هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: ترین های هفتگی جادوگران
پیام زده شده در: ۲۲:۴۹ یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۹
#1
بهترین آواتار :سالازار اسلايترين

بهترین امضا : ايوان روزيه

بهترین جمله : -

بهترین نویسنده :لرد ولدمورت
بهترین سوژه : اوباش گري

بهترین عضو : آگوستوس پاي

بهترین ناظر : سوروس اسنيپ

بهترین مدیر : كويريل

بهترین تاپیک : دسته اوباش هاگزميد

بهترین پست : -

بهترین محل زندگی : سالازار اسلايترين

بيشترين غلط املايي : -


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: کی, کِی, کجا؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۴:۵۷ یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۹
#2
[spoiler=كي]سوروس [/spoiler]


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: کی, کِی, کجا؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۵:۵۱ جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹
#3
[spoiler=چي كار مي كنه]اوباش گري[/spoiler]


ویرایش شده توسط باسیلیسک در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۸ ۱۵:۵۲:۲۴

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: شیون آوارگان (ساختمان مخوف هاگزمید )
پیام زده شده در: ۱:۱۶ شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹
#4
آغاز اوباشگری
کینگزلی كمي بيشتر از كمي نا اميد شده بود و از پنجره بيرون رو نگاه مي كرد.هوا رو به تاريكي ميرفت کینگزلی طبق معمول با ديدن غروب دلش گرفت...
و اينجا بود كه با ديدن غروب آتش شيطنت در چشم هاي سالازار ديده شد و رو به لودو گفت:
حالا وقتشه يه برنامه ي ديگه راه بندازيم.
لودو هم كه سرش درد مي كرد براي اوباش گري گفت: خوب سالادي برنامه شب چيه؟
سالازار گفت : تو هم يكم فكر كن! يكم فقط يكم فشار بيار!
لودو هم به آسمون خيره شد و بعد از چند دقيقه خيلي آروم زير لب چيزي گفت كه سالازار موفق به فهميدن منظورش نشد.
سالازار: هووووممم...لودو بلند...
لودو گفت:نظرت چيه يكم سر كارشون بذاريم تا حال ضربتي ها جا بياد ها؟
_ عزيز دل هدف همينه پروفسور...هدفت از اين سول چيه دادا؟
_ آها سالاد عزيز!يادمه گفتي يه نفر ديگه پيشنهاد همكاري با گروه داده درسته؟
_خوب...
_نظرت چيه...ببين به اعلاميه مي ديم كه يه دفتر جديد باز شده و براي همكاري با گروه ضربت اعلام آمادگي مي كنه.يا اصلا بهتره به دعوت نامه بديم و گره اونا رو دعوت كنيم تا ضمن پذيرايي ازشون بهشون پيشنهاد همكاري بديم هان؟
_ خوب كه چي بشه؟
_ عضو جديد يكم خطرناك هست نه؟؟؟!!!
برقي از رضايت تو چشم هاي سالازار ديده شد و گفت: هووومممم...همشون رو نابود ميكنه!عمر گروهشون كوتاهتر از اوني ميشه كه فكرشو مي كردند!!!
در حالي كه با فكر از بين بردن گروه ضربتي ها حسابي حال مي كردند يهو لودو گفت:ولي اين كه نميشه آشوب گري!بيشتر يه جور قتل ميشه!تازه اگه اونا از بين برن حال كيو پس ما با كارامون بگيريم؟؟؟
_با اينكه خيلي حال مي كردم اما منم الان داشتم به همين فكر مي كردم.يه جواب دارم! يه كاري مي كنيم ...به دوست گراممون ميگيم نكشتشون فقط يكم اذيتشون كنه و گيرشون بندازه .اينجوري هم يكم مي ترسن هم مي تونن خودشون رو نجات بدن و در ضمن وقتي سرشون گرمه...ميريم شهرداري و كار نيمه تموممون رو تموم مي كنيم...؟!
لودو كه ابتدا خوشنود به نظر ميومد يكم فكر كرد و گفت :حالا به اين دوست جديد بايد تقشه رو چطور توضيح بديم؟
احساس افتخار و غرور سر تا پاي سالازار و فرا گرفت و گفت :فراموش نكردي كه يه باسيليسك توسط يه مار زبان كنترل ميشه...!
..........................................
صبح ساعت 9
مقر ضربتي ها:
آشا در حالي كه به سمت کینگزلی ميرفت گفت:
هي کینگزلی نگاه كن ...اين يه دعوت نامس...!اين عاليه!اينا ميخوان اسپانسر ما بشن! واسه ساعت 6 دعوتمون كردن...وووووييي اين عالي مگه نه؟
...


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۵:۳۶ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
#5
طرز تهیه ی معجون هیتیوس را به صورت کامل توضیح دهید . ( حداقل 6 خط ) 20 امتیاز
درچه مواقعی میتوان از هیتیوس استفاده کرد ؟ کامل توضیح دهید . [5 مورد ]
10 امتیاز
مواد مورد نیاز برای تهییه معجون هیتیوس:
آب...................... 2پاتیل و نیم
نمک بدون ید ........ 3 کاسه ی متوسط
لیمو ترش.............. 4 عدد
پسته مرغوب......... یک فنجان کوچک
خون مرغ نر ........ 10 قطره
جگر مار ماهی....... 2عدد
تخم پشه................ یک قاشق سوپ خوری
قطرات شبنم .......... یک فنجان
کیف کیسه ای ضخیم و کوچک
طرز تهییه:
آب را روی آتیش می گذاریم تا کاملا به جوش بیاید و بعد سه کاسه نمک رو توش خالی می کنیم و هم می زنیم تا کاملا حل بشه.حالا لیمو ترش ها را بدون هسته اش ذرون محلول آب نمک غلیظ می چکانیم.به مدت 5 دقیقه هم می زنیم و بعد جگرمار ماهی را درون کیف کوچک کیسه ای میریزیم.چند پسته و تخم پشه ها را به آن اضافه می کنیم و محتویات را حسابی می کوبیم تا کاملا له شودومقدار بسیار کمی به اندازه 3 تا 4 قطره خون مرغ را می ریزیم و هم می زنیم.کش کیف را کشیده و آن را درون محلول تهییه شده می اندازیم تا درون آن به جوش بیاید.بعد از 15 دقیقه کیف را در آورده محتویات آن را درون شیشه ای می ریزیم.و شبنم را به آن اضافه می کنیم.شروع به هم زدن می کنیم.
جگر موجود در مخلوط جگر،بسته،پشه و خون موجب تیره شدن محلول میشود و با اضافه کردن شبنم بخاری از آن بلند می شود.
محلول جدید را مدتی گرم نگه می داریم و بعد در ظرف مناسب می ریزیم.
لازم به ذکر است برای تاثیر بیشتر این معجون روی مصرف کننده می توان از موی فردی که قرار است مورد نفرت قرار بگیرد استفاده کرد.
به این منظور مو را به محلول اضافه کرده روی آتش میگذاریم تا تنها و تنها 3 قل بزند.

درچه مواقعی میتوان از هیتیوس استفاده کرد ؟
1.مهمترین مورد استفاده برای بوجود آوردن نفرت و کینه هست. مانند معجون عشق گاهی اوقات عکس آن یعنی ایجاد نفرت لازم است که هیتیوس مورد استفاده قرار می گیرد.
2. به عنوان پادزهر برای معجون عشق استفاده می شود.مصرف درست و به اندازه موجب از بین بردن آثار معجون عشق می شود اما مصرف زیادی آن موجب ایجاد نفرت از شخص می شود.
3.برای درمان کم خونی شدید مورد استفاده قرار می گیرد.یکی از راه های نجات از مرگ در برابر خون آشام هاست.
4.برای وحشی کردن بیشتر حیوانات نگهبان از جمله سگ می توان روزی یک قطره از معجون را در ظرف غذای آن ها ریخت.
5.یکی از موارد مصرف برای محکم کردن نهاد خانواده است که موجب می شود مرد یا زن نسبت به شخص دیگری کشش پیدا نکند.در این موارد اصولا هنگامی که شک به خیانت بوجود می آید این معجون استفاده می شه که در طولانی مدت عوارض جانبی زیادی داره و سر انجام خوشی هم نخواهد داشت.


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱۳:۲۶ سه شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹
#6
نوع: باسيليسك

نام و نام خانوادگی : س.گري

چرا دوست دارید اوباش گری کنید ؟
چون دوست نداريم اوباش گري نكتيم.

فرض کن که قراره یه جا رو به هم بریزی چیکار می کنی ؟
هوووم...خوب بستگي داره كجا باشه...مهم قصد و نيت هست كه خوب اونم مردم آزاريه...اصلا زورم مي رسه

اگه یه روز بفهمی که قراره سر اسب دوستت رو ببری چه واکنشی نشون میدی؟
اولش خيلي ناراحت مي شم ...اما بعد با اميد اينكه "اين دفه شانس آورد" خودمو دلداري مي دم تا دفه بعد سر خودشو ببرم!

و لینک اوباش گریت تو هاگزمید: خوب مي خواستم ...يعني برم شيون آوارگان؟گروه ضربتي ها رو قورت بدم؟


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: اگه ميتونستي از يه ورد استفاده كني اون چي بود؟
پیام زده شده در: ۱۴:۵۶ دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹
#7
صد درصد كروشو.
محشره!


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: جادوگر ماه
پیام زده شده در: ۰:۳۰ دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹
#8
لرد ولدمورت


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: بهترين نويسنده در بحث های هری پاتری (غير رول)
پیام زده شده در: ۰:۲۹ دوشنبه ۷ تیر ۱۳۸۹
#9
مینروا مک گونگال


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۸:۳۹ شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹
#10
شعله ها بالا گرفته بود و خانه غرق در آتش بود.تک درخت بزرگ و قطوری هم که جلوی خانه بود هم بی نصیب نمانده بود و شاخ و برگهایش طلایی جلوه می نمود و ابتدا نظر هر بیننده ای را به زیبایی اش جلب می کردو مانع از رخ نمایی خانه پشت سرش می شد و بعد از چند لحظه مردم حیرت زده متوجه خانه ی سوخته می شدند و همکاری ها برای حاموش کردن خانه شروع می شد.صدای ماشین آتش نشانی می آمد و بعد شلنگ آب فشار قوی و ... .این اولین خانه ی سوخته شده امروز نبود.آمار نشان می داد آتش گرفتن این تعداد خانه امشال بی سابقه بوده و هزاران ماگل بر خود لعنت می فرستادند که چرا در آتش بازی افراط کرده اند.خیلی از کسانی که این چنین تلفات داده بودند هر چه فکر میکردند دلیلی نمیافتند.اشک بسیاری در آمده بود و هر لحظه بر تعداد خانه های افروخته افزوده می شد.
چندین هفته بعد در حالیکه ماگل ها سال بدی را آغاز کرده بودند و هر یک عهد می کردند که دیگر در مراسم چهارشنبه سوری شرکت نکنند،مسئولین هیچ یک به جوابی برای این تعداد آتش سوزی بی سابقه نرسیده بودند.
و همه این ها در حالی بود که گروهی از جادوگر ها که به جهانگردی علاقه پیدا کرده بودند،تصمیم گرفتند از کشور های شرقی دیدن کنند.سفرشان به ایران مصادف شد با مراسم چهارشنبه سوری ماگل ها(یکی از مراسم ماگل های ایرانی که در آخرین چهارشنبه ی سال در آن به آتش بازی می پردازند.) شد.
آنها که از سرو صدا و آتش بازی ماگل ها به هیجان آمده بودند،برای تفریح به آن ها پیوستند و در اکثر نقاط آنها نیز برای خود آتشی روشن کردند و بعد برای استراحت به استراحت گاهشان رفتند.
شاید آن لحظه متوجه نبودند که ساعاتی بعد ماگل ها با خاکستر گردان ها مواجه خواهند شد.
تنها چیزی که بعدا یادشان آمد حاموش نکردن آتش ها بود و این در حالی بود که ماه ها از آن واقعه گذشته بود.
جز آنها کسی نمیدانست تخم خاکستر گردان ها که سببش آنها بودند چه بر سر ماگل های بدبخت آورده است...


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.