هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۳:۴۵ پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲
#31
خب، خب خب، اینجا چی داریم ؟

اومدم جواب بدم و برم و لی همچنان منتظر نظات دوستان هستم !

+ خیلی خیلی ممنون از پرفسور تافتی که فک می کنم اسمش رضا باشه و اینکه شروع کرد و اینا ...

++ و باز هم خیلی خیلی از مروپی عزیز ممنونیم که ادامه داد و اینا ...

کلا اینا ...


نقل قول:
حیف شد... من تازه داشت ازت خوشم میومد. همــر!


گفتم که، توی فضای مجازی من تقریبا خیلی کم افراد "جل صفت" دیدم. در حقیقت همشون هم سن و سال خودمن و توی اینجور سایت ها هم، پیداشون نمیشه! نگران نباش ...

نقل قول:
آلن ریکمن دیوانه است! عجب چیزی در آورده بود از اسنیپ... بی نظیر بود لامصب!


شخصیت پردازی و پرداخت قابل لمس ؛ خودش یه پا نویسنده است این ریکمن ...

نقل قول:
البته اینم بگم همیشه کلاسای تاریخـو یه جوری جیــم میشدم، شرمنده ی اخلاق ِ ورزشیت به هر حال .



چرا ؟ تقریبا من سر کلاس تاریخ اگه چیزِ درستی بگه و همش چرت بلغور نکنه دبیر، یهو دیدی تو حلقِ دبیر بودم، اصن خیره میشم به دبیر که خودش آب میشه میره تو زمین !

نقل قول:
ی خودشو معیار درستی ادعاهای خودش میدونه. با پیشفرض های خودش نتایجی که «خودش میخواد» رو میگیره و تمام ِ ملت رو هم به سمت اون نتایج هل میده... درنتیجه از وقتی که یادم میاد کافر بودم .


باهات هم عقیده ام؛ دینی رو بد جلوه دادن و اصن تو کتابا من تصویر خوبی از دینی نداریم؛ این خوب نیست ... آثارش هم به وضوح مشخصه ... ! |:

نقل قول:
یعنی از وجود فردی مث ِ تو بر این کره ی فسقلی ِ گه گاه کسل کننده خوشحال شدم...


ما هم بسیار از اینکه فهمیدیم شما موجودی جز شرکت کننده کلاس ها ( ) هستید بسیار خوشحال شدیم، موفق باشی و پایدار ...

نقل قول:
دستم رو به سمتت دراز میکنم و در صورت تمایل به یک آغوش هم دعوتت میکنم... خواستی میتونیم از هم آغوشی فراترم بریم .


ما هم دورا دور، دستِ دوستی را سمت شما دراز می کنیم؛ فقط اگر جنسیتت مطمئنی حاضرم پیشنهاد آغوش رو هم قبول کنم ... ( )

باز هم خیلی خیلی ممنون از تو، پرفسور تافتیِ تجسم ناپذیر ... (ک.ر.ب.پروفایلت)



- - - - - - - - - - - - - - - - - -



نقل قول:
مادر گرام ِ ارباب قدم به صحنه می‌گذارند.


همیشه حاضر در صحنه ...

نقل قول:
ما از همین‌جا اعلام کنیم که بُریدن نان ِ مردم، به شدت توسط مرلین کبیر حرام محسوب شده. خواستیم در جریان باشید فقط!


( )

نقل قول:
هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه عکس‌العمل شما چیه. نمی‌تونه پیش‌بینی کنه موضع‌گیری‌تون سر فلان قضیه چیه و غیره. لایک!


دقیقا، منم به همین دلیل دوس دارم ولی خب شخصیت پردازیِ دقیق و ظریفِ یک خاکستری بسیار بسیار دشواره؛ همین غیر منتشره بودن رو باید جا بندازی ... کارِ عظیمیه !

بیگ لایک

نقل قول:
گفتی به تازه‌واردا از لحاظ رول‌نویسی آموزش بدیم؟ چطوری؟ یعنی دوست داری چه حرکتی بزنیم در این راستا؟


خب ببین عاقا موقعی که فعاله انجمن یعنی تابستون سعی کنید با گذاشتن یه سری کار های جذاب، کاربر رو جذب کنید و نگه دارید و در عین حال نگهش دارید.

من می خوام رک مثال بزنم ؛ این اکادمی علوم افسانه ها بود که کم کم اجباری شد؛ این ایده جذابی بود؛ یعنی کاربر رو در وهله اول در سایت نگه می داشت، در وهله دوم اجرای جذابش بود که بازم به خوبی انجام شد. و در همین حین طنز ها و تدریس های جذاب، رول نویسی هم آموزش داده میشه.

من منظورم یه اکادمی نیست ؛ من منظورم یه دوتا تاپیک بر توضیح قوانین رول نویسی و اموزش رول هست ؛ مثلا خودم شدیدا دنبال آموزش رول نویسی طنز می گردم، اگه باشه خب عالی میشه ...

نقل قول:
مثلاً یعنی به صورت فرد فرد، فعالیت افراد رو زیر نظر بگیریم؟ یک ذره خود زورو پنداری نمی‌شه حکایت؟


خب مگه چن نفر در اوج فعالیت وارد ایفا میشن و مثل آلیس مثلا از خودشون علاقه نشون میدن ، ها ؟

خب اگر سعی کنید بهشون یه سری مشاوره تو پیام خصوصی بدید، فقط به اونایی که بهشون امید هست و پایبندشون کنید عالی میشه.

بازم ایده بود میگیم بهتون ...

نقل قول:
مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.


نظرم این بود و بهش هم اعتقاد دارم ...


نقل قول:
ولی وقتی می‌رم سر کلاس همه‌چی رو یادم می‌ره.


به، مادرِ گرام ارباب، مدرس مملکت هم هستن؛ تبریکات ما را صمیمانه بپذیرید ...

نقل قول:
در راستای کتاب‌های تاریخی، دلاور زند رو خوندی؟ محشره!


خب متاسفانه من خیلی رمان تاریخی نخوندم ؛ یعنی گیر نیاوردم و در حقیقت بیشتر دنبال تکمیل اطلاعات تاریخیمم ... ولی اون الیزابت رو اشنایی دارم باهاش، تو نمایشگاه شیراز هم بود، من تسترالیت کردم نخریدم ... ):

خیلی خیلی ممنون از تو مروپی عزیز !

امیدوارم هردوتون، تافتی و مروپی گانتِ فقید، هیچ وقت از طاقچه ذهنِ دوستانتون پاک نشید و همیشه در تقویمِ تاریخِ ذهنشون جایی برای شما باشه ؛

میدونم هست ... !


[left]پرفسور فیلیوس فلیت ویک
مهران
[/left]


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۳:۲۳ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲
#32
اینم مصاحبه ما ...


پیوست:


zip flitwick.zip اندازه: 257.12 KB; تعداد دانلود: 132


ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۲ ۲۳:۲۹:۱۷

دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
پیام زده شده در: ۲۲:۲۷ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲
#33
بسم المرلین


سوال نخست :

مضحک ترین اصل در فوتبال، خودِ انجام بازی فوتبال است، می دانید چرا؟

فرض کنید یک گله گوسپند را در یک مرتع بزرگ قرار بدهند. یک گلوله به جنس علفِ تازهِ خوشمزه را هم در وسط آن قرار دهند، حال چه میشود این گله گوسپند از طرف به طرف دیگر تنها برای گرفتن این گلوله می دود.

فرض کنید گله دیگری را نیز وارد ماجرا کنیم؛ یک گله از گوسپندانِ دیگر نیز در زمین وارد می شوند. حال دو گله گوسپند در حال دویدن در پی یک توپ هستند.

به نظرتان این تشبیه چه ورزشِ مشنگی است؟

بله، فوتبال!

فوتبال از نظر ما جز یک ورزشِ مضحک که در آن دو مشت آدم از طرفی به طرفِ دیگر می دوند و برای همین دویدن ها و تبانی ها (!) و تغلب ها و رشوه ها و گاهی هم با پول، گل ها، پول ها می چاپند از ملت!


سوال دوم:

- لنگ، لنگ و لنگ ... لنگیم و 6 تا لنگ ... لــــــنــگ ! :hungry1:

- این چیه تو هوا تکون میدی؟ بذار کنار لنگ ـو!

- چیه؟ لنگهِ نمادِ پرمعنا و مفهوم pp ها ...

- جان ؟ شما کیسه ـیا باید خودتون رو جمع کنین؛ 6 تا گل خوردین اومدین برای من "لنگ لنگ" می کنین! لعنت بر مرلین اِ اِ چیزه، شیطون!
- برو بابا، تو عمرتون 6 تا گل تونستین بزنین به ما، اونم کی ؟ ...

- وقتِ گل نی!

در افکار جادوگر : "مرتیکه ماگل، برای من زبون در آورده، چیکارش کنم؟ آهان ... دارم براش .. "

- اصلا چرا دعوا کنیم؟ شما یک لحظه بیا این جا ... بیا ...

- باز کم آوردید ... هـــِ

- حرف مفت نزن لطفا، بیا تو فقط!

" خوبه، یکم دیگه بیای، می تونم یه وردِ تکامل یافته "آبلو ایت" روش اجرا کنی! "

- خب، چی میگی لنگی!

- به کی گفتی لنگی، هان؟ لنگی اول باباته، دوم این ورد رو بخور تا دیگه واسه من لنگی لنگی نکنی!

- آبلو ایت


سوال سوم :

شموشک / منچستر / رئال مادرید / پرسپولیس / برقِ شهید سپاسی شیراز / آرسنال / یوونتوس

رونالدو و کریم باقری / کریمی و بی شک فرهاد مجیدی


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: كلاس گياهشناسي
پیام زده شده در: ۲۳:۰۸ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#34
- سه "نوع" گیاه نام ببرید که نحوه تغذیه متفاوت داشته باشند. (15 نمره)


دیدیم که شما مشغول جرواجر کردنِ یک باغبانِ بیچاره بودید به جرم ینکه چرا گرین گرس های زیبای شما رو چیده، منم از فرصت استفاده کردم و به سرعت خودم رو به میزِ معلم که پر از برگه های پوستیِ تکالیف بود رسوندم. و از اونجایی که ما دانش آموزایم و دانش آموز جمائت "دیدنِ مصلحتیِ خیرناکِ برگه ها" تو ذاتشه، از فرصت استفاده کردیم و نگاهی به برگه ها انداختیم.

دیدیم همه جز لینی وارنر اومدن خوراکی های مادی رو نوشتن ما اومدیم گیاهانی رو معرفی می کنیم که خوراه غیر مادی دارن.

1) ماگوست : این گیاه یک تسخیر گر روح است! در تاریخ آمده است که شیاطینِ کوچک تر که نمی توانستند مستقیم روحی را تسخیر کنند بوسیله این گیاه روحِ فرد را تسخیر می کردند. این گیاه می تواند در وجودتان نفوذ کند و روحتان یعنی احساسات و عواطف و افکارتان را و نه جسمتان، را تحت کنترل خود بگیرد.

2) گلِ رزِ تغییر یافته به نامِ "انتیالاو" : این گل رز را طبق اسناد بدست آمده، یک جادوگر ایرلندی ساخت تا عشقِ اش نسبت به زنی بمکد! به این معنی که مرد که نمی خواست با آن زن ازدواج کند بوسیله آن گیاه عشق خودش و آن زن را نابود کرد. استفاده این گیاه هنوز هم در ایرلند و بعضی از کشور ها و حتی جنوبِ غربِ انگلستان آزاد است. اما شهر های بزرگ انگلیس و مرد و زن هایش از این گلِ رز عشق خوار در امانند.

3) پیچکِ خونخوار : برعکس اسمش این گیاه اصلا خونخوار نیست! این گیاه تنها از غم و اندوه تغزیه می کند. داستان های بسیاری از نجات افراد افسرده توسط این گیاه وجود دارد و می توان به جرئت گفت یکی از مفید ترین گیاه ها با خوراک متفاوت است. اما دلیل اینکه چرا غم را نابود می کند اما اسمش خونخوار است را باید در تاریخ جستجو کرد.

حدود 200 سال قبل خون آشامی این پیچک را برای نابودی شادی ابداع نمود. اما متاسفانه گیاه بر عکس عمل کرد و تمام غم و اندوه و بدی ها را از وجود خون آشام پاک کرد؛ نزدیکان خون آشام هم به آن پیچک لقب خونخوار دادند زیرا آن یکی از تغییر ناپذیر ترین شخصیت ها را یعنی یک خون آشام، را، تغییر داده بود.


- نحوه خوردن پشه توسط گیاه پشه خوار (گوشت خوار) ِ جادویی را در چند مرحله توضیح دهید. (رنگ پشه در آن مرحله - تعداد قطعاتی که پشه به آن تبدیل می شود - قمستی که پشه در آن قرار دارد - استاتوس پشه و تعداد پیش بینی لایک هایش - ... ) (موارد گفته شده انتخابی می باشند و می توانید بعضی ها را ننویسید. ) (15 نمره)

با شما هستم با گزارش خورده شدن یک پشه توسط یک گیاه پشه خوار

حالا، پشه داره به سمتِ گیاه می ره؛ وز وز آهنگینی به گوش می رسه. رنگِ پشه بسیار زیبا و خیره کننده هست؛ سیاه! یک پشه فوق العاده که به سمتِ محوطه مرگ میره.

حالا دهانِ گیاه باز میشه. باز باز باز و باز هم باز تر.

پشه به درونِ دهانِ گیاه میوفته؛ گیاه آرواره های ترسناکش رو می بنده. رنگِ گیاه سبر هست و خار های قرمز رنگی ازش بیرون زدن و همینطور آراواره هاش نیز همون خار های قرمز رنگ رو دارن. و حالا هم تکرار صحنه مرگِ این پشه وای .. چه مرگِ زیبایی ...


ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۲ ۱۹:۴۷:۰۶

دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۱:۲۵ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#35
این تاپیک چقدر کرم داره ... یعنی چیزه جذابیت داره ... :HAMMER:

با کی : لونا لاوگود



دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۰:۵۳ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#36
درباره اوراد مختلف گفتگو می کردن ...

انتظار چیز دیگه ای رو که نداشتین ...

مامان بزرگ هری پاتر شب قبل از تولد لیلی پاتر با پرفسور فلیت ویک تو آرایشگاه درباره اوراد مختلف گفتگو می کردن ...

کی : لینی وارنر


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۷:۱۵ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#37
16. کدوم انجمن‌ها و تاپیک‌های ایفای نقش رو برای نوشتن (و خوندن) ترجیح میدی؟ با تک پست یا دنباله‌دار راحت‌تری یا سوژه‌های دنباله‌دار؟ کدوم بخش از سایت به بهبود ایفای نقش و قلمت کمک بیشتری کرده؟

من با اینکه محفلی ام ولی به شخصه نظرم اینکه تاپیک های خانه ریدل بد نیستن و برای فعالیت، مخصوصا جدی بیشتر از محفل ظرفیت دارن. و از اون طرف هم تاپیک تک پستی که توش میشه جدی هم زد توی محفل هست.

ولی انجمن های "آزکابان" به دلیل شدیدا جدی بودنش رو دوس دارم. خانه ریدل و همینطور کوچه دیاگون رو به خاطر پیام امروز دوس دارم.

رول تک پستی رو به این علت ترجیح می دم که میشه توش جدی زد و از اون طرف به دلیل اینکه اگر سوژه ای برای تکی زدن در کار نباشه کار کمی سخت میشه، نتیجه می گیریم تاپیک های جدیِ ادامه دار رو بسی می دوستم.

مسلما "ذره بین عقاب" و همینطور زیر نویس هایی که لیلی ایوانز روی نمایشنامه هام گذاشت و عاقای انجمن ها، انجمن ویزنگاموت ... و نقد های پربارِ مادر گرام ارباب.


17. از گریفیندور به ریونکلا.. خودت دلت با کدوم گروهه واقعا؟ خوبی‌ها و بدی‌های هر کدوم از این دو گروه به نظرت چیه؟ نظرت در مورد هافل‌پاف و اسلیترین چیه؟ دوست داری این تالارها رو هم تجربه کنی؟

همه ما وقتی وارد میشیم، تو جو هری پاتریم. من مدت زیادی نبود (1 سال و اینا) که فیلم و کتاب رو تموم کرده بودم. و تو جو هری پاتر بودم و از اون طرف میلم همیشه به سپید بوده تا به سیاه ولی خب تازگی همونجور که در ادامه میگم متوجه شدم خاکستری رو بیشتر از هردوتاش دوس دارم.

ولی خب، این اواخر من یک دید دیگه داشتم نسبت به هری پاتر. من بر حست شخصیتم انتخاب کردم گروهم رو. یک شخصیتِ درس خون و باهوش (تعریف از خود نیستا، حقیقت محضه جون شما) و محافظه کار که از صفات اصلی یک ریونی هست.

من ریونکلا رو خیلی خیلی بیشتر از گریف دوس دارم. صمیمیتی که تو هیچ تالاری نیست رو من در ریون تجربه کردم.

18. این ترم از اساتید هاگوارتزی .. در کل نظرت در مورد کلاسها و میزان مشارکت تالارها تو ترم زمستونی چیه؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟


خب مشارکت بچه ها خوبه ... با اینکه نسبتا به تایستون مسلما کمتره ولی باز واقعا خوبه؛ بسته به تکالیف کلاس ها دانش آموز شرکت میکنه. مثل کلاس پیشگویی که این سری با سوال 1 ـش که خیلی سخت بود، خیلی طرفدار نداشت و یا قضیه تکالیف سختِ جلسه اول طلسمات.

اما خب نظر خاصی ندارم جز اینکه این سیستم تقسیم بر سه خیلی هم بد نیست اما گاهی زحمت خراب کنه. گروهی که هر دو دانش آموزش مثلا 30 گرفته مجبوره نمره 10 رو برای اون کلاس بگیره.

ولی کلا استرجس مدیر خوبیه و خیلی خیلی توی این ترم زمستونی با گروه هایی مثل ریون و یا هافل ، راه اومد. مرسی استر!

19. محفل ققنوس اخیرا دوباره احیا شده ... این گروه چه جایگاهی برات داره و چه انتظارات و امید‌هایی داری؟ حدود سه چهار ماهی هست که پروفسور دامبلدور به محفل برگشته... عملکرد پروفسور دامبلدور رو طی این مدت چطور می‌بینی؟

خب محفل مثل ریون می مونه. بهش وفادارم و انجمن گریمولد برام مثل یه خونه است. امید های اصلیم اینکه این انجمن به جایگاه اصلیش بین کاربرای تازه وارد برسه. سیاهی جذاب تر شده بین تازه واردا، مگر اینکه به خاطر نقششون برن به محفل که متاسفانه در این مورد هم مرلین خلاف این قضیه رو ثابت کرد و مخترع جادوی سپید به سیاهان پیوست!

اما خب امیدوارم با حضورِ پررنگ و بسیار بسیار بسیار مفید مهران، محفل دوباره روز های اوجش رو تجربه کنه. مهران به خوبی از پس مدیریت محفل دراومد؛ جدی میگم مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست، مهران هم یک دامبلدور بی نقصه.

وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی. (مهران که این اطراف نیس نه؟ دی)

20. تا حالا شده وسوسه شده باشی بری زیر سایه؟ چرا؟ چقدر شخصیت خودت ( نه فلیت‌ویک) رو سفید یا سیاه می‌بینی؟

شخصیت من همونجور که یک سوال بسیار بزرگ برای همه است (این مورد رو موقع چک کردن سایت های انگلیسی درباره فلیت ویک متوجه شدم.) توی هردو گروه می تونه باشه. همه سوالشون اینکه چرا هیچ وقت هیچ جا ندیدیم و نخوندیم که فلیت ویک محفلی یا مرگخوار باشه، دقیقا چرا؟

اما خب من دارم ازش یک شخصیت سفید که باید می سازم و فلیت ویک تا زمانی که مال من باشه سفید می مونه!

21. نظرت در مورد جریان کودتا و عملکرد مورفین گانت و دلورس آمبریج چیه؟ البته خوشحالم که به موقع به جبهه‌ی حق پیوستی ولی خارج از شوخی به نظرت این این حرکات با چه هدفی شروع شده و آخرش به چی ختم میشه؟ چی شد که به رانده‌شدگان ملحق شدی؟


پرفکت!

جدی می گم؛ هماهنگی ها، سوژه ها، اخبار و مقاله ها و همه چیز بسیار بسیار حساب شده و طنز بود. با اینکه مورفین طرفدار تابستونه ولی کودتای آمبریج بر علیه اون یعنی زمستون در برابر تابستون، تونست یخِ سردِ انجمن رو توی زمستونِ کم تر فعال انجمن بشکنه.

تبریک !

خب مسلما پیروزی با ما محفلی هاست که در هردو گروه اعضایی داریم و هرکدوم شکست بخوره، ما از طرف یه سریای دیگه با غنائمِ کودتایی برمیگردیم گریمولد.
ولی خب، واقعا پیروز اصلی آمبریج و مورفین بودن که با طرحشون جونی دوباره در کالبدِ بی روحِ انجمن توی زمستون دمیدن!


22. در مورد ویزنگاموت چه عقیده‌ای داری؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟ چطور میتونه نقش موثرتری در پیشرفت ایفای نقش داشته باشه؟


غیر از "پرفکت" هیچ نظری ندارم.

فعالیتش در حوزه شناسایی شخصیتمون به خودمون (ایینه) و نقدِ شخصیتی که ارائه می دیم (تالار نقد) واقعا ستودنیه.

خب شاید اگر سعی کنن به اعضای تازه وارد از نظر آموزش رول نویسی سرویس بدن عالی میشه ولی نه هر تازه واردی. اونایی که مثل شصخ شصخی خودم وقتی اومدن قصد رفتن ندارن و یا همین مرلین (البته مرلین بلده) و یا آلیس (الیس هم وارده مثال زدم.).

23. فعالیت کادر مدیریت سایت جادوگران رو چطور می‌بینی؟ اگه بخوای یه نقد سازنده در مورد کارشون ارائه بدی، چی میتونه باشه؟

خشک، جدی و بازم خشک. اونا با این کم فعالیتیشون با وجود نظارت مداومشون از خودشون یه سری غولِ ترسناک ساختن. ایوان روزیه، خیلی خیلی خیلی خیلی مخوف تر از یه شخصیت اسکلتی هست در ذهن من.

و این به خاطر عدم فعالیتِ نزدیکِ مدیرایی مثل ایوان هست (من فقط ایوان رو میگم؛ خودت و یا آمبریج تک ـید.) ولی خب نباید از حق گذشت و فعالیت های امبریج و فلور و بقیه رو فراموش کرد. هر چند مدیرای کلی خیلی کم داره جادوگران و یا ما نمی بینیم. من فقط ایوان و عله و امبریج و پرفسور کوییرل رو می شناسم. اهان ... کوییرل هم می تونه فعالیت بیشتری داشته باشه، چه اشکال داره این مدیرای فسیل شده چند صد سالهِ سایت کنار ما تازه واردا رول بزنن.


24. دوست داری نظارت کدوم یک از انجمن‌های ایفای نقش رو بر عهده داشته باشی و چرا؟ در این صورت چه برنامه‌هایی برای اون انجمن داری؟

من حالا حالا ها قصئد نظارت ایفا رو ندارم. ولی کوچه دیاگون، هاگزمید و همینطور آزکابان رو در صورتی که ناظر کمکی باشم به همراه کسی که در طنز نویسی بسیار قدره، ممکنه بعد ها بخوام نظارت کنم
.
25. به نظرت بهترین ناظرهای حال حاضر ایفای نقش چه افرادی هستن؟ چه فعالیتی ازشون دیدی که توی ذهنت برازنده‌ی این عنوان شدن؟


شک نکنید الکی 8 سال پیاپی ایشون بهترین نظارت رو نگرفتند؛ ارباب رو می گم بله! آلبوس، مروپی گانت با نظارت ویزن و همینطور لینی به عنوان (از نظر من) بهترین ناظر تالارهای چهارگانه و حتی کل ایفای نقش. شک ندارم دلسوز تر از لن توی کل ایفا پیدا نمیشه که اینقدر خودش رو واسه ریون به خاک و خون می کشه.

26. کوئیدیچ.. این ورزش محبوب دنیای جادوگران کجای زندگی پروفسور فلیت‌ویک قرار داره؟ علاقه ‌ای بهش داری؟ لیگ کوئیدیچ و صحبت‌های در حال حاضر برای مسابقات هاگوارتز رو دنبال میکنی؟

کم و بیش صحبت ها رو دنبال می کنم و نظراتی هم دارم ولی خب ترجیح دادم بزرگترا بحث کنن. (نگید تو که نمی تونستی نظر بدی چرا لاف می زنی. توی ریون تاپیک رختکن برای همین صحبت ها پیرامون نحوه اجرای کوییدیج هست) ولی خب اینکه تکی باشه و پایه بر 3 باشه مهم ترین چیز هست.

من خودم ورزش دوست نیستم ولی شاید فلیت ویک بتونه یک مدافع خوب باشه. 5 بهمن مشخص میشه دقیقا در بازی کوییدیچ وضعم چطوره.


27. دوستانی که از سایت پیدا کردی رو اسم ببر و در صورت موجود بودن تاریخ تولد یکیشون رو بگو. کسی هست که خارج از نت بشناسی یا دوست داشته باشی خارج از نت باهاش در تماس باشی؟


عباس عسگری (فک کنم 19 سالش باشه.)
آرش (مرلین) هم به تازگی از دوستان خوبم شده.
ولی کلا با آنوشا (فلور) و مهران عزیز (البوس) و رون در ارتباطم و روابط خارج سایتی (در حد مسنجر) دارم.
نه کسی نیست.

28. نظرت در مورد این اعضا رو خیلی مختصر و مفید بگو:

رون ویزلی: یه کاربرِ آینده دار و همینطور یک کاراگاه و خبرنگار عالی.

آلبوس دامبلدور: یک طنز نویسِ قهار و همینطور یک ناظرِ کوشا

لرد ولدمورت: یک شخصیت پردازیِ قوی و در خورِ شخصیتِ لرد، یک نظارتِ همیشگی و مداوم.

• جیمز سیریوس پاتر: یویو و بس ... شوخی کردم؛ من می تونم بگم شناخت کمی دارم در مقایسه با تو (چون دوتاتون عین هم ـید. نمی دونم چرا .. ) اما اگه بابای مرلین هم منقضی شد حاضرم به طنز نویسیش قسم بخورم.

• مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.
• مرلین: از اونایی هست که زود گرم می گیره ولی برعکس من اصلا احساس بدی پیدا نکردم و خیلی خوشحالم دوستی مثل آرش پیدا کردم.

• دلورس آمبریج: باز هم شخصیت پردازیِ در خور و مدیریتِ بسیار خوب و طنز نویسیِ محشر

• چارلی ویزلی: دوس داره خوب باشه ... اما متاسفانه به دلیل رول نویسیش که کمی ضعیف بوده و سعی نمی کنه بهبود ببخشه، خیلی نگاه خوبی نسبت بهش نیست. ولی کلا خیلی نمی شناسمش فقط از روی کلافگی ناظرا به خاطر بعضی کاراش ...

• جیم موریارتی: یه رول نویس خوب ... یک خبرنگارِ چی بگم؛ واقعا محشر

• تد ریموس لوپین: دیگه درباره تو چی بگم؟ آهان، طنز نویسیت محشره تد، این رو از ته ته ته قلبم می گم. البته اون قسمتی که مربوط به امور و رول و غیره هست.

29. و اما سوال آخر این بخش که باید هم از طرف پروفسور فلیت‌ویک بهشون جواب بدی هم از طرف خودت یعنی هر مورد دو جواب داره.

30.
• توی آینه‌ی نفاق انگیز چه چیزی میبینی؟

فلیت ویک : پیروزی گروهش رو و همینطور بازگشت عزیزانش رو

خودم : موفقیت ... یک صندلیِ چرمین ِ خوشگل توی دانشگاهی که دوس دارم تدریس کنم و همینطور من، غرق در کتاب ؛ منظورم یک کتبخونه بزرگه، بزرگا، بـــزرگ ..

• هورکراکست چه شیئی ممکنه باشه؟

فلیت ویک : فلیت ویک حاضر نمی شه هورکراکس درس کنمه؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدهـ.

خودم : هیچ وقت حاضر نمی شم هورکراکس درس کنم؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدم.

• از بین یادگاران مرگ، مالکیت کدوم رو ترجیح میدی و چرا؟

فلیت ویک : به عنوان یک استاد دوئل من چوبدستی رو ترجیح میدم.

خودم : صدردصد چوبدستی رو ترجیح میدم چون چوبدستی می تونه آدم رو غیب کنه و دیگه نیازی به شنل نیست. هر چند باید ازش درست استفاده بشه.

• لولوخورخوره‌ات چه شکلیه؟

فلیت ویک : نمی دونم ... بهش فکر نکردم و فک می کنم نمی تونم این سوال رو خوب از طرف فلیت ویک جواب بدم.

خودم : حشرات، از زنبور ها متنفرم / دبیرِ ورزش؛ از ورزش هم (شاید جز بدمینتون) متنفرم.

• سپرمدافعت به چه فرمی در میاد؟

فلیت ویک : غیر مادی ؛ هرمیون عزیز پرسیده بود که یعنی چی ؟ راستش رو بخواید من فقط چیزی که از تو سایت ویکی هری ترجمه کردم و حدس می زنم رو میگم. سپر مدافع غیر مادی در حقیقت مثل بقیه سپر ها دارای شکل یک حیوون نیست. فک می کنم فقط نور و هاله بی شکل و متغیر هست. مثل باد ... چون رولینگ اطلاعات زیادی نداده نمی تونم چیز زیادی بگم.

خودم : شاهین ها رو دوس دارم. ولی احتمالا به دلیل علاقم به اینترنت، شاید وقتی ورد اکسپکتوپاترونوم رو اجرا کنم یه ایمیل به طرفی که قراره بهش پاترونوس بفرستم ارسال میشه.

شایدم همین شاهین بود.


ادامه سوالات تا امشب ...

PDF هم کلی می ذارم امشبب.


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۵:۱۹ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#38
کجا ؛ آرایشگاه ...


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۲:۵۵ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲
#39
سلام به همه‌ و سلام مخصوص و خوش‌‌آمدگویی به مهمون عزیز این برنامه، پرفسور فیلیوس فلیت‌ویک


خب خب خب، اینجا چی داریم؟ یک صندلی جوشان، و 50 تا سوال که 35 تاش مال توئه، تد! مرسی از تو باقی دوستانِ پرسیدنده ...


آهان، سلام ... !


1. اول از همه خودتو مختصر معرفی کن، اسم و تاریخ و محل تولد و میزان تحصیلات. چند تا خواهر برادر داری و ازشون کوچکتری یا بزرگتر؟

مهرانم، و با افتخــــــار (اینقد به رون گیر ندید) کوچک ترین عضو سایت هستم!!!! 13 ساله و متولدِ 21 امِ آذر ماهِ یک هزار و سیصد و هفتاد و نه (21/9/1379)
به دوره آموزشی جدید خوردیم و هفتمی هستیم، با اجازتون ... باور نمی کنید؟ خودمم دوس ندارم باور کنم اما ... خب متاسفانه تو همه سایت هایی هم که می ریم و میام به دلیل ادبی بودن و خب کم طرفدار تر بودن بینِ هم سن و سالام، همیشه کوچیک ترین بودم ...
یک خواهرِ 11 ساله دارم که دو سال و خورده ای از من کوچیک تره و فروردینی هست، مهسا نامِ لجبازی بیش نیست! دی


2. همه ی ما یه سری خصوصیات ظاهری داریم که بیشتر به چشم میان و به یاد می‌مونن.. مثل چشمهای هری که شبیه چشمهای لیلی بود! کدوم خصوصیات ظاهری تو بارزتره؟


خب من خصوصیتِ خاصی ندارم، ظاهرم، عادیه؛ چشمِ قهوه ای تیره و موهای مشکی و قدِ بلند که این یکی کمی متفاوت می کنه منو.

3. کدوم ویژگی‌های باطنی و اخلاقیت غالب‌تره؟ چطور آدمی هستی و دوست داری به چه عنوان ازت یاد بشه و شناخته شده بشی؟

ویژگی های باطنی و اخلاقیم : من شوخ طبعم، به جا تیکه می اندازم. وای اکثرا مواقع هم، جدی و خشک رفتار می کنم ولی من بهش نمی گم نچسب من میگم "برقراری ارتباط محتاطانه" و خب خودم دوسش دارم.

با همه زود رفیق نمی شم و از افراد جل بدم میاد.
چطور باشم : من دوس دارم افراد من رو یک فرد جدی بدونن که خیلی زود بدست نمیام، برای من دیگران تلاش کنن، به اون ارزش و مقام برسم که برای بدست آوردن من خیلی راحت به دست نیام. غرور نه ها ... فرق می کنه، منظوم اینکه ارزش داشته باشم و اینا ... البته جدیت و شوخیت در کنار هم رو هم دوس دارم؛ فقط تعادل

البته یه کارشناس تو تلوزیون می گفت که دانش اموزان شخصیت غالبی ندارن و همیشه نقاب به صورت می زنن تا شخصیتِ درستشون رو پیدا کنن ... منم نوجوونم دیه


4. خب بریم سراغ سوالات شاخه ی سایت... اولین بار چه سالی و چطور با سایت جادوگران آشنا شدی و چه حسی داشتی که همچین سایتی به زبان فارسی وجود داره؟ کی عضوش شدی و چقدر طول کشید وارد ایفای نقش بشی و با چه شناسه‌ای؟


من برای یه کاری اومده بودم، ماه های آخر سال 90 بود و اصن هم عضو نشدم فک کنم، کارم رو انجام دادم و شایدم نیگا کردم و رفتم ولی خب فروردین اینا بود که اومدم سایت و عضو شدم با شناسه mehran_max فک کنم عضو شدم و همو موقع پس از مشورت هایی که با الفیاس کردم و چون در جوِ هری پاتر بودم و اینا گریفیندور رو انتخاب کردم و با شناسه مک لاگن ایفای دست و پا شکسته خودمو شروع کردم.

در ضمن اصلا تعجب نکردم همچین سایتی هست چون از ابان توی دمنتور عضو بودم و اینا ...


5. کورمک مک‌لاگن، کینگزلی شکلبولت و حالا هم پروفسور فلیت‌ویک. دلیل انتخاب و رها کردن شناسه‌های قبلیت چی بود؟ اگه قرار بشه فلیت‌ویک رو واگذار کنی، چه شناسه‌‌ای رو برمیداری؟


من موقعی که مک لاگن رو گرفتم که هیچی از ادبیات و اینا نمی دونستم تقریبا اما کینگزلی شکلبوت رو که گرفتم ال راونکلایی شدم و بعد گریفی، و کینگزلی شخصیتی جدی د و به درد سبک من می خورد، این آخری هم دیگه از کاراگاه به پرفسور ارتقا پیدا کردیم.

احتمالا شناسه کینگزلی شکلبوت رو بر میدارم دوباره ولی شایدم شناسه هرمیون گرنجر رو بردارم تا رول زدن با یک شخصیتِ مونث ولی شبیه رو تجربه کنم.


6. بدو ورودت به ایفای نقش، چه احساسی داشتی؟ شخص خاصی بود که بهت بیشترین کمک و راهنمایی رو کرده باشه؟


خب برام جالب بود ولی من ذهن قوی ای ندارم خیلی یادم نی ! اما عباس یا الفیاس دوج اون موقع خیلی کمکم کرد.


7. کمی از شخصیت پردازی فیلیوس فلیت‌ویک صحبت کن. به نظرت چطور جادوگریه و چه ویژگی‌های اخلاقی داره؟ دوست داری بین اعضای ایفای نقش چطور شناخته بشه؟ چقدر خودت رو توی شخصیت پردازی این استاد باهوش هاگوارتز موفق می‌دونی؟


فیلیوس فلیت ویک شوخ اما جدیه! یعنی شوخ طبعی رو داره ولی جدیت رو هم فراموش نکرده و یه استاد باهوشه . کم کم می خوام براش یه سری عادت و تیکه کلام و نکات شخصیتی بذارم تا شخصیت پردازی اش بیشتر کامل بشه.

شخصیتی که خیلی باوقار و شوخ طبعه و از همه عناصر شخصیتی یه خورده داره و برای انجام کارش خیلی فعاله و سعی می کنه کاراش رو به خوبی انجام بده.

هنوز من هیچ شخصیت پردازی از فلیت ویک ارائه ندادم، یعنی نه خیلی خوب، چون من بیشتر با باقی شخصیت ها و بدون وارد کردن شخصیت خودم ایفای نقش کردم.


8. با توجه به اینکه سابقه‌ی عضویت در افسانه‌ها داری، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین ایفای نقش جادوگران با سایت‌های مشابهش می‌بینی؟ ایفای نقش ایده‌ال ( یا نزدیک بهش) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟

خب ببین اونجا ایفای نقش مبتی بر ادبیات گمانه زن اره ولی اینجا همه چی مبتنی بر هری پاتره، اما خب رول نویسی جدی اون جا هم کمتر طرفدار داره ولی خیلی خیلی خیلی بیشتر از اینجا جدی نویس داره و فعالیت انجام میشه.

تازه واردی که من جزوش نیستم، اگر بتونه بمونه توی سایت و دووم بیاره از نظر من حتی از بزرگان اینجا هم از نظر داستان نویسی قوی تر میشه. ولی اینجا دیگه دینش رو به هری پاتر ادا کرده ولی در پرورش افراد رول نویس خوب هم خیلی فعال بوده و از توش تدی ها و مروپ ها و آلبوس ها و خیلی های دیگه دراومدن. همین ارباب !

ایفای نقش ایده آل یعنی ایفای نقشی که توش حتی یک تاپیک هم در روندِ جریاناتش و همینطور بر قوانین کل بازی تاثیر داشته باشه، اگر مثلا وزغ میوفته بمیره، خب واقعا بمیره و بعدا یه دلیلی جورکنن وزغ رو زنده اش کنن مثلا!

یا اینکه آزادی کامل برای فعالیت وجود داشته باشه، ترین ها و چند مسابقه برای ایجاد حس رقابت داشته باشه و همینطور انتخابات مختلف انتخاب چند نفر از مدیران، حتی من در یک انجمن (نه افیا نقش) دیدم سرپرست کل سایت هم به انتخاب اعضا بود.
خیلی معیار ها هست و ما هنوز برای صحبت در این باری زیادی کوچولوووویم. دی! ولی اگر دوستان دقیق تر سوال داشتن بپرسن پاسخ می دیم.


9. مدت زیادی اینجا کینگزلی شکلبولت نبودی البته ولی ظاهرا کینگزلی فعالی بودی جای دیگه! در کل کدوم سایت رو بیشتر دوست داری و کدوم کینگزلی رو ترجیح میدی؟


راستش رو بگم اینجا رو! نظرم با اینکه هنوز از ناظمان اونجا هستم، نسبت به اینجا بسیار مثبته، خیلی زود با همه اخت شدم و دوباره بعد از مدت ها که اومدم با آغوش همیشه بازِ (فکر بد نکنید، مونث های گروه رو حساب نکنید. دی) ریونکلایی ها روبرو شدم و باقی دوستان در گروه های دیگه و خیلی زود فک کنم راه افتادم.
این یه پوینت مثبته؛ صمیمیت یه چیزی هست که تو انجمنی مثل جادوگران به خوبی وجود داره و این از هر چیز دیگه ای مهم تره؛ احساسی که آدم بعد از معاشرت اولیه با اعضا بهش دست میده خیلی مهمه.

10. هیچ‌وقت طی فعالیتت ( با هر کدوم ازشناسه‌ها) الگوی خاصی توی نویسندگی داشتی؟ به نظرت مشخصات یک نویسنده‌ی خوب و موفق توی ایفای نقش چیه؟


من الگوی خاصی نداشتم ولی دوس دارم توی جدی نویس بهتونم روزی مثل جدی نویسای خوب اینجا مثل آنتونین و یا مروپی گانت و آلبوس دامبلدور و حتی بیدل آوازه خوان بشم و البته یکی دو نفر هم اونجا هستن که در جدی نویسی حرف های زیادی برای گفتن دارن که خب با اینکه سعی نکردم از هیچ الگو بگیرم و نیازش رو حس نکردم ولی دوس دارم مثل اونا بشم.


11. اولین چیزی که توی سبک نوشتنت به چشم میاد گرایشت به جدی نویسیه. البته اخیرا رول‌های طنزی هم ازت دیدم که نشون میده اهل مبارزه‌ هستی و نمیخوای خودت رو به مرز‌هایی که اونجا بیشتر احساس راحتی میکنی، محدود کنی. سوالم اینه که، چرا جدی نویسی؟ صرفا از روی عادته یا علاقه‌ات بیشتر به این سمت ترو میکشونه؟


ببینید همه کسایی که برای اولین بار میان و ایفا رو می بینن، خب اونا طنز نویسی رو در شکلک و تیکه انداختن می دونن ولی نمی دونم چرا از اول من حس کردم که سخته، طنز نویس نیستم ولی سعی خواهم کرد که باشم. برای همین جدی نویسی رو شروع کردم. آدم شوخی هستم ولی ذهنِ خلاقی برای استفاده مناسب از جملات طنز ندارم، مثلا این سوراخ دماغِ اواتار قبلیم رو آلبوس به گوش های تابه تاِ ذیذی گلو (دی) تشبیه کرده بود که خب همین کار رو من بعد از ساعت ها تفکر نمی تونستم انجام بدم.
یا شاهکاری که همین اواخر زدم و طنز بود...

هر کسی بخواد طنز نویسی رو شروع کنه و پستم رو ببینه کلا ایفای نقش رو میذاره کنار، اما همونجور که گفتی سعی می کنم خودم رو محدود نکنم، دوس دارم در آینده بیشتر طنزوجد نویسی رو تجربه کنم و همینطور طنز فاخر نویسی !

12. نظرت در مورد نمایش‌نامه‌ها و سوژه‌های طنزی که میبینی چیه؟ به عقیده‌ی تو “طنز فاخر” (به قول مروپی گانت) چه ویژگی‌هایی رو باید دارا باشه؟

سوژه طنز باید مثل هر کار هنری طنز دیگه ای از اتفاقات بیرون سرچشمه بگیره؛ چه اجتماعیش در دنیای حقیقی و چه مجازی اش پیرامون همین وزغ و وزغ کشی و یا امثالهم. طنز فاخر باید آدم رو واقعا بخندونه و در ضمن در خندونِ خواننده نیازی به زور و فشار نداشته باشه، با یه سری جملات ساده اما پرمهفوم و یا با یه سری تیکه های طنز و خنده دار پستش رو فاخر کنه.

لوث شدن داستان هم خطریه! نباید قضیه پر از تیکه های بی معنی بشه و در ضمن همه چیز دیالوگ نیست، توصیفات طنز بسیار خنده دار تر هستند.
ببخشید من خیلی وارد نیستم.

13. در حال حاضر فکر میکنی بهترین نویسنده‌های سایت توی سبک‌های طنز، جدی و تلفیقی چه کسانی هستند؟


جدی : بی شک، ارباب، بانوی گرام مادر ارباب، آلبوس دامبلدور، بیدل نقال، مرلین هم به تازگی خوب میزنه و آنتونین دالاهوف با اون دوئل شاهکارش

طنز : جیمز و تدی، آلبوس دامبلدور،ارباب، مادرِ گرام ارباب، لینی وارنر، جسیکا پاتر و هلگا و خیلی های دیگه ماشاال بابای مرلین پره طنز نویس فاخره سایت!

تلفیقی : نداریم زیاد. هر چند مطمئنا، مادر گرام ارباب و ارباب و آلبوس که در هردو سبک صاحب سبکن، می تونن تلفیقی های خوبی بزنن.

14. فعالیت قابل توجهی توی تالارهای خارج از ایفای نقش داری، ناظر یکی از انجمن‌هاش هم هستی و مسئولیت دو تا تاپیک “اگه جای فلان شخصیت بودم” و “کارگاه نقد شخصیت” رو هم به عهده داری. بعد از چندین سال که پرونده‌ی این داستان بسته شده، جذابیت بحث های هری پاتری رو توی چی می‌بینی؟


اسرارش؛ اینجا خب رشته ی فعالیت های اسرار افشا کن سر دراز دارد، اما مثلا دمنتور که من گاهی ایده هام رو از اونجا می گیرم، تازه کار تره در امر گفتگوی اسرار فاش کن محور ! اما خب به هر حالگفتگو درباره زوایای مختلف شخصیت ها، اسرارِ عجیب داستان و گفتگوی تخصصی درباره مفاهیم داستان و در آخر هم گفتگو درباره نثر داستان چیزایی هستن که پایانی نخواهند داشت.

اگر جای فلان شخصیت بودم : تاپیکی هست که توش هر دوره یک شخصیت معرفی میشه و طبق هدف اولیه اش ما می یایم و می گیم اگر جای اون شخصیت بدیم چه کارای می کردیم و چه کارا نمی کردیم ولی کم کم شد کارگاه نقد شخصیت و مخلوط شد! که خب چه بهتر که یادم آوردید برم شخصیت جدید بذارم.

کارگاه : که متاسفانه استقبال نشد اما بعد از خلوت شدن سرم یه دونه پست نمونه می زنم از نقد شخصیت بیدل! اما هدف این تایپک اینکه ما بیایم و بگیم فلان شخصیتی که داره نقشش ایفا می شه و یا هنوز نشده باید چجوری پرداخت بشه یا ایا اون طرف در پرداخت شخصیتش موفق بوده یا نه؟
کلا کار و کاسبی ویزنی ها تعطیل میشه . دی


15. بهترین نویسنده‌ در بحث‌های هری‌ پاتری، بهترین عضو تازه‌وارد محفل ققنوس و بهترین عضو تازه‌وارد ریون شدی.. تقریبا رنک بهترین عضو تازه‌وارد سایت رو هم دوره‌ی قبل کسب کردی. این عناوین چطور به دست میان، اهمیتی دارن و به نظرت چه مسئولیتی روی دوش برنده‌اش میذارن؟


وقتی تو بهترین تازه وارد میشی نباید عقب بکشی، باید سعی کنی تا آخر دوره بعد فعالیتِ لایق اون رنک رو داشته باشی. رنک ها نشون می دن ما یه دوره توی فلان چیز از بقیه سرتریم حالا این دوره چی داریم؟
رنک ها باعث میشن که آدم مسئولیتش رو در برابر انجمن بیشتر بدونه ... یه جورایی حس داشتن یک رنک حتی برای ارباب پس از سالهای سال، گرفتن رونوک مختلف، خیلی خاصه.

در ضمن فک کنم این رنک بهترین ناظر و جادوگر ماه رو همزمان با تولد ارباب به بالای سرشون نصب کردن و به نظر نمیاد پایین هم بره.


ادامه سوالات به زووووودی ...

دانلود فایلِ pdfِ این مصاحبه تا سوال 15



دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: اولین رول شما در سایت
پیام زده شده در: ۲۱:۲۱ یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲
#40
خب... خب... خب اینجا چی داریم ؟

من اولین پستم رو مثل تمام بنی بشری که اینجا بودن و هستن و خواهند بود، توی تاپیک "کارگاه نمایشنامه نویسی " و "بازی با کلمات (2)" زدم. برید بخونید.

راستش وقتی خودم رول ها اون شناسه اولیم رو می خونم از ماهیت وجودی خودم، خجالت می کشم، اگر یه روزی من مسئول محفل می شدم و یکی می اومد مثلا پست خانه گریمولد رو می زد، می دونید، اولا انتخاب می کردم چجوری و با چی بکشمش و بعد هم چجوری بندازمش بیرون؟ اردنگی و یا تیپا، شایدم مشت و چک

اینم یک نمونه از شاهکار های ما در دوران جاهلیت یعنی دوسال و نیم قبل و با شناسه مک لاگن : رول و رول

پستِ دیگه ای هم که با شناسه کینگزلی شکلبوت زدم و کلا اصلا با این شناسه به جز 3-4 تا رول نزدم، پستِ توی خانه گریمولدلند هست و یکی دیگه هم توی نوزده سال بعد.

خب والمرلین، من یک فاصله ای بین این شناسه و اون شناسم (شکلبوت) افتاد و تو این مدت کم پر کار نبودم. چنجا همینجوری ناظرِ بخش داستان شدم. می دونید وقتی به آدم اعتماد می کنن و بی هیچ شناختی و البته از طرف من بی هیچ سوادی، آدم رو ناظر می کنن، آدم سعی می کنه اون کار رو به خوبی انجام بده.

ما هم هی نقد کردیم و نقد کردیم تا بالاخره یادگرفتیم عاقا داستان نویسی یعنی چی! جالبه اول من نقد کردن رو از خوندن نقد دیگران یادگرفتم بعد داستان نوشتم. ولی باز هم داستان زیاد ننوشتم و مستقیم اومدم جادوگران، یعنی الان دیه.

البته از اواسط اون کینگزلی شکلبوت این جریانات (یعنی ناظر شدنم تو سایت افسانه ها و یادگرفتن داستان نویسی) افتاد که کلا من دیگه خیلی کم میومدم سایت.

توی این اخری ها هم به لطفِ مادر گرام ارباب و خود ارباب و صد البته لن، تونستم کمی رول نویسیم رو بهبود ببخشم و کمی بهتر از قبل بنویسم. نمونه اش هم چون معاصر هست نمی ذارم، توی آخرین ارسال ها موجوده...

این بود سیر تکاملی پست های ما ... با سپاس از مرلین برای معرفی تاپیک


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.