هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: شب های جرره
پیام زده شده در: ۱۶:۵۶ سه شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۴
#1
ساعت 3 بعد از ظهر:جرره
==============
بالاخره بعد از يك هفته الاغ شواليه وارد جرره شد...

فاطي گرنجر:واي وسا وبينم.تو يه هفته بيد كجا بيدي؟

راننده:ها سلام عرض وكردم...اي يه مشكلي پيش ويامده.

فاطي:چي وشده؟از خودت حرف در وكن...

راننده:هااااااااااااااااااااا.برا اي داريوش ويزلي و غلام پاتر مشكل

پيش ويومده.منم ورفته بيدم كمكشو دير وكردم!

باد شديدي گرفت و يه خورده خاك توي چشم هاي فاطي رفت.

فاطي همانطور كه چشم هايش را مي ماليد گفت:خاك وچووووووك

من وبر پيششان!

راننده:ها چشم!

فاطي با عجله سوار الاغ شواليه شد و كمر بند ايمني را هم بست

سپس الاغ با سرعتي بسيار زياد به حركت افتاد...

پس از 5 دقيقه فاطي به يك ده به نام ببره رسيد و غلام‌(پاتر)‌ و

داريوش‌(ويزلي) را ديد كه در حال سر و كله زدن با يك آدم خپل بودند!

او يكي از چشم ها يش را تا 180 درجه باز كرده بود و آن چشمش را

20 درجه باز كرده بود.

فاطي سريع از الاغ پايين پريد نزديك آن مرد رفت و با چوبدستيش

وردي را خواند:سوسموسلي بيدا!

مرد هم با چشم هاي باز بر روي زمين افتاد.

غلام:هي فاطي چه وكردي؟

داريوش:تو اونو وكشتي؟؟؟؟؟

فاطي: نه بابا نوترسيد...هيپنوتيزم شد.

غلام:خوب ويا از خودمون بازجويي در وكنيم.

فاطي:چشم!هااااا ايييييييييييييي تو كي بيدي؟

مرد: من كيوون بيدم...پول وده

فاطي:پس زور گيرم بيدي.

داريوش:آره...وخواست از ما هم پول وگيره.

مرد:پووووووووووووووووول

غلام‌: ها تو مال همي ايجا بيدي؟

مرد:‌ها...پول وده

فاطي:بچه ها بهتر بيد وريم و اينم وگزاريم به حال خودش!

غلام:‌چه جوري؟شواليه ورفت؟

فاطي:من راه حل را ودونم.

داريوش:ها؟

فاطي:

غلام:ما كه چوب نوداريم.

فاطي:ها من مدل جديدشو از كيانوش وگرفتم. وگفت 3 نفر روش

جا وشد.

غلاو و داريوش:خوب وريم!!
================
خووووووووووووووووب بيييييد؟


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۹:۰۴ پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۴
#2
آي...آي...آي...

رون:هري چي شده؟؟هي هري...بيدار شو.پاق!!(يه سيلي توي

گوش هري!)

هري با عجله از خواب پريد و شروع كرد به پوشيدن لباس هاش و

گفت:يه خواب بد ديدم.آخ...هري به زمين خورده بود...رون او را از

زمين بلند كرد و گفت دوباره لرد ولدمورت؟

هري:نه...خواب ديدم كه توي خونه ي هاگريد يه خرس حمله كرده

به سگ هاگريد و داره مي كشتش...

زووووووووووود باش بيا بريم.

در راه...هري آخه هاگوارتز كه خرس نداره!

هري: من نميدونم...خواب ديدم ميخوام ببينم حقيقت داره يا نه.

بالاخره آن دو به خانه ي هاگريد رسيدند.

رون گفت:بفرما...واييييييييي آقا خرسه الان ميخورتمون!

هري:ساكت شو رون...تاق تاق...هاگريد...هي هاگريد...

رون:خوب بيا از پنجره يه ديدي بندازيم.

هري:باشه.

آن دو دم پنجره رفتند و صحنه اي ديدند كه...


=======================

شرمنده ديگه حالش نيست بنويسم!!(دفعه ي اولمه)

اگه شد ادامه ميدم


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: اسنیپ: مرگ‌خوار ولدمورت یا یار وفادار دامبلدور؟
پیام زده شده در: ۱۶:۱۷ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴
#3
سلام
به نظر من دامبلدور هنوز نمرده و صحنه ي كشتن دامبلدور هم خيلي مشكوك بود...هزاران دليل وجود داره كه اون صحنه فقط يه هنر نمايي بوده...
اما از طرفي هم ميشه گفت كه اسنيپ خواسته خودش به مقام برسه ولي من ميگم اسنيپ براي گرفتن مقام حتي به لرد ولدمرت هم خيانت ميكنه...


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۷ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴
#4

من نميدونم كجاي اسم هنري بده؟تازه به هرميون هم ميخوره...
به هر حال...
==============
1- نام : ديويد
2- سن: 11
3- تاریخ تولد: 11 سال پيش!
4- جنس: مرد
5- سال : سال اول
6- رنگ چشم: قهوه اي
7- گروه : گریفیندور
8- مو : نيمه بلند و اگه وقت كنم شايد هر هفته يه بار شونه بزنم.
9- ظاهر کلی : نه لاغرم نه چاق ولي به خاطر تعطيلات پيش يه خورده اضافه وزن دارم!
10- نام کامل: ديويد گرنجر
11- کویدیچ : ما را كه راه نميدن تو زمين پس فعلا تماشاچي هستيم.
12- چوب جادو : هموني كه خواهرم داره.
13- دسته جارو : قراره بابام سال ديگه برام يه خوبشو بخره.
14- علاقه ها: کویدیچ-تغيير شكل-بازي با كامپولوتر!(همين كه مشنگ ها دارن)
15 - توانمندیها : استاد هستم در لوس كردن خودم پيش معلم ها!(سفارشات پذيرفته مي شود...)
16-معرفي:من پسري هستم لوس و ترسو!ولي مثل خواهرم هرمايني خيلي كتابخون هستم و هميشه هم در آرزوي ديدن لرد ولدمرت بوده ام.از ماجراجويي مثل هري اصلا خوشم نمياد.تا حالا توي عمرم دعوا نكردم و حالم از دعوا كردن به هم ميخوره.تنها وردي هم كه الان بلدم آهالو مورا!!!!!!!!! است...نه چي بوود؟؟آلو مورا؟؟آهان آلاهومورا...من و خواهرم هم رابطه ي خوبي با هم داريم و هميشه سعي ميكنم كه هرجا رون و هري و خواهرم هستند منم برم دنبالشون.كلا من به خواهرم چسبيدك و اگه اونو نبينم دلم ميگيره!
=============
حالا چي؟


تایید شد!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۳ ۲۳:۲۹:۰۵
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۶ ۰:۵۳:۱۷

ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: اعضاي سایت خودشونو معرفی کنن
پیام زده شده در: ۷:۲۹ پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۴
#5
سلام.من هم علي هستم 13 سالمه و از اصفهان هستم.
من خودم كتاب هاي هري پاترو خيلي دوست دارم ولي خوره اش هم نيستم!
سايت شما هم كمي از هري پاتر نداره...!!!


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۷:۲۵ پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۴
#6
بچه ها اين هنري گرنجر ساخته ي ذهن خودمه...يه وقت فكر نكنيد واقعا بوده!؟
كسي ديگه اي را پيدا نكردم هنري شدم...


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: نقد فيلم هري پاتر و جام آتش
پیام زده شده در: ۲۰:۰۷ چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۴
#7
فيلم به خوبي خود كتاب كار نشده بود.

البته نميتونست هم بشه...چون خيلي كار مي برد.

اين فيلم هم با اين كه خوب بود اما باز هم از خيلي جاها گذشته

بودند كه وجودشون توي فيلم لازم بود.

و راستي...مگه هري توي خونه ي دورسلي ها خواب نديد...(اول

فيلم)؟پس چرا توي خونه ي ويزلي ها از خواب بيدار شد.البته اين

تنها مشكل نيست خبلي مشكل ديگه هم داشت.

در كل اتفاقات خيلي زود رخ ميداد...


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۸ چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۴
#8
1- نام : هنري
2- سن: 11
3- تاریخ تولد: 11 سال پيش!
4- جنس: مرد
5- سال : سال اول
6- رنگ چشم: قهوه اي
7- گروه : گریفیندور
8- مو : نيمه بلند و خرمايي رنگ
9- ظاهر کلی : هيكلم معمولي،به همراه مشكل در پاي راست(انحراف)(كه نميتونم بدوم...)
10- نام کامل: هنري گرنجر
11- کویدیچ : تماشاچي پراپاقرص مسابقه هاي گريفيندور
12- چوب جادو : مثل چوب خواهرم فقط بهترش!
13- دسته جارو : هنوز ندارم
14- علاقه ها: بازي...كويديچ...ماگل ها
15 - توانمندیها : لوس كردن خودم پيش معلم ها حرفه ي منه!(مشكلي داشتيد فقط به خودم بگيد)
16-دوستان:فعلا خواهرم(هرمايني)-هري و رون-و يه دانش آموز سال اولي(پيتر وايز)البته زياد رابطه مون خوب نيست!


ParsiKade Dot Net - پارسي كده دات نت

خانواده ي گرنجر از همه سره !
هرميون اگه يه بار ديگه با اين پسره رون بچرخي مي كشمت !






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.