هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: دفتر ناظران محترم تالار اصلی
پیام زده شده در: ۱:۰۷ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۵
#1
به نظر من اين تاپيك به هيچ نتيجه اي نميرسه !!!
هوومک اوکی ، یعنی مجوز صادر نشد ؟ بابا ایول قدیما . هر تاپیکی میخواستیم میزدیم دیگه مجوز بازی نبود :D


تصویر کوچک شده


Re: دفتر ناظران محترم تالار اصلی
پیام زده شده در: ۰:۴۴ یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۵
#2
من هرچی جستجو کردم نتونستم تاپیکی با عنوان " چرا هری تونست اولین جاودانه ساز رو براحتی نابود کنه " یا چیزی شبیه این پیدا کنم . جای سوال نیست که آیا جاودانه ساز های بعدی رو هم به خاطر وجود عشق (چیزی که دامبلدور همیشه میگه) براحتی میتونه نابود کنه ؟

به نظرم این عنوانیه که میشه روش بحث کرد . من واقعا نمیدونم هری که هنوز از مدرسه فارق التحصیل هم نشده چطور میخواد جاودانه ساز ها رو نابود کنه
پس اجازه میخوام تا عنوانی بسازم و بحث کنیم


تصویر کوچک شده


Re: یک جاودانه ساز چطور عمل می کنه؟!( جاودانه ساز: یک ابهام عمدی؟!)
پیام زده شده در: ۰:۳۶ یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۵
#3
ببینید دوستان . اینکه اسنیپ دامبلدور رو کشت دلیل نمیشه روحش تقسیم بشه . برای ساختن یک جاودانه ساز باید کسی رو (هر کسی میتونه باشه) به قصد نفع خودتون و برای ساختن جاودانه ساز بکشیدش . مودی هیچ کسی رو به خاطر نفع خودش نکشت ، اون برای سفیدی مبارزه میکنه . نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه


تصویر کوچک شده


Re: دامبلدور چطور بلافاصله از اتفاقات افتاده در گودریک هالو باخبر شد ؟
پیام زده شده در: ۰:۲۳ یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۵
#4
نقل قول:


اسنیپ میره پیشگویی رو به ولدمورت میگه...ولدمورت هم تصمیم میگیره هری رو بکشه

خب ولدمورت تحقیق میکنه از پیتر پتی گرو و میفهمه که او رازداره...در نتیجه مجبور میکنه پیتر پتی گرو رو که دست نوشته ای بنویسه و محل پاتر ها رو لو بده

ولدمورت شب به تنهایی به خانه پاترها میره و میخواد هری رو بکشه

از طرفی اسنیپ توسط پتی گرو از قضیه با خبر میشه(( با چفت شدگی))....از اونجا که یکبار جونشو به جیمز مدیون بوده میره که کمکش کنه((راهنمایی میکنم شمارو به این حرف دامبلدور که میگفت: اسنیپ از این موضوع خیلی پشیمون شده بوده...هری))...اما کمی دیر میرسه و تنها صحنه ، حمله ولدمورت به هری رو میبینه((توجه کنید که زیر شنل نبوده)) و میبینه که طلسم به سمت خود ولدمورت برمیگرده و بدن ولدمورت از بین میره.....



دقیقا منظور من هم همین بود ، مثل اینکه در مورد مخفی شدن به روشی غیر از شنل و داشتن دست خط پیتر پتیگرو هم نظریم . ولی بقیه داستانت >>> چرا دامبلدور خودش نباید واسه همچین چیز مهمی بره ؟ دامبلدوری که بیش از هر چیزی به هری اهمیت میده .

یه چیز دیگه هم هست . اگه اسنیپ دینشو به جیمز با نجات دادن هری ادا کرده بود پس چرا دوباره و چند باره تو سالهای بعدی جون هری رو نجات داد ؟ ساده هست چون اسنیپ به دامبلدور وفا دار بود و یا هنوز هم هست


بی صبرانه منتظر جلد روی کتاب هستم . کسی نمیدونه کی قراره طرح روی جلد رو بدن بیرون ؟ فکر نمیکنم به این زودی ها باشه


ویرایش شده توسط فرد ویزلی old در تاریخ ۱۳۸۵/۱۰/۱۰ ۰:۳۰:۵۷

تصویر کوچک شده


Re: دامبلدور چطور بلافاصله از اتفاقات افتاده در گودریک هالو باخبر شد ؟
پیام زده شده در: ۲۱:۰۷ شنبه ۹ دی ۱۳۸۵
#5
نقل قول:
کتاب هری پاتر اینه ده سال از کتاب اولش گذشته تازه اینجا این همه راجع به فصل اولش بحث میشه.
اون کسانی که میگن بعد از دو ماه از انتشار هر کتاب هری پاتر همه بحث ها راجع بهش تموم میشه کجا هستن؟ آیا این بحث ها در مورد کتاب اول رو دو ماه بعد از سال 1997 کرده بودن؟




با حرف هری که گفت کجان اونایی که میگن دو روز بعد از انتشار هر کتاب بحث ها تموم میشن کاملا موافقم ازش به خاطر این یادآوری تشکر میکنم.

. اسنیپ نمیدونسته که ولدمورت از پیشگویی چه برداشتی میکنه و کجا میره . وقتی هم که میبینه پاتر ها مردن و هری جون سالم بدر برده (بله من فکر میکنم که اون یه جورایی فهمید که ولدمورت کجا میره و چیکار میکنه و بقیه ماجرا رو هم فهمید) از اینکه با لو دادن پیشگویی باعث مرگ لیلی و جیمز شده پشیمون میشه و مستقیم میره پیش دامبلدور و اولین جاسوسیشو انجام میده .

من نمیگم که اسنیپ زیر شنل نامرئی بوده چون این تئوری به نظرم یکمی سبک میاد ، ولی مطمئنا تنها راه مخفی بودن شنل نامرئی نیست !؟ منظورم اینه که اطلاعات ما از دنیای جادوگری همون قدره که هری اطلاع داره و در حقیقت یعنی خیلی کم .

در ضمن به غیر از تئوری بالا که یکی اونجا بوده ، ممکن نیست که دامبلدور از طریق یه تابلو ماجرا رو فهمیده باشه ؟

چیزی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که اگه دامبلدور واقعا نمیدونست که رازدار پاتر ها کیه پس ورود به گودریک هالو هم براش غیر ممکن بود مگه اینکه رازدار شخصا با دستخط خودش محل یا اجازه ورود رو داده باشه و اونقت هم دامبلدور دستخط پیتر پتیگرو رو تشخیص میداد . همونطور که تکه کاغذی که دامبلدور برای هری نوشته بود تا هری بتونه وارد گریمولد پلیس بشه هری دست خط دامبلدور رو شناخت . ممکنه بگید دامبلدور از کجا دستخط پیتر رو بشناسه یا اینکه لازم نیست دامبلدور برای ورود حتما نامه داشته باشه ولی خوب اینا همش احتماله .

از اونجایی که حتی از فکر کردن به این که رولینگ تو کتاب اول به دلیل اینکه مشهور نبود همینجوری از خودش یه چیزایی نوشته و توش مردم رو بازم همینجوری از اتفاقایی که معلوم نیست چه جوری به گوششون رسیده با خبر کرده ، متنفرم پس این موضوع رو مهم نمیگیرم ولی چاره ای نداریم که این رو هم یکی از احتمالات در نظر بگیریم که رولینگ تو کتاب اول زیاد دقت نکرده سر این چیزای ریز .


تصویر کوچک شده


Re: دامبلدور چطور بلافاصله از اتفاقات افتاده در گودریک هالو باخبر شد ؟
پیام زده شده در: ۲۱:۰۳ چهارشنبه ۶ دی ۱۳۸۵
#6
نقل قول از بارون خول آلود
در اینجور مسائل پای ریاضیات در بین نیست که دو دو تا بشه چهارتا....اینجا باید بر اساس منطق پیش رفت

آخه بارون عزیز کجای دو دو تا چهار تا غیر منتقیه ؟

ویرایش:دوست عزیز...دو وتا چهار تا غیر منطقی نیست چون ریاضیات هم بر پایه منطقه ولی بدی ریاضیات اینه که منطق محضه و جای اشتباه رو پیش بینی نمیکنه
در رشته من که آمار هست ما هم بر اساس منطق جلو میریم ولی هرگز در مورد چیزی با قطعیت نظر نمیدیم و احتمال خطا رو در نظر میگیریم

فرق منطق محض با منطق نسبی در همینه...امیدوارم توجه شده باشی


ویرایش شده توسط بارون خون آلود در تاریخ ۱۳۸۵/۱۰/۶ ۲۲:۰۶:۲۴
ویرایش شده توسط بارون خون آلود در تاریخ ۱۳۸۵/۱۰/۶ ۲۲:۰۹:۵۱

تصویر کوچک شده


Re: دامبلدور چطور بلافاصله از اتفاقات افتاده در گودریک هالو باخبر شد ؟
پیام زده شده در: ۰:۴۸ چهارشنبه ۶ دی ۱۳۸۵
#7
دقیقا همینطوره در ضمن قبل این اتفاق پیشگویی هم درست شده بود و دامبلدور اطلاعات قبلی کافی داشت تا حقیقت رو بفهمه و به نظر من هر لحظه منتظر اتفاق غیر منتظره ای بوده .


تصویر کوچک شده


Re: كتاب هفتم : هری پاتر و قدیسهای مرگبار
پیام زده شده در: ۲۲:۱۴ جمعه ۱ دی ۱۳۸۵
#8
چیزی که مشخصه فرق کلمه hallow با hollow هست . پس عنوان کتاب هیچ ربطی به گودریک هالو نداره . ویک صفت هم وقتی معنی پیدا میکنه که عموم مردم اونو قبول داشته باشن و از اونجایی که عموم مردم یه هورکراکس رو مقدس نمیدونن بلکه یه شی شیطانی میدونن پس ربطی به هورکراکس ها هم نداره .
نمیدونم چرا همش یاد شب هالووین میفتم ، گفتم شاید بهتر باشه اول هالویین رو بهتر درک کنیم به خاطر همین لطفا متن زیر رو بخونید که از ویکیپدیا برداشتم .



هالووین
هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغرب‌زمین است که مراسم آن در شب 31 اکتبر برگزار می‌شود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای امریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده 19 ام با خود به قاره امریکا آوردند.
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوه‌ای ترسناک داده می‌شود.

تاریخچه
جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار می‌شود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشن‌های مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سال‌ها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی می‌کردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا می‌کردند، همگی دور هم جمع می‌شدند، آتش می‌افروختند، قربانی می‌کردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت می‌کرد و همگی بر سر یک سفره می‌نشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز می‌شود و ارواح درگذشتگان‌شان نیز در این جمع حاضر می‌شوند و ارتزاق می‌کنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت می‌کردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدی‌ها و بلاها در امان می‌ماندند.

از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار می‌شد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباس‌هایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی مانده‌های آتش و خاکستر به خانه‌ها با این نیت که آنها را از بدی‌ها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیش‌ها با شب زنده‌داری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون می‌کردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومی‌ها به این منطقه آیین‌ هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بی‌تأثیر نبود تا آنجا که کم‌کم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر می‌دانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباس‌های عجیب و ترسناک می‌پوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار می‌کردند و برای آن به در خانه‌ها می‌رفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن می‌کردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج می‌داد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا می‌کرد برای او یک کار نیک انجام می‌دادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمی‌داد او را به سخره و بازی می‌گرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندی‌ها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیین‌ها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکایی‌ها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبل‌هایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر می‌رسید. گاه پیش می‌آمد که راه مردم را می‌بستند، به در خانه‌ها سبزی و میوه پرتاب می‌کردند، با سنگ و کلوخ دودکش‌ خانه‌ها را مسدود می‌کردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تریک» می‌کنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدید آورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.

هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار می‌رود و با برگزاری این جشن کم‌کم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی می‌روند.

با اینکه مقاله ترتیب اسم کتاب ها خیلی جالب به نظر میرسه ولی منطقی نیست .


تصویر کوچک شده


Re: جمله های جذاب
پیام زده شده در: ۴:۵۲ سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۵
#9
به خاطر اینکه من این جمله دامبلدور رو خیلی دوست دارم پس اجازه بدین من خارج از نظمی که دارین پیش میبرین اینو بنویسم :

صفحه 360 از نسخه pdf که در سایت هست ، پاراگراف یکی مانده به آخر

آه هری ، این اتفاق چقدر زیاد میفته . حتی بین بهترین دوستان . هرکدام فکر میکنند حرفی که میخواهند بزنند مهمتر از حرف آنیکیست ،
هری تلاش های مالفوی را مهمتر برداشت کرد و اخطار داد و دامبلدور فکر کرد که ادامه درس و آگاه کردن هری از گذشته ولدمورت مهم تره . شاید اگر حرف هری رو مهمتر میدونست اتفاق دیگه یی میفتاد و دامبلدور نمیمرد .


تصویر کوچک شده


Re: یک جاودانه ساز چطور عمل می کنه؟!( جاودانه ساز: یک ابهام عمدی؟!)
پیام زده شده در: ۳:۵۰ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴
#10
هری عزیز فکر نمیکنم که ولدمورت برای بازگشتش به روحش باید پورت کنه به محل یکی از هورکراکس ها !
در ضمن یک هورکراکس مثل ANKH تو وارکرافت نیست که وقتی داشته باشیش بتونی بعد از مرگ با استفاده از اون برگردی به زندگی !!!
من یه نظریه دارم :
اگه روح رو یک نوع انرژی فرض کنیم (جدا از مسائل دینی) هیچ وقت انرَی از بین یا ایجاد نمیشود.پس بنا به قانون تبادل انرژی .
منظورم اینه که درسته که بگیم هورکراکس "نابود" میشه . ولی روحی که هورکراکس نگه داشته نابود نمیشه
به نظر من بعد از نابود شدن هورکراکس . تکه روحی که تو اون شی زندانی شده بوده به روح اصلی متصل میشه

حالا در این مورد که وقتی ولدی بدنش صدمه میبینه چه اتفاقی میفته :
بنا به قانون طبیعت ، یک روح هیچ وقت ناقص نمیتونه به دنیای مرگ برگرده . و چون روحی که بعد از نابود شدن بدن ولدمورت آزاد شده ناقص هست ، پس نمیتونه به دنیای مرگ بره
یعنی اصلا نمیره . برنمیگرده و هیچ ارتباطی با هورکراکس های دیگه برقرار نمیکنه
این هورکراکس ها هستن که بعد از نابود شدن روح داخلشون به روح اصلی میپیوندن

و در مورد نحوه جدا کردن روح :
- روح در مقابل گناه و تاریکی تاثیر پذیره ، چون اصولا از نور و انرژی و روشنایی ایجاد شده
پس همونطور که چاقو یه جسم رو میبره
گناه و تاریکی هم روح رو میبره و تکه میکنه
و چون به نظر رولینگ گناهی بالاتر از قتل نیست ، این گناه رو استفاده کرده


نمیدونم منظورم رو تونستم بگم یا نه


تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.