هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (آبرفورث.دامبلدور)



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۶:۵۸ یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹
#41
خوب دیگه اخیرا وقتی آدم میاد جادوگران یا خلوت خلوت خلوت هست، یا اینکه دعوا!
جالب اینجاس که بعد از اینهمه دعوا، هنوز روش دعوا کردن رو هم بعضی ها یاد نگرفتن!


من حرف آخرمو اول بزنم، الان راه حل اینه که مینروا رو مدیر کنید!
حالا هی بیخودی داد بزنین سر و کله هم! بابا مینروا معتقده بیش از آنتونین لایق مدیریت هستش! دست بر دارم نیست، بفهمین دیگه بچه میخواد مدیر بشه!

مدیری که ماشا ا... انقدر رشد کرده الان رشد از همه جاش داره میزنه بیرون!

چی؟ نگین که نمیبینین!
جمله رو دیدی اون آخر آورد؟ وووووووووووووووووو دمــــش گرم!!!(!)


...

اتفاقا دقیقا اونی که اینجا آتیش رشن میکنه و از آب گل آلود ماهی میگیره شمایی مینروای عزیز! زیاده و در واقع بلا استثنا در همه مواردی که از این درگیری ها پیش اومده در سایت در چند وقت اخیر، شما خودتو داخل کردی و در همه موارد هم پایان بحث ارتباط داده شده به فعالیت آنتونین!

یادم میاد یه جایی در جواب پست من از داشتن یک سری مسائل حرف زدی! شما که الان اون یک سری مسائل رو داری اینطوری همیشه و همه جا تلویحا و غیر اون، هی گیر میدی به ملت؟

شما الان فعالیت رول پلیینگت خیلی زیاده؟ تنها فعالیت بارزی که داریی اینه که هر چند وقت یکبار در انجمن ناظرین یه تایپیکی رو میگی که خوب نیستو به نظرتون پاک کنم و غیره!

یکی میاد اینطوری با آب و تاب هر بحثی میشه نظر میده که خودش یه قدم برداشته باشه!

دقت کن : من به هیچ وجه نه مایل بودم و نه وقتشو داشتم بیام اینجا و نظر بدم، اما شما خودت این اظهار نظر رو در پست های قبلی خودت مجاز کردی!
اون جمله آخر پست آخرتم از هرجا کپی کردی، یه دو دور بخونش که بفهمیش بعد به کار ببرش! منطق قوائد کاربرد ذهن در عمل تفکر هست، دونستنش که فایده نداره به تنهایی، باید بکار ببندیش!

شمایی که مثال از تیم ملی میزنی، دقیقا جواب حرف خودتو دادی! تیم ملی بازی میکنه میبازه، حالا تو هزار بار بشین بگو فلانی اینطور باید میبود و غیره، اما به این توجه کن داری واسه خودت میگی! یا چهار تا آدم دور و برت که خیلی فرهیخته ای به نظرشون! وگرنه ( دقت شود که این مثاله)، نه کسی از شما سوالی پرسیده و نه اصولا در جایگاهی هستی که بخوای در این مورد نظر بدی!


گوینده این جمله رو دوست ندارم و مخاطب این حرف رو هم اصلا دوست ندارم اما اینجا کاربرد داره : شما خودتو فوق تخصص همه مسائل میدونی در حالی که اینطوری نیست!

شما چطور در حالی که آخرین پست رولی که زدی مربوط میشه به دهه سوم تیر ماه گذشته، به خودت اجازه میدی بیای و اعتراض کنی؟

اگه یکم دقیق تر نگاه کنی میبینی این سایت دیگه اونی که قبلا بوده نمیشه،
و
این اعضایی هم که الان هستن، هیچ کدوم ویکتور هوگو یا گابریل گارسیا ماکرز یا امثالهم نبودن، و نخواهند شد!
حالا شما داری حکم نامربوطی رو به چیز دیگه ای نسبت میدی یا دیگران؟ آیا اینجا رو با کارگاه داستان نویسی پیشرفته اشتباه گرفتی؟ یا خودت رو مثلا مارگاس یوسا فرض کردی برادر؟

یه گروه آدم اومدن اینجا دارن مینویسن، تو اگر پا به پاشون نوشتی و بعد به مشکل برخوردی، اونوقت میتونی اعتراض کنی اما الان آخه شما بهتره همون بری و برسی که قفل کردن تایپیک ها و این کارای خسته کننده که باعث میشه انقدر تو شایستگی مدیر شدن رو پیدا کنی و کار بسیار مهم دیگه اینکه منتظر باشی ببینی دوباره که بحثی پیش میاد گیر بدی به آنتونین!


ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۱۰ ۱۷:۰۱:۳۲

seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: خانه ی سالمندان!!
پیام زده شده در: ۱۰:۲۳ دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۹
#42
چند ثانیه بعد، صدای مرموزی از گوشه اتاق شنیده میشه : چنگ دل آهنگ دل کش میزند
سالی با دقت از حرکت فوق سریع خود باز ایستاد و مشغول بررسی اتاق شد.

همان لحظه، فضا، مشتی و آلبوس :

- ژون داداش باید برگردیم.سوختمون داره تموم میشه.
آلبوس در حالی که ریش های سفیدش مانند مو های طلایی دختر کوچکی در هوا پیچ و تاب میخورد با سر موافقت خود را نشان داد و ...

بوووووم

هر دو به ضرب به زمین افتادند .سالی از شنیدن صدای برخورد آها با زمن، و آن دو از شنیدن صدای مرموز شوک شدند.

قصه ی دل دلکش است و خواندنی

دامبلدور همینطور که در حالت خلصه بود چرخشی کرد و از زیر بالشش گوشی موبایلی بیرون آورد. همگی با تعجب به او خیره شدند تا اینکه بالاخره دکمه سبز رنگ را فشرد.

- جانم؟
- اینجا مرکزززز، من مایکل اسکوفیلد، شما؟
- اوه مایکل! سیفید بابایی
- پدر؟ پدر؟ من آنیتام!
پیرمرد به سرعت خود را جمع و جور کرد و گفت : اوه عزیزم.بله؟
- زدین؟
- به! حرفا میزنا.معلومه که زدیم.
- چیو زدین؟
- چیو باید میزدیم؟ هاااااااااااااااااا! آمپولو میگی.راستش نه!
- په چرا؟
- حالا میزنیم چه عجلـ...
سالی از آن سو فریاد زد : بـــــلــــد نیستیم!
آنیتا با عصبانیت فریاد زد : باید فرو کنین توی یه جای گوشتی بدنتون دیگه!عه!
آلبوس : توروخدا؟ باشه بای.

و هرسه متفکرانه مشغول یافتن راه و چاهی برای تزریق سرنگ شدند...


آن سو تر، تیم نجات

استرجس در حالی که نقشه بزرگی را روی کاپوت نیسان آبی رنگش پهن کرده بود گفت : ممکنه مرگخوارا برای نجات سالازار بیان.در نتیجه احتمال درگیری هست.
جسیکا : امکانش نیست. ما امنیتمون خیلی قویه همه خیابونا شونصد تا آدم وایساده، از این آدم سیاه پوش خفنا. یارا...
سیریوس خشانتانه فریاد زد : انقدر حرف اینجوری نزنین باز کل سایت با جاش میره جزایر L1-1 ها!


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۰:۳۶ یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹
#43
من باب پیشنهاد :
پرسی که برگشته چرا دوباره نمیاد اینجا رو در دست بگیره؟


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۷:۴۰ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
#44
احیانا دیگه برنامه بلیت زدن و اینا وجود نداره؟ یادمه بار آخر که این بحث های فراگیر پیش اومد، قرار بود بلیتی زده بشه و بقیه بلیت بزنن و غیره!!!

هوم؟
بگذریم.


من فقط چون در عنوان اینجا نام پیشنهاد هم درج شده، پیشنهادی رو که بارها به ایوان و بقیه در محافل مختلف اعم از مسنجر و سایت و غیره گفتم بازم میگم.

اگر قرار بر این شده که محیا دامبلدور باشه که هیچ، اگر هر تصمیمی غیر از این اتخاذ شد، این رو بررسی کنید که اصلا نیازی به دامبلدور نیست در سایت.
قبول که دامبلدور یک وزنه و شخصیت اساسی در جبهه سفید هست اما باید بیایم ببینیم داشته هامون چیه! الان فعالیتی نیست، پس وجود دامبلدور فقط انتظارات رو افزایش میده و دارنده شخصیت رو در تنگنا قرار میده. دامبلدور اگر حضور هم نداشته باشه، محفل با دوتا ناظر کارش به درستی انجام میشه به نظر من.

الان که محیا انتخاب شده، اگر بتونه فعالیت کنه که حرفی نیست اصلا و بهتر هم هست، اما اگر تصمیم به استعفا گرفت، لطفا فکر کنید روی این جریان.


موفق باشید


ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۰ ۱۷:۴۲:۳۳

seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۴:۳۴ سه شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹
#45
آره والا به خدا!
من خجالت کشیدم ، اما بیشتر حالم بهم خورد!
یه چیزی خدا در وجود آدما گذاشته بهش میگن شعور، یه چیز خیلی مهمتری هست، اسمش شرف هست! اونوقت نمیدونی چه دامنه گسترده ای داره!
یعنی یه عمل بیشرفانه که آدم انجام میده، دیگه تعمیم داده میشه به کل خانواده و ناموس و اینای آدم... موافقی نه؟

حیف اون احساس تاسفی که آدم برای امثال تو داره...


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۶:۳۳ جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
#46
سلام

یادمه که تو و لینی از کسایی بودین که بسیار زیاد از جملات ناسیونال سوسیالیستی(!) گروه ها در امضاهاتون ستفاده میکردید . چرا مدتی قبل هر دوتون از ریون اومدین گریفیندور؟
و حالا چرا دوباره برگشتین ریون؟



موفق باشی


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۳:۰۳ جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸۹
#47
من تا حد زیادی با مینروا موافقم!
در مقاطع مختلف میشه به وضوح مشکلاتی که به واسطه مدیران به وجود اومده دید!

اما نباید روی این هم چشم پوشید که واقعا الان دیگه اون جو قدیم( منظورم از سال 85 تا همین شهریور 88 حتی!) رو نمیبینیم.
مینروا،تره، من، یا کسای دیگه شاید بیان، اما واقعا با اینا نمیشه این سایت که صادقانه بگیم همه جاش خاک گرفته شده رو سر پا کرد.

من اگر قرار بر کمک یا رول زدن باشه از ته دل هستم، اما شاید خوب باشه اینو بپذیریم که این سایت اونی که پیشتر بوده نمیتونه بشه دیگه.


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۲۳:۲۶ شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹
#48
سلام

1 - فکر میکنی تا کی مسوولیت گردوندن سایت رو به دوش خواهی کشید؟ منظورم تامین هرچیزی هست که سایت نیاز داره! تا کی؟
واضح تر بگم تا کی جادوگران رو نگه میداری؟


2 - سال گذشته در مسئله ای که ارزشی ها(!) برای انجمن ها و ناظرین مختلف ایجاد کرده بودند، شما وارد جریان شدید. اما رسیدگی واضحی صورت نگرفت. با اینکه 6 تا از ناظرین قدیمی صراحتا نارضایتی خودشون رو اعلام کرده بودن و واقعا عاجز شده بودن از اون اتفاقات، چرا وقتی میتونستید بیشترین تاثیر رو روی جو متشنج اون زمان بگذارید نگذاشتید؟

( غرض بازخواست و متهم کردن و غیره نیست، فقط میخوام بدونم دلیلش چی بوده)


موفق باشی


seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پیام زده شده در: ۰:۰۴ سه شنبه ۳ فروردین ۱۳۸۹
#49
عرضم(ارز،عرز،عرظ؟) به حضور انورتون(عنورتون،عنبرتون؟) من نمیخواستم دخالت کنم اما دیگه بحث حیثیت خونوادگی شده!

آقای وزغک!
همچنان به یاد دارم عموم صحنه های بی ناموسی رول هات رو همواره غم انگیز مینوشتی به خاطر اینکه امروز بیای اینجا و با مدارک جعلی این بحث رو منحرف کنی! همون جریان ازدواج با هدویگ و کشتنش و اون حفاظ فلزی که دورش بود و آقای ایکس و غیره!

من کار ندارم فلور چی بود! اما مصرانه(مسرانه؟) میگم مالی ویزلی از همه جیگر تر بود هم از نظر اخلاقی هم از نظر ظاهری ! والا!


جیمز :
نقل قول:
1. وقتی بابای هری مرد. 2. وقتی ننه هری مرد. 3. وقتی که لرد ولدمورت ننه بابای هری رو کشت. 4. وقتی که فهمیدم هری یتیم شده.


این سند رو هم من بررسی کردم در سایت سازمان آمار جادوگری! طبق شواهد اون زمان علی بشیر اونجا بوده من تکه هایی از مشاهداتش رو عینا نقل میکنم :

نقل قول:
من اونجا بودم، من خودم اون جنازه( اینجا رو سوزونده بودن) رو بغل کردم. من خودم با چشم خودم غمناک ترین صحنه کتاب رو دیدم!



با توجه به اینکه قاضی پرورنده اظهارات رو قبول کرده اما اینجا یه موضوعی هست! اصلا اول ننه بابای هری مردن بعد رولینگ کتاب نوشت یا اول نوشت بعد مردن؟

چه جوابی هست اصلا برای این موضوع؟


ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۹/۱/۳ ۰:۰۷:۰۰

seems it never ends... the magic of the wizards :)


Re: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۰:۲۶ دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸
#50
سلام

روز بخیر

فکر نمیکنم موضوعی مثل جام آتش که همه گروه ها و اعضای تیم ها براش وقت گذاشتن رو بشه به این راحتی کنار گذاشت!

وزیر آن نمیشه که نمیشه به من کاربر چه ربطی داره. ما همه وقت گذاشتیم برای گروهمون و این وظیفه مسلم اول مدیریت هاگ، و بعد مدیریت سایت هست که پاسخ گو باشه در این زمینه!

الان ترم قبلی که تابستون بود و هزار جور معاون داشت و اون همه جنگ و دعوا و 18 یا بیشتر هم کلاس، نتونسته جمع بشه، اینجوری زحمت کلت رو بی منت میشه، حالا چه انتظاری از ترم جدید دارین؟ حتما همه میان شرکت میکنن!

رکود فعالیت در سایت معلول همین دلایل به ظاهر ساده ای هست که مدیریت به راحتی چشمش رو روی اونها میبنده.
وزیر اگه اینجوری مسوولیت قبول کردنشو پشت گوش میاندازه، باید کلا دسترسیش رو از همه جا بگیرید. منظور من در کل شخص مینروا نیست، هر شخص دیگه ای هم جای ایشون بود این اقدام رو میطلبید.

لطفا در مورد جام آتش تجدید نظر کنید...! آثار سو این بی توجهی رو هم کاربران و هم مدیریت متحمل میشن و دودش تو چشم هممون میره.


موفق باشید


ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۸/۹/۱۶ ۰:۳۲:۳۶

seems it never ends... the magic of the wizards :)






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.