هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: پایگاه اطلاع رسانی کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۸:۴۱ یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
#1
اطلاعیه

پایان لیگ برتر جزیره

لیگ برتر کوییدیچ امروز بعد از بررسی های فراوان بالاخره با قهرمانی تیم کیو.سی .ارزشی به اتمام رسید . تیم ارزشی توانست با کسب 12 امتیاز از مجموع دیدارهای انجام شده به قهرمانی برسد ، این درحالیست که تیم ترنسیلوانیا در شرایطی نایب قهرمان شد که با تیم قهرمان هم امتیاز بود ، اما به دلیل باخت در دیدار رو در رو قهرمانی را از دست داد .

این لیگ که از آذر ماه 1392 شروع شده بود به دلیل یک سری از مشکلات امروز به پایان رسید .

این قهرمانی رو به تیم ارزشی تبریک میگم و امیدوارم که در ادوار بعدی شاهد لیگی بهتر و پویا تر باشیم .

ناظر و رییس فدراسیون کوییدیچ

سالازار اسلایترین
پست آخر


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: میتینگ بهاری 1393
پیام زده شده در: ۱۶:۳۲ دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
#2
به الادورا بلک

نقل قول:
نهار مهمون ادمین ها ایم؟


والا ما ساعت 4 بعدازظهر ناهار نمیخوریم ، به شما هم پیشنهاد میکنم که این ساعت نخوری، چون سر دل آدم سنگین میشه ، بعد میخوایم بریم تو نمایشگاه بگردیم ، اونوقت یه خورده آدم اذیت میشه . یه وقت فکر نکنی چون میخوام از زیر هزینه ناهار دادن در برم اینو گفتما، نـــــــــــــه ، من برا سلامتی خودتون میگم .


باقی سوالاتت رو هم که ویولت لطف کرد جواب داد ولی من هم اشاره ای میگم .

برنامه ی خاصی نداریم ، صرفا بیشتر برای دیدو بازدید از همدیگه و عید دیدنی هستش که بهانه ی نمایشگاه داره برگذار میشه ، اما چون نمیخوایم دل نمایشگاه بشکنه و ما هم یه جایی رو دیده باشیم احتمالا به انشارات تندیس یه سری بزنیم .

مجلس مختلطه ولی هیچکی نمیگه دست قشنگه رو بزن یا بیا وسط و . . . بالاخره جلوی جهارتا بزرگتر که باشماها میاد زشته . در ضمن اگه هیئت شدیم باید بگم که شخصا زنونه مردونه ها رو جدا میکنم . گفته باشم :دی


به ویولت

کی گفته من مدیر میتینگم؟ من معلم هم نیستم چه برسه مدیر .


به آلبوس

بنده کواکب و آسمان ها را رصد کردم و به این نتیجه رسیدم که چون 11 عدد خوش یمنی است و آلبوس هم که از ساعت 2 در نمایشگاه ولو خواهد بود و ریشه هایش را در زمین فرو خواهد کرد پس بهتر است که در این روز جمع شویم و از میوه های دانشش بچینیم و بفروشیم ، بلکه هزینه ی اون ناهار نداده ی الادورا به دست بیاد .


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




میتینگ بهاری 1393
پیام زده شده در: ۱۶:۴۰ جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳
#3
با عرض سلام خدمت دوستان
زیاد طولش نمیدم ، خیلی سریع میگم اگه سوالی بود جواب میدم.

قراره در 11 اردیبهشت راس ساعت 4 بعد ازظهر به بهانه ی نمایشگاه کتاب دور هم جمع بشیم.
چون نمایشگاه کتابه مشخصه که محل دیدارمون تو مصلی امام خمینی هستش، حالا یا میتونیم جلو در مترو جمع شیم بعد یهویی حمله کنیم ، یا اینکه حمله کنیم بعد یه جا جمع شیم، اینا رو حالا بعدا مشخص میکنیم .

سوالی بود در خدمتم.


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: ورزشگاه ترنسیلوانیا
پیام زده شده در: ۹:۲۶ دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۲
#4
ترنسیلوانیا Vs کیو.سی .ارزشی

شروع مسابقه : سه شنبه 20 بهمن

پایان مسابقه : سه شنبه 27 بهمن

داور : هلگا هافلپاف


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: پایگاه اطلاع رسانی کوییدیچ
پیام زده شده در: ۹:۰۷ دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۲
#5
پوزش نامه


با سلام و درودی فراوان بر شما دوستان و طرفداران کوییدیچ

اینبار بر خلاف روال معمول این تاپیک که اطلاعیه درونش قرار میگرفت ، پوزش نامه ای ارسال میکنم تا از همه ی شما دوستان معذرت خواهی بنمایم . شاید کمترین و کوچکترین کاری باشد که این بنده ی حقیر بتوانم انجام دهم .
همانطور که میدانید بر اساس مصوبه و جدول برنامه ی لیگ ، لیگ کوییدیچ جزیره بایستی حدود دو هفته پیش به اتمام میرسید ، اما تصادف بنده و ضرب دیدگی شدید بازوی راستم باعث شد که نتوانم خدمت شما بزرگواران برسم و نتایج داوری و شروع هفته ی پابانی را اعلام نمایم . به همین منظور از همه ی شما بابت این تاخیر و کوتاهی بنده در انجام امور این انجمن عذرخواهی مینمایم و امیدوارم که مرا ببخشید .
برگذاری این لیگ آخرین همکاری من با این سایت و شما عزیزان است ، امیدوارم که دل خوشی از من داشته باشید .

همیشه سلامت ، موفق و با انرژی باشید.


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: استادیوم المپیک
پیام زده شده در: ۸:۲۰ دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲
#6
اتحاد ارغوانی Vs ترنسیلوانیا


شروع : دوشنبه 14 بهمن

پایان : پنجشنبه 17 بهمن

داور : سالازار اسلایترین


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: استادیوم المپیک
پیام زده شده در: ۲۱:۴۶ چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲
#7
داوری دیدار اتحاد ارغوانی و کیو.سی.ارزشی در چارچوب رقابت های هفته ی چهارم لیگ جزیره

بررسی پست های تیم مهمان ، کیو.سی.ارزشی :


مورفین گانت جیمز سیریوس پاتر :

زیبایی نمایشنامه : 35
فضا سازی : 15
سوژه و ایده: 15
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع : 90

ما که به زودی میریم ولی امیدوارم این خاطرات faki که خودتون ساختید هم از ذهناتون بره . من به خدا قسم هیچوقت به ناحق داوری نکردم ، چه اینجا ، چه توی هاگوارتز .


تد ریموس لوپین :

زیبایی نمایشنامه : 35
فضا سازی : 15
سوژه و ایده: 15
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع : 90


مروپی گانت :

زیبایی نمایشنامه : 35
فضا سازی : 15
سوژه و ایده: 15
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع : 90



کیو.سی.ارزشی :90


بررسی پست های تیم میزبان ، اتحاد ارغوانی :


ویلبرت اسلینکرد :

زیبایی نمایشنامه : 35
فضا سازی : 15
سوژه و ایده: 15
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع : 90

من اصولا با توجه به سطح هرکس نمره میدم ، یادم میاد تو هفته ی دوم به مروپ 83 دادم ، چون ازش بیشتر انتظار داشتم . الان پست شما نسبت به سطح انتظار من واقعا بالاتر بود . یه خورده میتونستی رو قسمت فضا سازی هات به خصوص موقع ورود بازیکن ها به زمین کار کنی . از این که دیدم از سوژه هایی که تو فدراسیون پرداخته شده استفاده کردی خیلی خوشم اومد .


پ.فلیت ویک :

زیبایی نمایشنامه : 32
فضا سازی : 14
سوژه و ایده: 13
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع :87

این لودو دقیقا وسط پستهاتون چیکار میکنه؟!
یه خورده به پستهاتون هیجان بدید پرفسور ، خیلی بهتر از اینا میتونید بنویسید . یه خورده روند داستان تند بود، مخصوصا تو تغییرات آب و هوا .


ویلبرت اسیلنکرد:

زیبایی نمایشنامه :31
فضا سازی : 12
سوژه و ایده: 14
چهره پست: 5

هماهنگی نمایشنامه : 45

عدم داشتن غلط املایی : 10 امتیاز

مجموع :86

مگه تیمت رو کامل نکردی پسر؟ مگه چهارتا بازیکن نداری؟ چرا دوبار پست نوشتی؟ من الان چیکار کنم؟ این لیگ رو مجبورم همینطوری با نصف تیم و اینا تموم کنم تا تابستون به صورت سختگیرانه لیگ جدید رو برگذار کنیم .
یه خورده باید بیشتر توضیح میدادی که اصلا چی شد هوا اینجوری شد. چرا؟ بعد معمولا پایان خوش هم باید در کار باشه ، آسمون باید درست میشد بالاخره . ولی همینطوری ادامه بدید . تیم خوبی شدید. امیدوارم تو ادامه ی لیگ پرقدرت تر از الان و کامل تر هویدا بشید.

اتحاد ارغوانی : 88

تیم کیو.سی . ارزشی توانست در یک بازی خارج از خانه ، تیم اتحاد ارغوانی را شکست دهد .


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: استادیوم المپیک
پیام زده شده در: ۱۰:۳۴ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#8
اتحاد ارغوانی Vs کیو.سی.ارزشی


شروع : سه شنبه 1 بهمن

پایان : جمعه 4 بهمن

داور : سالازار اسلایترین


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: فدراسیون کوییدیچ جادوگران (QFJ)
پیام زده شده در: ۱۰:۳۰ سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲
#9
تق تق تق

- داخل شویه

درباز شد و ویزلی کوچکی درحالی که پاکت نامه ی داغون در دست داشت وارد شد .

- شینومو نامارو
ویزلی بعد از اداکردن این دیالوگ نامفهومش به نامه ی در دستش اشاره کرد . سالازار سرش را از انبوه برگ های روی میزش بلند و ویزلی کوچک را نگاه کرد .

- بده ببینیَم از طرف کی بودیه.

ویزلی نامه را به سالازار داد و بعد از آن موزی در آوردو در دفتر سالازار مشغول خوردن آن شد .
سالازار به سر و روی نامه نگاهی انداخت ، پاکت نامه گویی هزار بار مچاله و سپس دوباره صاف شده بود ، قسمت راست پاک انگار جویده شده بود و لاک مهر نامه شکسته شده بود .

- این نامه چرا اینجوری بودیه ؟ کارشماها بودیه؟

- او مو ، زابانا مانا گورکن نامینا

- چی؟ گورکن نامه رو آوردیه؟ کدوم آدم عاقلی نامه رو به گورکن دادیه تا برسانیَد؟

سپس نامه را باز کرد و شروع به خواندن کرد . از اولین خط نامه متوجه شد که از طرف چه کسی است و فقط در این دنیا آن کس است که نامه را به یک گورکن جهت رساندنش میدهد .


نقل قول:
سالازار عزیزم، عسلم ، عشقم
باید بگم که وقتی نامه ی محرمانه ات به دستم رسید ، بااین حالی که سرم خیلی شلوغ بود و درگیر مسائل دلو و سنت مانگو بودم، سریع خوندم و اولش فکر کردم منظورت از پیشنهاد ، اون پیشنهادیه که 2016 ساله که منتظرم ، ولی حیف که شهامتش رو نداری .
با این حال باید بگم که با این یکی پیشنهادت هم موافقم و به زودی خودم رو فدراسیون میرسونم .

دوستدار و عاشق همیشگی تو

هلی جانت


سالازار بعد از خواندن نامه ، آن را بر روی میزش گذاشت . از صندلیش بلند شد و به سمت ورزشگاههای مسابقات آپارت کرد .


" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز




پاسخ به: کافه تریا مادام پادیفوت
پیام زده شده در: ۱۶:۲۹ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲
#10
سوژه ي جديد


در نخستين روزهاي ماه فوریه، تقريبا يك ساعت پيش از غروب آفتاب مردي كه گويا پياده سفر مي كرد داخل دهكده ي هاگزميد شد .
سكنه ي كميابي كه در آن لحظه جلوي پنجره شان يا بر آستانه ي در خانه و مغازه اشان بودند، مسافر را با اضطراب مي نگريستند . مشكل بود كه رهگذري با ظاهري فلاكت بار تر او ديده شود.
مرد بعد از مکثی کوتاه ، نگاهي به اطراف كرد و پس از ديدن تابلوي كافه تریا مادام پادیفوت به سمت درب كافه حركت كرد .
به جلوي در رسيد، دستش را بلند كرد تا در را باز كند . ترديد داشت كه به داخل برود يا نه . نگاهي به اطرف كرد و سپس با دست لرزانش در را باز كرد و داخل رفت .
با باز شدن در زنگوله ي بالاي در به صدا در آمد و سوز سردي وارد كافه شد .

مرد بی توجه به نگاههای مادام پادیفوت و مشتریان داخل کافه به سمت میزی در انتهای سالن که درکنار شومینه قرار داشت رفت .دست راستش را دراز كرد تا صندلي را بكشد و بر روی آن بنشيند كه از سوزش ناگهانی دستش صندلي را به ناچار رها كرد ؛ با دست دیگرش صندلی را عقب کشید و به آرامي روي آن نشست ، سپس برای تجربه ی اندکی آرامش چشمانش را بست .

فلش بك
مرد به سرعت مي دويد ، چهره اش نشان مي داد كه از ماجرای ترسناکی فرار مي كند .
در حال دويدن بود كه ناگهان طلسمي سبز رنگ از كنارش رد شد و دست راستش را زخمي كرد ، جاي زخم همانند زخم شمشيري شكافته شده بود و در زیر نور نقره ای ماه خونش میدرخشید.
پايان فلش بك

- آهای آقا با شما هستم، چیزی می خورید واستون بیارم؟

مرد به آرامی خودش را جمع و جور کرد و درحالی که سعی داشت وضع آشفته اش را با عادی جلوه نمودن خودش کتمان کند با صدایی خسته و لرزان گفت :

- یک لیوان آب کدو حلوایی ، لطفا

---------------------
این داستان راجع به قبل شکل گیری گروه مرگخواران و پیدایش ارباب ولدمورت هستش.


ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ۲۱:۰۰:۳۶

" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.