هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: سالن مسابقات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۰۲ چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۹
#1
نام و نام خانوادگی (به لاتین):

mr.ollivander

کشور :

ایران

رشته ی ورزشی : (این قسمت برای سوژه دهی می باشد )

شنا با مانع.


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: پرتو اشراق
پیام زده شده در: ۱۳:۴۷ شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹
#2
اتفاقا من همشو پیدا کردم


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: پرتو اشراق
پیام زده شده در: ۱۲:۲۲ شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹
#3
من همیشه ترجمه پرتو اشراق رو سعی کردم بخرم هیچوقت از ترجمه ویدا خوشم نمی اومده و قبول ندارم ترجمه اونو. به خاطر این که ویدا بعضی جاهاشو مطابق میل خودش عوض می کنه ولی پرتو هر چی هست رو ترجمه می کنه و بعضی کلمات رو که نمی تونه بنویسه به کلماتی نزدیک تر تبدیل می کنه نه اینقدر ضایع مثل ویدا که حذف کنه و اضافه کنه و ....
در ضمن در مورد هاگوارت و هاگوارتز شاید در نظر پرتو تلفظ درستش هاگوارت بوده باشه


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: ارتباط با سران الف دال
پیام زده شده در: ۱۲:۱۶ شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۹
#4
رون عزیز
برای من مشکلی نیست و الان پستمو می زنم امروز تو ماموریت
ولی به دلیل سایت ممکنه خیلیا نتونسته باشن بیان
اگه ممکنه ماموریت رو مقداری تمدید کن


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: ارتباط با سران الف دال
پیام زده شده در: ۲۰:۴۹ چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۹
#5
ببخشید من که تازه بر شگتم به ارتش و عضو شدم تو ماموریت نمی تونم شکرت کنم؟
اگه نه که هیچی ولی اگه آره کجا؟


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: کی, کِی, کجا؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۴:۵۹ چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۹
#6
[spoiler=چی کار؟]با اصغر باغ آبادی چت می کردن[/spoiler]

جمع بندی :

دامبلدور زمان گروهبندی کنار شیرموز فروشی اصغر آقا با اما واتسون با اصغر باغ آبادی چت می کردن



چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: **ثبت نام الف.دال**
پیام زده شده در: ۲۲:۰۳ سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۹
#7
به چه دليلي خواهان ثبت نام براي عضويت در الف دال مي باشيد؟

مرگخوارا رو به سزای اعمالشون ورسونم و پدر از روزگارشون در آرم

قول میدهيد كه به طور كامل به ارتش وفادار بوده و در همه حال پشتيبان ارتش باشيد؟

قول چیه! قسم به ریش دامبلدور

اگر يكي از نزديکان یا دوستانتان، به شما خيانت كند با او چه رفتاري خواهيد داشت؟

خیانت => مقابله ضعیف شاید سر عقل اومد => مقابله شدید دیگه عمرا سر عقل بیاد

در صورت مشاهده ي يكي از افراد جوخه ي بازرسي چه واكنشي نشان خواهيد داد؟

اصلا به روی خودم نمیارم انگار ستونه! البته نفرت درونم است. در صورت گیر دادن او بعدا غیر مستقیم حالشو می گیرم

نظر خود را به صورت خلاصه در مورد واژه هاي زير بنويسيد:

-الف دال: ضد شرورت

-كله ي كچل: شرورت

-محفل ققنوس: دوست صمیمی

-زیر شلواری مرلین: یار قدیمی :hummer:

چه طلسمی را به سمت کله کچل یک انسان بدون دماغ میفرستید؟

اکسپلیارموس

به نظر شما چرا ریش آلبوس دامبلدور (مد ظله العالی) دراز است؟

ندیدید چه ابهتی میده بهش؟


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: عضویت در کوییدیچ
پیام زده شده در: ۲۰:۴۶ دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹
#8
ورود ایشون رو به گرین فایر تایید می کنم
از همین جا اعلام می کنم تیم گرین فایر تکمیله و دیگه جا نداره
البته یک نفر هست که می زنه
ولی به جز اون دیگه کسی نیست
پست های مربوطه در اینجا و سازمان عقد رو هم به زودی می زنم


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۰:۴۹ دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹
#9
یکی از ورد هایی را که تا به حال یاد گرفته اید یا اختراع کردید را با نحوه ی تلفظ و عملکردش بنویسید.


ورد: ریدیکیولوس [Riddikulus]
تلفظ ورد: ri-di-KYOO-lus
ریشه لغوی ورد: لاتین. "ridiculum"=مضحک، از کلمه "ridere"=خندیدن

کاربرد: طلسمی ساده که نیازمند نیروی ذهن است. جادوگر هنگام فرستادن طلسم باید بدترین ترسش را در حالتی مضحک تصور کند. اگر طلسم درست اجرا شود، بوگارت مجبور میشود تا شکلی خنده دار بخود بگیرد که نوعی دفاع از طرف جادوگر در برابر شکل ترسناک بوگارت محسوب میشود


یک رول بنویسید که در آن با استفاده از درس این جلسه و طلسم های قبلی با یک نفر دوئل میکنید.(طنز یا جدی)

مثل همیشه در کتابخانه نشسته بودند و صحبت می کردند.
رون : کوییدیچ هم وضعش خوب نیست جدیدا. این ...!
هری حرف او را قطع کرد و گفت : من می رم دستشویی الان میام.
و بلند شد رفت. رون گفت :
آره داشتم می گفتم این بازی آر رو نباید به ریونکلا می باختیم.
از سمت دیگر کتابخانه کسی گفت :
آره ، شما همیشه بازنده اید.
هرمیون و رون برگشتند. و مالفوی را روبروی خود دیدند. رون فریاد زد :
تو اینجا چی کار می کنی مالفوی!
هرمیون گفت : ولش کن بابا!
مالفوی گفت : آره ولم کن! اومدم کتابخونه! مشکلی داری؟
رون که از خشم صورتش سرخ شده بود چوب دستی اش را بیرون آورد و به سمت مالفوی گرفت.
- اکسپلیارموس
این مالفوی بود که به سرعت چوب دستی اش را بیرون آورده و رون را خلع سلاح کرد.
هرمیون گفت : دیگه بیشتر از گلیمت پاتو دراز کردی مالفوی. اما او هم تا چوب دستی اش را بیرون آورد خلع سلاح شد.
مالفوی گفت :
حالا یه کاری می کنم شما که اینقدر این کتابخونه رو دوست دارید بچسبید بهش.
چوب دستیش را بالا آورد و به سمت رون و هرمیون گرفت :
- حدروسیوس
رون و هرمیون چشم هایشان را بستند. ولی چیزی احساس نکردند. چشم هایشان را باز کردند. مالفوی را دیدند که به یکی از قفسه های کتاب چسبیده بود هری را که پشت سر او لبخند می زد.
رون و هرمیون چوب دستی هایشان را برداشتند. و به سمت مالفوی رفتند.
ناگاهن چوب دستی مالفو در دستش تکان خورد. هرمیون متوجه شد و گفت :
اکسپلیارموس.
چوب دستی مالفوی از دستش بیرون پرید.
هری گفت :
تو که اینقدر دوست داری کتباخونه رو حالا حال کن توش.
و سه نفری از آنجا دور شدند


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده


Re: عضویت در کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۰:۰۵ دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹
#10
خیلی ممنون لودو جان
تایید می کنم لودو رو
لیگ هم برگزار می شه
دو هفته دیگه
تیم ها هم بیان تشکیل بدن تیمشون رو دیگه


چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.