هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: متروی لندن!
پیام زده شده در: ۱۵:۵۸ جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸
#31
-قِل بخور... برو برو!
-اون چیه؟

رکسان که تا لحظه ای قبل به طرف سو می رفت، جیغ بلندی کشید و پشت یکی از بوته های درون باغچه، پناه گرفت.

-خب این... کلاهمه!
-پس چرا اینجوریه؟

سو نگاهی به لبه های تا خورده و له شده‌ی کلاهش انداخت؛ گل و لای و برگ های چسبیده به آن را بررسی کرد؛ پارگی های سطحش را هم شمرد.
همه چیز عادی بود!
-آها، منظورت اینه؟

شاخه خشکیده ای که در دستش بود را از درون گودی کلاه خارج کرد و به طرف رکسان گرفت.
-خودشه! بندازش اون طرف... وحشتناکه!
-چته؟ چشم نداری ببینی با این وضع هم دارم با یه بازی کوچیک و ساده از زندگیم لذت می برم؟ حسود!

بازی سو خراب شده بود. بازی جدیدی که در مدت اقامتش در حیاط خانه ریدل ها، اختراع کرده بود. به این صورت که کلاهش را روی زمين گذاشته، سپس با استفاده از چوب بلندی، آن را روی زمین قِل می داد!
رکسان بازی او را خراب کرده بود. پس باید نتیجه اش را می دید.

-رکسان؟
-سو؟ چرا مدلِ مهربونت انقدر ترسناکه؟

"پاق"

همه چیز به سرعت اتفاق افتاد.
آنقدر سریع که رکسان نفهمید سو چطور پرشی به آن بلندی انجام داد و گردنش را گرفت و آپارات کرد!

-ما الان... کجاییم؟!
-نزدیک شهر مشنگا.
-نــــــــــــه!
-ترسیدی؟
-نبابا! فقط چیزه... مشنگا یکم...
-یکم چی؟
-چیزن... آهان، نفرت انگیز!


"شپلق"

صدا شبیه صدای افتادن یک جعبه ی پر از وسایل فلزی بود.
طبیعی بود. چون همین اتفاق هم افتاده بود!

-شما... از آسمون اومدین! یعنی... پرواز کردین!

مرد ناشناس دستانش را دور دهانش گرفت و به طرف کلبه ای که در همان نزدیکی بود فریاد زد:
-ویلبرت بیا ببین رویامون به واقعیت پیوست!

سو و رکسان نگاه پرسشگرانه ای به مرد ویبره رونده انداختند.
-چی میگه این؟
-تا حالا پرواز نکرده بدبخت.
-واقعیت داره! پس این ممکنه؛ بالاخره... بالاخره می تونیم پرواز کنیم!

مرد، اختلال دو قطبی داشت.

-دیوونه‌س؟
-نبابا، فکر کنم همه مشنگا اینجوری‌ن.

مرد دستانش را باز کرده و دور افتخار میزد.
سو و رکسان دست زیر چانه زده و به مرد مشنگ ذوق کننده خیره شده بودند. البته تا وقتی که مرد دوان دوان به طرفشان رفت و شانه های سو را گرفته و تکان تکان داد!
-خانوم، شما باید به من بگید! چطوری؟ چطوری پرواز کردین؟ بال ساختید؟ از چه اصول دینامیکی ای برای...

"شپلق"


ضربه ای که رکسان با یکی از میله های درون همان جعبه به سر مرد وارد کرد، مانع از اتمام حرفش شد.

-برای چی زدی بد بخت رو؟
-می‌خواست تو رو مشنگ کنه.
-دِه آخه مشنگ! مگه یه مشنگ می تونه یه جادوگر رو مشنگ کنه؟ اونم اینجوری!
-یدونه نه؛ ولی شاید دو تا مشنگ بتونن...
- منظورت از دو...

توجه سو به چند متر آنطرف تر جلب شد و بقیه حرفش را خورد. شاید هم خودش جواب سوالش را گرفته بود!
-اون دیگه کیه؟

نگاه سو به پشت سر رکسان بود. جایی که مردی با جعبه‌ای بزرگتر از جعبه‌ی قبلی، به طرفشان می آمد.
-ارویل؟ ارویل داداش کجایی؟... عه، چرا غش کردی؟! شما کی هستین؟

"شپلق"

-اینو دیگه چرا زدی؟
-همه‌ش سوال می پرسید.

مرد دیگر که ظاهرا ویلبرت نام داشت، به شکل نامتقارن و عجیبی کنار برادرش افتاده بود.
حالا سو و رکسان مانده بودند و دو مشنگ بیهوش!


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۰:۳۶ سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۸
#32
نقل قول:

alirostamiking نوشته:
سلام
خسته نباشید
ببخشید من توسط کلاه گروه بندی گروه بندی شدم و حالا باید شخصیتمو انتخاب کنم خواستم بیینم چجوری باید اینکارو بکنم؟؟؟

بعدش چیکار کنم؟؟؟؟
درود!
شما باید قبل از گروهبندی، در کارگاه داستان نویسی شرکت می کردین. به همین دلیل گروهبندی‌تون انجام نشد. برای انتخاب شخصیت هم باید مراحل زیر رو به ترتیب طی کنید:

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: تابلوی اعلانات
پیام زده شده در: ۲:۳۴ شنبه ۷ دی ۱۳۹۸
#33
اطلاعیه تمدید فعالیت‌های هاگوارتز


با توجه به اختلالات اینترنت در برخی مناطق، مهلت شرکت در کلیه‌ی کلاس‌های جلسه‌ی سوم هاگوارتز تا پایان روز جمعه 13 دی ماه تمدید می‌شود. اساتید آذر ماه نیز طبق تاریخ های اعلام شده به ناظران چهار گروه، فرصت دارند تا امتیازات دانش‌آموزان را ارسال نمایند.

همچنین مهلت ارسال پست های دور دوم مسابقات کوییدیچ نیز تا ساعت 23:59:59 روز جمعه 13 دی ماه تمدید می شود. داوران نیز از 14 دی ماه تا پایان 14 بهمن ماه فرصت خواهند داشت تا امتیازات را ارسال نمایند.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۷ ۲۱:۱۰:۴۳
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۷ ۲۲:۳۴:۴۸

بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۷:۴۷ جمعه ۶ دی ۱۳۹۸
#34
به به، گابریل جانمون مهمونه!

گب، بگو چی شد که از پنه لوپه ای که اون همه دوستش داشتی دل کندی و از محفل خارج شدی و به مرگخواران پیوستی، ولی ریون رو ترک نکردی؟

نظرت راجع به مسئولیت های توی سایت چیه؟ صرفا برات یه تفریحه یا واقعا نسبت به قبولشون حساسیت به خرج میدی؟ تا حالا از قبول کردن یه مسئولیت پشیمون شدی؟ مسئولیتی هست که دلت بخواد امتحانش کنی؟

از بین دو تا شناسه ای که داشتی، کدومشون از نظر اخلاق به خود واقعیت شبیه تر بودن؟ من که فقط مهربونیِ پنه لوپه رو درونت دیدم!

نظرت راجع به اون دورانی که ناظر محفل بودی، چیه؟ شرایط محفل چطور بود؟

یادمه وقتی پنه لوپه‌ی محفلی بودی هم رابطه خوبی با لرد و بعضی مرگخوارا داشتی. اون وقتا هم دلت می خواست مرگخوار بشی؟ یا توی دوران غیبتت این تصمیم رو گرفتی؟

بیا درباره اون دورانی که خودمون بهش لقب دوران طلایی ریون دادیم تعریف کن. دلت تنگ شده براش؟

از کوییدیچ هم بگو برای بینندگان توی خونه. اولش نمی خواستی شرکت کنی. چی شد که قبول کردی؟ آیا به خاطر خفن بودن شخصِ پیشنهاد دهنده بود؟
در طول لیگ خسته و پشیمون نشدی؟ فکر می کردی قهرمان بشیم؟

بیا به عنوان سوال آخر نظرت رو راجع به میتینگ های تولد سایت بگو. دوست داری بری؟ دلت میخواد با چه افرادی بری؟


همینا دیگه...
با تشکر از مجری محترم که قراره همه سوالای منو استفاده کنه.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲۳:۰۹ جمعه ۸ آذر ۱۳۹۸
#35
تیم ریونکلاو


جستجوگر:دروئلا روزیه
دروازه بان:تام جاگسن
مدافعین: ربکا لاک وود، چو چانگ (مجازی)
مهاجمین: سو لی، گابریل دلاکور (مجازی)، لینی وارنر (مجازی)

داور: دروئلا روزیه


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸
#36
نقل قول:

مرلین کبیر old نوشته:
سلام و درود بر روان پاک شهیدان و از دست رفتگان خانه ریدل، گریفیندور و حومه!

بعد از مدت ها توانستیم گذری به این سمت داشته باشیم و بعد از دیدن واژه old، آواداکداورایی همچون آواداکداورای لردِ قدر قدرت و قوی شوکت به این قلب پیر و نحیف اصابت کرد و بعد از مدتی تقلا، چون بالاخره یه پیامبری چیزی گفتن، توانستیم زنده شده و بیاییم اینجا و بپرسیم که باید چه کرد که دوباره وارد ایفا شد؟ فنر.ولف () پخ داده بود که دسترسی ایفای نقش داری به پاس خدمات شایان و شایسته و این چیزا، دیدم اونم رفته، احتمالا سر این قطعی اینترنت، رفته اونم. گفتم چیکار کنم که برگردم؟ کجا برمیگردونین منو؟

+ به نظرتون ارباب قبولم می کنن؟ :(

+ مرلین جدید دارین؟ :(

+ راستی یه سر به صفحه 10 گفتگو با مدیرا بندازین، مثل اینکه اسپم زدن اونجا، منم اول بردن اونجا، سرگیجه گرفتم که چرا صفحه اونطوریه :|
سلام.

دسترسی گروه خصوصیتون به دلیل فعالیت نکردن توی بازه زمانی مشخص شده، توسط ناظر گروهتون گرفته شده.
ولی مدت غیبت شما طولانی تر شد و وقتی که شخص دیگه ای درخواست گرفتن شناسه مرلین رو داشت، دسترسی شما باید گرفته میشد. حتی مرلینی که تابستون برگشت هم به دلیل فعالیت نداشتن، دسترسیشون رو از دست دادن و مرلین جدیدی الان وارد ایفای نقش شدن!

شما برای برگشتن به ایفا، فقط کافیه شخصیت جدیدی رو از لیست شخصیت های گرفته نشده انتخاب کنید و در تاپیک معرفی شخصیت معرفیش کنید.

مشکل صفحه 10 هم حل شد. ممنون که اطلاع دادین.



پالی

سلام.
اکانت چت باکستون رو خودم فعال کردم. الان هم دوباره چک کردم و مشکلی نداشت؛ فعال بود ولی ورود نداشتین. دوباره امتحان کنید و اگر همچنان برای ورود مشکل داشتین، اطلاع بدین.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: تابلوی اعلانات
پیام زده شده در: ۲۱:۵۲ یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸
#37
اطلاعیه تمدید مهلت مسابقه کوییدیچ ترم 23 هاگوارتز



به اطلاع می رساند مهلت ارسال پست های مسابقه‌ی اول کوییدیچ ترم 23 هاگوارتز، به مدت دو روز تمدید می شود.

بنابراین، تیم ها تا ساعت 23:59 جمعه 17 آبان ماه فرصت داند تا پست های خود را در زمین بازی کوییدیچ ارسال کنند.

مهلت ارسال نتايج داوری نیز از تاریخ 18 تا ساعت 23:59 روز 28 آبان ماه می باشد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۲ ۲۱:۵۸:۵۴

بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۹:۵۳ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸
#38
-هالووین مبارک، ارباب!

لرد سیاه هنوز مشغول بررسی میزان ترسناکی روبان صورتی رکسان بود. ولی شنیدن صدای سو از آن فاصله، اصلا عادی نبود.
-چرا اومدی تو؟
-ارباب، هالوینه! هدیه خفن و ترسناک آوردم براتون.

سو این را گفت و جلوی لرد پرید.
دقایقی بعد، وقتی کنار رفت، لرد توانست نگاه های تحسين آمیز مرگخواران را ببیند. ظاهرا کار سو خوب پیش رفته بود.

-سول، ما... کمی احساس... خارش داریم! این پایینش شانه ما را می آزارد.
-اشکال نداره، ارباب. این شکلی الان مده!
-ما بسیار ترسناک و هالووینی و روی مد هستیم!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۹ ۲۰:۰۰:۰۵

بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: قصر خانواده مالفوی
پیام زده شده در: ۲۱:۲۶ چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸
#39
تصویر کوچک شده


-مالفوی... چرا فقط شما سفید نشدین؟ نکنه ما رو چیزخور کردین؟

موج بلندی، به وضوح از زیر چانه تا انتهای گردن لوسیوس حرکت کرد.
-نه ارباب... ما غلط بکنیم. آخ!

نارسیسا لگدی به ساق پای او زد تا یاد بگیرد از خودش مایه بگذارد. بالاخره خواهر بلاتریکس بود و این کارها از او بعید نبود!
-ارباب، فکر میکنم از ترس زیاد باشه. دراکو هم هر وقت می ترسه رنگش مثل گچ سفید میشه.

چشمان لرد سیاه هر لحظه سرخ تر میشد و تضاد ترسناکی با رنگ سفید بدنش پیدا می کرد.
-داری میگی ما... ترسیدیم؟!
-غلط کرد، ارباب!

دیگر آخ نگفت. ضربه‌ی وارد شده به آن یکی زانویش، به قدری قوی بود که نفسش را بند بیاورد و قدرت تکلم را از او بگیرد.

تق تق تق

سو با ادب بود. حتی اگر پشت در هم نبود، ابتدا ضربه ای به پنجره میزد و بعد وارد میشد.

-سول، نمیشه بیای تو. از همونجا بگو.
-ارباب، ممکنه قند خونتون افت کرده باشه. رز می گفت کاهش قند خون باعث رنگ پریدگی میشه، ارباب.
-مالفوی... قند!


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۱:۵۹ شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸
#40
نقل قول:

الا ویلکینس نوشته:
سلام به مدیرا.
می شه شناسه جدید چت باکسم (.الا ویلکینس.) رو تایید کنید؟
شناسه قبلی چت باکسم رمزش یادم رفته.(الا ویلکینس)
سلام.
نیازی به ساختن اکانت جدید نیست. رمز همون اکانت خودت رو تغییر دادم و برات توی پیام شخصی فرستادم. حتما بعد از لاگین رمزت رو عوض کن.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.