هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: پیدا کردن راه حلی برای نظر ها در گالری
پیام زده شده در: ۱۰:۰۸ چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۴
#1
ببينيد دوستان اين حرفا كه نميدونم محدوديت روز و ساعت و كاربرو غيره رو هم من و هم همه پيشنهاد دادن

مهم اينه كه عملي بشه يا نه كه متاسفانه مسئولين سايت خيلي كند عمل ميكنن

كه يه مثال بارزش همون رنكينك و يكي هم همين كه نبايد اين همه طول ميكشيد


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: پیدا کردن راه حلی برای نظر ها در گالری
پیام زده شده در: ۱۲:۰۰ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۸۴
#2
ميخواستم خدمت مسئولين محترم سايت عرض كنم كه اينهمه اعضاي سايت اومدن نظرهاي جديد و مفيد نوشتن چرا رسيدگي نميكنين؟
حد اقل بياين تكليفشو روشن كنيد يا بگين نظرها دوباره فعال ميشه و يا بسته ميشه واسه دلخوشي كه اين فروم رو نذاشتين زودتر تكليفشو روشن كنيد

متشكرم


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۵:۱۸ دوشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۴
#3
من دويدم طرف تلفون:

من: الو الو ....اااااااهه...سكت شين ديگه صداي هرج و مرج:(سيبنسخحورئطگحخهقث حخبن يروئزطظخبنل)يهو همه ساكت شدن...

من:بله بفرماييد...

پشت خطي: اين اولين اخطار بود نفر بعديتونم خواهد مرد...

بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...بوق...

من:بچه ها ميرم يه سر و گوشي آب بدم

بن: مثلا ميخواي چيكار كني:

توماس: آره راست ميگه

من : معلوم ميشه... فقط شماصبر كنيد ...

من دوان دوان ميرم طرف ماشين...ميرم اداره پليس :

من: سلام ببخشيدميخواستم درخواست يه مزاحم ياب بدم

افسر: مزاحم ياب كه تو همه ي تلفون فروشيا هست

من:(تو دلم:آخه IQ) ميدونم جناب سروان ولي طرف ما از اين حرفا

حرفه اي تره...

افسر: هوووووم... خيلي خوب اين فرمو پر كن بعدشم

امضاش كن بدش به من

بعد از 5 دقيقه:

من:بفرماييد تموم شد...

افسر رو به مامور:برو يه دستگاه مزاحم ياب از نگهباني بگير

بعدشم با آقا برو

مامور:اطاعت قربان...

ما به خونه ميايم و دستگاه رو نصب ميكنيم و مامور براي پيدا كردن

قاتل ميمونه

بعد از 12 ساعت:

تلفون:دررررررررررررينگ......درررررررررررررينگ

مامور:اگه ميخوايد رد يابي بشه صحبتو با هاش هر چي طولانيتر

كنيد بهتره...

من:باشه (گوشي رو بر ميدارم)الو...

پشت خطي:الو خوب گوش كن ببين چي ميگم... 1000000گاليون

پول نقد ور ميداري مياي به اين آدرس تا كاري به كار نفر بعدي

نداشته باشم...

من: باشه... خوب

پشت خطي:خيابونه...

افسر:خوبه پيداش كرديم كي با من مياد بريم محل سوژه؟

من: من ميام

افسر: خوبه ... برم بايد هر چه سريتر حركت كنيم
......


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۷:۳۹ چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۴
#4
بله صدا داد زدن اینی میادو میگه:آخخخخخخخخخخخخخخ سرم

من سریعا خودمو میرسونم اونجا تا ببینم کی این کار وقیحانه رو انجام داده آخه اگه اینی از دستمون میرفت دعوا بر سر تاج و تخت بالا میگرفت (÷یتر) و هوتوتو شدن شغل هم که سر جای خودش....

خلاصه دوییدم طرف اینی و بهش رسیدم که یکو کشو ی کانال کولری که بالای سرش بود سر جاش کشیده شدو یه ÷اره آجر کنارش و مخش تغریبا متلاشی شده بود...

بازم همین موقع سرو کله برو بچز هتل ÷یدا شدو روزازنو روزی از نو ...

من:بچه ها من حس کاراگاهیم گل کرده میرم که قاتلو ممممممم

غریبه: زبونتو گاز بگیر اینی جونم هنو زندس

من:ی خوب حالا شوما زودتر آمبولانس خبر کنید تا منم به تحقیقاتم ب÷ردازم

بعد بچه ها رفتن ÷ی کارشونو منم دنبال کارم.......

=====================

ادامه دارد......


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۷:۰۲ چهارشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۴
#5
من به طرف مهد كورك در حر كت بودم كه يهو بن رو غمگينانه ديدم و

بچه ها هم كه اين چيزا حاليشون نبود داشتن از سر و كولش بالا

مبرفتن...

من: بن عزيز بيا غصه نخور چيزي كه زياده دختر اين نشد يكي ديگه..

بن: چي؟ ميخواي من فراموشش كنم؟! عشق ثمره ي

وجودي انسانه عشق چيزي نيست كه....

من:خيلي خوب بسه ديگه حالا ميخوار برا من رمان بخونه

من: خيلي خوب برم ببينم چيكار ميتونم واست بكنم...

من تو راه كه داشتم ميرفتم تا پانسي رو پيدا كنم غريبه رو هم

ديدم و با هم حرف زديم:

من: چه دوره زمونه اي شده... يارو نامزدش ميره با يه نفر غريبه

ميرقصه بع هنوزم ميخوادش

غريبه: بابا با من كه نرقصيده..

من: با تو كه نه با اون سازمانيه

غريبه: آها ببخشيد..

تو همين بحث بوديم كه يهو پانسي رو پشت باغ وحش پيدا كرديم..

من: اينجا چيكار ميكني؟!!!!

پانسي: از ترس بن اومدم اينجا

من: به نظر تو خرس و اژدها خطر ناكتره يا بن؟

پانسي: چي شده مگه؟!

من: آخه يه خرس و اژدها رو ول كردم تو محوطه بگردن

پانسي: ممممن مممنن.... منو ببر بيرون

باشه تا منو داري غم نداري حالا بيا بريم پيش بن از دلش بدر(در بيار)

همه با هم به طرف مهد كودك حركت كرديم(البته با بنز من )

دم در مهد كه رسيديم بن رو ديدم با صورتي: ويك ساتور به

دستش :bat:

بعد متوجه شدم كه قرص x مصرف كرده...

====================

ادامه توسط دوستان


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۷ دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۴
#6
همگی به همراه هم (اینی و بن و ییترودیگر برو بچز) به طرف آبدارخونه رفتیم

من به سمت یخچال رفتم تا رفتم اونور یستو دیدم که در یخچال باز و همه ی تخم مرغا در حالی که به فجیع ترن حالت شکسته بودن زمین رو یکدست زرد و سفید کردن همون لحظه فهمیدم که باید کار همون123 بچهه باشه بعد هم سعی کردم این گند کاری ها رو هر چه زود تر تمیز کنم که یهو غریبه اومد تو و همه چیز به هم ریخت...

غریبه:وااااااااااااااااااااااااااااااااااای اینا چین بهدشم غش میکنه میفته رو زمین
من دوان دوان به طرف غریبه میرم تا گند کاری دومی رو هم درست کنم:یه یارچ آب میریزم رو سر و صورتش ولی انگار که (دور از جونش)به خواب ابدی رفته...

تا 5 دقیقه دیگه هم بقیه برو بچ میریزن اونجا و یه شیر تو شیری میشه که بیا و ببین...

===========================

ادامه بعدآ.............


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۶:۴۳ یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۴
#7
بازرسان هتل ويزارد به بخش باغ وحش نزديك ميشدن

من به خودم خيلي مسلط بودم(سعي ميكردم باشم)

اينگو همراه با بازرسا كه خيلي هم جدي بودن وارد شدن من هم

كه براي كنترل اوضاع شلاق رام كنندگي رو دست گرفته بودم

همراه اونا بين قفسا قدم ميزدم يكي از مسئولين كه رو به يكي از

اژدهاها كرد و گفت: گوگوري مگوري بهدش يه تيكه نون

خشك انداخت جاوش تو قفس بعدش يهو چشمش افتاد به نوشته

ي كنار قفس: دادن هر نوع خوراكي به تمامي حيوانات خصوصآ اژدها

ممنونع ميباشد و در صورت تخلف با متخلفين مطابق قانون باغ

وحش رفتار خواهد شد!!!

اينگو كه خيلي خوشحال شده بود (از درون و به بيرون اصلا بروز نميداد)

منم زير چشمي يه نيگا بهش انداختم

تو همون حال و هوا بوديم كه يهو غرش بلندي از اژدها بلند شدو...

================

ادامه دارد...


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: پیدا کردن راه حلی برای نظر ها در گالری
پیام زده شده در: ۱۰:۴۷ یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۳
#8
به به حاجي جان ميبينم كه همه چيز رو داري افشا ميكني

به زور من بود؟!! من از وقتي اومدم تو سايت عضو شدم وبا نظر هاي تو تو گالري آشنا شدم يه چند باري اومدم بهت كفتم به عكسام نظر بدي كه در كل تمام نظرهايي كه به من دادي پنج شيش تايي بيشتر نميشد

در ضمن با اون مورد چت باكس با رفرش پايين موافقم و اين آخريا يه چن تا كاربر كه اسمشونو نبرم بهتره كه ظاهرا همكلاسي هم بودن نوشته هاشون از اين قرار بود:
سلام
سلام
امروز چه خبر از مدرسه؟
راستي كتاب فارسي من پيش تو مونده فردا يادت نره بياريش
باشه
پس من ميرم خدا حافظ
باباي
هر كدوم از اين پيامهايي كه تو يه خط نوشتم مضمون كلي يه پيام رو تشكيل ميدادن
وحالا چه گالري باز شه چه نشه من ميتونم اين ادعا رو داشته باشم كه فرهنگ پست زني رو داشتم و متاسفم كه به خاطر يه مشت عقده ي خودنمايي و اينترنت و... هر چيز ديگه اي كه اسمشو گذاشت گالري و سايت رو به گندكشيدن وتا يه فكر كلي واسش نشه من هم با باز شدنشون مخالفم چون از ماست كه بر ماست تا خودمون نخوايم آدم شيم هيشكي نميتونه ما رو آدم كنه
(منظور كليه)


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۴:۴۴ یکشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۳
#9
من رو به مامان: مامان چرا نون مارو آجر ميكني بذار منم كار كنم نون در بيارم
مالي:نه اصلا راهي نداره يا اين كا ر رو نميكني يا شيرمو حلالت نميكنم!!! :mama:

من: ولي مامان

مالي:ولي بي ولي ميري پشت سرت رو هم نيگا نميكني!!

من: باشه، بيرون از اتاق:

دو روز بعد

من با يه دسه گل ميام پيش مالي

مامان اين رو واسه شما گرفتم

مالي: جدي ميگي پسرم واي ي ي ي ي ي ي

من:حالا ميذاري مامان خواهش

مالي:ديوونم كردي پسر برو ولي اگه بابات فهميد با خودته ها

چشم مامان


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR


Re: پیدا کردن راه حلی برای نظر ها در گالری
پیام زده شده در: ۱۲:۰۸ یکشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۳
#10
نقل قول:

دیمون دامبلدور نوشته:
اگه کلا نظرها رو برداریم سایت بی مزه می شه چون یکی از دلایل محبوبیت سایت اینه که اعضا می تونن با هم ارتباط داشته و تبادل نظر کنند و دیگران هم که نظرات رو می بینند جواب بدهند در ضمن این وسط با کمی هم شوخی و کل کل کردن لحظه های خوبی رو می گذرونند
در ضمن نباید تا به مشکل برخورد کلا همه چی رو خراب کرد بلکه باید با اصلاح کردن کار مشکل رو برطرف کرد



آره اينم ميتونه يكي از دلايل قانع كننده باشه


COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر کوچک شده
MOVIE OF THE YEAR






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.