هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: اتاق ضروريات جلسات الف دال
پیام زده شده در: ۱۶:۳۱ پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷
#1
پيوز به سختي آب دهانش را قورت داد و گفت: ما مجبوريم بجنگيم.

پیتر:ماااااااااااااااااا، اینا رو کی الف دال جذب کرد؟

و با تعجب به گروه جادوگرانی که بصورت انتحاری از هیچ ظاهر شده بودند گرفت.اما سؤالش بدون جواب موند. زیرا جنگ با حمله جادوگران شروع شد.

- اکسپلیارموس
- آگونیا اگزمی
- لجی لی منس
- ریکتو سمپرا
- جریوس
و هر لحظه وردهای خفن تری رو به سمت اوباش پرتاب میکردند و تنها جوابی که میگرفتند ورد پروتگو بود.

در این حین در درون اتاق ضروریات

ریموس: ایششش هرمیون انقدر نیومدی این ترکید دیگه. ایشششش
- ریموس به هرفی توهین؟ گرالدور هرفیت دوست.
- اه، این عله که هنوز دیتابیس رو ریست نکرده. این بین دامبل و گراوپ در نوسانه.

در همان لحظه چندین متر اونورتر جیمز سیریوس پاتر پشت PS2 جدیدش که به خاطر ریاست خوبش در عوض 30 امتیاز اضافه هدیه گرفته بود مشغول هدایت دسته ی عظیمی از جادوگران بود و با خودش حرف میزد.

- Wow اینا چقدر خنگن، هنوز نفهمیدن این انعکاس بازیه؟ نگاه کن،نگاه کن. حتی نمیفهمن طلسما بهشون نمیخوره.
اما لحظاتی بعد لحن صدایش بیشتر نگران بود: اووخ اووخ چرا اینجا اومد؟ حالا چطوری بفرستمش کنار؟ اوخ نه پرتاب کرد خودشو سمت دیوار.

ناگهان چند اتفاق افتاد: 1- جیمز طی یک ضربه به منوی مدیریت سیستم دفاعی 3 رو فعال کرد.2- یکی از اعضای اوباش از بقیه جدا افتاد.


تصویر کوچک شده


Re: بهترین عضو تازه وارد
پیام زده شده در: ۱۳:۴۰ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۷
#2
رأی من گراوپ هست
با اینکه تازه وارده سطح کیفی رولاش مناسبه و خوب پیشرفت میکنه و خوبم مینویسه


تصویر کوچک شده


Re: بهترین عضو تازه وارد
پیام زده شده در: ۱۲:۱۸ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۷
#3
بنظرم گراوپ واقعا خوب عمل کرده.
رأی من: گراوپ


تصویر کوچک شده


Re: زمین کوییدیچ هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۷:۲۲ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۷
#4
گریفیندور VS اسلیترین

- تو به من قول دادی... قول دادی که این پول مال من باشه.
- نه لیلی...من گفتم این پول مال توئه و تو هم تو این قرار داد گفتی که تمام پولهات مال منن
- تو به من کلک زدی، تو اونموقع داشتی با طلسم کروشیو شکنجه ام میکردی تا قبول کنم وارد تیم بشم. منم کلا فقط برای مقاومت دربرابر ولدمورت برای نکشتن هری ساخته شدم نمیتونستم تاب بیارم.

لیلی و آلبوس همزمان چوبدستی هایشان را در اوردند اما در همان لحظه صدای بیرون آمدن چند چوبدستی دیگر نیز به گوش رسید.

- لیلی، تو دربرابر آلبوس و ما هیچ کاری نمیتونی بکنی. بهتره چوبدستیو بندازی زمین.

لیلی درحالی که از ظاهر شدن دیگر اعضای تیم کوییدیچ گریفیندور شگفت زده شده بود با صدایی پر از نفرت گفت:
- شما همه تون احمقید، اگه من نبودم تا الان از بازی ها حذف شده بودید. حالا همه تون طرف این رو گرفتید.

آنگاه تفی بر زمین انداخت و با صدای پاقی غیب شد.

روز بعد

- هی بچه ها، کسی لیلی رو ندیده؟
ریموس گفت: لابد رفته تو خوابگاه مدیران و داره گریه میکنه و دالاهوفم مشغول جمع کردن اشکاش و دلداری دادنشه

همه ی اعضا با شنیدن حرف ریموس به خنده افتادند. اما صدای فریاد آلبوس دامبلدور همه رو شگفت زده کرد: نـــــــه!

سپس درحالی که موهایش را میکند از اتاقش بیرون امد: لعنتی، لیلی...رفته... رفته اسلیترین. دویورو جین آن برج، اسمش عین شلوار جین میمونه اونوقت رفته دور و ور یورو و اینا. معلوم نیست چقدر از اسلی ها رشوه گرفته بره برای اونا جاسوسی کنه که تونسته اون برج رو بخره.

پرسی درحالی که سعی میکرد با استفاده از یادآوری کلاس خصوصی هایش آلبوس را ارام کند با نگاهی پرسشگر به جیمز که به تازگی کتاب هری پاتر را خوانده بود انداخت تا ببیند آیا او کسی رو به نام دویورو جین آن برج میشناسد یا نه؟

ساعت ها بعد

تمامی اعضای تیم که به حالت مضحکی سرشان را دستمال بسته و مکان های مختلفی از بدنشان را میمالیدند مشغول بحث با هم بودند.

- خب، پس اینطور که پیام امروز نوشته، اون شخصیت دولوروس جین آمبریج رو گرفته. عجیبه که دسترسی مدیریت داره. مگه عله نمیگفت هرکی که تغییر شخصیت بده نباید هیچ چیزیش منتقل بشه؟
تد درحالی که نگاهی عاقل اندر سفیه به جیمز می انداخت گفت: ای باو، تو هنوز نفهمیدی قانون شامل مدیرا نمیشه؟

جسی که پس از چند ترم سابقه بیشتر از همه به فکر تیم بود گفت: خب ، الان چیکار کنیم؟ لیلی اطلاعات خیلی زیادی درباره ی ما داره و همینطور نقشه مون رو میدونه. اسلیترینی ها حتما پیروز میشن. حتی یه کلمه از نقشه شون رو هم نمیدونیم. کاش رولینگ اینجا بود، الان از عالم غیب یکی رو برای کمک به ما میفرستاد.
سپس، صدایش را درحد زمزمه با خود پایین آورد و مشغول صحبت کردن با خودش که یکی از اثرات سر وکله زدن با دامبلدور بود شد: چطور تونست اینکارو بکنه؟ آدم فروش، بزدل،پول پرست. خائن

در این حین صدای دامبل از اتاق که به هزار زحمت به خواب فرو رفته بود به گوش رسید: هان؟ این چیه؟ من کجام؟ لیلی!

اعضا رو به جسی:

جسی:

دامبل: قسم میخورم( به لحن یوم جانگ تو امپراطور دریا بخوانید)، یه روز خنجرمو... ا نه اشتب شد، قسم میخورم، اون شلوار جین دو یورویی توی برج رو پاره کنم.

روز مسابقه

- اِ یعنی چی که نمیتونید؟

چوچانگ درحالی که چوب جادویش را به حالت دفاعی بالا برده بود گفت:همین که گفتم، طبق حکم آموزشی شماره هزار و خورده ای، دولوروس جین آمبریج به عنوان مدیر ویزنگاموت باید شخصا اجازه بازی رو به تیم ها بده. ایشون به خاطر بعضی موارد مبهم اجازه بازی رو به شما نداده. شما حق ورود به زمین رو ندارید.

جیمز و تد نگاهی به چو انداختند و سپس چیزی را به او نشان دادند.

- راستی یادم رفت بگم، جیمز و تدی هم از ویزنگاموت به مدت چند روز برکنار شدن تا این موارد بررسی بشه. مبادا خائن باشند.

جیمز و تدی:

آلبوس درحالی که بار دیگر با شنیدن نام دولوروس و به یاد اوردن تغییر شخصیت لیلی آتیشی شده بود چیزی رو از جیبش در آورد: شما دربرابر بزرگترین جادوگر قرن که توانست فاج را شکست دهد هستید. تعظیم کنید. احترام بگذارید.

و ازاونجا که اکثر اعضای ویزنگاموت میتیکامان دوست و کارتون دوست بودند لحظاتی بعد به حالت احترام راه را برای عبور اعضا باز کردند.

در این حین دولوروس درحالی که از این حرکات اعضای تیم گریفیندور هم خشمگین شده بود با صدایی دورگه گفت: خوان اول!

لحظاتی بعد

آلبوس پس از فشردن دست بارتی کرواچ با ضربه به جارویش به هوا بلند شد. غافل از اینکه سرنوشت سختی در انتظارش است

- خب، سلام من نارینا لاکسر هستم، مدیر ویزنگاموت به من افتخاردادند و اجازه ی گزارش بازی رو به من دادند. خب حالا پرسی صاحب کوافله. اوه یه سرخگون به سمستش میره... اممم نه ببخشید، یه بازدارنده. خوب جاخالی میده... چی لی؟ نفهمیدم چی گفتی... آها... بله در اونطرف شاهد جستجوی جیمز و بارتی هستیم...لی انقدر بلند داد نزن... عجیبه، معلوم نیست چه اتفاقی افتاده همه ی ورزشگاه به خنده افتادن. به نظر میاد یکی گاز خنده آور پخش کرده.

- یه بازدارنده به سمت ایماگو. گریندل والد دفع میکنه و توپ به سمت تدی لوپین میره. پدرش بازدارنده رو دفع میکنه. اوه نه بازدارنده به سمت داور میره. معلومه قصدی در اینکار بوده. بازدارنده به ته جاروی داور میخوره. مسیر جارو عوض میشه اما داور سالم میمونه. آفرین داور، آفرین، یه خطا به نفع تیم اسلیترین... چی لی؟ نه نمیتونم به داور فحش بدم.

و به آرامی گوشی بی سیم ریزی که فکر میکرد هیچ کس از آن خبر ندارد را کنار گذاشت.
- خب توپ به سمت دروازه میره. توپ وارد گل میشه.هورا آفرین اسلیترین.
اما در همین لحظه اعضای تیم گریفیندور مشغول بحث با داورند: یعنی چی، آلبوس رو معلق کرده بودند. شما روتون اونور بود
داور: متأسفم. شما هیچ مدرکی ندارید
- بازی از سر گرفته میشه. حالا توپ دست مورفینه. جلو میره. توپ رو میفرسته هوا. عجیبه. مهاجمای گریفیندور به سمت هوا میرن اما یه چیزی مثل فشنگ از بینشون رد میشه. اوه، این نارسیسیاست. مهاجمای اسلیترین نقشه ی زیبایی رو اجرا کردن. حالا جلو میرن و بله یه گل دیگه برای اسلیترین.

یک ساعت بعد

- بازی خیلی طولانی شد. فکر میکنم بهتر باشه وزیر آسپ این رو توی گینس جادوگری ثبت کنه. بازی 500 به 40 به نفع اسلیترین. و یه گل دیگه به نفع اسلیترین. بنظر میاد بارتی یه چیزی دیده. به سمت زمین شیرجه میره. اوه بله برق اسنیچ دیده میشه، اما جیمز نزدیک تره شیرجه میره و بله. اسنیچ رو میگیره. بازی 190 به 500. برای بار دوم این اتفاق افتاد. اسلیترین برنده است.


تصویر کوچک شده


Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقادات و پیشنهاد ها
پیام زده شده در: ۱۵:۴۱ چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷
#5
به آلفرد: حیفه که داری ارتش رو ترک میکنی. امیدوارم به زودی به جمع ما برگردی. تأیید شد!

به بقیه اعضا: تا چند روز دیگه یه نقد کلی از مأموریت و امتیازات شما تو تاپیک نقد الف دال زده میشن. از همه کسایی که شرکت کردن متشکرم.

اتاق ضروریات هم به زودی سوژه جدیدی براش درنظر گرفته میشه. اگه هرکدوم از اعضا سوژه ای رو در نظر دارن، به من یا جیمز یا فلیت ویک پیام شخصی بزنن


تصویر کوچک شده


Re: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱۹:۴۳ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷
#6
از دسته اوباش هاگزمید استعفا میدهم

استعفای شما توسط پیوز تایید شد.


ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۷ ۱۲:۴۱:۳۴

تصویر کوچک شده


Re: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۹:۳۹ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷
#7
امتیازات جلسه چهارم تاریخ جادوگری

گریفیندور


پیتر پتی گرو: 30

تد ریموس لوپین :30

باب آگدن: 29

اسلیترین

کسی شرکت نکرده است

راونکلاو

لونالاوگود: 28

لیلی پاتر: 26

گراوپ:29

گابریل دلاکور: 29

آریانا دامبلدور: 30

هافلپاف

پیوز: 27( بابت تکلیف کمکی نمره نمیگیری چون نوشته شده غیررول ولی تو توی رول نوشتیش)

مجموع
گریفیندور:17.8 رند شده به 18
اسلیترین:0
راونکلاو:28.4 vرند شده به 28
هافلپاف: 5.4 رند شده به 5


ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۶ ۹:۴۴:۱۰
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۶ ۱۰:۱۴:۳۷

تصویر کوچک شده


Re: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۹:۳۸ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷
#8
امتیازات جلسه چهارم تاریخ جادوگری

گریفیندور


پیتر پتی گرو: 30

تد ریموس لوپین :30

باب آگدن: 29

اسلیترین

کسی شرکت نکرده است

راونکلاو

لونالاوگود: 28

لیلی پاتر: 26

گراوپ:29

گابریل دلاکور: 29

آریانا دامبلدور: 30

هافلپاف

پیوز: 27( بابت تکلیف کمکی نمره نمیگیری چون نوشته شده غیررول ولی تو توی رول نوشتیش)

مجموع
گریفیندور:17.8 رند شده به 18
اسلیترین:0
راونکلاو:28.4 vرند شده به 28
هافلپاف: 5.4 رند شده به 5


ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۶ ۹:۴۳:۳۹
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۶ ۱۰:۱۳:۰۲

تصویر کوچک شده


Re: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۹:۳۷ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷
#9
جلسه پنجم

لوپین وارد کلاس شد. با تکان چوبدستی اش دانش آموزان را ظاهر کرد و بدون مکث مشغول سخنرانی طولانی و خسته کننده اش با صدای خس خسی پرفسور بینز شد
- امروز درباره ی غول ها صحبت میکنیم.غول ها از خیلی لحاظ شبیه ما هستن. اونها مثل ما راه میرن و مثل ما زاد و ولد میکنند. اما تفاوتهایی هم با ما دارند. درمیان غولها هرگز نیروی جادویی وجود نداشته و نخواهد داشت. غذای زیادی میخورن چون جثه شون بزرگه وبه همین دلیل سرعت حرکتشون کمه.

اندکی مکث کرد و پس از محکم کردن گچ ها و دیوارها ادامه داد:اولین غولها قبلش انسان بودن. در اون زمان جادوگران خیلی قوی تر از حالا بودن. چون مدام در فضای جنگلی بودند و فضای جنگل، اگه آلوده نشده باشه فوق العاده نیروی جادویی رو تقویت میکنه. جادوگران حوضچه ای رو در جایی از زمین پدید اوردند. آب اون حوضچه تقریبا مثل آب معمولی بود با این تفاوت که جادویی در اون بود. این جادو باعث میشد خورنده آب مقدار قابل توجهی رشد کنه اما همزمان باعث میشد مغزش تحلیل بره و کوچیک بشه. این خاصیت برروی فرزندان هم تأثیر میگذاشت

ادامه داد: جادوگرا وقتی از این خاصیت مطلع شدند خیلی سعی کردند نابودش کنن ولی، آب بطور عجیبی تا هسته زمین پیش رفته بود. پس جادوگرا اون رو درون طلسم های خودشون محافظت کردن. حدود چند سال بعد از این ماجرا بچه ای به نام هپریوک زاده شد. اون اولین فشفشه ی تاریخ بود. نیروی جادویی فشفشه ها بطور قابل توجهی عجیبه. اونها ناخواسته جادوهای خاصی رو اجرا میکنن که تا مدتها پایدار میمونه. یا جادوی اونا گاهی قوی ترین طلسم ها رو خنثی میکنه. به همین خاطر هم هست که محققان جادوگری معتقدند، فشفشه ها بیشترین توان جادوگری رو دارند اما چون، توان مهار کردنش رو ندارن اون حبس میشه.

- اما برگردیم سر درسمون، هپریوک خیلی اتفاقی موقعی که همراه دوستانش به بازی مشغول بود به مکان قرارگیری حوضچه رسید. اون مانعی رو دربرابر خودش نمیدید چون جادوی اون، اون حفاظها رو براش خنثی کرده بود. اما آب رنگ خاصی داشت و میترسید تنهایی بهش نزدیک بشه. پس منتظر بقیه دوستانش هم شد. اما اونها هیچ چیزی نمیدیدن. هپریوک با تعجب به اونها خیره شد و نزدیک حوض رفت.گذشتن اون از سپرهای محافظتی باعث تضعیف سپرها شد، اونوقت دوستای اون هم بطور ناگهانی حوض رو دیدن.همه اونها هم میترسیدن هم هیجان زده بودند.

-هپریوک اولین کسی بود که از آب خورد. خیلی سریع رشد کرد و قدش چندین برابر قد انسان های معمولی شد.دوستانش هم که به خاطر تمسخرهای جادوگران به ستوه آمده بودند از اون آب خوردند تا بتونن تلافی کنن. اما هیچکدوم از اونها نتونست. دقایقی بعد اکثر اتفاقات یادشون رفت. اونها حتی اسم خودشونم فراموش کردن. موقع بازگشت به شهر همه ازاونها فرار میکردن و سرانجام به کوه ها رانده شدند. اونها با هم ازدواج کردند و بچه هاشون رو به دنیا آوردند. پس ازمدتی اونها اقدام به ساختن شهری به نام شهر غول ها کردن. اون رو با استفاده از سنگ ها محصور کردن و خارج از دسترس جادوگران زندگی کردند.

سخنرانی اش را به پایان رساند و پس از دوباره محکم کردن دانش اموزان تکلیف آن جلسه را پای تخته نوشت:

یک روز را در شهر غول ها شرح دهید(رول---30 امتیاز)


تصویر کوچک شده


Re: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶ جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷
#10
امتیازات جلسه چهارم تاریخ جادوگری

گریفیندور


لیلی پاتر: 26

پیتر پتی گرو: 30

تد ریموس لوپین :30

باب آگدن: 29

اسلیترین

کسی شرکت نکرده است

راونکلاو

لونالاوگود: 28

گراوپ:28

گابریل دلاکور: 29

آریانا دامبلدور: 30

هافلپاف

پیوز: 27( بابت تکلیف کمکی نمره نمیگیری چون نوشته شده غیررول ولی تو توی رول نوشتیش)

مجموع
گریفیندور:23
اسلیترین:0
راونکلاو:23
هافلپاف: 5.4 رند شده به 5


ویرایش شده توسط ریموس لوپین در تاریخ ۱۳۸۷/۵/۲۵ ۱۶:۴۹:۳۴

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.