هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: اثر گذار ترین شخصیت کتاب روی زندگیتون کی بود؟و چرا؟
پیام زده شده در: ۱۱:۲۰ چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰
#1
به نظر من ...

آلبوس دامبلدور::چون بسیار عاقل و فهمیده در عین حال با شخصیت و جالب بود.

دامبلدور گرم و صمیمی بود و چهره مدیری که همه بچه ها آرزو دارن ببیننش رو داره.

اون خیلی متین و قابل اعتماد بود و خیلی هم قدرتمند و شکیل بود.

اینها همه توی اثر گذاری فرد مهمه.

سیریوس بلک:: اثر گذار بود چون به نظر من تنها شخصیت کتاب بود که بیشترین زجر و عذاب رو متحمل شده بود .

از کودکیش که توی یک خانواده سیاه که باب میل و ذات وجودی خودش
نبود به دنیا اومد.

سالها رو توی زندان به جرم نکرده زندانی شد اون هم به خاطر مرگ عزیزترین دوستش .

وقتی بی گناهیش به هری و اطرافیان ثابت شد مجبور بود تمام مدت فراری باشه و پنهان بمونه.

ودرست زمانی که میخواست بی گناهیش به دنیای جادوگری اثباط بشه و مثل یک مرد آزاد با پسرخوندش زندگی کنه با مرگ وحشتناکی رو به رو شد.

دابی رو هم میشه جزو تاثیر گذارها قرار داد که برای آزادیش مبارزه کرد وخودش راه زندگیش رو انتخاب کرد و در راه همین آزادی و عدالت بود که کشته شد.

در کل هر یک از شخصیت های کتاب به نوعی اثر گذار بودن...

از استقامت و شجاعت هری تا بی پروایی و پشت کار فرد و جورج.

از سادگی رون تا با هوشی و دقت هرماینی.

از شکاک بودن مودی تا مهربان بودن ریموس و مالی.

از پاک دلی هگرید تا عشق ناب اسنیپ به لیلی.

از حمایت ها ی بی دریغ مینروا تا اتحاد نا گسستنی فرقه ققنوس.

وووووووووو.....

هر کدوم یه درس بودن.....


ویرایش شده توسط بلید در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۱۱ ۱۱:۲۲:۵۹
ویرایش شده توسط بلید در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۱۱ ۱۱:۲۷:۲۴

خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: بحث راجع به معادل کلمات
پیام زده شده در: ۱۲:۲۶ شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
#2
راستی فراموش کردم بگم,دوستان ترجمه فریدون قاضی نژاد .
نشر :روزگار. هم خیلی خوبه البته فکر کنم فقط 4 جلد اول رو بیرون داد.


خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: بحث راجع به معادل کلمات
پیام زده شده در: ۱۲:۲۴ شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
#3
خوب خوب....

زیادی تند میری یاکسلی ,قبل ازین که شما وارد این سایت بشی و از ویدا دفاع کنی ما جاده رو اسفالت کردیم ,این زمین خاکی بود.

تو حرف منو نگرفتی یا شایدم انقدر دیوونه ویدا شدی که نمیخوای توجه کنی .

در مورد دقت و توجه من نوشتی که خیلی بهم بر خورد, اگه کسی پیدا بشه که بگه

بیشتر از من هری پاتر و میشناسه و با انواع ترجمه ها آشنا شده و تمام مقالات

نقدش رو خونده و با متن اصلی تا جایی که تونسته تطبیق داده به مبارزه دعوتش

میکنم.

من ویدا رو نقد کردم,تو چرا کاسه ی داغ تر از آش شدی و اومدی به من میتوپی؟

مگه من به شما بی احترامی کردم خدایی نکرده که به خودتون اجازه میدید این طور
برخورد کنید؟

دقیقا به یاد ندارم اما فکر کنم برای جلد ششم بود که با بچه های سایت رفتیم

تندیس.من که ترجمه های ویدا رو دیگه نمیخوندم اما چون خوره میتینگ بودم رفتم.

فکر کنم دوستای قدیمیه من که حالا دیگه تو سایت نمیبینمشون یادشون باشه

(میلاد,فراز,شهاب,سینا,مسعودو....)من اونجا با خانم اسلامیه صحبت کردم و

مخالفت شدیدم رو با ترجمشون نشون دادم وایشون زمان کافی داشت از خودش دفاع

کنه.پس شما الان اونم بعد از اینکه دیگه همه چی تموم شده انقدر تند رو نباش.

خود ایشون در جواب علیرضا که فامیلش الان یادم نیست و اون زمان مدیر سایت

اسنیچ بود گفت: این کتاب رو که فقط بزرگترا نمیخونن.من معادل سازی میکنم که بچه

ها هم بفهمن...(شما چند سالته دوست عزیز؟)

من برای بزرگسالان این ترجمه رو نقد کردم نه بچه ها.

ماگل:: کلمه ماگل یک واژه من دراوردی هست که هیچ معادلی براش نیست حتی

در زبان انگلیسی تا قبل از هری پاتر اگر به کسی میگفتی ماگل اصلا نمیفهمید چی میگید یا منظورتون چیه؟
,در مقابل واژه(مشنگ).اگر شما کسی رو مشنگ صدا کنید ,بلا فاصله عکس العمل

نشون میده چون یک فحش یا توهین به حساب میاد,پس کلمه مشنگ برای شما

معنی داره.

حالا به کتاب رجوع میکنیم:(وقتی ورنون دورسلی با یک جادوگر برخورد میکنه

دورسلی میگه متاسفم اما پیر مرد اون رو بغل میکنه و میگه: متاسف نباش اقای عزیز

هیچ چیز نمیتواند امروز من را ناراحت کند زیرا بالاخره اسمش رو نبر رفت.
در این روزهای شاد شاد حتی ماگل هایی مثل تو هم باید جشن بگیرند.

دورسلی از فرط تعجب میخکوب شد.یک نفر کاملا غریبه او را در اغوش گرفته و او را

ماگل _حالا با هر معنی که داشت ,نامیده بود.

اینجا میبینیم معادل سازی کاملا بی معنی هستش و فقط مارو بیشتر سردر گم

میکنه که چرا به دورسلی توهین شد اما اون هیچ عکس العملی نشون نداد و معنی حرف پیرمرد رو نفهمید.

یا در مورد همین کوئیبلر که گفتید,یا کلماتی مثل دیلی پرافت یا بارو یا فایربالت...

این کلمات اگر بخوان معادل سازی بشن فقط از جذابیت کتاب کم میکنن نه چیز دیگه...

مثلا دهن به دهن یعنی چی؟خیلی مسخره به نظر میرسه.شما هیچ وقت دوست

ندارید به جای اسم هری بشنوید چاپیدن یا به جای پیتزا بگید کش لقمه,این کلمات

هم همینطور هستن تغییر دادنشون مسخره به نظر میرسه مخصوصا اگر معادل

دقیقی براش نباشه و مجبور باشن یه کلمه دیگه بجاش بذارن درست میشه مثل واژه

زامبی و معادلش که در فارسی میگن آدم خوار.

زامبی مرده های متحرکی هستن که مغز ندارن و از گوشت انسان تغذیه میکنن.
در
حالی که آدم خوار ها کاملا زنده هستن و مغزوروح دارن و به دلایل مختلف انسانها رو

میکشن و از گوشتشون استفاده میکنن.این دو با هم فرق دارن.

اسکویب هم جزو این کلمات هستش.در فارسی شما فشفشه رو به دو تعبیر دارید.

1-نوعی مواد آتش زا که با ایجاد جرقه ها و نور آتشی برای سرگرمی استفاده میشه.

2- به کسی نسبت داده میشه که بسیار شیطون و بازی گوشه.

حالا ما بیایم و به یک نیمه جادوگر یا بهتره بگم دو رگه که یه اسم خاص دارن, درست

مثل یک حذب یا گروه متشکل از افراد که برای خودشون یه اسم یا نشان میگذارن

مثل همین اسکویب معادل سازی کنیم.این بی احترامی به اصل آن حزب و یا کتاب

هستش.

در خصوص دیمنتر هم قبلا راجعبش گفتم.برای همین دوباره خودم رو خسته نمیکنم.

اینها فقط بخش کوچیکی بود از ایرادها و اشکالهایی که میشه از معادل سازی گرفت.

راجعب دیکته کلمات من,با اینکه ازتون نظر نخواستم اما شما به خودتون اجازه دادید

که نظر بدید .میگم که من نیمه های شب آن میشم و بعد از تایپ, متنم رو دوباره

نمیخونم که اشکالهای تایپی خودم رو بگیرم.فکر هم نمیکنم اونقدر که مغز متن مهمه

املای کلمات مهم باشه من که تا الات املای متنم رو چک نمیکردم ازین به بعد هم نمیکنم این دیگه مشکل شماست که دنباله سوژه هستی.اولین باریه که میبینم یکی تو این سایت حرف از املا

میزنه,واسم جالب بود.

در مورد این 93 درصد که گفتی....

((من این بحث و همینجا تموم میکنم و ادامش نمیدم چون میدونم بیش ازین کش پیدا کنه مشکل ایجاد میشه و کار به جاهای باریک میکشه این سایت 3-4 سال پیش سر ترجمه ها یه دعوای اساسی داشته.عیسی به دین خود,موسی به دین خود هر ترجمه ای که دوست دارید بخونید,من فقط نظرخودم رو گفتم و دلم نمیخواست به اعضای سایت توهین بشه .اگه یاکسلی ناراحت شدی متاسفم.))


ویرایش شده توسط ایوان روزیه در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۱۰ ۱۴:۵۲:۰۹

خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: بحث راجع به معادل کلمات
پیام زده شده در: ۰:۵۴ شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
#4
در باره ترجمه ها قبلا تو این سایت خیلی بحث شده..من خودم به شخصه از 10-12 سالگی هری پاتریست شدم الان 24 سالمه به عبارتی میکنه 12-14 ساله که هری پاتریستم و همه ترجمه ها رو خوندم.

ما هیچ ترجمه درستی از هری پاتر توی ایران نداریم اما اگه بخوایم بهترین و بدترینشونو بگیم.ترجمه پرتو اشراق بهترین و ترجمه ویدا اسلامیه بدترینشونه.

اولا که معادل سازی برای کلمالتی هم چون ((هورکراس ,بارو,دیمنتر,اینفری....))و امثال این که خیلی هم زیادن کار فوق الاده اشتباهی بود.خانوم اسلامیه که اومدن(فکر کنم جلد 4 بود) حتی طلسم ها رو هم ترجمه کردن که بسیار بسیار افتضاح بود.

ترجمه خانم اسلامیه کاملا بچگانه و البته دور از متن اصلی خود کتاب بود.اونایی که یه نگاه به کتاب اصلی انداخته باشن میدونن من چی میگم.

کتاب زمانی جذابیت خودش رو حفظ میکنه که به متن اصلی نزدیک باشه و مترجم به کلمات دست ساز نویسنده وفادار بمونه,نه اینکه به طور مثال کلمه ای مثل ماگل رو که هیچ معادل فارسی براش نیست و حتی در لغتنامه جامع انگلیسی هم وجود نداره ,عشقی ترجمه بکنه مشنگ یا طلسم آوادآکداورا رو بنویسه اجی مجی لاترجی که خیلی خنده دارو مسخره و بچه گانست.

مثل این میمونه که به کروات معادل فارسی بدی و بگی آویزبند تزیینی.

من در تعجب بودم که چرا همچین ترجمه ای فروش بالایی داشت.شاید دلیلش این بود که توی ایران کسی توجهی به اصل داستان نداشت...همه فقط میخواستن این پدیده قرن بیست و یک رو تجربه کنن.
اما من که با عشق به هری پاتر رو آوردم ازین موضوع زجر میکشیدم.


خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: جادو رو به خاطر خودش مي خواي يا به خاطر هري ؟
پیام زده شده در: ۲۱:۱۲ سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰
#5
من منظورت رو نفهمیدم.خیلی پیچیدست.

من جادو رو دوست دارم به خاطر هری وهری رو دوست دارم به خطر جادو.

هری پاتر به خاطر فضای جذابی که جادویی بودنش بهش داده بود هری پاتر شد.

از طرف دیگه این هری پاتر بود که به جادو و جادوگری روح تازه ای داد.

جادو و جادو گری داستان امروز و دیروز نیست قرن هاست که طلسم و جادوگری در

تمام فرهنگ ها شناخته شدست.حتی بسیار پیش از میلاد مسیح.اما چی میشه

که به یکباره این جادو چنین با اهمیت و جذاب میشه؟؟؟؟

این هری پاتر بود که فضای تیره و تار جادو رو به روشنی کشوند.

در حالی که طلسم و جادو و جادوگری در میان تمام فرهنگ ها شوم و وحشتناک

تلقی میشد و همه ادیان اون رو به شدت نفی میکردند و دشمن خدا و کائنات نشان

میدادند....هری پاتر این دیدگاه رو به روشنی و زیبایی کشوند و نشون داد که هر

چیزی هر چه قدر بتونه بد باشه...همون قدرهم میتونه خوب و زیبا باشه.

هری قسمت وحشیانه و کثیفی که ذهنیت انسانها نسبت به جادو داشت رو پاک کرد.


ویرایش شده توسط بلید در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۶ ۲۱:۱۶:۴۹

خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۲۳ سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۰
#6
1- نام : بلید
2- سن: 42
3- جنس: مرد
4- سال : درسم سالهاست که تموم شده
5- رنگ چشم: میشی
6- گروه : گریفیندور
7- مو :کوتاه و سیاه رنگ.
8- ظاهر کلی : ا ندام ورزيده.قد .188وجود خالكوبي بزرگ و زيبايي از پشت گردن تا كمر وبازو ها.
وجود خالكوبي بزرگ و زيبايي از پشت گردن تا كمر وبازو ها.
9- نام کامل: بلید گدریک گریفیندور(از نوادگان گریفیندور)
10- چوب جادو : قلب اژدها 12 اینچ نرم و انعطاف پذیر
11- علاقه ها: شکار خون آشامان.
12 - توانمندیها :وارد به انواع ورزش هاي رزمي وارد به جادوي سياه.
قدرت بدني بالا و مسلط به علم ماوراء


تایید شد!
مجددا به ایفای نقش خوش آمدید.


ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در تاریخ ۱۳۹۰/۲/۶ ۱۳:۱۷:۳۱

خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۰۸ یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
#7
ميبينم كه منو از گريفيندور انداختين بيرون.

با توجه به اينكه مدتي بود فعاليتي نداشتم حدس ميزدم كه تمام تلاشم به باد رفته باشه.
از روزي كه عضو گريفيندور شدم 6 سال ميگذره.ياد آوري كنيد كه چه طور ميتونم برگردم به گريف.
ياد آوري كنم شناسم شناسه ي قديميه سايته پس لطفا حالا كه ميخوام فعاليتم رو دوباره شروع كنم نگيد كه بايد عوضش كنم.


با تشكر از مديران عزيز.....((بليد،شكارچي خون آشامان))


خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پیام زده شده در: ۱۵:۰۲ یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
#8
كجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خيلي جاها بود كه شوك شدم.اما مرگ كي از همه درد ناكتر بود.

به نظرم مرگ سيريوس و دمبلدور....

اين دو واقعا درد ناك بود با اينكه مرگ ريموس هم خيلي ناراحتم كرد اما به نظر اين دو تا تنها نقطه بي نهايت دردناك ماجرا بود....


خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: توی خیالتون،شخصیتتون رو تو هری پاتر چه شکلی تصور میکنین؟
پیام زده شده در: ۰:۴۶ پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶
#9
فقط و فقط هری....
چون احساس میکنم خیلی شبیهش هستم...
شاید هم نباشم..
اما اگه هری نبودم 100 در صد جیمز بودم جیمز پاتر هم انگ منه...یعنی من انگ جیمز پاترم...


خوشحالم كه دوباره برگشتم.


Re: چرا پاتر ها از نزديک شدن ولدمورت به خونشون مطلع نشدند???
پیام زده شده در: ۰:۳۰ پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶
#10
فکر نمیکنم چندان پیچیده باشه....
از کجا باید میفهمیدن؟
مگر این که طلسم حفاظتی میذاشتن که با اطلاعشون کنه...اونم تا بیان در برن دیر شده....تازه ...جاسوسی هم توی دارو دسته ولدی نداشتن که خبر بده اگه داشتن اینجوری نمیشد.


خوشحالم كه دوباره برگشتم.






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.