هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱:۱۲ شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
#1
کلاوس

من نفهمیدم مشکلت دقیقاً چیه؟
یه کم دوباره بگو.

در مورد قالب هم آنی مونی داره زحمتش رو می کشه. ایشالا به زودی یه قالب خوشگل میاد.

تام ریدل جان!

منم چند وقتیه مدیر شدم جاتون خالی. بیا اگه میخوای با منو یه دور بزن ولی خیلی دور نرو.

در مورد امضات هم من که به جون ایوان دست نزدم بش.
ویولت هم بچه خوبیه از این کارا نمی کنه. بقیه مدیرا هم که اینقد کم پیدان فک نکنم حال این کارا رو داشته باشن.
تو هم صلوات بفرست بره دیگه.

و در مورد صحبت های آنتونین من نظر خودم رو گفتم، برای نظر تو هم احترام قائلم. هر چند که فکر می کنم یا تو برداشت اشتباهی از صحبت های آنتونین کردی یا من.

موفق باشی




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۱۳ پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
#2
آنتونین

به نکته ی خیلی ظریف و خوبی اشاره کردی.
فکر کنم شاید هر کسی توی دوران فعالیت ـش توی جادوگران به این نکته برخورده و بهش فکر کرده. خود من خیلی دوست دارم این محدودیت های خیلی زیادی که توی سایت هست کمتر بشه و یه کم تغییر ایجاد بشه.

اما خب این درد، درمونش چیه؟
نمی دونم پست های آخر جلسه ی شورا دورمشترانگ رو خوندی یا نه؟
پیوز یه پیشنهاد جالب داده بود، که شاید اون بتونه کمکی به این قضیه بکنه. اما خب مشکلاتی که من اونجا در جواب بهش گفتم هست. با اون مشکلات نمیشه اینچنین طرح هایی رو عملی کرد.

من خودم به شخصه خیلی دوست داشتم اینجا به سمت یه ایفای آزاد بره. اما چیزی که ما باید قبول کنیم اینه که جادوگران الان خیلی متفاوته با سایت های دیگه ای که تازه فعالیتشون رو شروع کردن.
یه نهال رو اگه بخوای جابجا کنی خیلی کارت راحته، اما یه درخت 10-12 ساله رو اگه بخوای جابجا کنی ممکنه حتی خشک بشه!

حالا اگه خودت ایده ای داری که چطوری این تغییرات می تونه اعمال بشه و چه روشی می تونه این تغییرات رو ایجاد کنه بیا و پیشنهاد بده.

از بقیه ی اعضا هم دعوت می کنم بیان اینجا و نظرشون رو در این باره بگن، شاید تونستیم راه حلی برای این قضیه پیدا کنیم.

ممنون از صحبت های روشنگرت.

آیلین

خب اول یه جا دکمه ی پاسخ رو برن، بعد اون پایین، قبل از این ارسال و اینا یه جا به نام پیوست هست. اونجا Browse رو بزن و فایلت رو انتخاب کن.
به همین سادگی به همین خوشمزگی.




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۳:۳۱ پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
#3
تام ریدل عزیز

والا من که ویرایش نکردم، بعید می دونم کسی دیگه از مدیران هم ویرایش کرده باشه، چون تا اونجایی که من یادمه مشکلی نداشت امضات.
احتمال داره به خاطر این به روز رسانی ها این اتفاق افتاده باشه.
حالا من پیگیری می کنم نتیجه رو برات پخ می کنم.




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۰:۱۲ چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
#4
آنتونین

قصد ادامه دادن صحبت رو باهات ندارم.
از توهین هات هم رد میشم. همونطور که ویولت عزیز لطف کرد و از توهین هایی که بهش کرده بودی چشم پوشی کرد.
ولی در صورتی که شکایتی از کسی در مورد این لحن ادبیات و حرف زدن ـت به دستم رسید مجبورم برخورد شدید تری باهات بکنم و جریمه های سنگین تری برات وضع کنم.
البته امیدوارم این توهین ها به من و ویولت خالی ـت کرده باشه و اعضای دیگه درگیر این قضیه نشن.

پ.ن: چت باکس توی این قالب جدید پایین صفحه س.

موفق باشی




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۰:۱۹ دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
#5
سارا

همونطور که به raha-snape هم گفتم الان متأسفانه مشکلاتی برای مسئولین فنی پیش اومده.
حالا اگه میخواین می تونین دوباره چیزایی که فرستادین رو بفرستین تا تأیید بشن.

آنتونین

پلیس خوب و بد نداریم اینجا، همه خوبیم.
شما متأسفانه یه اکانت دیگه ساختی و با اون توی چتر پیام دادی.
این کار شکستن جریمه ای بود که برات در نظر گرفته شده بود.

آنتونین عزیز واقعاً نمی دونم هدفت از این کار هات چیه؟ اولین چیزی که به ذهن منم رسید اینه که میخوای بلاک بشی، ولی بعد دیدم نه انگار، اینو نمیخوای.
فکر نمی کنم هم قصدت خراب کردن جو سایت باشه، چون مسلماً همونطور که این سایت برای همه ی اعضاش عزیزه، برای تو هم هست. تأثیر منفی که کار هات روی جو سایت میذاره همه رو آزرده می کنه.
اگه هدفت رو با ما هم در میون بذاری شاید بشه کمکت کرد و به روش دیگه ای مسئله رو حل کرد.

در ضمن لطفاً آخرین بارت باشه که جریمه ـت رو می شکنی.




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱:۰۹ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳
#6
درود

آنتونین

متأسفانه اتفاقاتی افتاد توی این چند ساعت گذشته که چندان خوشایند نبود.
مطمئناً سوابق تو و فعالیتت توی سایت از کسی پنهان نیست و کسی هم اونا رو فراموش نمی کنه.
در نتیجه برای آخرین بار بهت میگم که خواهشاً دیگه چنین رفتار هایی تکرار نشه و سعی کنیم احترام طرف مقابلمون رو حفظ کنیم.
فراموش نکنیم که اینجا برای تفریح ـه نه برای دعوا و بحث و توهین.
در ضمن به دلیل صحبت هات توی چت باکس مجبورم یک هفته دسترسی ـت از اونجا رو هم بگیرم. امیدوارم آخرین باری باشه که دسترسی یکی رو، هر چند موقت، می گیرم.

موفق باشی


raha-snape

دوست عزیز، متأسفانه مشکلاتی که برای دوستان فنی پیش اومده یه کم کار رو به تأخیر انداخته و اینجا نیستند که جواب شما رو بدن.
ولی من فکر می کنم ممکنه این نظرات شما اگه توی روز های آخر قبل از به روز رسانی بوده باشه، پاک شده باشه. بهتره دوباره نظراتتون رو بفرستید.




پاسخ به: دفتر نظارت انجمن
پیام زده شده در: ۱۶:۴۱ پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۳
#7
دوستان عزیز، فعلاً فصل کوییدیچ نیست.
با آغاز فصل جدید کوییدیچ اطلاع رسانی انجام میشه.




پاسخ به: محفل به روایت فتح
پیام زده شده در: ۱۱:۲۲ یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
#8
- آخه واسه چی؟ این نامردیه که. گناه دارن! اصن من خودم خرج تحصیلشونو میدم.
- ننجون حالا گناه هم داشته باشن تو اول باید پول این 15 تا دستمال کاغذی که تا حالا تموم کردی رو بدی. فک نکنم پولت به اون برسه.

هلگا توی آشپزخونه ی گریمولد نشسته بود و برای اون کسایی که قرار بود توی کنکور رد بشن گریه می کرد و با فین های پی در پی اش حسابی آشپزخونه رو از نظر بهداشتی پایین می آورد.

ویولت دستش رو روی شونه ی هلگا گذاشت و گفت:
- آخه ننجون، همینه دیگه همه جا. یه سری ملت میان امتحان میدن، یه سریشون رد میشن یه سری قبول. تازه خیلیا هستن که می تونن برن کلاس های کنکور ثبت نام کنند.

صدای گریه ی هلگا بلند تر شد و با هق هق گفت:
- وااااای، بمیــــرم! اونایی که پول کلاس کنکور ندارن چی؟ تازه استاد های درست حسابی هم که نمیذارن برای این مردم بیچاره که. یه سری استاد شل و کور میان که هیچی هم بلد نیستن.

آلیس که تازه وارد آشپزخونه شده بود و در حال کنار زدن دستمال های مزین به فین های ننه هلگا بود گفت:
- اتفاقاً جیمز و تدی کلاس کنکور راه انداختن و خودشونم تدریس می کنن. ولی نامردا دارن ساعتی 3 گالیون از ملت میگیرن! اووووغ ننه چیکار کردی؟

آلیس چند تا از دستمال های هلگا رو توی ماهیتابه ی مخصوصش پیدا کرد و با همون قیافه ی فوق الذکر ماهیتابه رو به همراه دستمال ها روانه ی سطل آشغال کرد.

- زمانی که ما تدریس می کردیم اصلاً از این خبرا نبود. ما تدریس می کردیم به خاطر این که تدریس یه کار مقدس بود. من به همشون درس میدادم و همشون رو به یه چشم می دیدم.

هلگا بعد این که این جمله رو گفت لحظاتی به فکر فرو رفت و یهو گفت:
- آهـــــان! فهمیدم. من به همشون درس میدم و همشونو به یه چشم می بینم! ازشون پول هم نمیگیرم. اونوقت همه کنکور قبول میشن.

همون موقع خانه ی ریدل

- عــــــــرباب. عـــــــــرباب!

آنتونین عرباب گویان به سمت اتاق لرد می رفت که ناگهان در اتاق باز شد و لرد ولدمورت بیرون اومد. در مقابل چشم ملت مرگخوار یه کروشیو نثار آتونین کرد. بعد از روی زمین بلندش کرد، سر چاخانوف رو بین پاهای مبارک قرار داد، دو تا دستش رو از پشت بالا آورد و به سبک حضرت Triple H پرید و چنان روی زمین اومد که مغز آنتونین به در و دیوار پاچید!

لرد از جاش بلند شد و اندک گرد و غباری که روی رداش نشسته بود رو تکاند و با لحن سرد و بی روحی گفت:
- حالا کسی جرأت داشت دیگه ما رو با این لفظ صدا بزنه.

ملت:
دافنه و رز:

مورفین سریعاً پیرهنشو کشید روی سرش، یه تجدید قوا کرد و دوباره برگشت و گفت:
- ارباب، این شاخانوف میخواشت بگه که محفلی ها همه رفتن و توی کلاشای اون بوژبوژی ها دارن شرکت می کنن. اینژوری اونا کنکور قبول میشن ما نمیشیما!

- اون دیگه مشکل شماست. بودجه کم شده نمی تونم بفرستمتون کلاس کنکور. خودتون یه کاری بکنید. هر کسی هم که توی کنکور قبول نشد می تونه یه جا کنار دالاهوف برای خودش رزرو کنه.

لرد بعد از گفتن این جمله گرومپ گرومپ کنان و با ابهت به سمت اتاقش رفت و در رو بست.


ویرایش شده توسط هلگا هافلپاف در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۲۴ ۱۱:۵۲:۱۶



پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۰:۵۴ چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳
#9
بله دوست عزیزم.
برای فعالیت در انجمن های ایفای نقش باید عضو ایفا باشی.



پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۲:۳۳ جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳
#10
سلام دوستان

خدمت شما سه دوست عزیزم عرض می کنم که یکی از معیار های کلاه گروهبندی، علاقه ی خود شخص به گروه هست، اما معیار های دیگه ای هم وجود داره که با استفاده از اون ها گروهبندی انجام میشه.
اگه باز هم صحبت و نظر و انتقادی دارید می تونید توی پیام شخصی با من در میون بذارید.

موفق باشید.








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.