هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: ارتباط با ناظر فن فیکشن
پیام زده شده در: ۱۰:۴۷ شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴
#1
با سلام به ناظر محترم !!

چرا خیلی وقته نیومدید ! ما بچه های فن نویس امیدمون به شماست !!!!

من قسمت جدید فن سوگند روح رو گذاشتم ولی اصلا کسی طرفش نمیره ! خلاصه خیلی دپرسم !! :(



رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: ارتباط با ناظر فن فیکشن
پیام زده شده در: ۴:۲۷ جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳
#2
سلام ! خوبید ؟
من بالاخره فصل چهارم داستان سوگند روح رو کامل کردم و گذاشتم ! اما هیچ کسی مث اینکه نمیخونه متاسفانه ! عاقا یعنی من افسردگی شدیدی گرفتم !!!


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۳:۱۳ جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲
#3
نقل قول:

آیلین پرنس نوشته:
من اول شدم...من اول شدم...دماغتون بسوزه!
بسیار مفتخرم که بگم من اولین کسی هستم که اینجا نظر می ذارم. فصل زیبایی بود عزیزم. توصیف صحنه ها و فضاسازی خوبی داشت و در کل دستت درد نکنه.
روم نمیشه بگم بقیشه شو زودتر بذار در این خماری نمانیم وقتی خودم دوماهه چیزی ننوشتم!


خوش اومدی عزیزم ! مگه فقط تو بیای آبجی تا اینجا نظر بدی و هم دل منو خوش کنی و هم اینجا رو از بین جلبک ها خارج کنی !
بســـــــــــــــــــــــــی ممنونم خواهری ! ای به چشم فصل جدید هم در حال نگارشه !

نقل قول:

جاگسن نوشته:
خوب به عنوان نفر بعدی منم نظرم رو همین جا میگم.

عالی بود. داستان جالبی را به نگارش در اوردین. به شخصه بسیار مایلم ادامه داستان شما رو بخونم. مخصوصا الان که در جای بسیار هیجان دار رها کردید. ظاهرا هرچی جلوتر می ریم نوشته های شما پخته تر و بهتر می شن.
منتظرم ادامه داستان رو بخونم.



اول از همه ممنون که وقت گذاشتی و داستان رو خوندی و از همه مهم تر نظر دادی !
بســــــــــــــــــــی مرسی ! ادامه داستان رو به زودی قرار میدم به امید خدا ! کیف داستان نویسی اینه که در جای حساس و هیجانی داستان رو تموم کنی !


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴ جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
#4
سلام به همگی !

خوب هستین ؟ خوش هستین ؟

بعد از مدت ها من اینجا یک پست میدم !

اومدم که ادامه داستان رو اینجا قرار بدم !

اما میبینم که هیچ نظری وجود نداره ! عاغا افسردگی گرفتم شــــــــــــــــــــــــــــدید ! ولی با این حال خوشحال میشم که بخونید و نظرتون رو بگید !

با تشکر از همگی !


قسمت اول فصل چهارم


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۱:۰۱ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲
#5
سلام ! میدونم که خیلی خیلی بدقول هستم ! :worry:

ولی شاید باور نکنید اصلا یادم رفته بود باید فصل ها رو اینجا هم قرار بدم متاسفانه !

خلاصه خیــــــــــــــــــلی باید ببخشید ! شرمنده ام

قول میدم از این به بعد خودم قسمت های جدید رو بزارم !

دوستان اگه خوندید یک نظری هم بدید که دلمون شاد بشه


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۱۷:۳۰ جمعه ۸ شهریور ۱۳۹۲
#6
نقل قول:

دافنه گرینگراس نوشته:
قشنگ ترین فنی که ازت خوندم؛ بین بقیه همین بود. غیر از چند تا مشکل کوچیک؛ عالی بود. توصیفات خیلی قشنگ، پر حس و شک آور بودن.
لرد رو اونقدر وحشتناک توصیف کردی که من فکر کردم من چرا مرگخوار شدم؟
فن های قبلی یجورایی یا کوتاه تر از این بود یا کشش این رو نداشت؛ ولی توصیفات این فن تو، دو برابر شکی بود که رولینگ وارد می کرد! در این حد ینی...
اندازه ـش برای یه قسمت خوب بود؛ اما بهتره این ها رو یکمی طولانی تر بکنی. البته اگه از اینی که هست بخواد طولانی تر بشه یه قسمت ـش، خواننده ای که برای خوندن چند دقیقه ای اومده؛ خسته می شه. ولی اگه یکی بخواد فقط به عناون داستان بخونه؛ خیلی کوتاه ـه. البته شاید بخوای آخرش، همه قسمت ها رو به هم بچسبونی که خیلی خوبه.
راستی، همون طور که مندی(!) گفتن؛ دو نقطه ما نداریم؛ سه نقطه اما داریم. .1، .2، .3...!


بسی ممنونم نظر لطفته !
آره به نظر خودمم خیلی لرد وحشتناک شده !
وای راست میگی ؟ ب خودم امیدوارم شدم برای ادامه دادن !
آره درآخر همه اینا رو به هم میچسبونم تا بهتر بشه !

نقل قول:

آماندا بروکل هرست نوشته:
بالاخره تونستم فنت رو بخونم!
چند تا مشکل کوچیک رو خدمتت بگم:
اولا اینکه "یک لبخند تمسخر آمیزی" یه جوریه... بهتره بنویسی "لبخند تمسخر آمیزی"...!
دوم، می زاشتم، می زاشتی، می زاشت، می ...چیزه... کلا این جور نوشتن اشتباهه! چون فعل اصلی گذاشتن هست، محاوره ش می شه می ذارم، میذاری و الی آخر.
سوم، کاربرد علایم نگارشی خوب نبودن؛ ".." زیاد بود! بعضی جاها اصلا علامتی نداشت! خب... علائم نگارشی خیلی مهمن!
و به نظرم بلاتریکس موقع کل کل با اسنیپ خیلی نرم شده بود!
قسمت پایانی هم خوب بود! منتظر فصل 2 هستم!


بسی ممنونم که خوندی و نظرت رو گفتی !
من سعی میکنم افعال رو ردست و صحیح به کار ببرم ولی بعضی وقتا از دستم در میره ! ببخشید بیشتر دقت میکنم
در مورد علایم نگارشی هم بیشتر دقت میکنم
فصل بعدی به زودی قرار میگیره


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۲۰:۵۳ سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۲
#7
1. سابقه ی عضویت در گروه مرگخواران؟

نچ

2. سابقه ی عضویت در محفل؟



3. مهم ترین تفاوت بین دو جبهه ی سیاه و سفید؟

قدرت ! سفیدا ضعیف و سیاها قوی هستن

4. نظر شما درباره کچلی و جادوگران کچل؟

کچلی خیلی خوبه ! دقت کردین همه افراد دانشمند و باهوش کچل هستن ؟ این نشون میده که کچلی عالیه

5. بهترین و مناسب ترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

شوما هر چه دستور بفرمایید ما همون کارو میکنیم :pretty: ! من هرچی محفلی به تورم خورد رو میارم خدمت شوما تا هرچی نظر شوما بود عمل کنم !

6. در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

بسی احترام میگذارم به ایشون :pretty:

7. به نظر شما چه بلایی سر موها و دماغ لرد سیاه آمده است؟

از بس که نگرانن برای رفتار این مرگخوارا و حرص خوردن از دست این محفلی ها این جوری شدن ! :worry:


8. یک نمونه از کارهای بی رحمانه و سنگدلانه و سیاهانه خود را شرح دهید.

یک بمب انفجاری رو انداختم توی یک رستوران ! همه کباب شدن

9. نظر خود را بصورت کاملا خلاصه درباره این واژه ها بیان کنید:

ریش: اه اه ! موهای سیخ سیخ چندش آور

طلسم های ممنوعه: ما از این جور طلسم ها مگه داریم ؟

الف.دال: ابرکسس دلیر ! بهله !

ابرکسس دلیر!!!!

اگه اشتباه نکرده باشم فقط یه پست ایفای نقش داشتین.همونو خوندم.
برای شما هنوز کمی زوده.پستتون اشکالاتی داره.بهتره فعالیت ایفای نقشتونو بیشتر کنین که هم سطح نوشته هاتون بالاتر بره و هم ما با طرز نوشتن و فعالیت شما بیشتر آشنا بشیم.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۶ ۱:۳۲:۱۶

رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۲۳:۵۵ دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲
#8
سلام بر همگی ! خوب هستید ؟ :pretty:

از همه دوستانی که وقت میذارن و فن منو میخونن بازم تشکر میکنم !

اینم قسمت پایانی فصل اول

امیدوارم لذت ببرید ! نظر فراموش نشه لطفا


قسمت پایانی فصل اول


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: هری پاتر و سوگند روح
پیام زده شده در: ۲۱:۴۱ پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲
#9
نقل قول:

چارلی ویزلی نوشته:
ابرکسس جان
قسمت دوم هم زیبا بود هیچ چیزی کم نداشت.


خیلی مچرکم ! :pretty:

نقل قول:

نویل لانگ باتم نوشته:
خيلي بهتر شده ابركسس جان. لااقل مثل خيلي از فن فيكشن ها عجله اي پيش نميره. همينجوري ادامه بده.
موفق باشي!


بسی ممنونم ! خودم هم از فن هایی که سریع پیش میره زیاد خوشم نمیاد ! خیالتون راحت با سرعتی متعادل پیشش میبرم

نقل قول:

دافنه گرینگراس نوشته:
مثل همیشه قشنگ بود. اما چیزی که خیلی تو ذوق می زد؛ کمبود علائم نگارشی که شامل نقطه هم می شه؛ بود.

ای کاش افکار دراکو رو بیشتر ادامه می دادی. داشتم تو حس فرو می رفتم که پوووف! رفتی یه محل دیگه. اما همون نصف صفحه، قشنگ ترین قسمت فن ـت بود.

یخورده اقرار آمیز بود حتی فکر این که دراکو بخشیده شده. کل کل بلاتریکس با اسنیپ هم قابل قبول نبود. بلاتریکس حرف نمی زنه؛ کتک می زنه. آندرستند؟



خیلی ممنون و سپاسگذارم ! من در بکار بردن این علایم اصلا قوی نیستم ! باید ببخشید ! :worry:
آره خودمم به این فکر افتادم که افکارش رو ادامه بدم ولی حسش نبود ! در مورد بخشیده شدن دراکو یکم دیگه صبر کن فکر کنم نظرت عوض بشه !
آنرستند


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!


پاسخ به: روز عشق و عاشقی !
پیام زده شده در: ۲۰:۲۷ سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲
#10
لرد با خودش میگه : این چشم باباقوری دیگه از کجا پیداش شد ؟

و بعد داد میزنه : آخه مگه اینجا طویله است که همه عین گوسفندا سرشون میندازن پایین و میان تو ؟ همون گوسفند هم اول ک ببببببببعععععععع میکنه و بعد میره تو طویله آخخخخخخخخخخخخخخخخه

تریلانی میگه : خب اگه طویله نیست پس چرا درش چهارطاق بازه ؟

لرد به در نگاهی میکنه و میبینه خب اینم حرفیه ! بعد برای اینکه جلوی ضایع شدنش رو بگیره میگه : یا همین الان بنال ببینم چی میگی یا اینکه یک کریشو تحویل بگیر !

- نه ارباب .. الان میگم .. پیشگویی مادرتون رو براتون بگم ؟

- اگه پیشگوییت مثل اون چشمای کورت باشه که کریشو حتمی میشه .. بنال!

- لرد و سلستینا و آیلین هم همچنان درحال کتک کاری بودند و جیغ و داد میکردند.

لرد هم چون حوصله اش سر رفته بود سه تا طلسم شیک خوند و هر سه عین چوب خشک ولو شدند کف زمین !

- طبق پیشگویی ، بعد از خوردن اون معجون موهای بدن تون رشد میکنه و بلند میشه و شما در ظاهر مثل دامبلدور میشید با این تفاوت که موهای اون سفیده ولی مال شما صورتی هست ارباب ! وهمین موها باعث میشه که با یک زن بسیار خوب آشنا بشید که به شدت عاشق رنگ صورتی هست و وقتی شما رو میبینه یک دل نه صد دل عاشق شما میشه و همیشه با شما خواهد بود و یک پسر کاکل صورتی هم برای شما میاره که جانشین شایسته ای برای شما خواهد بود !

لرد درحالی که کله کچلش را میخاراند گفت : یعنی من مو دار میشم ؟ یعنی من زن میگیرم ؟ یعنی من بچه دار میشم ؟ و بعد لامپی روی سرش ظاهر شد و گفت : خب حالا اون کی هست ؟

- نمیدونم ارباب ! مادرتون عکسش رو بهم نشون داد ! صبر کنین فک کنم !!

- ارباب کوتوله بود و کمی تپل ! موهاش هم کوتاه بود ! دیگه درست ندیدم چون عکسش رو نچسبونده بودم به چشمام تا جزئیاتش رو ببینم ! فقط مادرتون این لاخ مو رو هم بهم داد که به شما بدم ! این لاخ موی خودتونه . مادرتون همچین روزی رو پیشبینی کرده و قبل از اینکه طاس بشین یک شب وقتی خواب بودین روحش اومده و یک لاخ از موهاتون رو کنده و ذخیره کرده برای همچین روزی !

و لاخ مو را به سمت لرد گرفت !

پ.ن : [/b]اون شخص آمبریج است !


رودخانه دل صخره را میشکافد، نه به خاطر قدرتش بلکه به خاطر پایداریش !!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.