هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۱۰:۰۰ دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰
#1
باران - مبارزه - اشک - الستور - شب - خوردن - آسمان - محفل - خاکسپاری - جستجوگر

- بارون بارون ، بارونَ هِی !
-
- ببخشید، من باید این تلفن رو جواب بدم.

جی.کی رولینگ از مراسم خاکسپاری قدم به تاریکی شب میذاره و به هزار زحمت بلک بری اشو (البته من که نمیدونم این دستگاه چیه! ) از چیبش میکشه بیرون و دم گوشش میبره. الستور مودی که مشغول خوردن شده بود با چشم مصنوعی خودش رولینگ رو زیر نظر داره.

- چی میگی؟ به من چه که اون پسره ی جستجوگر مسخره (این فقط در راستای استفاده از کلمه بود! ) اشک تورو در آورده؟ من که نمیتونم زارت هری رو بکشم. تازشم، کتاب دیگه تموم شده! و دیگ از هیچ معفل ققنوس و مبارزه و هیچی دیگه خبری نیست!!

آسمان شب با رعد و برق غرش گری روشن شد و جی کی پشت موبایل داد کشید :
نمیتونم !!!! میدونی که من خیلی بیزی و از این حرف ها هستم. حالا هم باید برگردم به مراسم خاکسپاری ِ هری پاتر، آخه میخوام یه کتاب جدید بنویسم که خیلی مرموزه ...!

و به داخل برمیگرده. لبخند کثیفی که روی لبان الستور نقش بسته بود، حالا تبدیل به پوزخند میشه.


گابر قبلا عضو ایفای نقش بودی، پس نیازی به تایید در اینجا نیست. به معرفی شخصیت برو.

ویرایش گابر : نمیخوام برم ایفا، همین طوری حسم اومد اینجا پست بزنم، عزیزم.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۳۰ ۱۰:۲۶:۱۱
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۳۰ ۱۳:۴۸:۵۰

[b]دیگه ب


Re: امتحان تقلبات جادویی
پیام زده شده در: ۱:۰۱ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸
#2
گريفيندور :0
اسليترين:0
راونكلاو:0
هافلپاف:0


[b]دیگه ب


Re: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۰:۵۴ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸
#3
گريفيندور:


مك لاگن:8 امتياز
آبرفورث دامبلدور : 8
استرجس پادمور : 5
ریموس لوپین : 6
جسیکا پاتر : 10
جیمز سیریوس پاتر : 8
پروفسور گرابلی پلانک : 5

مجموع : 50

--------------
امتحان تقلبات جادويي:

گريفيندور :0
اسليترين:0
راونكلاو:0
هافلپاف:0


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۸۸/۶/۲۷ ۱:۰۲:۴۵

[b]دیگه ب


Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
پیام زده شده در: ۱۲:۱۲ جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸
#4
شناسه نمایشی: گابريل دلاكور


گروه: ريونكلاو


توضیح کوتاه در رابطه با شخصیت:

خل ، چل ، كج ، كوله ، كچل ، كوتاه ، چاق ، عينكي ، موهاي بلوند ، خواهر فلور ، دور دست ، تالار ريون ، خوابگاه دختران ، هوكي ؟؟!!‌، گابر كلا" دختر خوبيه ولي توي كتاب نقشي نداشته . هميشه يكي از جذاب ترين و پسر كش ترين هاي تالار بوده و هست و خواهد ماند !‌ مرگخوار هست ، چون ارباب رو به شدت دوست داره (به شدت!!!!‌) و هميشه هم براي ارباب ميمونه . گابري دلاكور خودش زياد شخصيت نداره اين صاحابشه كه بيسيار خانوم با شخصيت، داف، شاخ، بچه ي ناف الهيه!! و غيره هست ! ببخشيد من دماغم داره مانيتور رو سوراخ ميكنه ، ديگه برم !‌


[b]دیگه ب


Re: کلاس آموزش تقلبات سیاه
پیام زده شده در: ۱۲:۰۹ جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸
#5
جلسه ي آخرتر :

- به منظور اينكه اين كلاس يكم مفيد تر از وقت تلف كردن باشه، هفته ي بعد نه هفته ي بعد كه امتحان داريد، ميتونيد توي هفته ي بعد نه هفته ي ديگه اش (!) ، بياييد به دفتر دوشيزه دلاكور در پيام شخصي و جواب سوالات رو بخريد. به شرط ِ هر سوال 1570 تومن!!

ملت : ايول ايول، گابريل رو ايول!

گابر : حالا ذوق نكنيد. چون توي نت نميشه پول ها رو واريز كرد و من بهتون شك دارم و اينا، بنابراين نميتونيم خريد و فروش سوالات رو انجام بديم.

ملت : هوووووووووووووووووووو !

گابر : خفه شيد دارم حرف ميزنم، بنابراين، ميتونيم ميتينگ بذاريم پول هارو اونجا بديد.

ملت : :no:

گابر : يا ميتونيم هممون با هم بميريم!

ملت :

گابر : بعدشم براي خنده، من كلا" جواب همه ي سوالات رو به هر كسي كه عشقم كشيد ميدم اون هم ميتونه به هركسي كه عشقش كشيد بده. ولي من به گمونم عشقم فقط به ريونكلاو بكشه ! حالا اگه شد به اسليترين هم يه دو سه تا جواب ميدم بيان اينجا امتحان بدن بالاخره كلاس تقلبات هست و اينا ديگه.

ملت :

گابر : خب، جلسه ي آخر ِ آخر هست و من خيلي غمگينم و حوصله ي درس دادن ندارم. يك قدح انديشه آورده ام؛ توش يك اصل مهم از تقلب هست توي انتخابات ! شما اون تقلب رو با توجه به قدح انديشه مينويسيد به من مي ديد! در ضمن ،‌ترورس 30 شدي تكليفتو !‌

ترورس :

دانش آموز بز 1 : استاد ،‌من نفهميدم !‌
گابر : نفهمي چون . باب، انتخابات كه فهميدي چطوري توش تقلب شد ؟ انتخابات ِ وزارت ِ خودمون ! انتخابات ِ رياست ِ يه دولتي !!! و غيره ! كلا" هر انتخاباتي كه خودت دوست داري . شرح اون تقلب رو بنويسيد از توي قدح انديشه !‌ (20 امتياز )

دانش آموز بز 2 : استاد ، من نظرم رو راجع به كلاس بگم ؟
گابر : با اينكه از اين سوال خيلي بدم مياد ولي 10 امتياز رو ميذارم بابت ِ اين كه همتون نظرتون رو راجع به من و كلاس بديد !

گابريل از روي ميز ميپره پايين و به پست ِ نمونه ي پر از فضاسازي اش نگاهي ميندازه، و با آه از كلاس گم ميشه بيرون .


[b]دیگه ب


Re: دفتر توجیهات اسلامیه
پیام زده شده در: ۱۱:۵۷ جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸
#6
سلام.

آقا، ما تركيب تيم ريونكلاو رو براي كوييديچ نگاه ميكنيم!

شناسه هاي لونا لاوگود، ليني وارنر و ليسا تورپيني در كار نيست ديگه! نصف اون تركيب هم قرني هست كه آن نشده اند، و كل فعالين ِ ريونكلاو ترورس و مرلين و هوكي و من هستيم! شايدم ويولت آن شه، يا مثلا" روونا بياد كنار شومينه سلام كنه بره!

تكليف تيم كوييديچ ِ ما چيه؟


[b]دیگه ب


Re: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱۱:۵۶ جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸
#7
امتيازات ِ جلسه چهارم كلاس آموزش تقلبات‌ِ سياه

ريونكلاو : 10 امتياز

ترورس : 30 امتياز

----

گروه هاي ديگه شركت كننده نداشت.


[b]دیگه ب


Re: دفتر توجیهات اسلامیه
پیام زده شده در: ۲۱:۵۴ چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۸
#8
من پنجشنبه تدريس ميكنم.

همه چيزش آماده اس! فقط وقت ميخوام. ببخشيد،

باي!‌

----
پ.ن ، كسي امتياز كم نكرد؟!:دي


[b]دیگه ب


Re: بهترین ایده (زننده بهترین تاپیک)
پیام زده شده در: ۱۷:۱۰ یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸
#9
كوييرل شيطون تو كه گفتي ترين ها نداريم؟

هممم! من هم مثل ِ‌بقيه ي پست ها به مورگانا لي فاي راي ميدم.

خدايي تاپيكش من رو نجات داد!‌


[b]دیگه ب


Re: مدیریت جلسات حضوری سایت (غیر رسمی)
پیام زده شده در: ۱۰:۴۵ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸
#10
سلام !
پيش نوشت : نقل قول ها كار نميكنن برام، نقل قول از پست هاي ملت رو توي "‌ " ميذارم و بولد ميكنم.

من گزارش اينا نميزنم، فقط لازم بود بيام شفاف سازي هايي بكنم.

از پست ِ مرلين :

نقل قول:
2-در بعضي جاها جمع دو تا ميشد.يعني يه سري يه جا راه ميرفتن و يه سري طرف ديگه !



بعله! جمع هاي دوتايي و سه تايي و يه جاهايي بيسيار ديده ميشد. :



-"همانند بقيه ميتينگ هاي جادوگران جز ديدن دوستان هيچ جور ديگه اي خوش نگذشت.البته براي من عادي ولي براي تازه وارد هاي ميتينگ يه مقدار غريب بود".


بعله، يك مقدار غريب بود ولي ميدوني خوبي اش چيه، آدم يك ذهنيتي از افراد داره (با توجه به شناسه اشون) كه وقتي مي بيني افراد رو توي واقعيت خيلي با اون چيزي كه توي نت هستند فرق دارن، مثل ِ خود من ! * نكته كه من ديروز خيلي ساكت بودم چون زياد كسي رو نميشناختم يكم خجالت ميكشيدم!‌

"خيلي خوشحال شدم خيلي از بچه ها رو ديدم ولي به ويژه از ديدن گابريل خيلي زياد خوشحال شدم.بقيه ملت هم خيلي دوست داشتم ببينمشون كه البته ديدم و آشنا شديم."

ايول! قربونت داداش.

پرسي :‌

". برد تیم ِ قدرتمندِ استقلال یکی از نکاتِ مثبتِ میتینگ بود و البته اشاره شد که فقط افرادِ خز پسند طرفدار تیم به قولِ هرمیون ت ه و ع پرسپولیس هستن !"


ايول! استقلال فعلا" سومه، پرسپوليس هفتم! خيلي حال كردم برديم ديشب.


"لازم به ذکر که تصاویر زیادی از ملتِ جادوگر گرفته شد ، ولی بنابه دلایلی ، همگی مخالفِ قرار گرفتن ِ تصاویر روی سرور جادوگران بودند ."


خب چون نذاشتيد من عكس بگيرم، خودتون گرفتيد بلد هم نيستيد عكس بگيريد همتون مثل ِ بوق مي افتيد بعدشم؛ همتون كلا" زشت و بدتركيب و ايناييد ، نميخوايد ملت ببيننتون! (اينا همه بنا به دلايلي بودند.)


"حضور ِ مادر محترم گابریل عزیز ، موجبِ انبساطِ خاطر مدیریت معظم میتینگ و سایر افراد شد ."

اتفاقا" مامان منم از همتون اينقدر تعريف كرد!

پيوز :

"گابریل به دلایلی نامشخصی از هرگونه تماس فیزیکی با من وحشت داشت! "


كلا" فقط با مرلين دست دادم آخرش، بعد ديدم زشته تو و آسپ هم مدت مديدي از تجريش تا پارك ملت رو باهاتون اومديم بعد از كلي فكر و تفكر در مورد اين مسئله، نتيجه گرفتم فعلا" خطري نداري! باور كن من تا حالا با روح ِ بيناموس دست نداده بودم.

بعدم تو نبودي گفتي تو ايستگاه هيچ كس جاي من نميشينه؟ شما كه از تماس ِ صندلي به صندلي هم با من وحشت داشتي!‌

در كل من هم نكاتي رو ميخواستم بگم ، به من كه خوش گذشت با اينكه زودتر از بقيه (البته ديرتر از آلبوس و دوركاس ) رفتيم. خيلي خيلي از ديدن ِ همه خوشحال شدم. واقعا" بچه هاي جادوگران گُلَن!

نكته 1 : بنده آسيب شديدي روي تپه ي جادوگران ديدم. زير يك چيز( يا مجسمه! ) نشسته بودم، با شتاب بلند شدم و سرم به طرز كاملا" ضايعي محكم به اون مجسمه خورد. اين پرسي هم واستاده بود هِر هِر مي خنديد!

نكته 2‌ : هرجا پليس مي ديديم متفرق ميشديم ولي در كل، به جز توي پارك (اونم دو سه بار‌فقط) ، بقيه اشو همگام با هم 15 نفري راه مي رفتيم!

نكته 3 : اين مرلين همش ميگفت بريم بوف بريم بوف ، گشنمه و غيره! در كل فقط فكر شيكم بود.

نكته 4 : ما با ويولت همسايه در اومديم!

نكته 5 : من كلا" دو تا ميتينگ جادوگران رفته بودم، تو هردوتاشم پرسي روزه بود!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۰:۴۸:۲۱
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۰:۵۲:۳۳
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۰:۵۳:۵۹
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۰:۵۴:۳۸

[b]دیگه ب






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.