هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (پروفسور.ویریدیان)



پاسخ به: افسانه ولدمورت
پیام زده شده در: ۱۹:۴۰ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱
#1
بانو بلا ( ملت بلا بچه نذاره واسه همین هنوز ملکه نشده ) با نگرانی به بانو فلاویر ( فلور به کره ای ) میکنه و میگه : ندیمه باید چیکار کنیم این وزیر بوقی داره امپراطور محبوبمو از من جدا میکنه

فلاویر : بانو شما طرفداران زیادی دارین باید با وزارای طرفدارمون صحبت کنیم ما نمی ذاریم شما از دور خارج شین .

جلسه ی وزرا


وزیر دارایی : بانو شما نگران نباشین این زن هرکی باشه نمیتونه جای شما رو بگیره .

بانو بلا : اصلا این زن کیه ؟

وزیر امور خارجه : برادر زاده ی وزیر جنگ

بانو بلا : آخییییییییییییش منو بگو نگران بودم اون دختر جوش جوشیه ؟

وزیر خارجه : نه اون یکیه خوشگله جوونه بانو شیواد ( شیوید به کره ای )

بلا :

یه جا خارج از قصر


بانو شیواد دارن تو یه باغ قدم میزنن . دوربین رو چهرش زوم میکنه . ایشون در حال تفکرن

صدای فکر : اه نمیدونم میتونم با محیط قصر کنار بیام یا نه مطمئنم امثال بانو بلا نمیذارن یه نفس راحت بکشم
ولی من میخوام به قصر برم و میرم





پاسخ به: اتاق مدیریت
پیام زده شده در: ۱۷:۱۶ سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱
#2
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سیلاااااااام سیلام

مسئولیت این تاپیکو میدین به من http://www.jadoogaran.org/modules/new ... wtopic.php?post_id=261709



پاسخ به: اتاق مدیریت
پیام زده شده در: ۱۷:۱۵ سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱
#3
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سیلاااااااام سیلام

مسئولیت این تاپیکو میدین به من http://www.jadoogaran.org/modules/new ... wtopic.php?post_id=261709



پاسخ به: کی, کِی, کجا؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۸:۲۲ یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱
#4
چیکار می کردن ؟

با خاله شادونه بازی میکردن



کم
پیام زده شده در: ۱۱:۲۴ جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۱
#5
خب حالا یه روز دیر میکنم والا

خود فلور باید سوالارو بذاره وظیفه ی من نیس



پاسخ به: میتینگ غیر رسمی - پاییز 91
پیام زده شده در: ۱۶:۳۵ چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۱
#6
ما هم که مسافت بسیار بعیدی رو باید طی کنیم و درخصلت قومیمون نیس این همه راه بیایم با این همه لطف کرده و تشریف نمیاریم خوش بگذره عکسم بذارین اوکی ؟


ویرایش


من میدنم کیا میان اوان و ایوان و ایوان


ویرایش شده توسط پروفسور.ویریدیان در تاریخ ۱۳۹۱/۸/۱۷ ۲۱:۳۴:۱۷


پاسخ به: ثبت نام جوخه بازرسی
پیام زده شده در: ۱۸:۳۱ شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۱
#7
1- چرا جوخه بازرسی رو انتخاب کردید ؟

بالا رفتن پست
2 - آیا حاضرید در راه جوخه له بشید ؟ رنده چطور ؟
نوچ
3 - بستن دست و پا ، کوبیدن تو صورت ، انداختن توی آب جوش ، کندن دونه دونه موها ، له کردن دست و پا ، دراوردن چشم از حدقه ، ریختن سرب داغ در حلق ، ... ، نقص عضو و...
کدوم یکی از حرکات بالا رو بیشتر میپسندید؟ چرا ؟ و ترجیح میدید این بلاها رو سر چه کسایی بیارید ؟

همشون خوبن
4 - لطفا این جمله رو ادامه بدید .
شیر سماور ، اگزوز خاور ، ....

5 - نظرتون رو راجع به این شعر بنویسید .
دستا همه بالا ، مربا بده بابا ، عروس با ناز و عشوه ، ولی شیطونه والا !

جلف خونوک اینا چیچیه ؟
6 - گربه های پروفسور آمبریج ! من شنیدم که دیوانه وار عاشق این گربه هایید ! چه چیزی باعث شد که شما عاشق این گربه های ملوس شید ؟ها ؟

7- چرا پرفسور آمبریج اغلب از لباس های صورتی رنگ استفاده میکنن ؟
چمیدونم

8 - پاتر و چانگ رو توی یک اتاق خالی تصور کنید ! در حال انجام چه کارهایی میتونن باشن ؟
الف - تمرین طلسم اکسپلیارموس
ب - تمرین طلسم اکسپکتوپاترونوم
ج - تمرین طلسم الوهومرا
د - مناجات شبانگاهی ، قراعت دعا و راز و نیاز جهت رسیدن به اجردنیوی و اخروی و قدرت برای مبارزه با سیاهی
تمرین دروس مدرسه
9 - شما و پاتر توی یه اتاق تنهایید . شما یه خنجر توی دستتونه و اون فاقد هرگونه سلاح ... چطور از خجالتش در میایید ؟ لطفا توضیح بدین !
هیج جور
10 - آیا پیشنهادی برای بهتر شدن جوخه بازرسی دارید ؟
نه



پاسخ به: جک جادویی
پیام زده شده در: ۱۸:۰۱ شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۱
#8
آیا بسیار علافید؟ آیا وقت خود را در جادوگران و مسنجر هدر میدهید ؟ آیا همش پای سیستم هستید ؟

راهکاری نداریم ماهم مٍثل شماییم



پاسخ به: باغ وحش هاگزميد
پیام زده شده در: ۱۷:۵۹ سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱
#9
فرادا صبح

ملت مرگخوار همگی به دور میز بسیار بزرگ آشپز خانه نشسته اند و منتظر تشریف فرمایی اربابن

کس مثل مراقبای کنکور قدم میزنه و مواظبه کسی چیزی نخوره

بلا : تریییییییییییییییییییییییی

تری غلط کردم ببخشید

بلا : چیو ببخشم

تری : یکم نون خوردم مگه ندیدی ؟

بلا : نهههههههههههههههههههههه ولی خودت گفتی ههههههه ...................

اونور خونه ی محفلیا (اسمش چی بود ؟)


دامبلدور یک چای میخوره بعد یهو میگه فاکس کجاس فاااااااااااااااااااکس کجایی ؟

ملت محفلی

د امبلدور

ملت محفلی :

دامبلدور

ملت محفلی :

دامبلدور تو لحضه به یه نقطه خیره میشه بعد کلشو میخارونه و میگه هوووووووووم چی داشتیم میگفتیم ؟

آها داشتیم صبونه میخوردیم بعد میگه فاکس کجاس فاااااااااااااااااااکس کجایی ؟

ملت محفلی
بعد دوباره کلشو میخارونه بعد صبونه میخوره بعد میگه فاکس کو ؟ بعد دوباره صبونه میخوره

( مدارکی مبتی بر ئوجود آلزایمر در ایشون به دست من رسیده )

خونه ی ریدل


ارباب که تازه تشریف فرما شدن روبه سمت چپ میکنن و میگن : نجینی بابا مربا بده بابا
ملت مرگخوار





پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۹:۰۶ یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۱
#10
با عرض پوزش به خاطر تاخیر
سوالارو الان میذارم ولی باید بدونین به علت سوالای زیاد دافنه نه من تونسم سوالی بپزسم نه مصاحبه جالب شده

و ازهمه درخواست میکنم دیگه چنین کاری نکنین

لینک دانلود قلم پر

رمز هم برای فلور ارسال شد







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.