هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۶ سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹
#1
چاکر ارباب

بنده هیچ حرفی ندارم منتهی از شما لرد والا میخوام که زیاد رو بنده حساب نکنید چون ظاهراً این آقا ادعا داره که رول نویس خوبیه و داره به خودش فشار میاره توی 6 ماه ناظر بشه تا پوز منو بزنه و از صبح تا حالا داره رو مغزم اسب دوانی می کنه واسه همین ازتون میخوام هر کس رو به سبک خودشون ببینین یعنی من طنز بنویسم این پسره هم جدی.

خطاب به بعضیا:اولاً اینقدر سیاه بازی در نیار ما خودمون ذغال فروشیم!بعدشم، دوره رول نویسی متعلق عهد چپقه کاش میتونستی اینو بفهمی!!

من بدون هیچ ادعای متعصبانه ای قبول می کنم

با سپاس


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۹/۸/۱۸ ۱۷:۵۸:۳۹

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: جادوگر تی وی
پیام زده شده در: ۱۸:۳۲ یکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹
#2
کمپانی شاسگول برادرز با افتخار تقدیم می کند!

تو که چشماش خیلی قشنگت :دی

یک، دو سه، حرکت!

-تو که چشمات خیلی قشنگه ...

(افکت پخشیده شدن آهنگ :دی) زاخی کمی قر میده و ابروهاشو بالا و پایین می کنه.بعد همراه با ریتم آهنگ دو تا حرکت اکشن میزنه و شروع می کنه به خوندن ادامه آهنگ :دی

-رنگ چشمات خیلی عجیبه .....(افکت پخش موزیک :دی).....تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجیبه ...

زاخی کمی جلو میره و ملیندا رو که دست به کمر پشتشو به اون کرده رو به زور میگیره و در حالی که ملیندا جیغش به هوا رفته اونو بلند میکنه و عینهو روانیا دست به موهاش می کشه که باعث میشه اشک ملیندا در بیاد (:دی) زاخی دستشو میکنه توی حلقومش تا زر زیادی نزنه (:دی) و در حالی که ملیندا داشته انگشتشو گاز میگرفته اونو میذاره زمین

-میدونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید....میدونستی یا نه؟میدونستی یا نه؟

زاخاریاس همینطور که داره حرکت می کنه دستشو میبره که پسری که قرار بود توی موزیک ویدئو اونجا باشه رو ناز کنه ولی بر خلاف تصور با پوست صاف و نرمی مواجه میشه :دی (ویرایش زاخاریاس:جاااان ) خلاصه همینطور که داشته پوست به اون نرمی رو میمالیده شعر یادش میره و فکرش منحرف میشه حالا همینطور داشته دستمالی میکرده که یهو چشمشو باز می کنه و رنگ از صورتش میپره

-اممممممم.....ارباب شما اینجا چی کار می کنید؟این موزیک ویدئوی منه

لرد در حالی که داشته با ناخناش ور میرفته همون بلایی رو که چند دقیقه پیش داشته سر ملیندا می آورده سرش میاره و با تریپ عصبانی میگه:
-در نبود ما واسه خودت موزیک ویدئو میسازی، دست به موهای خدمتکار اعلی حضرت میزنی، سر کچل همایونی را میمالی پدر سوخته؟میدهم پدرت را دربیاورند!بگیرید این پدر سوخته را

(ویرایش کارگردان:خب ظاهراً این قرار بوده موزیک ویدئو باشه ولی خب دیگه، حادثه هیچ وقت خبر نمی کنه تا موزیک ویدئویی دیگر مرلین یار و نگهدار )

زرت!(افکت خاموش شدن تلویزیون :دی)


«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
پ.ن:خیلی دلم تنگ شده بود


[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۹:۴۶ چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۹
#3
به به میبینم که سایت چه قدر فعاله!ممکنه بدونم تا کی این وضعیت ادامه پیدا می کنه؟واقعاً سایت وضعیت کسالت باری داره و مخصوصاً آخرین تاریخ ارسال پست ها رو نگاهی بندازین متوجه میشین وبسایت در حال حاضر عملاً از میراث فرهنگی و گردشگری به حساب میاد!

جون هر کیو که دوست دارین یه فکری به حالش بکنین به خدا حیفه!

عرض دیگه ای نیست
ممنون از حضور گرمتون


[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: كلاس ماگل شناسي
پیام زده شده در: ۱۴:۱۱ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹
#4
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)
اگر طرف مرد بود و شما مرد بودید یک زن زیبا را انگشت نما کنید و حرف های بالای 18 سال بزنید
اگر طرف زن بود و شما مرد بودید این بار خود دست به کار شوید


2. ليستي مناب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)
1-فارسی وان:هر جای دنیا شخصی پیدا کردید که فارسی صحبت می کند میتوانید راجع به سریال های این شبکه مزخرف اظهار نظر کنید!

2-ساتور:این وسیله خفن و گولاخ جهت قطع گردن، دست، پا، (سانسور)، (سانسور) و (سانسور) کاربرد دارد

3-پلی استیشن:وسیله ای فراچرت جهت اسب دوانی روی مخ بچه های نارس

4-ترشی پیاز:یک خوردنی بیخود و حال به هم زن که از بیست کیلومتری بوشو حس کنی اسهال خونی میگیری

5-مجموعه کتاب های هری پاتر:گاوتون زاییده مشنگا همه چیزو میدونن برین بمیرین

3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)

یارو با تریپ ورزشکاری در حالی که از شدت تعجب ماتش برده زاخی رو صدا می کنه

-سلام داآش خسته نباشید میشه لطف کنید بگید این یارویی رو که داره تو هوا با جاروش جفتک میزنه چجوری میره بالا؟

زاخاریاس دستی به چونه ش میکشه و در کمال حیرت به صورت بوق زده مشنگ خیره میشه.

-امممم...بذارید ببینم....خوب چه طوره درباره آب و هوا صحبت کنیم؟

-فکر خوبیه داوش دیشب تو اون شبکه های جینگل مینگلی گفته بودن فردا آفتابیه اینجام که داره بارون میاد.داوش یکی دو تومن داری به ما قرض بدی یه فالوده ای بزنیم تو رگ؟

زاخاریاس که رسماً هنگ کرده دستی تو جیبش می کنه و یه اسکناس پنچ گالیونی از تو جیبش در میاره و میده به طرف.طرف هم که از دیدن همچین اسکناسی تعجب کرده در عین بهت زدگی میگه:داوش این یارو چرا حرکت می کنه؟

زاخاریس رنگش می پره و میگه:اممممم....چیز...ببخشید میتونم برم دست شویی؟

-اوکی داوش دستت درد نکنه زت زیاد


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۱ ۱۶:۰۹:۴۹

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
پیام زده شده در: ۱۳:۱۹ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
#5
سابقه ی عضویت در مرگخوران؟
این افتخارو نداشتم :

سابقه ی عضویت در محفل؟
عهد جاهلیت بود قربان

مهم ترین تفاوت بین دو جبهه ی سیاه و سفید ؟
اونا روی شکم میخوابن ما به پهلو میخوابیم


آیا حاضر به اطاعت از ارباب هستید؟آیا جان خود را فدا می کنید؟
یه پها


نظر شما درباره ی کچلی و جادو گر کچل چیست؟
خیلیم کلاس داره ملت کلی پول میدن کچل کنن

بهترین و مناسب ترین راه واسه نابودی یک جوجه محفلی؟
اتاق گاز

در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی (مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟
بهش یاد میدم چه طور پینگ پنگ بازی کنه

چه بلایی سر موها ودماغ ارباب اومده؟
لیاقت اربابو نداشتن

یک نمونه از کارهای بی رحمانه و سنگدلانه و سیاهانه خود را شرح دهید.
طرف رو طناب پیچ کرده و سنگسار می کنم اگر هم کم نیاورد با یه کروشیو ترتیبشو میدم و در آخر اجازه میدم لرد با یه آواداکداورا حسابشو برسه

نظر خود را بصورت کاملا خلاصه درباره این واژه ها بین کنید :

ریش:پشم علی
طلسم های ممنوعه:در راه ارباب ارزشی نداره اصلاً!!
الف دال:


اعلان برادری



هوم!!!شما یه روزه سیاهی رو به پست و فرمتون تزریق کردین!

کروشیوهای متعدد ارباب برشما باد.

تایید شد.



ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۰ ۱۴:۲۷:۳۲

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: کافه تفريحات سياه!
پیام زده شده در: ۱۲:۴۹ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
#6
سیبل به نشانه موفقیت انگشت شستشو بالا می بره!لرد در حالی که روی مبل راحتی کافه نشسته و روفوس و لودو اونو با پر طاووس باد می زنن زاخاریاس رو احظار می کنه.

-بله قربان
-زود بیا پشت اربابتو ماساژ بده بسی خسته شدیم
-یه پها

بلا در حالی که داره سینی قهوه ارباب رو براشون میاره تنه ای به سیبل میزنه تا کارشو شروع کنه.سیبل سرفه خفیفی می کنه و میاد نزدیک تر.

-سرورم آیا مایلید فالتونو بگیرم؟
لرد بادی به غبغب میندازه و با سرافرازی دستش رو میاره جلو و میگه:«بله ارباب از فال خوشش میاد »

سیبل دست لرد رو میگیره، یکی دوبار انگولک می کنه و شروع می کنه به فال گرفتن؛

-بذارید ببینم...شما به زودی به مقدار هنگفتی گالیون اشراف پیدا می کنید و زندگی مفرح و گولاخانه ای خواهید داشت(لرد لبخندی پیروزمندانه میزنه).شما در آینده گولاخ خواهید شد و روز به روز درصد گولاخیتتون بالا خواهد رفت (بلاتریکس چپ چپ بهش نگاه می کنه و سیبل آب دهنشو قورت میده) شما بیش از حد محبوب و گولاخ خواهید شد...

لرد که از شنیدن جملات تکراری خسته شده بود با بیحالی گفت:«یه چیز جدیدتر بگو اینو خود ارباب هم میدونه »

سیبل در حالی که دستپاچه شده بود با ترس و لرز دوچندان ادامه داد:شما گولاخ و ثروتمند میشید و حسابی گولاخ میمونید و...(نگاهی به بلاتریکس، که از شدت خشم خونش به جوش اومده بود، میندازه و آب دهنشو برای دهمین بار قورت میده)که....که....که...

لرد:که چی؟

-امممم......چیز.....شما باید با بلا عروسی کنید

ملت:تصویر کوچک شده


[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: در بحبوحه سیاهی
پیام زده شده در: ۱۱:۳۰ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
#7
لرد دستی به چونه ش می کشه و با حالتی متفکرانه بارتی رو نزد خودش فرامیخونه.

-زود باش خم شو! :bat:
بارتی رنگ از چهره ش می پره و با ترس و لرز میگه:یـ...یـ...یعنی چی پدر؟

-به حرف اربابت گوش بده...خم شو!

بارتی یواش یواش خم میشه و لرد چوبدستیشو در میاره و جای به خصوص بارتی رو هدف می گیره ( )

-کروشیو!

در همین حال گوی به رنگ سبز در میاد و پر از بخار میشه و لحظاتی بعد بارتی رو نشون میده که داره با یه دختر محفلی کار های بالای 18 سال می کنه

ملت مرگخوار هم اندیشمندانه به این صحنه های جذاب خیره میشن!لرد هم که از این خیانت پسرش خونش به جوش اومده بود چوبدستیشو ول می کنه و یه آواداکداورا تحویلش میده.در همن لحظه گوی منفجر و تکه های شیشه ایش همه جا پخش و پلا و همه ی نگاه ها به سوروس دوخته میشه.

اسنیپ:


[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
پیام زده شده در: ۱۵:۱۴ چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹
#8
سلام کچلک


سابقه ی عضویت در مرگخوران؟
این افتخارو قبلاً به این گروه نداده بودم

سابقه ی عضویت در محفل؟
فقط چند روز بهشون افتخار دادم

مهم ترین تفاوت بین دو جبهه ی سیاه و سفید ؟
اونا سوپ شلغم دوست ندارن ما دوست داریم

آیا حاضر به اطاعت از ارباب هستید؟آیا جان خود را فدا می کنید؟
به علت مشغله کاری زیاد خیر

نظر شما درباره ی کچلی و جادو گر کچل چیست؟
ترجیح میدم راجع به توالت عمومی محلمون اظهار نظر کنم


بهترین و مناسب ترین راه واسه نابودی یک جوجه محفلی؟
سنگسار

در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی (مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟
ازش به عنوان شلنگ برای تمیز کردن مستراح استفاده می کنم

چه بلایی سر موها ودماغ ارباب اومده؟
بازی روزگاره دیگه

یک نمونه از کارهای بی رحمانه و سنگدلانه و سیاهانه خود را شرح دهید.
طرفو لای دستگاه پرس میذارم بعد با چاقو بدنشو سوراخ سوراخ می کنم و در آخر به لرد این افتخارو میدم که با یک آواداکداورا ترتیبشو بدن

نظر خود را بصورت کاملا خلاصه درباره این واژه ها بین کنید :

ریش:گشت آرشاد
طلسم های ممنوعه:تو جیب جا میشن؟
الف دال:

اعلان برادری


کچلک؟چشم ما روشن!!

هیچ اثری از سیاهی(یا حداقل تمایل به سیاهی)در شما،پستهای شما و فرم عضویت شما نمیبینم.فرم میتونه بصورت طنز پر بشه ولی نه تا این حد ضد ارباب!پستاتونم باید سیاهتر بشه.یعنی تمایلتونو به ارتش سیاه بشه توش دید یا حس کرد.

نجینی هم با ارباب موافقه.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۱۰ ۱:۱۷:۱۴

[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: ماجراهای کاشت مو
پیام زده شده در: ۱۴:۵۶ چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۸۹
#9
[spoiler=خلاصه سوژه]محفلیون شامپویی رو اختراع کردن که هم موها رو میریزه هم ذهنشونو کنترل می کنه و هم میتونه از طریق اونا تصاویری از پیرامونشون بفرسته و در کل چیز گولاخیه حالا مرگخوارا برای خوش حالت شدن موهاشون اونا رو دارن به سرشون میزنن...ادامه داستان...[/spoiler]

در همین حال مدیا پلیر باز و لیستی از مرگخوارا کنار تصویر ظاهر میشه.دامبل روی ولدمورت کلیک می کنه و پلی رو میزنه و در همون حال تصویری از مرگخوارای ندید پدیدی که موهاشون تابحال رنگ شامپو رو ندیده بودن جلو روشون ظاهر میشه.

-هی اینا رو نگاه کنین عینهو بوق دارن قر میدن بذار بارتی رو ببینیم چی کار داره می کنه!

آلبوس روی آیکن بارتی کلیک می کنه و نشون میده که بارتی آروم آروم داره میره دست شویی و آروم آروم لباساشو در میاره

ریموس:عجب بدنی داره

ملت:

ناگهان بارتی لباس زیرشو در میاره و شروع می کنه به کارای بالای 18 سال...

ریموس:(توسط ناظر ویرایش شد!یه بار دیگه از این بوقا بخوری من میدونم با تو )

آلبوس هم که از این صحنه اکشن و گولاخانه به وجد اومده بود با سرعت هر چه بیشتر دکمه پاور رو فشار میده تا معصیت به چشمای حاضرین نفوذ نکنه
...

خانه ریدل

بارتی بلاخره از مستراح بیرون میاد و با جمعیتی پر جنب و جوش و خرذوق که داشتن عینهو عقب مونده های ذهنی شامپوها رو به سرشون میزدن روبه رو میشه و از شدت عصبانیت هوار می کشه:«آخه این چه وضعشه بوقیا؟!بوق به همتون!هیچ میدونین اگه محفلیا ببینن چی میشه؟»

(سکوت همه جا رو در بر میگیره)

ملت:تصویر کوچک شده

در همین حال بلاتریکس با خیالی راحت در شامپوی دیگه ای رو باز می کنه و به سرش میزنه

-هیچ نگرانی ای نداره اگه خبری بشه جاسوسمون بهمون خبر میده خیالتون راحت

...

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
ببخشید خوب نشد خیلی وقته رول نزدم!


[b][color=000066]Catch me in my Mer


Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
پیام زده شده در: ۱۶:۰۸ سه شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹
#10

1. به نظر شما اولین شیء سیاهی که توسط سالازار ساخته شد چی بود؟ ( 5 نمره )


پِهِن اسبی که اسهال خونی گرفته

2. سه تا از خطرناک ترین اشیاء سیاهی که در دنیا وجود داره رو بنویسید. ( 10 نمره )

جوراب های نشسته بادراد
زیر شلواری قهوه ای رنگ بادراد (نکته انحرافی داشت )
قرص اسهال(از داروخانه های معتبر تهیه فرمایید )


3. یک شیء سیاه رو نام ببرید، کاری که انجام میده رو بنویسید و بنویسید که چه کسی اونو اختراع کرد. ( 15 نمره )


ک*ندوم قلابی () این وسیله مخوف وقتی طرف میخواد ازش استفاده مفید بکنه () پاره میشه و خرابکاری به بار میاره

این وسیله اولین بار توسط دانشمند خفن و گولاخ، ژوزف شاسگولفسکی اختراع شد که دنبال یه راهی می گشت تا مچ همسرشو بگیره


ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در تاریخ ۱۳۸۹/۴/۸ ۱۶:۱۰:۳۸

[b][color=000066]Catch me in my Mer






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.