گفت: خب میتونی شروع کنی. اهم اهم،

از بزرگ ترین، با شکوه ترین، و قدرتمند ترین جادوگر سیاه تمام دوران ها، ارباب لرد ولدمورت کبیر
به بی مقدار ترین، ضایع ترین و ضعیف ترین فشفشه برفک زده، دامبلدور مفلوک!

همون طور که احتمالا تا الان متوجه شدی، جوجه کباب بدون استخونت پیش ماست. و البته، نجینی عزیزم هم در دستان کثیف توست. برای همین با زبون خوش یا نجینی محبوب من رو پس میدی و جوجه خروست رو با خودت میبری، یا مجبورم میکنه از راه های دیگه ای وارد بشم!

پ.ن:وای به حالت اگه حتی یه فلس از نجینی کم بشه.اون وقت کاری میکنم که اول خودت و تمام افرادت فلس در بیارین، بعد میدم دونه دونه فلس هاتون رو بکنن. به اضافه اجزای بدنتون!


رز نوشتن را به پایان برد، نگاهی به متن پیغام کرد و بعد در حالی که نامه را به دست لرد میداد گفت:ارباب جسارت نباشه ها، نه که فکر کنین دور از جونتون دارم از فن نامه نویسیتون ایراد میگیرم. فقط میگم که به نظرتون نامه مشکلی نداره؟ یعنی اینطوری که شما اون مردک رو له کردین تو نامه، که البته حقش هم هست، ممکنه قبول کنه این کار رو بکنه؟ :worry:


ویرایش شده توسط ایوان روزیه در تاریخ ۱۳۹۲/۵/۲۳ ۱۲:۲۷:۳۲
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در تاریخ ۱۳۹۲/۵/۲۳ ۱۲:۳۳:۵۷

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین ایده
پیام زده شده در: ۳:۳۷ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#36
نتایج رای گیری بهترین ایده:

الستور مودی: 8 رای
مورفین گانت: 7 رای
ویلبرت اسلینکرد: 1 رای
ارنی مک میلان: 1 رای

با توجه به اینکه مورفین گانت رنک جادوگر ماه را از آن خود کرده، بدون برگزاری نظر سنجی، رنک تعلق میگیرد به الستور مودی.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین نویسنده در بحث های هری پاتری
پیام زده شده در: ۳:۲۹ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#37
نتایج رای گیری بهترین نویسنده در بحث های هری پاتری:

این رنک به علت عدم شرکت اعضا (تنها دو رای) به کسی تعلق نمیگیرد.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین نویسنده در ایفای نقش
پیام زده شده در: ۳:۲۵ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#38
نتایج رای گیری بهترین نویسنده در ایفای نقش:

مورفین گانت: 10 رای
ریگولوس بلک: 2 رای
الادورا بلک: 2 رای
دافنه گرینگراس: 2 رای

با توجه به اینکه مورفین گانت قبلا رنک جادوگر ماه را از آن خود کرده بود، بر طبق قانون این رنک باید به نفر دوم برسد، اما به دلیل اینکه سایر اعضا در 2 رای با هم برابر هستند در نتیجه رنک این دوره به هیچ کدام تعلق نمیگیرد.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین عضو تازه وارد
پیام زده شده در: ۳:۰۲ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#39
نتایج رای گیری بهترین عضو تازه وارد:

الستور مودی: 8 رای
الادورا بلک: 7 رای
سلسیتنا واربک: 1 رای
ویلبرت اسلینکرد: 1 رای
آدرین پیوسی: 1 رای

به دلیل گرفتن رنک توسط الستور مودی (بهترین ایده) این رنک تعلق میگیرد به الادورا بلک !


ویرایش شده توسط استرجس پادمور در تاریخ ۱۳۹۲/۵/۲۴ ۸:۳۰:۴۸

تصویر کوچک شده


پاسخ به: جادوگر ماه
پیام زده شده در: ۲:۵۹ چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
#40
نتایج رای گیری جادوگر ماه:

مورفین گانت: 6 رای
لرد ولدمورت: 2 رای
دافنه گرینگراس: 2 رای
لینی وارنر: 1 رای
آیلین پرنس: 1 رای
دلورس آمبریج: 1 رای
فلور دلاکور: 1 رای
فایرنز: 1 رای

به این ترتیب مورفین گانت برنده رنک جادوگر ماه است.


تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.