هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: كلاس گياهشناسي
پیام زده شده در: ۱۵:۱۳ سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۲
#31
امتیازات جلسه اخر گیاهشناسی

گریفیندور:
انجلینا جانسون:
5-5-8-5-3-2=28
یه صد بار دیگه میگفتی!!!
امتیاز گریفیندور:7


اسلیتیرین:
سوروس اسنیپ:
5+5+10+5+3+2=30
تکلیف خیلی خوبی بود
انتونین دالاهوف:
5+4+10+5+3+2=29
جالب بود
ریگلوس بلک:
5+5+10+4+3+2=29
چرا عکس رو سانسور کردی؟؟؟ ها؟؟؟ نمره کم کنم؟؟؟ عکس باید کامل باشه!!! این دفعه میبخشم!
مورفین گانت:
5+5+10+4+3+2+1=30
تکلیف باحالی بود! خوشمان امد
فعلا هم کمربند زرد کنگ فو هستم رفتم بالاتر یادتون میدم!
امتیاز اسلیترین:30

هافلپاف:
رز ویزلی:
5+4+9+0+3+2=23
رز تو اخه چرا میای شرکت میکنی ؟ها؟میخوای با احساسات من بازی کنی؟؟؟
امتیاز هافلپاف:6

بهترین شاگرد:
مورفین گانت : یک امتیاز اضافه
تکلیف سوروس اسنیپ هم خیلی عالی بود ولی گفتم هر چی نمکی تر نمره بهتر!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: تابلوی شنی امتیازات
پیام زده شده در: ۱۵:۱۲ سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۲
#32
امتیازات جلسه اخر گیاهشناسی:

گریفیندور:
انجلینا جانسون:
5-5-8-5-3-2=28
یه صد بار دیگه میگفتی!!!
امتیاز گریفیندور:7


اسلیتیرین:
سوروس اسنیپ:
5+5+10+5+3+2=30
تکلیف خیلی خوبی بود
انتونین دالاهوف:
5+4+10+5+3+2=29
جالب بود
ریگلوس بلک:
5+5+10+4+3+2=29
چرا عکس رو سانسور کردی؟؟؟ ها؟؟؟ نمره کم کنم؟؟؟ عکس باید کامل باشه!!! این دفعه میبخشم!
مورفین گانت:
5+5+10+4+3+2+1=30
تکلیف باحالی بود! خوشمان امد
فعلا هم کمربند زرد کنگ فو هستم رفتم بالاتر یادتون میدم!
امتیاز اسلیترین:30

هافلپاف:
رز ویزلی:
5+4+9+0+3+2=23
رز تو اخه چرا میای شرکت میکنی ؟ها؟میخوای با احساسات من بازی کنی؟؟؟
امتیاز هافلپاف:6

بهترین شاگرد:
مورفین گانت : یک امتیاز اضافه
تکلیف سوروس اسنیپ هم خیلی عالی بود ولی گفتم هر چی نمکی تر نمره بهتر!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس گياهشناسي
پیام زده شده در: ۰:۲۰ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲
#33
هنوز میتونید تکلیف ارسال کنید!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۰:۱۶ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲
#34
اَررررررررررررررررررربــــــــــــــــــــاب!!! :pretty:

گفتید کمیت داریم! رفتیم دیدیم چندیست داره زیادیت فعالیت درونمان موج میزند برگشتیم!

باشد که تایید شویم!

1. سابقه ی عضویت در گروه مرگخواران؟

ارباب سابقه ی عضویت متاسفانه نداشتیم ولی سابقه درخواست برای عضویت داشتیم!

2. سابقه ی عضویت در محفل؟

ارباب براتون یه بار این حادثه غم انگیز رو شرح دادم:(

اغا ما بچه بودیم اومدیم اینجا؛از اون جا که کارای ایفا دست دامبل بود و ایشان هم الکی برای جذب ما مهربان بودند ما کمی به محفل علاقه مند شدیم

چندی بعد داشتم از دم محفل لی لی کنان رد میشدم!که یهو دامبل پرید جلوم و گفت:

سیلام گوگولی! ابنبات میخوای؟؟؟ و یک ابنبات بزرگ از جیبش در اورد ما هم بچه بودیم و عشق شیرینی به برای همین در کمال سادگی شیرینی را گرفتیم بعد دامبل گفت که داخل بازم شکلات و شیرینی هست گرفت ما رو برد داخل گفت فرم عضویت پر کن تا بهت شکلات تلخ هم بدم!!! ما هم گول خردیم و فرم پر کردیم مدتی ما رو انداختن داخل
مهد کودکشون الف.دال و وقتی بزرگ شدیم رامون دادن داخل محفل و ما هم که عاقل شده بودیم اب پاکی را ریختیم روی دستشان وگفتیم:

رفتم که رفتم بی هوا رفتم که رفتم!!!!

3. مهم ترین تفاوت بین دو جبهه ی سیاه و سفید؟

به جز رنگ و چیزای خز دیگه ای که بقیه میگن دو تفاوت مهم هست:

1.آزادی:

ما مرگخوار ها به قول معروف ازاد به انجام هر غلطی هستیم به جز ازار نجینی و شخص ارباب(ره)!
ولی محفلی ها فقط باید بیان و اثار غلط های ما رو پاک کنن و دور کار های هیجان امیز مثل کیریشیو زدن و کشت و کشتار رو خط بکشن!!!!

2.خز نبودن و جذابیت داشتن:

در محفل همیشه حرف های خز و حماسی زده میشه و همیشه در آرزوی دست نیافتنی نابودی مرگخوار ها هستن خیلی های اون ها هم رول های قوی نمیزنن که حوصله ادم حتی اگه زیرش کم کم هم باشه بازم سر میره!

ولی اینجا عضو های باحالی داره،خیلی خوب رول میزنن،حرف ها خز رد و بدل نمیشه،هر حرفی زده بشه چند دقیقه بعد به مرحله عمل میرسه و از همه مهم تر

ما شما رو داریم!!!

کلا مثل فرق شکر و نمک با هم فرق دارن!( اتم های سازنده!،مزه و ...)

فقط شباهت اون ها در اینه که دو تاشون گروه هستن!(شکل فیزیکی!)

4. نظر شما درباره کچلی و جادوگران کچل؟

بماند که مو های ما بلنده!

ولی کچل شیک تره! تازه نشانه ی پلیدی و شرارت هم هست!

تازه ارباب،من واسه کچل ها شعر هم گفتم که اونو تقدیم به شما میکنم!

کچل کچل کلاچه،روغن کله پاچه!!!

ببینید شما شعر دارید ولی برای مو های دامبل نمیشه شعر گفت!

5. بهترین و مناسب ترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

1.بهشون بگی دامبل مرد!

2.طلسم های ممنوعه

3.ماموریتشون رو بهم بریزی

4.بهشون خیانت کنی (مثلا فکر کنن دوستی ولی بعد جاسوس باشی آی که چه حال میده!!!)

اونجا بودم دیدم که میگما!!!

6. در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

نشون ندادن رفتار ناشایست یک نوع رفتار شایسته است.

اول به ماموریت شوهر دادن ایشون به نتیجهمیرسونم!(کیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی لی لی لی لی لی مبارکه!)

یه ماساژ ژاپنی اصل هروز عصر براش اجرا میکنم!

یه روغن مرطوب کننده ای پوست ایتالیایی اصل،ساخت چین! هم تقدیمشون میکنم!

8. یک نمونه از کارهای بی رحمانه و سنگدلانه و سیاهانه خود را شرح دهید.

قلم پَر شُک دهنده خریدم اولین نفر دادمش دست دختر دایی چهار سالم!

گذاشتن قفل بر روی وبلاگم!

9. نظر خود را بصورت کاملا خلاصه درباره این واژه ها بیان کنید:

ریش : خز( البته اگه نظر واقعیم رو بگم 99% سایت میشه!!!)

طلسم های ممنوعه: جمع کنید باو این مسخره بازیا رو کجای اینا ممنوعه؟؟؟ اینا که طلسم هایی سوسولی هسن ما بدتر اینا رو استفاده کردیم!

الف.دال: چندی پیش مراسم ختمش بود مگر اینکه دوباره بر پا شده باشد!

............................................................................................................

اگه غلط دارم ببخشید داخل اتاق تازه رنگ شده هستم هنوز لامپ نداره!!!


تو درخواست قبلیتون گفته بودم:
نقل قول:
گذشته از فعالیت کم، بیشتر(تقریبا تمام) فعالیتتون مربوط به هاگوارتزه.ملاک من برای تایید فعالیت در ایفای نقش اصلیه.

خب الان چه فرقی کرده؟هنوزم تقریبا همه پست های شما مربوط به هاگوارتزه!البته اگه تو تالار ریون پستی دارین من نمیتونم ببینم.
فراموش نکنین که فعالیت هاگوارتز برای عضویت در گروهی مثل مرگخوارا کافی نیست.هنوز هم نوشته های شما کمی اشکال دارن.ولی برطرف میشه.کافیه فعالیتتونو منحصر به هاگوارتز نکنین.
اشتباهات تایپی و املایی زیادی تو پست هاتون دارین.در این مورد کمی بیشتر دقت کنین.بقیه اشکالات رو با هم برطرف میکنیم.
فراموش نکنین که من مرگخوارا رو بعد از تایید به حال خودشون نمیذارم.فعالیتشونو دائم بررسی میکنم.

راستی اون (ره) که برای ارباب نوشتین...اصولا برای درگذشتگان نوشته میشه!
ارباب شکر سالازار هنوز زنده هستن.

تایید شد.


ویرایش شده توسط چو چانگ در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۱۷ ۱۴:۲۴:۱۵
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۱۷ ۱۹:۰۷:۵۱
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۱۷ ۱۹:۱۰:۵۳
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۱۷ ۱۹:۱۴:۱۸

فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: مسابقه معجون سازی !
پیام زده شده در: ۲۳:۲۲ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲
#35
پروفسور اسنیپ میشه بگید اخر برنده کیه؟؟؟ انقدر صبر کردیم زیر کیبدمون علف سبز شد!!!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس گياهشناسي
پیام زده شده در: ۱۳:۰۲ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲
#36
تست نمرات!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: مسابقه معجون سازی !
پیام زده شده در: ۱:۰۴ سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲
#37
-هری مجوز خروج رو با بدبختی گرفتم ممکنه اخرین بار باشه تعطیلات دیگه ای نداریم مطمعنی نمیخوای بیای؟

-رون انقدر اصرار نکن واقعا نمیخوام بیام حوصله ی مردم رو ندارم فقط با همون گالیون هایی که بهت دادم برام یکم خوردنی بگیرید.

-باشه،پس من رفتم

..........................................................................

یک ربع از رفتن آن ها گذشته بود.

هری در حالی که برای امتحان دوشنبه مطالعه میکرد ارام به خواب رفت...

.........................................................................

رون و هرمین برای استراحت به پاتیل درز دار رفتند و نوشیدنی سفارش دادند

رون جرعه ای از نوشدنیش را سر کشید و گفت:

-نمیدونم چرا هری با خودش این کار رو میکنه این یه زندانی خودش رو حبس کرده...راستی کنار دهنت کثیفه!

هرماینی در حالی که با دستمال کنا دهنش را پاک می کرد گفت

-خوب تو راست میگی،ولی اونم حق داره،طفلک...وای چرا این جوری شد؟ جمله اخر رو وقتی گفت که لیوان از دستش افتاد و نزدیک بود از روی صندلییش بیفتد

-هرمیون حالت خــــ...

اما رون به محض این که بلند شد و قبل از این که بتواند جمله اش را تمام کند بر روی زمین افتاد

دو مرد به سمت ان ها میامدند...

مردم بی تفاوت بودند انگار کسی ان ها را نمیدید

هرمیون به سختی و بدون تعادل و با تکیه به میز بلند شد و سعی کرد چوب دستی اش را در بیاورد و ارام زمزمه میکرد سَـــ.....سم...پُلــــت

ولی قبل از این که ب تواند کاری بکند بیهوش شد...

و بعد خرابه ای کثیف در کوچه دیاگون

...................................................

هری در حالی که به شدت عرق کرده بود از خواب پرید و زخمش به شدت میسوخت

سوزش زخمش او را مطمئن کرده بود که همه چیز واقعی است؛ولی اسم آن سم چه بود؟ هرمیون فقط توانسته بود دو حرف اول ان را بگوید....ولی اسنیپ...اره اسنیپ میتو نست داخل کتاب های اون اسم اون سم رو پیدا کنه و پادزهر سم رو اماده کنه ولی دست به سر کردن اسنیپ کار سختی بود...

به سرعت نقشه غارتگر را از زیر تختش دراورد و رو تختش باز کرد

-قسم میخورم که کار بدی انجام بدم!

چشمانش با سرعت روی نقشه دنبال اسم اسنیپ میگشت ولی اسنیپ در مدرسه نبود!

هری زیر لب زمزمه کرد:

اوه این عالیه!

به محض این که شنلش را برداشت دین،سیموسو نویل با سر و صدای زیاد وارد خوابگاه شدند

سیموس همین که چشمش به هری افتاد با تعجب پرسید:

-هری! چه قدر عرق کردی حالت خوبه؟

-اوه اره شما با هم کجا بودید؟

-دین خندید و گفت:

-طبقه هفتم! اتاق ضروریات معرکه هستش! و بعد همه با هم خندیدند...

باشه من باید برم کار دارم

-هری اون چیه تویـــــــ...

اما قبل ا این که نویل حرفش را کامل کند هری از خوابگاه بیرون رفته بود...

هری به سرعت از تالار خارج شد و شنلش روی سرش کشید لحظه ای به دهنش امد که به کتابخانه برود ولی بعد فهمید که وقت پیدا کردن یک کتاب مناسب را ندارد

روب پله ها میدوید به سختی تعدلش را حفظ میکرد بلاخره به نزدید دخمه رسیده بود که...

-اوه لعنتی!

بدعنق لعنتی اون جا بود و حظور اون رو حس کرده بود

-هی بچه بدبخت! بد گیر افتادی خودت رو نشون بده

هری حیله قدیمیش را یادش امد،یادش آمد که چه طور دفعه ی قبل او را دست به سر کرده بود...

-هی بدعنق هواست هست با کی داری حرف میزنی؟ من بارون خون الودم خودت میدونی که میتونم به صورت نامرئی توی هاگوارتز بچرخم! زود معذرت خواهی کن و از این جا برو

بدعنق خنده ای سر داد و گفت:

-بچه احمق چند سال پیش یه بار فریم دادی فکر کردی نفهمیدم؟ دیگه نمیتونی فرار کنی زود باس خودت رو نشونــ...

زبان بدعنق با دیدن بارون که جلویش ظاهر شد بند امد! هری زیر لب خندید شانس اورده بود که قبل از این که حرفی بزند بارون خودش اعلام وجود کرده بود!

بارون که با لکنت حرف میزد مدام از بارون عذرخواهی میکرد،بارون هم بدون آن که گوش بدهد فریادی بر سر او کشید و او را برد

هری به سرعت خودش را به دخمه رساند و وارد شد قفسه پر از کتاب بود ولی توانست به سرعت کتاب شناسایی سموم را پیدا کند

داخل حرف (پ) شروع به جست و جو کرد اما با کمال تعجب اسمی که دو حرف اولش شبیه آن چه هرمیون گفته بود وجود نداشت!چند بار دیگر هم گشت اما چیزی نیافت!

هاج و واج مانده بود چه باید میکرد؟ نگاهش بر روی کلمات ضحفه ای که باز بود افتاد

پالارایزدپوشن*:

علائم:

"فلجی کامل،به ظاحر شخص بیهوش است ولی دراصل میتواندصدا های اطراف را بشنود.

فرد مسموم ابتدا چشمانش سیاهی رفته و تعادل و قدرت تکلمش را از دست میدهد و بعد فلج میشود."

تمام علائم درست بود! معلوم بود که هری اشتباه شنیده بود! با خوش حالی قسمت پادزهر را خواند:

"دانه له شده سیب،خون اژدها و مهرگیا به مدت 5 دقیقه روی شعله ملایم د پاتیلی از جنس نقره بجوشانید و سه دور در جهت عقربه های ساعت هم بزنید"

هری قفسه ها رو زیر و رو کرد و مواد لازم را یافت. یک چشمش روی معجون بود یک چشمش روی نقشه

له کردن دانه های سیب کار سختی بود اما توانست در عرق 2 دقیقه از پسشان بر اید

معجون دیرتر از ان چه فکر میکرد اماده شد همین که ظرفی را که میخواست معجون را در قوطی بریزد نام اسنیپ روی نقشه پدیدار گشت.کارش را سریعتر انجام داد و به همین علت کمی از معجون روی زمین ریخت.نام اسنیپ هر لحظه نزدیک تر میشد خشبختانه توانست معجون را به موقع جابه جا کند.و در وقت مناسب از دخمه خارج شود.

شنل را روی سرش کسید و در راهرو حرکت کرد حتی از کنار اسنیپ هم رد شد خودش را سریعا به هیات رساند.نمیدانست در مدرسه چرا باز است ولی در هر صورت برای او خوش شانسی بود به دیاگون اپارات کرد

و خودش را به خرابه رساند و ارام معجون را به رون و هرمیون نوشاند

هرمیون زود تر از رون به هوش امد و سریعا پرسید:

-اوه هری چه اتفاقی افتاده؟

هری خندید و گفت:

-برایت تعریف میکنم بعد چیزی یادش افتاد نقشه غارتگر را از جیبش در اورد و گفت:

-شیطنت تمام شد!

.........................................................

*این اسم به معنای معجون فلج کننده هستش

به خدا خودم ایده بد عنق رو از اول داشتم و گپی نیست! راست میگم!

من از ساعت 7 عصر دارم اینو مینویسم!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: مسابقه معجون سازی !
پیام زده شده در: ۱۷:۵۶ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲
#38
ما هم در خواست فلور رو داریم...

التماااااااااااااااااس!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس تغیير شكل
پیام زده شده در: ۲۰:۳۰ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۲
#39
1. چه اتفاقی برای ولدک افتاد که به کینگزکراس رفت و به این وضعیتی که دیدین تغییرشکل {ببینین! از تغییرشکل هم اسم بردم! } داد؟ (10 امتیاز)

شما خیلی بدین

اون از امتیاز دادنتون

اون از مشقتون که گفتی از زندگی ما برو

حالا مجبورم میکنی اسمش رو بگم؟


تغییر شکل لرد تقصیر بابات بود!

هی رفت جان پیچ هاش رو نابود کرد که قسمت ای روح لرد اجتماع کردن و یه بدن اون شکلی شدن

بعدم اومده بودن ایستگاه که قطار بگیرن برگردن پیش خود لرد که شما شپلخش کردید!

خوب روح بدبخت این همه زور زده بود که این شکلی بشه و با چه بد بختی اومده بود ایستگاه شما چی کارش داشتین؟

اخه این چه حرکتی بود؟

2. هدف جیمز از ولدک شناسی های سه جلسه تدریسش چی بود؟ (5 امتیاز)


بگم؟...نه بگم ریا بشه!؟...

پروف قصد خیانت به خانواده رو دارن و ارزوی عضو شدن در گروه مرگخوار ها رو دارن که لرد تائیدشون نمیکنن.

پس به همین علت پروف شیاد شروع بع در دادن راجب لرد کردن که شاید بتوانن جایی در دل لرد باز کنند

اما عمرا بتوانند!

پروف فیلم دارم! تکذیب نکن! بیارم همه ببینن چه طور به لرد التماس میکردی؟

خیانت به خانواده عاقبت نداره از ما گفتن بود!

3. چه احساسی دارین از اینکه جیمز یه معلم شیاد بود که هیچی از تغییرشکل سرش نمی شد و امتحان تغییرشکلتونم نهاییه!؟ (5 امتیاز)


الان باید چه احساسی داشته باشم؟

نه مرلینی باید الان احساس من چی باشه؟

به نظر شما کسی که این بلا سرش اومده داره بندری میرقصه؟

الان شوک بزرگی بهم وارد شده!

رفتم هم به سالازار رگفتم من که معلم هاگ هستم یه تخفیفی بهم داخل امتحان تغییر شکل نمیدن اونم گفت نه!

منم بهت زده دارم میرم داخل افق محو بشم!

4. جوجه ولدک مفلوکی که مشاهده کردین بعد از اینکه بچه ها از کینگرکراس میرن و چراغارو خاموش میکنن و درا رو قفل می کنن، ســــــــعی میکنه در اوج فلاکت یه جان پیچ دیگه از خودش دربیاره و به زندگی برگرده! چجوری این کارو میکنه؟ موفق میشه یا نه؟ (10 امتیاز)

ارباب در هر کاری موفق هستن!

از اون جایی که شما هنوز نرفتین جان پیچ تقلبی تکلیف کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه رو ببرین سر جای اصلیش و ا اون جایی که هواس پرتی کردید جان پیچ تقلبی از جیبتون افتاد روی زمین روح جسم شده لرد اون رو برداشت!

روح جسم نما هم که تیکه تیکه اماده هست!

میمونه چوب دستی!

که لرد از یکی از گلدون های ایستگاه چوب دستی میسازه و مجبوری هسته ی چوب دستی رو از موی دماغ اقای نهنگ شما قرار میده که از روی زمین پیدا کرد

و بعد جانپیچ خودش رو درست میکنه!


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده



پاسخ به: اتاق مدیریت
پیام زده شده در: ۱۹:۳۲ یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۲
#40
سلام

اقا این جا چرا این طوریه؟؟؟

این همه نوشتیم و عکس اضافه کردیم از 10 به ما 2 دادن

ای استاد تغییر شکل از شما بعید هستش!

یکی بیاد بگه چرا؟؟؟

نه واقعا چرا؟؟؟


فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر کوچک شده







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.