هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بعد از تمام شدن سری کتابهای هری پاتر چه قدر به اونها سر میزنید؟
پیام زده شده در: ۲۰:۴۲ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#61
روزی۴بار


گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده


پاسخ به: اگر دامبلدور نمیمرد،دوست داشتیددوست داشتید به جاش کی میمرد؟
پیام زده شده در: ۲۰:۴۱ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#62
ولدرمورت


گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده


پاسخ به: الگوی شما کدام شخصیت هری پاتر است؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#63
هری و هرمیون چون شجاع باهوشن


گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده


پاسخ به: اگر جای فلان شخصیت بودم ....
پیام زده شده در: ۲۰:۳۷ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#64
اگه جای هری بودم نمی گذاشتم ادبی بمیره


گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۹:۰۷ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#65
هری در تالار اصلی یک تکه کاغذ پیدا کرد اما ناگهان صدای مادرش را شنید که می گفت :جیمز هری رو بردار و فرار کن .هری می دانست که منظور مادرش ولدرمورتبه است او به راهش ادامه داد اما باز این اتفاق افتاد.هری با خود گفت:با یکم کوییدیچ بهتر می شم.او به اتاق رفت و جارویش را برداشت و به زمین کوییدیچ رفت و دو ساعت بازی کرد
اما باز همان اتفاق افتاد.او به اتاق دامبلدور رفت و همه چیز را گفت.دامبلدور در جواب گفت:این یه کاغذ رویا ساز .او شمشیر گدریک گریفندور را برداشت و به داخل کاغذ کرد و حال هری بهتر شد.پایان


بازم کوتاه بود.
در نمایشنامه باید از دیالوگ و توضیحات بیش تری استفاده کنی.
تایید نشد!


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲ ۲۳:۰۱:۰۷

گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده


پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۶:۲۶ پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳
#66
هری برای تمرین کوییدیچ به زمین رفت اما وقتی سوار جارو شد......جارو به عقب رفت بعد دیوانه سوار.به سمت بالا رفت اینقدر بالا رفت که از ابرها هم بالا تر بود هری زیرش یک نقطه ی کوچک دید وقتی خود به خود پایین تر رفت رون را دید رون نعره زد:هری باید بپری هری گفت :میگه دیوونه شدم.اما هری چاره ای نداشت هری پریدو زیرش دوشک دید روی ان افتاد


شما باید نمایشنامه ای با توجه به این پست بنویسید.
ضمنا خیلی کم نوشتید.
تایید نشد!


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲ ۱۶:۳۳:۰۳

گریفندوری ها همیشه برندن چون شجاعن
زنده باد هری پاتر پسری که زنده ماند

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.