هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: کدام مترجم کتاب های هری پاتر را بهتر ترجمه کرده است؟
پیام زده شده در: ۸:۵۱ چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷
#1
به نظرم کسایی که متنِ انگلیسی رو ندیدند یا این که فقط ترجمه ی یک مترجم رو خوندند چندان حق نظر دادن رو ندارن، چون نظرشون معنی نداره، مثل آدمی میمونه که از بیست غذا فقط حاضره یه دونه رو امتحان بکنه بعدش قرار از بیست تا انتخاب کنه، که بسا این کار بی معنی و احمقانه است و امیدوارم کسایی که انتخابی دارن ادله ای برای انتخابشون داشته باشن، فقط این که متنِ رونیه کافیه؟ تلفظ ها و برابری ها رو چه طور دیدید، تبادل نثر چه طور بوده اصطلاح ها Idiom و ضرب المثل ها رو چه طور دیدید. سعی کنید کمی نظرتون حداقل در سطح یک خواننده فنی باشه. من خودم به نظرم هری پاتر نثر صاف و ساده به دور از پیچیدگی داشت و ترجمه ی خاصی رو نمی طلبید که مترجم بتونه هنری نشون بده. واسه همین انتخابِ خاصی ندارم.


ویرایش شده توسط لوسیفر در تاریخ ۱۳۸۷/۱۱/۲ ۸:۵۴:۵۵

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: ارتباط با ناظرين مطالب اشتراکي
پیام زده شده در: ۱۲:۱۴ جمعه ۲۷ دی ۱۳۸۷
#2
والا در موردِ دوست گرامی اگر من هم با شما دوستم که به جا نمیارم میتونید معرفی کنید ولی اگر شما با من احساس دوستی میکنید فبها، باز هم هیچ مشکلی نیست، هر چی دوست دارید صدا بکنید، ولی من همیشه معنی واقعی کلمات رو در نظر میگیرم و تعارفی تو کار نیست.
اما در مورد این که کسی واقعا دلش نخواد نظر بقیه رو بشنوه این خیلی مسئله ی عجیبی که من می بینم چون همه دوست دارن فید بک بگیرن بابت کارهاشون، چون می نویسن تا پیشرفت کنند، وگرنه خوب برای چی اینجا می نویسند میرفتن تو یه جای خصوصی می نوشتن، اتفاقا بر عکس چیزی که فکر میکنید طبیعی ترین حقوق انسان تو یک جامعه نقده، اگر مثلا من میرفتم گوشه ی خونه ام میشستم اینها رو می نوشتم کسی حق نداشت به من خُرده بگیره، ولی وقتی من این رو عمومی میکنم همه حق دارند هر چی که دلشون خواست بگن. این تعریفه دموکراسیه اصلا. مثل این میمونه که من یک کتاب چاپ کنم به روزنامه ها بگم حق ندارید بدون رضایت من نقدش کنید! که کاملا دور از منطقه.
در مورد موافقت و مخالفتِ شما هم به نظر من بر عکس متوجه ی قضیه شدید، مثال خیلی کارها رو راحت میکنه گه گاه، مثل این میمونه که ماشینی خراب باشه یکی بخواد تعمیرش کنه شما بگید باید روی این مسئله فکر کنیم و نظرمون رو بهتون ابلاغ کنیم، البته شاید بخواین بگین اصلا نخوایم تو این منطقه ماشین تعمیر بشه ولی این دیدگاهِ شما(منظور نارسیساست) کمی متفاوت با این مسئله بود.
در کل البته من اصلا حرص نقد کردن رو ندارم، شما هم اصلا ضعف نداره کارتون که بخواد کسی بهتون اضافه بشه و کارتون رو خوب انجام میدید فقط تلاشیه که کمی متفاوت از چهار چوب های که ساختید فکر کنید به عبارتی یه زاویه ی دید دیگه نگاه کنید، من هم که اصلا خودم نه در آینده اینجا می مونم نه احتمال داره کار کس دیگه ای رو نقد کنم همین طوری داشتم داستانِ فرهاد رو میخوندم چشم به اون ها افتاد کمی حرصم گرفت که چرا اینجوریه اینجا و اصلا انگاری تو یه طاقچه ی کتابخونه ام آثار م.مودب پور رو کنار گارسیا مارکز گذاشته باشند. یه جوری توهین به خواننده های تاپیک یا همه ی کسایی که داستان کوتاه می نویسن بود.اما این ایده ی نقد عمومی که یه چیز کاملا مرسومه، چون اول باعث میشه هر چیزی نوشته نشه دوم افراد بیشتری در نقد تلاش میکنن خوب به چیزهایی که می نویسن و از بقیه میخونن هم کم کم عقیده پیدا میکنن و اون ایرادات رو تو داستان های خودشون کمتر میشه و کم کم از بین میره. دقیقا علت پیشرفت ادبیات تو یه کشور های اروپایی و آمریکایی هم همین بوده، صد ها نقدی که روی اثر میشه، نویسنده موظف میشه از کارهاش دفاع کنه و منتقد هم مجبور میشه با دقت بیشتری کار کنه و اعتبار کسب کنه پس این ادبیات رشد پیدا میکنه اما کاری که فقط نوشته بشه تا نوشته شده باشه همیشه تو یه سطح میمونه


ویرایش شده توسط لوسیفر در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۲۷ ۱۲:۱۶:۴۸

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: ارتباط با ناظرين مطالب اشتراکي
پیام زده شده در: ۲۳:۲۰ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
#3
خب این که چرا باید یک تاپیک عمومی برای این که بار باشه علت واضحی داره، شما ما اینجا که منتقد حرفه ای نداریم، هر کی بسته به نقطه نظراتِ خودش میاد یه سری پیشنهاد ها رو میده یا یه سری ایراد ها رو از کار میگیره، طبیعی یکی دو نفر نه وقت نقد همه ی داستانک ها رو دارن، نه دیدگاهشون انقدر بازه که بتونن از چند منظر به یک مقوله نگاه کنند و ممکنه در زمینه هایی اطلاعات داشته باشند و در زمینه هایی هم نه، پس یه جای عمومی بهتر چرا که هدف از نقد کار فقط خوندن یک نفر ممکنه نباشه و خیلی های دیگه هم میتونن استفاده کنن و پیشاپیش جلوی همچون اشکلاتی رو تو کارهاشون بگیرن.
داخل پرانتز (باز هم میگم اول دو تا کارِ شما داستان نبود:دی از ادبیات خارج بود، بعدش کم داستان ندیدم با مخاطبِ خاص نوشته شده باشه یا نسبت به موضوعِ خاصی، ولی هنرِ داستان نویسی به همینه وقتی موضوعی داریم که حالا اصلا برای دیگران مفهومی داره یا نداره حداقل با روایت و نثر قابل توجه ای اون رو بپرورونیم، نه به این شکل خام مثلا یه پیشنهاد دوستی رو بیایم به عنوان داستان بذاریم تحویل "همه" بدیم)


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: گفتگو با ناظران محترم تالار اسرار
پیام زده شده در: ۱۱:۳۱ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
#4
آقا خانوم مسئول یا هر کی، این پستِ اول تاپیک که رو من جسارتا زده بودم و گفتگویی برای انجمن تختِ نظارتم بوده، تا انتقاد ها و پرسش ها و باقی این مسائل توش گفته بشه، و حالا هم که این انجمن تحت نظارتِ شماست طبیعی بخواین هر طور که دلتان خواست اهدافتان را پیش ببرید، اما نمیشود حداقل آن پست اول را به یک رنگ دیگر بنویسد، و خاطرنشان کنید که این پست کاملا توسطِ کس دیگری نوشته شده است؟ چون من همیشه روی این ممسئله تاکید داشتم که انجمن تحتِ نظارتم باید آزاد باشد و هر کس دلش خواست هر تاپیکی بزند تا ایده ها خشک نشوند اگر تکراری بود یا بی مورد یا بی محتوا حذف میشود، اما الانه سیاستِ شما طور دیگه ای، ولی انگاری از دهان من گفته شده. یا مثلا عنوان اینجا که نوشتید محترم خوب امری بدیهی است که شما آدم های محترمی هستید دیگر چرا آن را خاطر نشان کردید؟ یا شاید ما محترم نبودیم حالا که ناظر ها عوض شدند باید گفته شود که محترم هستند؟ :-؟؟



سلام!
از این ورا!


والا من که نکردم! پرسی هم که کرده جوابش رو داد...اما خیلی از تاپیک ها اینجوری شده، متناسب با نظر ناظر وقت هم عوض شده! اما از عنوان پست های اول، از ویرایش های زیر تاپیک معلوم میشه که پست اول فرق داشته یا نه...


ویرایش شده توسط چو چانگ در تاریخ ۱۳۸۷/۱۱/۲۸ ۱۹:۱۳:۰۵

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: ساتورستان نقد
پیام زده شده در: ۱۰:۴۲ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
#5
این تاپیک یک کم توضیح اولش برام نامفهوم اومد چون مک گونگال نوشته پست هایی که در این انجمن میخورند را نقد میکنم، ولی باقی دوستان هم نوشتند، آزاد هست کلا همه بنویسند یا بالاخره انحصاریه، اگر انحصاریه نقدِ آزاد کجا انجام میشه؟ و به هر حال اگر پستم جاش ایراد داره بگید حذفش میکنم یه جای دیگه که خودتون گفتید میذارم.
در این تاپیک دوست و همسایه داستانِ کوتاه من یک چیزهای خیلی عجیبی دیدم که هیچ کی ام هیچی بهشون نگفته بود. عجیب که یک نفرشون هم بهترین نویسنده نمیدونم کجا و ناظر انجمن بود. به عنوان نمونه دو سه تا از این ها رو میارم:
نقل قول:
- من!
- تو!
- من!
- تو!
- من و تو!
- ما...


نقل قول:

من
.
.
.
تو
.
.
.
م ...... شاید هرگز ...... ا



نقل قول:
میشه !
نمیشه!
میشه ؟
نمیشه؟
میشه؟!!
نمیشه؟!!
میشه؟!!!
نمیشه؟!!!
.
.
.
.
.

گلبرگا تموم شد ؟!! ... یعنی نشد ؟ یعنی تموم شد ؟ ... نه دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم ... یعنی همه خانه آرزوهام خراب شد ؟

نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !

دیگه هیچی ندارم !

دو ماه بعد !

میشه !
نمیشه !
میشه؟
نمیشه؟
میشه؟!!
نمیشه؟!!
میشه؟!!!
نمی...
.
.
.

آن دفعه هم هیمن تعداد بود ... تعداد گلبرگا مساویه همیشه !

به اون دو نقلِ قول بالایی تا جایی که من میدونم میگن صرفِ ضمیر به آخری هم میگن صرفِ افعال، این ها داستان نیستند، حتی وا نوشته هم نیستند، نوشته هم نمیشه بهشون گفت کلا از ادبیات خارج هستند و فقط یادآوری دستور زبان ادبیات عامیانه است که همچین دستوری هم تو زبان فارسی وجود نداره. آیا تو دفترچه خاطرتتون هم همچین چیزهایی مینویسید که اینجا به عنوان داستان قرارا دادید؟ داستان یک اصولی دارد، و از نوشتن باید هدفی را دنبال کند، نه اینجا خبری از پلات هست، نه روایت، نه شخصیت، مطلقا هیچی که بشه به عنوان یک اِلمان داستانی بهش نگاه کرد.
داستانِ کوتاه هم اگر دقیقش رو بخواین باید بین دو هزار تا هفت هزار کلمه باشه پنج الی بیست و پنح صفحه، اما چیزی که ما اینجا داریم مینویسیم داستانکه که همون فرهاد درستش رو گفت، بیشترین حدش پنج صفحه است بعضی ها میگن باید زیر هزار کلمه باشه بعضی ها میگن باید زیر دو هزار کلمه باشه.
به اندازه ی فرصت ویرایش و ارسال پست که زیر نوشته احتمالا میاد من هم بر طبق اون داستانک های قبلی داستانکی نوشتم
آن و این است
اینو آنت
آنم به این است
اینم به آنت
به به، حافظا
بـــــــــــــله
اوچچچچچ
به خانواده ی این و آن هم تسلیت عرض میکنیم، در صحنه ی اوچ یکی از این دو عزیز کشته شدند
و مرا تنها مگذار.


ویرایش شده توسط لوسیفر در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۲۶ ۱۰:۴۵:۵۴
ویرایش شده توسط لوسیفر در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۲۶ ۱۰:۵۷:۰۱

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: داستان‌هاي کوتاه
پیام زده شده در: ۱۰:۱۸ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۷
#6
عنوان: یک شبِ آرام و بی دردسر

و من شدم درس عبرت‌‌‌

مثل دیگران

و برای دیگران
برایم سوال شده بود که چرا کودکان از شب می‌ترسیدند و اکثر ِ مردم شب‌ها را در خانه می‌گذارنند، اگر روز یک ستاره داشت، در شب هزاران ستاره در افق خودنمایی می‌کردند، پس از آنجایی که طبعا آدم کنجکاوی بودم به دنبال جوابم شب گردی پیشه کردم و از قضای روزگار این کار را در شب بسیار زیبایی که ماه کامل بود انجام دادم. اما متاسفانه تحقیقاتم در همان اول کار به علت فشاری که عوامل خارجی می‌آوردند نیمه کار ماند و نشد که آن را به پایان برسانم، هر چند برای این که دهنم را بسته نگه دارند مجبور شدند کمی کیسه را شل کنند و پاداش و جوایزی به من عطا کنند. حتما میپرسید پاداش چه بود؟ یک قبر دو طبقه لوکس در بهترین آرامگاه! بر سنگ قبرم هم نوشتند جوانِ نگون‌بخت در حین تحقیقاتِ خود شکار یک گرگ‌نما شد.
------------------------
نوشته شده در سال 1384
------------------------
نقد هم بشود، چرا که نه.


ویرایش شده توسط لوسیفر در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۲۶ ۱۱:۰۴:۰۶

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: ثبت نام در جشن تولد سه سالگی سایت جادوگران
پیام زده شده در: ۳:۴۰ چهارشنبه ۶ دی ۱۳۸۵
#7
خب دوستانی که سر از نقشه هوایی گوگل در نیوردن برای تنوع دیدن این عکس ها از کتاب اول هم بد نیست(سعی کردم حدود را دقیق علامت گذاری کنم ):
نمای دور تر
نمای نزدیک تر:
اما مکان سر راستی است مخصوصا برای دوستان مترویی! از مترو که پیاده شدید به سمت اتوبان حقانی بروید از پل هوایی هم به آن سمت بروید نفت جنوبی را بالا رفته تا به میرداماد برسید ده قدم به سمت چپ بروید رستوران بانی چاو را می بینید! دوستانی که از سمت ونک و ولی عصر حوالی می آیند یک ماشین مستقیم از سر میرداماد بگیرند و دم بانی چاو پیاده شوند.
فقط این که طبقه اول یا دوم بانی چاو؟(این پست را به عنوان ثبت نام تلقی کنید)


ویرایش شده توسط لسترنج در تاریخ ۱۳۸۵/۱۰/۶ ۳:۴۹:۰۵

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: گفتگو با ناظر انجمن شهر لندن
پیام زده شده در: ۱۷:۳۶ سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۴
#8
در گیری لسترنج و اسنیپ در تاپیک آداس منتقل شده با اراده شخصی به این تاپیک
نقل قول:

نقل قول لسترنج
ناظر من دوست ندارم به کسی نظارت یاد بدم ولی این ها رو داشته باش تا از سر جو گرفتگی و پاچه خواری گیر ندی
نقل قول:

منم پایم ونوس!
حال گیری ساحران پررو!

نقل قول:

امیدوارم که همه ی ساحره ها عضو بشند.

نقل قول:

ممنونم!
منم ميام منم ميام
به اميد به خاک مالوندن جادوگران زورگو

نقل قول:

من برای همین این انجمن و راه اندازی کردم...مخصوص زن های مودی!

نقل قول:

به همه خوش آمد گویی گفتی الا به ما؟!
آخه چرا؟!
استاد به این خوبی و مهربونی شما کجا دیدی آخه؟

نقل قول:

شما که جای خود دارید!
خیلی خوش آمدید

نقل قول:

خواهش می کنم

خوب حالا که شما الهه زیبایی هستید نمی خواید یه دستی به سر و روی اینجا بکشید تا یه کم جذابتر بشه و ساحره ها ی بیشتری بیان...

در ضمن یه تبلیغی هم در پیام امروز داشته باشید بد نیست...

موفق باشید

نقل قول:

ممنونم...تبلیغم توی امضام زدم!

نقل قول:

هی سالازار!ديگه تموم شد اون دوره که سيبيل حرفه اول رو ميزد الان عصای جادو حرف اول رو ميزنه با افسونايی که من تو اجراش استادم!

نقل قول:

به به! اینجام که تشکیلات فمینیستی راه افتاده!
ببینم می تونین طلاق منو از مودی بگیرین؟ از این پاتر که کاری بر نیومد!

نقل قول:

حتماً تانکس عزيز شما جزو پرونده اولی ها هستين!
به زور عصای جادو هم شده فقط به خاطر گيزر طلاقت رو ميگيرم!

نقل قول:

فقط یکی روسردر اینجابنویسه ورودآقایان ممنوع!


نقل قول:

نمیدومن چی بگم واقعا نمیدومن

نقل قول:

در ضمن دانشمندا که زدید دفاع از حقوق ساحره ها علیه جادوگران قابل توجه که جادوگر هم به زن و هم به مرد گفته میشه لغت مورد نظر شما ساحر هستش

نقل قول:

ببخشیدیه سوال هوق کیه؟

نقل قول:

هی آمبریج اینجا جای تو نیست
نوشته حمایت از زنهای مودی
ضمنا کار به هوق و اینام نداشته باش
ببین یه سانتور داره میاد
آمبریج: هان کووووووشششششش
بیچاره تازه از سنت مانگو اومده بود دوباره برگرده اونجا

نقل قول:

ببینم!اگه قرار بود هری کاری برام بکنه که تا حالا کرده بود!
این کاری ازش بر نمیاد!بهتره کار دستش ندین!!!

نقل قول:

خب حاج آقا حرف منم همینه دیگه!
وقتی بخوایم حق خانوما رو از آقایون محترم بگیریم به دوتا وکیل احتیاج داریم!منم توی این کار تجربه دارم و برای ساحره ها بدون دستمزد کار می کنم.
تانکس عزیز اگر اون دو راهی که گفتم نتیجه نداد مجبوریم از راه سوم وارد بشیم.
شما باید برای خودتون دادخواست طلاق بنویسید و وکیل بگیرید.راستی حق طلاق با شماست یا با مودی؟

نقل قول:

جناب دانشمند!
خب اینم جزء همون بی عدالتی ها و خوردن حق ساحره هاست.اگه توی دستور زبان عربی هم دقت کرده باشید وقتی می خواهند برای چند زن و مرد اسم اشاره بیارند اسم اشاره ی جمع مذکرو میارند.
حالا اگه دلیل بیشتر می خواهید به فصل نهم صفحه ی 144 خط دهم جلد اول کتاب هری پاتر و جام آتش چاپ کتابسرای تندیس مراجعه کنید:
وقتی که مالفوی به هرمیون می گه گندزاده هری باعصبانیت میگه که هرمیون ساحره ست.نمیگه که هرمیون جادوگره!

نقل قول:

جادوگر اصولاً به مذکر ميگن
يکی از دلايلی که توی اين سايت حق خانوما ضايع ميشه همين اسم سايت هست

نقل قول:

نه خانم هرمیون!این دیگه جدی نیست درسته که ساحره وساحر با هم فرق دارن اما جادوگر یه معنی کلی میده!
بعد راستی نیمفادورا این حاجی که غیرت نداره از مودی طلاق گرفتی خبر بده برات شوهر پیدا کنم!خوب نیست بیوه بمونی

نقل قول:

اگرم کسی با من کار داره نه با انجمن از در پشتی وارد بشه!
ممنونم!
من آمده ام وای وای من آمده ام

نقل قول:

سلام بر آذوقه های محترم حالتان خوب است انشا الله
ونوس جو ن دنبال یک ثبت احوال می گردم که هرمیونو عقد کنم جایی رو سراغ داری؟

نقل قول:

ا،چه جالب!نمرديم و ديديم يه دفعه با اومدن اسم ساحره يادي از ما نكردين.راستي ونوس!چون تو گريفيندوري خوشم نمياد كارم رو بدم بهت.ميرم پيش حاج داركي!

نقل قول:

آهای مواظب باش داری چی میگی!سفید خودتی!
من بی طرفم!

نقل قول:

یه بار دیگه دور و بر این انجمن پیدات بشه می دمت دست سالازار و نوچه هاش!
پرو!

نقل قول:

سلام!من هم اومدم!تا امروز كسي جرأت نكرده به من چب نگاه كنه(اونم 1 جادوگر!).ولي با اين حال تا الان چند بار ديدم كه حقوق يه ساحره توسط يه جادوگر بايمال شده باشه!به همين دليل من هم با اين انجمن موافقم!(كاملأ)!!!
(در رابطه با چب نگاه كردن:نه از عكسم نه از اسمم نميشه
فهميد ساحره ام يا جادوگر.ولي ساحره ام!)

نقل قول:

گیلدی گیلدی

نقل قول:

نه خیر نمیشه
این انجمنو ونوس راه اونداخت منم ضدشو راه انداختم ونوسم کم اورد دیگه این انجمنو نزد
حالا میبینم که دوباره راه افتاده
از تمام جادوگران و ساحره های ضد فمنیسم خواهش مندم به انجمن جادوگران ضذ ساحره های مغرور بپیوندید
تا نسل این بانوان مغرور براندازیم

اگه به منِ، که تو این تاپیک ها بزرگ شدم تو به من میگی پست ارزشی نزنم؟ این پست ها رو هم حتمااجنبی ها زدن یا شاید هم غیر ارگانیک ها؟ تو که خودت از اول نرفتی این تاپیک رو بخونی برای چی میای اینجا دستور میدی؟
الان فکر کردی با پست من چیزی از تاپیک کم شد؟
اصلا نمایشنامه ی من چیز خاصی نداشت خواستم یه پیشنهاد بدم تو چه کار حسنی؟ ناظری که باش یک بار دیگه ببینم پست من رو با این اندازه فونت و این سایز جواد ویرایش کردی خیلی بیشتر از این بر خورد میکنم.
اگر هم فکر کردی میشینم مزخرفات میخونم و چندین ساعت وقت میذارم برای یه نمایشنامه کاملا در اشتباهی اگر ارزش این کار ها رو داشت سایت وضع اش این نبود
اگر جرات ش هم داری پست رو پاک کن اساس نامه رو بکنم تو چشمت
باز اگر اینجا گفتی به من ربطی نداره من از فلان تاریخ عضو شدم با یک بحث فلسفی بهت ثابت میکنم که تمام این فروم از صفحه اول تا آخر بهت مربوط اگر عرضه نداری بکش کنار
باید اشکالات نمایشنامه م را با نقل قول بنویسی بدون نقل قول هم نمی پذیرم اگر اشکالات را قبول کردم باز بر میگردم سر این که چه طور جرات کردی پست من رو این طوری ویرایش کردی


نقل قول:
نقل قول اسنیپ
خه خه ! کلی خندیدم بابا ایول !
خب اینا چیه نقل قول کردی ؟ ... خب چیکار کنم اینا رو ؟
من اون موقع که این تاپیک باز شد عضو سایت نبودم ! چه برسد به ناطر بودنش دوما اون موقع اوضاع سایت فرق داشت ! گرچه برای شما بی ارزشه چون وقت نمی زاری برای خوندن یه سری پست به قول خودت مذخرف !که این هم نشان از خود تحویلی یه ! هر کس دیگه ای اگه شماره کاربری شما رو داشت ( از لحاظ قدمت!!!) و با جادوگران و تاپیک ها بزرگ شده بود کم کمش باید ناظر رو می شد! که خب طبیعی هم هست ... آدمی که به پست افراد با سابقه ( مثلا آمبریج یا ونوس یا کینگزلی) میگه مذخرف و احترام نمی زاره مطمئنا به هیج جا نمی رسه !
[در کل ! اگه من نظارت بلد نیستم و شما بلدی ! پس چرا جاهامون بر عکسه ؟


نقل قول:
نقل قول لسترنج

این ها در تاپیک که شما فعلا ناظرشی زده شده میتونی نگاه کنی کمی بهشون
اگر به تو یک جاده بدن که قبلا ساخته شده ولی حدود نصفش تخریب شده میای ادامه اش رو می سازی؟ البته شما این کارو کردید ولی معمولا اندکی عقل حکم میکنه اول جاده رو تعمیر کنم بعدا بقیه اش رو بسازم چون حداقل نصفش قابل استفاده میشه
البته به قول بنده مزخرف نه مذخرف
شما لطف کنید از کسایی که قدیمی هستند بپرسید من همزمان ناظر چند تا فروم بودم(نمیخواد بپرسی خودم جواب میدم هشت تا فروم شدم اما هیچ وقت به این فروم علاقه نداشتم و هیچ وقت هم پاچه خواری برای نظارت یا مدریت نکردم
این هم فروم هایی که همزمان ناظرشون بودم
1-نامه از هاگوارتز
2-تالار اصلی
3-تالار اسرار
4-بیا تو جادوگر منتظریم
5-دهکده هاگزمید
6-خانه ریدل ها
7-محفل ققنوس
8-قدح اندیشه ( اولین ناظر قدح اندیشه)
)
سابقه چندان مهم نیست اگر به بنده است که این دوستان را از همان اوایل می شناسم میدونم اگر دست رسی داشتند احتمالا اون پست ها رو پاک میکردند چون این پست ها اواسط عضویت شون بوده مطمئن باش اگر پست خودم هم بود نقل قول میکردم اگر کمی هم با نمایشنامه نویس آشنا باشی میفهمی که این پست ها هیچ ارزشی ندارن
اصلا اول شما تعریف نمایشنامه نویسی رو بگو :))


ماشالله !
گذشته هر چی بوده دیگه گذشته ! اون موقع ناظر بودی برای خودت بودی ! الان ناظر نیستی برای خودت نیستی ! اصلا ناظر سیخی چند ؟ مگه ناظرا کی هستن که اینقدر بزرگ شدن ؟
البته من هم شما رو می شناسم( ایلیدان استروم ریچ!) و از سابقتون با خبرم ( بودم ) اما ایجا بحث این نیست که کی ناظر بوده و کی نبوده بحث اینه که چرا پست پاک شده !
اصلا چرا ما به اصل موضوع توجه نمی کنیم !
ببینم شما می خوای با من درگیر بشی یا از پست دفاع کنی ؟
و راجع به تعرفه نمایش نویسی !...
من ادعايي طوي نمايشنامه نويصي ندارم ! از حمون موقع كه عضو صايت شدم بيشطر صعي كردم بخونم طا اين كه بنويثم و حنوض حم هدود يك صاله كه عزوه صايتماحساس رو دارم ...و پست بقیه رو مذخرف نمی دونم!!!!!! در ضمن من خیلی کم پست می زنم و پست هام رو در حدی نمی دونم که قابل سنجش با تعرفه نمایش نامه نویسی باشه ! بهتره شما یه تعریفی برای من بکنید که پست زیباتون رو با اون بسنجم!

راستی یادمه یه بار گفته بودی که از رول پلینگ بدت میاد ! خب برادر من وقتی بدت میاد چه اجباریه پست می زنی؟

بنده جواب ها رو هم همیشه حدس میزنم این جواب شما را هم حدس زدم، فکر کنم شما خواستید خاطر نشان کنید که من یه کم شنگولم برای همین ناظر نشدم تا حالا من هم جوابتون رو دادم
من زیاد از در گیری دوری نمیکنم و همیشه تو در گیری هستم پس اصل فرع مطرح نیست، من گفتم اگه پست من در حد سایت تاپیک نیست پس این پست ها چیه حالا یا میگی اون پست ها نمایشنامه است من هم میگم پست من هم نمایشنامه بود
حالا از این بحث بگذریم تو اشکالات پست من رو با استفاده از همون پست بگو، بدون نقل قول هم قبول نمیکنم
فکر کنم نقل قول کردم پست ها رو بحث رو اینجا ادامه بدیم و دیگه ویرایش نکنیم چندان جالب به نظر نمیرسه :-؟
بنده هم در اسرع وقت که رفتم خانه وقت م رو تلف میکنم و نمایش نامه را تعریف میکنم
درست از رول پلینگ خوشم نمیاد ولی یادم نمیاد نقشی هم بازی کردِ باشم نکنه تعریف رول پلینگ هم نمیدونی؟


ویرایش شده توسط سوِروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۱۸:۱۰:۳۹
ویرایش شده توسط سوِروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۱۸:۳۰:۰۶
ویرایش شده توسط سوِروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۱۸:۳۷:۴۰
ویرایش شده توسط لسترنج در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲ ۱۸:۵۴:۱۱

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۳:۴۷ دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۴
#9
خب من هیچ مشکلی نمی بینم الان اونجا ساعت یک نیم و پست شما هم در ساعت
پیام زده شده در: امروز ۱۳:۳۱:۱۹
زده شده
حالا مشکل چیه؟
احتمالا از باتری بایوس یا ساعت خونه خودتونه


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۰:۰۶ یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴
#10
سارا اوانز اول شما مطمئن شید که با ساعت تهران تنظیم کردید بعدش مثلا خوزستان حدود چهل دقیقه با تهران اختلاف ساعت داره به طور مثال نزدیکی به تهران هم باید میگفتید بعدش هم باید اطمینان داشته باشید زمان کامپیوترتون درست :D اگر تمام این ها درست بود کلا چه فرقی به حال شما میکنه ایراد بنی اسرائیلی می گیرید برای من که فکر میکنم درستِ (فوقش دو سه دقیقه تاخیر داره)


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.