هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۰۱ یکشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۰
#1
به نام حضرت دوست

سلام به همه
بعد از كلي وقت كه اومدم سايت، نمي دونستم اين پست رو كجا بزنم. ديدم گفتگو با مديران بهترين جاست. نمي دونم هنوزم توي سايت كسي من رو يادشه يا نه.
كي جرات كرده من رو از ايفاي نقش بندازه بيرون؟
ميبينم كه استرجس هنوزم با تمام قوا فعاله. خيلي خوشحالم كه ميبينم توي سايتي و اينقدر وقت ميزاري. ظاهرا پاتروپيديا هم داره خوب پيش ميره.
به هر حال اين يه پست تبريك عيد هست از يه مدير و ناظر سابق و پرحاشيه (!!!) به همه مديرا و ناظرا و اعضاي سايت:
اميدوارم همگي سال داشته باشين پر از موفقيت و شادي.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۹۰/۱/۷ ۱۵:۰۴:۲۹

Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: بهترین نویسنده در بحث های هری پاتری(غیر رول)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۸ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
#2
راي من: ايگور كاركاروف

اگر كسي پستهاي تالار اسرار و اصلي رو دنبال كنه مي‌بينه كه چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ كيفيت هيچ كس باندازه ايگور توي بحثها شركت نداشته.


Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: بهترین ایده در بخش ایفای نقش و غیر ایفای نقش ( زننده بهترین تاپیک)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۴ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
#3
راي من: مرلين كبير براي تاپيك حمل و نقل هوايي

سوژه جالب و نو بود و از همون اول خوب پيش رفت و به همين خاطر هم خوب پست خورد و محبوب شد.


Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: بهترین نویسنده در ایفای نقش ( رول پلینگ)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۶ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
#4
راي من: اش ويندر
دليل اصليم هم اينه كه نشون داده ميشه طنز نوشت اما چرت ننوشت. نوشته‌هاش خنده‌دارن اما هجو نيستن.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۹ ۱۷:۴۷:۵۶

Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: جادوگر سال
پیام زده شده در: ۱۷:۴۰ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵
#5
راي من: پروفسور كوييرل

چراش رو همه مي‌دونن. كوييرل خيلي زحمت مي كشه هم براي نظم بخشيدن به مدرسه و هم براي كارهاي گرافيكي و ظاهر سايت.


Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: ناظر سال
پیام زده شده در: ۱۳:۰۸ پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۵
#6
راي من هم ميرسه به استرجس پارمور

شايد هيچ كس اندازه من ندونه كه استرجس توي يكساله گذشته، چقدر براي تالار وقت گذاشته و چقدر تلاش كرده تا تالار سر پا و فعال باشه. تازه بماند كه يكي از اعضاي گريفيندور چقدر بر عليهش حرف زد و سعي كرد مجبورش كنه كه استعفا بده. ولي اون حوصله كرد و كارش رو پيش برد. كارش توي محفل هم كه واضحه و احتياج به توضيح نداره. انصافا كه ناظر نمونست.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۱۷ ۱۳:۱۱:۴۸

Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۸:۲۱ جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵
#7
اول به الستور مودي:
حرفهايي كه زدي اصلا ادبياتش جالبي نداشت. اگر كسي بدنبال اينه كه اشتباهات بقيه اصلاح بشه نبايد خودش اشتباه ديگه‌اي بكنه. اين دليل نميشه كه چون چار نفر توي سايت هجو ميگن و بقيه رو به استهزاء ميگيرن، شما هم بياي و توهين كني. نوع حرف زدن خيلي مهمه.

اما بعد: به نظر من اصل حرفهايي كه الستور، ايگور و سالازار زدن كاملا درسته و چيزي هم نيست كه همه ندونن. اصلا اينقدر واصحه كه كسي نمي‌تونه نفيش كنه. اصلا هم موضوع ربطي به يه تاپيك و رول نداشته و نداره.

مساله روشنه: چار يا پنج نفر توي سايت هستن كه شديدا احساس مي‌كنن خفن هستن و هر كاري بخوان توي سايت مي‌كنن، هر جور بخوان مي‌نويسن و اگر هم كسي بخواد جلوشون وايسه از هر ابزاري براي حذفش استفاده ميكنن، ميشه سوژه پستهاي بي‌ناموسي، دروغ بهش مي‌بندن، ترور شخصيتش مي‌كنن، مسخرش مي‌كنن و ... . همون طوري هم كه بچه‌ها نوشتن اينقدر برخورد باهاشون هزينه داره كه خيلي‌ها بي خيال مي‌شن.

من الان يكساله كه دارم سعي مي‌كنم يه جنبه كار اين افراد يعني بي‌ناموسي نويسي درست بشه و همه اين مدت هم ناظر و مدير بودم و كيفيت كارهام هم روشنه. يه پست چرت حذف ميشه مثلا از بينز، ببينيد چه بلبشويي به پا ميشه. مدير محترم!!! انجمن ميره توي چت باكس ميگه با كسي كه پست رو حذف كرده برخورد ميشه و توي تالار ريون هم اين رو مي‌نويسه. من مواخذه ميشم كه چرا يه پست چرت پاك شده. چرا؟ چون بينز ( و چار تاي ديگه) تابو هستن، محدوده ممنوعه هستن و البته به خاطر حمايتهاي بي‌دريغ يك مدير انجمن داراي مصونيت پولادين. يعني نه تنها شخص خاطي تنبيه نميشه بلكه كسي كه بخواد جلو چيزاي غلط بايسته، مؤاخذه ميشه. نتيجه چي ميشه؟ ايني كه بينز ميره مي‌نويسه من اون پست رو دوباره مي‌زنم تا معلوم بشه سايت دست كيه.

به همين خاطر موقعي كه پستهاي الستور، سالازار و ايگور رو ديدم واقعا به شجاعتشون آفرين گفتم چون اونا وارد محدوده ممنوعه‌اي شدن كه هزينه‌هاي بالايي داره و از امروز توي ليست سياه هستن و حركت برعليهشون شروع ميشه، پياده نظام كه واضحه، حمايت هم از مدير انجمن هميشه در صحنه.

نقل قول:

هری پاتر نوشته:
چیزی به نام حذب فقط یه تاپیک توی ایفای نقشه وزارت هم چیزی در ایفای نقشه شما نمیتونی به امضای یکی استناد کنی. این چیزا مساله حادی برای مدیریت سایت نیست و طبق روال اگه تخلفی باشه باهاشون برخورد میشه.
این در چهار چوب روله. مطمانا یکی میتونه توی رول بزنه تو سر کریچر چون کریچر اونجا جن منفوری بیش نیست. ولی از طرفی کریچر مدیر سایته و بسیار قابل احترام.
اگه کسانی نخوان یا نتونن این دو رو از هم جدا کنن و برخورد جداگانه ای با این دو تا داشته باشن یا مخصوصا بخوان به اسم رول کار دیگه ای بکنن ما هم برخورد مناسبی با اونها خواهیم کرد. حالا چه کریچر باشه چه من چه بقیه مدیران سایت


با عرض معذرت، با حرفت در مورد حذب كاملا مخالفم هري جان،

1- حذب فقط يه تاپيك توي رول نيست. همين الان ميشه مراجعه كرد و ديد چقدر از تاپيكهاي حذب با استفاده از رول اونها هست و چقدرش در مورد شخصيت واقعي افراد (مخصوصا مديرايي كه با اونا هماهنگ نبودن). ميشه رفت درصد گرفت و ديد چند بار توهين و استهزا افراد حقيقي تحت پوشش شناسه پاتري توي اون تاپيك هست.

2- اصلا موضوع تاپيك حذب نيست، اصلا موضوع رول نيست. موضوع افراد هست.
موضوع برخورد باندي هست، موضوع هماهنگي‌هاي پشت پرده براي كوبيدن افراد هست.
مشكل ادبيات زشت و دون شان يك پاتريست هست.
موضوع اينه كه اگر يه عضو تازه وارد يك دهم چيزايي رو بنويسه كه اين گروه مي‌نويسن بلاك ميشه ولي اين چار پنج نفر از يه مصونيت برخوردارن كه برمي‌گرده به دوستي‌هاشون با يه نفر و همه هم مي‌دون و من و شما هم خوب مي‌دونيم.
مشكل اينه كه همون طوري كه بينز نوشت اينا سايت رو مال خودشون و اختيار و سياست گذاريش رو از آن خودشون مي‌دونن. بنده و جنابعالي و بقيه مديرا و ناظرا هم نخودي هستيم و توي سايت هستيم تا اسباب خنده حضرات رو فراهم كنيم.
مشكل اينه كه هري پاتر و يه سايت پاتري نبايد بازيچه دست چار يا پنج نفر باشه. مگه حد و حدود ما كتاباي هري پاتر نيست؟


3- من شكي ندارم كه شما هر جا خلاف ديدي برخورد كردي بقيه هم اين موضوع رو بخوبي مي‌دونن. اما مگه وبمستر اصلي كار ديگه‌اي نداره كه راه بيفته دنبال چند نفر و پستهاشون رو بخونه؟!

آخر اينكه: بحث بيعدالتي و تفاوت گذاشتن بين چار نفر از كاربرا و بقيه اعضاي سايت و اينكه اين چار پنج نفر به خاطر روابط پشت پرده و خارج سايت مصونيت غيرقانوني دارن اينقدر واضحه كه نمي شه نفيش كرد، هر كسي يه مدت كوتاه توي رول باشه اين رو مي‌فهمه كه چه خبره. اگر كسي بخواد اين واقعيت رو نفي كنه مثل اينه كه گفته باشه:

جي كي رولينگ يك مرد نقاش مصري قرن 5 هجري بود.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۲۰ ۱۸:۳۲:۱۳

Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۰:۰۳ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۵
#8
1. مقاله در مورد طلسم فرمان در 6 خط !( 20 امتياز)
نام طلسم: فرمان (Imperius)
ورد: كروشيو

ريشه اين طلسم به قرون وسطي برميگردد و نام افراد مختلفي به عنوان مخترع آن بر زبانهاست اما آنچه مسلم است اينكه هيچ كس نتوانسته بود مانند لرد ولدمورت اين طلسم را به كار ببندد و آن را تكميل كند.
اين طلسم از سه طلسم ممنوعه هست و جز طلسمهاي قوي سياه به حساب مي‌آيد. نفرين‌كننده با اجراي اين طلسم اراده شخص ديگري را در هم مي‌شكند و اراده خودش را جايگزين آن مي‌كند و سپس وي را وادار به انجام كارهايي مي‌كند كه خودش مي‌خواهد.
قدرت و درجه تاثيرگذاري اين طلسم به توان ذهني و اراده شخص نفرين شده هم بستگي زياد دارد. چه بسا افرادي كه در حين اجراي طلسم متوجه تغييراتي شده و سعي در نجات خود مي‌كنند. كه به شكل حركات متناوب يا واكنش‌هاي لحظه‌اي و به ظاهر بي‌معنا خود را بروز مي‌دهد.
اجراي اين طلسم احتياج به قدرت بالاي جادويي دارد. علاوه بر آن، شقاوت و دنائت ذاتي نيز براي آن لازم است و بدون شر دروني اجراي آن تقريبا غيرممكن است. يكي از دلايلي كه لرد ولدمورت توانست اين طلسم را به نحو احسن انجام دهد، عمق شقاوت ذاتي اوست.

2. توصيف ايگور كاركاروف ! (10 امتياز)

ايگور كاركاروف، منجي تالار اسرار و اصلي
ايگور كاركاروف، يك اسلي اصيل
ايگور كاركاروف، برنده چند كيلو رنك
ايگور كاركاروف، دشمن خاله بازها
ايگور كاركاروف، مي‌تازد


Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: خوابگاه هاي گريفيندور
پیام زده شده در: ۱۳:۴۰ چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵
#9
بيل و مالي چند لحظه به هم خيره مي‌مونن و چشم در چشم هم گذاشتن. بچه ها ساكت شدن دارن با تعجب به مادر و پسر كه اين طوري روبروي هم قرار گرفتن نگاه مي‌كنن. فقط هدويگ هست كه حالت تهاجمي به خودش گرفته، بالهاش رو تكون ميده و زوزه مي‌كشه. داره با چشماي دريده و شديدا قرمز رنگ به بيل نگاه مي‌كنه. شايدم داره اوضاع رو سبك و سنگين مي‌كنه كه بپره روي سر بيل و با نوكش همه موهاي بيل رو بكنه تا دق دليش رو سر اون دربياره. بيل زير لب چيزي ميگه و اروم آروم صداش بلند ميشه تا اينكه به گوش كسايي كه نزديكتر ايستادن مي‌رسه: خودشه اما چطور امكان داره؟!!!

يه دفعه بيل دست مي‌كنه توي رداش و چوبدستيش رو با سرعت باورنكردني بيرون ميكشه، به سمت مالي مي‌گيره و داد ميزنه: REVEALIOUS. براي چند لحظه چهره و هيكل مالي دست خوش تغيير ميشه اما زود به شكل اول خودش برمي‌گرده.

بچه‌ها عقب ميرن و هدويگ بلند ميشه و به سرعت به سمت بيل پرواز ميكنه تا چوبش رو بگيره. بيل با آخرين توانش فرياد مي‌زنه: REVEALIOUS و لحظه اي بعد چوبش در چنگال هدويگ هست و زخماي صورتش بر اثر برخورد منقار هدويگ سر باز كردن و خون ازشون جاري شده. استر چوبش رو بيرون ميكشه و رو به هدويگ در حال پرواز مي‌گيره: پتريفيکوس توتالوس و هدويگ خشك و بيحركت ميفته روي مبل بزرگ وسط تالار.

آندرو، جسي، آليشيا و ليلي جيغ مي‌كشن و عقب ميرن اما مري رومسا نگاهشون به چيزي هست كه داره از توي لباساي مالي ويزلي بيرون مياد. استر ميره جلو و لباساي مالي رو پس مي‌زنه. داخل لباسها يه سگ هست با يه داغ روي پيشونيش. چهرش خيلي عجيبه مثل اينكه چهره زيباي يك جوان با چهره يك سگ تحت اسارت با هم قاطي شده باشن.
بيل مياد نزديك. حالا خون صورتش داره ميريزه روي لباساش. سر سگ رو توي دستش ميگيره و ذل ميزنه به چشماش.

اون روز بيل چيزي ديد كه بقيه نديدن. بيل نور كمسويي ديد از يك چهره آشنا، از يه دوست با وفا، از كسي كه به خاطر يه هدف بلند از مزارع سر سبز هابيتون تا دشت برهوت گورگورث رو طي كرد و همه سختي‌هاش رو به جون خريد، از جايي مي‌گفت به نام هيچ جا و گاندالف رو مي‌شناخت. اين نور روشن و خاموش ميشد، ضعيف و قوي ميشد اما خاموش نميشد. بيل رو به سگ و به آرامي مي‌گه: سام وايز هنوز زندست اما داره جون ميده. به دادش برس، نزار بميره. هموني باش كه لياقت بودنش رو داري. تو اين نيستي. صداي منو مي‌شنوي؟!!!

بيل از زمين بلند ميشه در حالي كه چند قطره اشك از كنار گونه‌هاش پايين ميريزه و با خون صورتش قاطي ميشه و بر روي لباسش مي‌چكه. ميره به سمت هدويگ و چوبش رو از نوك هدويگ جدا مي كنه. نگاهي به همه بچه‌هاي گريف ميندازه كه دارن با چشماي گشاد نگاهش مي كنن؛ نگاه ترحم آميزي توام با محبتي به سگ مي‌كنه و بدون اينكه حتي به هدويگ كوچكترين نگاهي بكنه بيرون ميره.
--------------------------------------------------------------------------
خارج رول: ناظر عزيز تالار، اين پست به رويه معمول پستهاي خوابگاه نبود. مي‌توني با يه سير جديد داستان ادامه بديد يا اينكه پست قبل از مالي رو در نظر بگيريد و ادامه بديد.

خيلي حال كردم بعد از كلي وقت توي تالار رول نوشتم.


ویرایش شده توسط بیل ویزلی در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۱۸ ۱۳:۴۴:۴۴

Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۳:۰۴ دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵
#10
نقل قول:

پرسي ويزلي نوشته:
سلام
میخواستم بگم که یک مشکلی در قسمت ارسال برای سایت وجود داره و اون هم این هست که وقتی از منوی درختی ارسال مطلب و مقاله کلیک میکنم ، صفحه جدید میاد که جستجوی کلمات کلیدی هست و جایی برای ارسال مقاله نداره ، میخواستم بگم که پی گیری کنید و لینک افزودن مقاله در صفحه اصلی مقالات رو اونجا بگذارید .


من هم با آي اي و هم با فاير فاكس امتحان كردم و هيچ مشكلي نداره. احتمالا براي شما صفحه كامل لود نميشه چون كه بخش ارسال مقاله در قسمت پايين باكس "كلمات كليدي" هست. ممكنه به خاطر سرعتت باشه يا كش. پيشنهاد مي كنم هيستري و كوكي‌هات رو حذف كن و دوباره امتحان كن و اگر بازم نشد با يه اكانت ديگه امتحان كن.


Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.