هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۷:۳۶ چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰
#1
والا یه روزی قرار بود دوستی به من اینجا رول نویسی یاد بده، ولی زیر قولش زد و منو با این روحیه ی حساس در سطح سایت رها کرد و من فش شنیدم!
بعد الان که میخام نقل قول بزنم ازش، می بینم اصلا نیست همچین دکمه ای! یا اگه هست من روحیه ام حساسه و زلفام کمنده, نمی تونم ببینمش.


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴ شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۰
#2
اقا یکی به من فش داده، من چی کار کنم الان؟ با این روحیه ی حساس!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۰:۰۳ سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
#3
من پیشنهاد می کنم با ابرکسس مالفوی مصاحبه کنید! قطعا مصاحبه ی لذت بخشی خواهد بود!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: جادوگر سال
پیام زده شده در: ۲۲:۰۵ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
#4
من به ابرکسس مالفوی رای میدم که به نظرم ابهتش حتی از ولدی هم بیشتره.


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: ناظر سال
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
#5
بهترین ناظر سال، منم!
هم ناظر کیفی و ساکی و زنبیلی بودم
هم ناظر مخفی!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: بهترین عضو تازه وارد سال
پیام زده شده در: ۲۱:۵۶ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
#6
ابرکسس مالفوی.


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: بهترین نویسنده سال در ایفای نقش
پیام زده شده در: ۲۱:۵۲ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
#7
تنها کسی که نوشته هاشو می خونم و از نظر من به درد بخوره

ابرکسس مالفوی!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: بهترین نویسنده سال در بحث های هری پاتری
پیام زده شده در: ۲۱:۵۱ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
#8
سیریوس بلک، بدون هیچ حرفی!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: گورستان ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۱۲ یکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸
#9
بچه که یکی از اعضای سردر گم شده ی این تاپیک بود رفت داخل جسم مورفین که ببینه اصلا سوژه چی هست...
همینطوری که داشت از داخل جسم مورفین عبور می کرد، از دریچه چشم مورفین ریگول رو دید که داره با یه صندوق گنج حرف میزنه

گنج: الحمد الله...

ریگول صندوق رو می زنه زیر پیرنش و بقیه کاسه بشقابا رو هم میگیره زیر بغلش و میاد که از در گورستون بره بیرون
که ولدی در نقش نگهبان گورستون جلوشو میگیره
ولدی: اینا چیه؟ دزدیه؟ اون چیه زیر پیرنت؟
ریگول: من حامله ام...بچه تو دلمه...
ولدی: اا به سلامتی، بچه چندمته؟
ریگول: والا بچه اولمه
ولدی: به سلامتی، پسره؟
ریگول: نمی دونم...سونوگرافی نرفتم
ولدی: زیاد وول می خوره؟
ریگول: اره لامصب ...خیلی هم سنگینه ( بعد یه ذره بالا پایین مپره که یهو در صندوق گنج باز میشه و یه گردنبند اویزون میشه )
ولدی: چی شد؟! خانوم چی شد؟!
ریگول: چیزی نشد..
ولدی : نه، من فکر کنم شما میخاید وضع حمل کنید...
ریگول سعی می کنه از دست ولدی فرار کنه: نه بابا شما نگران نباش...من الان برم خونه حالم خوب میشه
ولدی: نه امکان نداره، به لطف بچه های سایت و سوژه ها شون، من بعید نیست که ده سال قابله بوده باشم، من تو رو میزاونم!

ولدی ریگول رو می خوابونه و بهش میگه: اسمون رو ببین، الانه که لک لک ها بیان و بچه تو بیارن! تحمل کن!
ریگول: اقا دست نزن به من! مگه نمی گی اسمونو ببین!
ولدی: تو سرت بالا باشه

همین که ریگول سرش بالا بود، یهو یه لک لک تو اسمون ظاهر شد و یه بقچه انداخت پایین
بقچه کنار ولدی افتاد زمین و ولدی با ذوق بقچه رو باز کرد که یهو دید
ابرکسس لخت توی بقچه نشسته!


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۸:۳۷ چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۸
#10
مارکوس به نظرم باید از همه اعضای سایت یه سوالی بپرسی...ممکنه مدیران جواب تو رو به اونا داده باشن...

مثه جریان بلیت من بود....هی می گفتم جواب من چی شد..اخرش گفتند جوابتو دادیم به لوسیوس!
حالا شاید جواب تو رم به کس دیگه ای دادن!!! همر.


Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.