هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: دفتر ناظران خفن انجمن جادو و جادوگري (مجوز تاپيك رو اينجا بگيريد)
پیام زده شده در: ۱۳:۲۰ دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۴
#1
عزيز!
شما ها برين همون شعبه 1 رو بهش بريسين! شعبه 2 پيش كش! كپي رايت از ايليدن!(تاپيك سه دسته جارو شعبه 2)

ويرايش:
شعبه ضربت اصلا چه ربطي به جادو و جادوگري داره؟
اگه ربطي داره با ما هم بگين مطلع شيم!

پيشاپيش از پارازيت شما متشكريم !


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۰:۱۹ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴
#2
به قتل رسيدن يك ماگل در پارك جادوگران!

و باز هم رعب و وحشتي ديگر در ميان مردم!
ديروز عصر در پارك جادوگران در حالي كه عده زيادي جادوگر براي مراسمي جمع بودند....در ميان آن همه جمعيت! بكام! يك ماگل فوتباليست به درجه رفيع شهادت رسيد!
خبر نگار ما بعد از 10 دقيقه در محل حادثه حضور داشته و گزارشي رو براي شما تهيه كرده:

صداي گريه و جيغ در گوش آدم ميپيچيد! چندين نفر غش كرده بودند!
ماموان وزارت همه جا رو بررسي ميكردن....من در همين حال به سوي يك ساحره كه بشدت گريه ميكرد رفتم!
گزارشگر: سلام! ميهش تعريف كنيد كه چه اتفاقي افتاد؟
ايوانا: دوباره مرگ خواري عوضي! خودم با چشماي خودم اينيگو ايماگو رو ديدم كه يه طلسم به اون ماگله فرستاد...بعدم رفت اون ور و غيب شد!
گزارشگر: شما دليل اين حادثه رو چي مدونيد؟
ايوانا: بي توجهي باديگراد هاي احمق! و خنگ بودن اونها!
گزارشگر: خب توصيه اي براي خوانندگان محتريم ندارين؟
ايوانا: چرا! در مصرف آب صرفه جويي كنيد! آب مايه حياته!
گزارشگر: ماااااااااااااااااا! چه ربطي داشت؟!
ايوانا: هيچي! آخه چيز ديگه به ذهنم نميرسه!
و بعد دوباره ايوانا ميزنه زير گريه!
---------------------------------------------------------------------


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#3
عزيز جان!
ديدي كه مملي چي گفت؟
گفت نظارت درخواستي نيست!
حالا من دادم! بعد جوابمو تو پست بعدي شنيدم!
شما هم پست بعدي رو بخون عزيز!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: خانه های هاگزمید
پیام زده شده در: ۲۱:۱۵ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#4
خارج از رول:
=======
ببينيد لرد ولد يه شخصيتي نيست كه بيايد بهش بگن كله پوك!
همون طور كه خودتون ميدونيد يك جادوگر كاملا قدرتمنده! ولي شما اينو رعايت نميكنيد!
همه سياه ها بايد از ولدمورت بترسند! ا
نه اينكه بهش فوش بدن!
ان طوري رول پلينگ به هم ميريزه!
پس از اعضا به خصوص ايوانا خوهش ميكنم كه اين مسئله رو رعايت كنند!
خواهش مندم به جاي ولد مورت بگين اسمشو نبر! اين جوري خيلي ميچسبه!
نه اين كه بگين ولد مورت كله پوك يا....
متشكرم!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: "موزه جادو و تاریخ جادوگری"
پیام زده شده در: ۲۰:۰۳ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#5
شون به تالار نشان ها نزديك ميشه....در رو به آرومي باز ميكنه! در حالي كه چوب دستيشو دستش گرفته آروم ميره جلو! يكي ازكوزه هاي سلطنتي شكسته بود! ميره جلوتر تا از اوضاع سر در بياره...يه دستش توي جيبش بود و كيف پولشو ميفشرد! انگار خيلي ترسيده بود!همين طور كه داره جلو ميره يك هو يه صدايي از پشت سرش ميشنوه! با يك حركت سريع بر ميگرده! ول هيچ چيزي نميبينه! دوبار ميخواد روشو برگردونه به طرف كوزه كه يه نفر از همون طرف بهش ميگه چوبتو بار زمين! اون برميگرده به طرف كوزه و دو نفر سياه پوشو ميبينه! ميخواد يه طلسم بگه! اما اونقدر شكه شده بوده كه چيزي به ذهنش نميرسه! فقط چوب دستيشو به طرف يكي از مرگ خوارا ميگيره:
ايني: اكپليارموس....
چوب دستي شون به هوا ميره و بعد در دست سام جا ميگيره!
سام: حالا..آروم آروم برو كنار ديوار....برو....
شون به آرومي ميره كنار ديوار....
ايني: شما بايد شون باشي! درسته؟!
شون: بله! درسته!
سام: و رييس گروه ضربت؟
شون: بله! درسته
سام: لعنتي خودشه....كراشيو....
شون جيغ بلندي ميزنه!
ايني: نه....چرا اينكارو كردي؟!
سام: ازش متنفرم!
ايني: الان همه ميريزن! بايد بريم..... بيهوشيوس
شون بيهوش روي زمين ميوفته!
سام: بهتر نيست كله حافظشو پاك كنيم؟
ايني: وقت نداريم...بيا...بيا بريم....
سپس دو تايي نا پديد ميشن
----------------------------------------------------------------------


ویرایش شده توسط اينيگو ايماگو در تاریخ ۱۳۸۴/۵/۲۸ ۲۰:۴۶:۲۳

تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۹:۰۴ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#6
عزيز جان!
اگه اينجا هم نگي مطمئن باش كه مديرا بهش نگاه ميندازن!
پس لازم به ياد آوري نبود!
-------------------------------------


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۲:۳۸ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#7
رک و روراست بگم که بهتره این حرفای صد تا یه غاز و دعواهای گذشته رو کنار بذاریم و حال رو ببینیم... و همینطور آینده! مطمئنم که اینقدر حاشیه به درد هیچ کسی نخورده تا حالا!

و اما یه موردی رو میخواستم بگم.
دوستانی که در یاهو مسنجر با من آشنایی دارن متوجه هستن که من در شبانه روز خیلی آنلاین میشم.. و اغلب هم کار خاصی ندارم انجام بدم و فقط در سایتایی که عضو هستم نمایشنامه میزنم یا مطالب میخونم.
از لحاظ سابقه هم مدت زیادیه که با این سایت آشنام و توی انجمناش فعالیت میکنم. با قوانین هم آشنایی دارم و باز هم روش میخونم که اگه چیز جدیدی اضافه شده باشه در ذهنم بمونه.
اگه توی این سایت.. انجمنی هست که کم کار شده و بهش توجه نمیشه.. و یا یه انجمنی که نیاز به یه ناظر تمام وقت داره... برای نظارت اونها اعلام آمادگی میکنم. میدونم که نظارت درخواستی نیست و منم درخواست نکردم.. فقط خواستم گفته باشم که اگه به دنبال یکی میگردین که هم آشنا باشه به انجمن، زوپس و مدیریت و هم آنلاینیش زیاد باشه روی من میتونین حساب کنین!

از اینکه احیانا جایی به مدیرا بد گفتم معذرت! خواستم رک گو باشم فقط!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: خانه های هاگزمید
پیام زده شده در: ۱۱:۴۶ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
#8
فرداي آن روز ! دهكده هاگزميد!
صبح امروز هاگزميد مانند ديگر صبح ها نبود!
يك قتل در هاگزميد!
و بار ديگر ظاهر شدن نشان سياه!
و باز صحبت لرد تاريكي و مرگ خوارانش!
در قسمتي از هاگزميد كه خلوت ترين جا بوده! هم اكنون تبديل به شلوغ ترين مكان هاگزميد شده بود!
ماموران وزارت خانه از نزديك شدن مردم به محل حادثه جلوگيري ميكردند! خبرنگاران مثل مور و ملخ ريخته بودند! كارآگاه ها جمع شده بودند و با هم صحبن ميكردند! و در اينجا! بچه هاي اچ سي او هم جمع بودند!
زاخي: خيلي عجيبه! آخه چرا! اون كه خيلي وقت بود كه واسه محفل كار نميكرد!
سرژ: منم به همين فكر ميكنم! شايد اسمشو نبر ميخواسته تلافي كني! بلاخره يه پدر كشتگي با هم داشتن!
زاخي:ديگه هاگزميد هم امن نيست!!
سرژ: بايد يه فكري بكنيم! اون از سالت رقص! اينم از اين! فكر ميكني مكان بعدي جا باشه؟!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۰:۰۰ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۴
#9
استاد ببخشید! اما سکوی 9 و 3/4 واسه من همی نمی آید!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۳:۳۷ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۴
#10
مااااااااااااااااا
سكوي 9 و 4/3 چی شد؟! یهو غیبش زد!


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.