هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: هالی ویزارد
پیام زده شده در: ۴:۰۲ سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۵
#1
گاو

كارگردان:فنرير گري بك
نويسنده:م.گرگ.ماه
تهيه كننده:گ.ماه.گرگ
فيلم بردار:گاز.ماه.گرگ
وبقيه هم به همين صورت
با تشكر به كساني كه در نقش خودشان در اين فيلم بازي كرده اند
تيراژ آغازين
من يه گاوم!من يه گاو آزادم!مرا نميتوانيد رام كنيد!من را به زور نميتوانيد بدوشيد
ميزان بي ناموسي كمي بالاتر از معمول+15
مكان:مخفي گاه گرگينه ها زمان:صبح زود
_هوم.....عزيزم نفس بدنت اومده؟الان خودم بهت تنفس مصنوعي ميدم
سيريش در خواب درحال تنفس مصنوعي دادن به جنس مخالف خودش كه ناگهان جيغ بنفشي از خودش در ميكنه
با صداي جيغ فنريردوگاو از ليس زدن فنرير صرف نظر ميكنن و احمقانه و معصومانه به فنرير نگاه ميكنن
فنرير:هان!...چيه؟..چخه پيشته!
مكان:مخفي گاه گرگينه ها زمان:نيم ساعت بعد
فنرير با حالت استيصال:تورو خدا از خونه من بريد بيرون....گو اوت از همه من...بيرون...گمشيد بيرون!...فهميديد
دوگاو لبخندي معنادار بر لب به فنرير نگاه ميكنن وبه ريشش ميخندن
مكان:جادوگران و حومه زمان:ظهر
فنرير در پي كمك خواستن از اهالي سايت در فروم ها سرگردان است
پيش هري
فنرير:عله تو ميگي من با گاو ها چيكار كنم؟
عله دقايقي در فكر فرو ميره:هوم تو دوتا گاو داري.اونها رو ميدوشي پولش رو به مديرا ميدي تا مديران در جهت پيشرفت سايت آن را خرج كنن
پيش كريچر
كريچر:دو گاو داريد شيرش را به مديران ميدهيد .مديران آنها را به شما ميفروشد
پيش كرام
_دو گاو داريد مديران شما رو طلسم ميكنند و هردو گاو را ميگيرند
توماس جانسون
_دوگاو داريد آنها شما رو مي كشند و هم ديگر رو مي دوشند
ولد اولي سايت
_دوگاو داريد به سمت آن ها طلسم ميفرستيد و خودتان را در بين ظرف هاي شير مي اندازيد
اْلبوس
_دو گاو داريد براي انتخاب شخصيت انها بايد هفده فروم رو در سه نسخه پر كنيد و وقت دوشيدن آنها را نداريد
ققي
_دوگاو داريد از حزب اجازه دوشيدن آن ها ميگيريد
مرلين
-دوگاو داريد حق دوشيدن گاو ماده را نداريد
سرژ
_دوگاو داريد آن ها مجبور به انجام بي ناموسي ميكنيد و خود لذت ميبريد
مرلين
_دو گاو داريد حق دوشيدن گاو ماده را نداريد
مكان:مخفي گاه گرگينه ها زمان:نصف شب
فنرير و دو گاو در رختخواب او:دوستان خوبم در كنار بخوابيد و آسوده باشيد كه من شما رو نخواهم كشت و شما مرا نخواهيد كشت و من شما را به كسي نخواهم داد و شما را نخواهم به كسي فروخت
فنرير دست نوازش بر سر دو گاو ميكشد و هرسه معصومانه به خواب ميروند
پايان


ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۸۵/۶/۷ ۴:۲۴:۱۰

وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: هالی ویزارد
پیام زده شده در: ۱۳:۵۸ دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۵
#2
ناموس پيچرز تقديم ميكند:
شواليه هاي حدود
كارگردان:كوييرل
نويسنده:گري بك
تهيه كننده:نهاد عقيدتي سايت
فيلم بردار و غيره:بروبچ با ناموس نويس
بازيگران:كوييرل در نقش خودش
فنرير گري بك در نقش خودش
ققي در نقش خودش
وبقيه در نقش خودشان
-------------------------------------------------------------
مكان:محله گرگينه ها زمان:صبح زود
((نه من بيناموسي نمي نويسم)) تصوير ققي و سرژ رو نشون ميده كه به سمت فنرير مي روند و فنرير سعي ميكند از آن ها دور شود اما اينكار برايش امكان پذير نيست ((نهههههههههههههه!)فنرير با پژواك صدايش از خواب مي پرد
_اين براي دهمين بار كه اين خواب رو ميبينم پس واكسن آنتي ناموس كي كامل ميشه
مكان:دستشويي زمان:يكم ديرتر از صبح زود
فنريرتوآينه خودش رو ميبينه و خوابي رو كه ديده به ياد ميا سرشو ميكنه زير آب سرد
مكان:حال مخفي گاه فنرير زمان:يكم ديرتر از ديرتر از صبح زود
فنرير شومينه ش روشن مي كنه
شپلخ!(كله كوييرل تو شومينه نمايان ميشه)
_سريع بيا ستاد چرا شومينه ات خاموش بود!
_مگه چي شده؟
_مگه روزنامه رو نخوندي
فنرير روزنامه رو ور ميداره تيتر اول: آنيتا دامبلدور. امروز شاهد حمله عظيم بي ناموسان به سرار سايت بوديم وضع سايت واقعا ناجور شده و..
فنرير زورنامه رو ميندازه يه گوشه. لباسشو ميپوشه به سمت در خونه ميره
مكان:در راه ستادعقيدتي سايت زمان:صبح
چند بي ناموس نويس به سمت فنرير حمله ميكنن و سعي ميكنن فنرير رو هم شبيه خودشان كنند
_ناموسيوس!(نور سفيدي از به بي ناموس نويسان برخورد ميكنه)
فنرير از جيبش فندكش در مياره روش پودر ميپاشه
_ستاد عقيدتي سايت
كويئريل:ببين ما مركزي اين بي ناموسي گير اورديم سري آپارات كن كاخ زردنبو
مكان:حمام خانه ريدل ها زمان:نزديك ظهر
شپلخ!
ولد يه جيغ بنفش ميكشه با ليف ميزنه تو سرفنرير:كثافت احمق بي شعور!
فنرير:ارباب شرمنده اشتپ شده
شپلخ!
مكان: سرسراي كاخ زردنبو زمان:ظهر
شپلخ!
كوييرل:بالاخره رسدي؟بريم طبقه بالا
فنرير چشم تو چشم ققي.سرژ چشم تو چشم كويئرل
_ناموسيوس!
_بي ناموسيوس!
_ناموسيوس!
_بي ناموسيوس!
سرژ سريع گردش روميگيره:آخ! نامرد تو از كجا پيدات شد.ققي هم سريع گردنش رو ميگره و بي هوش ميشه
فنرير:ايول اضغر خوب موقعي رسيدي راستي اين آمپول هنوز آزمايش نشده كه
اضغر:چرا آزمايش شده همين چند ثانيه پيش
مكان:دفتر گيلدي كاخ زردنبو مكان:بعد از ظهر
پوخ!(در دفتر گيلدي كنده ميشه)
گيلدي از پشت ميزش پا ميشه:منتظرتون بودم
بي ناموسيوس!
كوييرل و فنرير:ناموسيوس!
_بي ناموسيوس!
_ناموسيوس!
فنرير با فندكش به اضغر اس ام اس ميزنه:((كجايي پس. الان ما هم بي ناموس نويس ميشيم ما))
اضغر:((من تو كانال كولرم ميرسم))
_ناموسيوس!
_بي ناموسيوس!
گيلدي:آخ!(گردنشو ميگره و دندوناشو رو هم فشار مياره)
فنرير:ايول اضغره فداكار
گيلدي به زانو در مياد اما بي هوش نميشه
كويئرل ميره به طرف گيلدي اما فنرير با دستش جلوي كوييرل رو ميگره:من تموش ميكنم
فنزير به طرف گيلدي ميره و انگشت هاي دستشو ميدازه رو پيشونيه گيلدي:منت مرلين را عزوجل كه طاعت موجب قربت است و به شكر اندر مزيد نعمت است........پس ناموس تاپيك را باپست بي ناموس فاحش ندرد!
گيلدي به دور خودش ميپيشه و ناگهان روح زرد رنگي از بدنش جدا ميشه و گيلدي بي حال روي زمين ميافته صدايي در اتاق طنين ميندازد:بازم تويي گجت نه يعني بازم تويي فنرير
كوييرل و اضغر به طرف گيلدي ميرن و زير بغلشو ميگيرن
تيتراژ پاييني
تاپيك پر ازفرعونيان و بي ناموسيان است
كوييرل جلودارو گيلدي اندر ميان است

فرمان رسيد جلوي اين بي ناموسي را بگيريد
پست تاپيك از دست اهريمن بگيرد

حكم مديران است بر تاپيك(بي ناموسي) بتازيد
تاپيك اگر خالي شودازپست ۀ بتازيد


ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲۶ ۱۵:۴۱:۵۲

وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
پیام زده شده در: ۱۴:۰۰ جمعه ۲۳ تیر ۱۳۸۵
#3
-نام و نام خانوادگي:فنرير گري بك


2-نام گروه در هاگوارتز:اسلايترين


3- سابقه كار با جادوي سياه:جادوي سياه؟نه اما فكر كنم اون سابقه كار با منو داره جفتمون سابقه داريم اصلا ما با هم پيوند داريم تو پيوند مهم اينه تفاهم داشته باشيم.اما يكي دو سه نفرو كشتم البته رنگ طلسم سيز بود

4-طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟
نميدونم با اين طلسم كه دو سه نفرو كشتم بخشودني بود يا نابخوشدني اگه بخشودني بود به بزرگي خودتون ببخشيد .نابخشودنيم ياد ميگيرم

5-دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد
دامبل انساني گوشت تلخ است خودم امتحانش كردم هنوز مزه ش زير زبونمه

6-عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!
عشق تو گاز گرفتن يه بچه ي معصومه
كاربردشم اينه كه خيلي حال ميكني... اونم گرگينه ميشه


7-به چه كساني بي اعتماد هستيد:
من به هيچكس جز دندونام

8-گندزاده ها را چگونه مبينيد؟
به سختي مي بينم چون چشام يكم ضعيفه در كل من چيزي رو نميبنم ميجشم


9-اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟
اگه بذاره گازش بگيرم با كمال ميل اگه نذاره گازش بگيرم اجابت ميكنم


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: انتقادات...پيشنهادات...نظرات
پیام زده شده در: ۱:۴۳ چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵
#4
ميخواستم ببينم قوانين مدرسه به صورت فهرست بار در يه پست ذكر نشده؟ اگه شده ي لينكي نقل قولي نشاني چيزي بديد ممنون ميشم خيلي وقته دبنالشم

قوانین مدرسه هاگوارتز


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲۱ ۱۸:۱۴:۳۷

وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


شخصیت خودتون را معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۲۰ جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵
#5
نام:فنرير
نام خانوادگی: گري بك
جنسیت:مرد
گروه: اسلايترين
سال: تازه اول چل چليمه
رنگ و مدل مو: جو گندمي كر و كثيف
نمای صورت: زخمي وسط صورتم تابلو
ظاهر کلی:خشنوارنه
چوبدستی: چوبدستي به طول سي و چهار سانتي متر واز جگر گرگ در ساختش استفاده شده
توانمندیها:زياد
روحیات:لطيف
علاقه ها: گاز گرفتن بچه هايي كه با مامانشون ميان پارك



سلام ارباب عزیز ای نفس خوش امدی ولی شرمندتم این شخصیته گرفته شده یکی دیگه رو انتخاب کن


البته مثل اینکه تایید شده!!...نفر قبلی فعال نیست!(آلبوس دامبلدور-ناظر انجمن)


ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۶ ۷:۴۷:۰۲
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۶ ۲۲:۳۶:۲۰

وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: پادگان نظامی
پیام زده شده در: ۱۴:۴۷ پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۴
#6
عباس:نمید نه ...حمیده اسمش حمیده
جاسم:چی میگی الکی اسمه مجیده
مسوول:آهان یادم اومد وحیده
هری:من فک کنم سعیده
عباس:تو که تازه واردی چمیدونی چی به چیه چرا اظهار نظر میکنی؟؟
هری:بلکن اینطور که شما میگید
جاسم:وحیده ...فهمیدید ...یک کلام اعصاب ندارما
مسوول:با همین جارو میزنم تو سرتا وقتی میگم حمیده یعنی حمیده
عباس:بورا یک کلام حمیده
مسوول:من الان گفتم حمیده تو یه چیز دیگه بگو
_وحیده
_مجید
_عباس
_به من میگی الاغ رشتی چی چی نشده
دنگ دونگ دیش شپلخ
سرباز یک:آخ جون دعوا بیاد دعوا شده
سرباز دو:به پر توش
ستوان دو:بپرش توش چیه خجالت بکش بگو بپر روش
سرگرد تمام:این که بدتر شد خجالت بکشید
سرباز سه:آخ جون دعوا..چه حال دروکنیم
هری تریپ کیانوشی نگاه میکنه به دوربین که یوهو حاجی دامن عبا دستش میگیره به سرع از جلوی دوربین رد میشه:برییییییییید کنار من اومد
دوممممممممم!
_آخ
_اوخ
_مردم
_کمر ترکید
عباس از اون زیر:عله بیا توام بپر خیلی ها دروکنیا
هری:حال میده..برید که کنار من میخوام بپرم
در همین حال ابر وارد میشه:اا...چی کار داری میکنی؟
عله که آماده شیرجه بود میگه:هیچی میخوام قلنجمو بشکونم
عباس:ابر اومد بچه ها از روم پاشید
حاجی در حالی که عمامه صاف میکنه:خجالت نمیکشید روی هم میپرید این یعنی چی؟
آستکبار:ای سرباز اسمت چیست؟
عله:بخور خربزه با چیپس
همه میزنن زیر خنده
ابر:جانم؟
عله باخنده:همون که شنیدی
شپلخ چک افسری
_بیا دفترم کارت دارم


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۶:۴۸ شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۴
#7
گل گلی ها بازگشتند
گل گلی ها یکی از گروهک هایی بوده اند که در زمان مد شدن جادگران با رنگ های مختلف بوجود آمد و در شهرک خودشان به فعالیت درآمدند و بعد از مدتی کمی از بین رفتند اما امروز در قزوین علامت این گروهک به میله میدان اصلی قزوین آویخته شده است.
حسن قزوینی بالام جان تنها جادوگری که در آن زمان در میدان قزوین وجود داشته میگوید :((بالام جان نمیدانم ساعت چند بود من مثل همیشه تو میدان گزوین میچرخیدم که فردی مشکوک با مو های ژولیده به من خورد از من عذرخواهی کرد به طرف فواره رفت موهاشو رو صورتش ریخته من گیافه شو ندیدم بعد از چند دقیقه که برگشتم دیدم گیوه قرمز به میله آویزان اون یارو هم غیبش زده))
بله بسیاری از مردم اعتقاد دارند که اون فرد کسی نیست جز سیریوس بلک که قبلا عضو همین گروه بوده و حال میخواهد این گروه را رشد دهد یکی از نزدیکان سیریوس بلک این گفته ها رو تایید کرده است و افراد گلگلی او را سالواتوره سیریش گادفادر میخوانند
آن ها معتقد هستند که سیریوس بلک بزرگترین باند مافیایی را تشکیل خواهد


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: جادوگران گل گلي
پیام زده شده در: ۱۶:۲۴ شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۴
#8
مکان:قزوین-توالت مردانه میدون قزوین زمان:نامعلوم
نور زمردین رنگ کورکننده ای از آخرین توالت مردانه بیرون می جهد و فردی با موهای سیاه ژولیده نمایان میشود که گیوه ای قرمز در دست دارد
مکان:قزوین_میدان اصلی قزوین زمان:نامعلوم
فرد ناشناس به مقصد از پیش تعیین شده ای به طرف فواره میدان حرکت میکند.و از درون جیب ردایش گیوه ی قرمز را روی میله میدان آویزان میکند و در میان مردم ناپدید میشود
مکان:قزوین_میدان اصلی قزوین زمان نامعلوم
جادوگرقزوینه1:بالام جان میدانی چی شده؟
جادوگرقزوینه2:گلی گی ها برگشتن خودم با چشمای خودم لوگوشان دیدم که تو میدان اصلی آویزان کردن
مکان:خیابان اصلی قزوین زمان:نامعلوم
جادوگرقزوینه3:چیز جان شنفتی که گلی گلی ها برگشتن
جادوگرقزوینه4:چی گل گلی ها برگشتن؟
_چی؟ یعنی چطور میشه برگشته باشن؟
_نه وای حالا چیکار کنیم
_گل گلی ها برگشتن
_گل گلی ها برگشتن!
مکان:جاده مخصوص قزوین_شهرک گل گلی ها_کاخ گل گلی
_جاسم از تو انتظار نداشتم چرا وقتی ما رفتیم گروه از هم فرو پاشید
جاسم:سیریش عزیز دل من اشتباه کردم منو ببخش
سیریوس:باید به من بگی گادفادر*تا تورو نکشم
جاسم:گادفادر منو ببخش
____________________________________
گادفادر:به انگیلسی یعنی پدرخوانده


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: پادگان نظامی
پیام زده شده در: ۱۵:۴۴ شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۴
#9
ببینید کریچر جان شما هنوز در مورد شخصیت حاجی توضیح کامل ودقیقی ندادی من که فکر شما رو نمیخونم که حاجی یه آدم با نفوذ نمیدونم چی چیه از دید من حاجی فرمانده گردان بوده یا شاید از دید یکی دیگه یه نفر دیگه بوده همین الانشم من نفهمیدم که حاجی کسی هست اصلا تو پادگان چی کار میکنه؟؟به نظر من باید بعضی مانند بعضی از شخصیت های سایت باشن .من خیلی وقت بود میخواستم همچین تاپیکی بزنم تو میتینگ فکر منو خوندی اومدی زدی پس الکی نگو
دو دقیقه فکر کردی آکولامنسی من ضعیفه
.................................................................
سرجوخه دریاگشت گیلانی
هنوز حرف ابر تمام نشوده بود که فردی شبیه قندشکن وارد اتاق میشه
_بله قربان!پوتینش رو محکم به هم می کوبه
_اینو ببر وسایلشو تحویل بگیره یه لباسم بهش بده
بیرون ساختمان
_بورا اسمت چیه؟
_عله
_علی جان حواااست باشه اینجا هرکی آب بخوره از من اجازه میگیره ها هر چی هم خواستی من خودم برات جور میکنم
علی با خودش ایول پس باید هوای اینو داشته باشم.ازدور هری پسر قد بلندی رو میبینه که به سمتشون میاد
_سلام عباس آقا!جک جدید شنیدم خیلی باحال
_ها بوگو ببینم
_یه روز عباس آقا میخواسته بره مسافرت محض اطمینان
_به جان تو اگر دوباره به مردم شریف خطه شمال بی احناطی بشه من میدونم توآآآآآآ!
_چی؟ نه جان تو... جک رو بذار بگم
بوگو
بد برمیگرده میبینه ماست کشک شده...راستی محض اطلاع بگم عباس آقاهه بچه گیلان بوده)) سرباز قد بلند جک تعریف و مثل شترمرغی که دمش رو آتش زده باشن فرار کرد))
_میدونم باهاش چیکار کنم.وقتی دوسال اضافه خدمت خورد میفهمه که با عباس آقا شوخی نکنه
محل تحویل لباس
_سلام عباس آقا خوبی؟این آشخور جدیده
_آره یه لباس خاکی اندازه ش بهش بده کار داریم
_راستی جاسم اینجا بود یه جک جدید برام تعریف کرد میخوای برات تعریف کن
او غلط کرد با تو
_باشه هر جور راحتی این اندازه شه
...


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: مدیریت جلسه های حضوری سایت
پیام زده شده در: ۱۹:۰۷ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴
#10
به به ...راز نیاز با ویدا
یحتمل منم میام
هرجا سخن از میتینگ پیتینگ این صحبت هاست نام سیریوس بلک میدرخشد


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.