هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۹:۳۴ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
#1
سلام

ما هم باید گروه بندی شیم ؟ !

؟؟

خوب من که هوشم خوبه تو دنیا ماگلی هم تیزهوشانم . کلا خیلی پررو ام و ترسی هم ندارم ( از مار میترسم) :D

و این که من شخصیتی که گرفتم هم رونکلا بود و این که عاشق کارگاه بازی ام (عین جان داولیش) :D

بعد این که من خودم هیچ کدوم از این گروه ها رو دوست ندارم :D
بعد این که تنبل به تمام معنام و اصلا هم سخت کوش نیستم و درسم هم بد نیست :D
بعد فکر کنم کلاه عزیز تو خاطرات یک بچه بی عرضه رو خونده باشی که اسم شخصیتش هست گرگ هفلی که هی میگی هافلپاف هافلپاف هافلپاف هافلپاف

اه اه اه

دیدی چه پرروام ؟


________________________________________

you shall not pass ! :D


پاسخ به: قدرتمند ترین جادوگرهای زنده ی حال حاضر چه کسایی اند؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶ دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
#2
مک گوناگال


________________________________________

you shall not pass ! :D


پاسخ به: کلیپ ها و ترانه های جادویی!!!
پیام زده شده در: ۱۶:۴۴ دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
#3
اینا راستش یه گروهن برا همه چی یه کل کل رپی میسازن :d

خوشحالم که خوشتون اومد
به نظرم من باحال ترین جاهاش جاهایی بودن که گندالف میگه YOU SHALL NOT PASS و اون جا که دامبلدور انگشتر D و A رو به عنوان دو حرف اول ارتش دامبلدور میاره جلو

یه کلیپ خنده دار دیگه هم هست که در مورد این که هری پاتر چطور باید تموم میشد هست :d
فقط من نمیدونم کجا باید بزارمش :d اخه شعر نیست


________________________________________

you shall not pass ! :D


پاسخ به: الگوی شما کدام شخصیت هری پاتر است؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۱۷:۱۶ شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
#4
اسنیپ / دامبلدور / هگرید

اسنیپ : فداکار و عاقل

دامبلدور : هوش و ذکاوت و عقل و خیلی چیزای دیگه . . .

هگرید : صمیمیت و مهربانی


________________________________________

you shall not pass ! :D


نبرد رپی (دامبلدور بر علیه گندالف)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۳ جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
#5
درود

دوستان نمیدونستم کجا بزارمش اخه تازه کارم تو این انجمن !

برای دیدن کلیک کنید

خوب دیگه چه توضیحی بدم کل کل رپی بین گندالف و دامبلدور هست به همراه you shall not pass معروف گندالف

فقط اگه جاش این جا نبود مدیرا منتقل کنن .


________________________________________

you shall not pass ! :D


Re: هفت سين جادويي
پیام زده شده در: ۱۵:۱۲ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲
#6
1_ سوروس اسنیپ
2_ سایت جادوگران
3_ سمبل جادویی
4_ سیریوس بلک
5_ سدریک دیگووری
6_ سبزه های جادویی آدم خوار
7_ سرکه با اسانس نیش مار اسلیترین !


________________________________________

you shall not pass ! :D


Re: جک جادویی
پیام زده شده در: ۱۴:۱۵ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲
#7
هری :ﺍﻟﻮﻭ..بخش دفتر کارآگاهان ۱۱۰؟

داولیش :ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟

هری :ﻣﻨﻮ ﺑﺰﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻥ

داولیش :ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺷﯿﺪ.. ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﮐﺠﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟

هری :هاگوارتز


________________________________________

you shall not pass ! :D


Re: جک جادویی
پیام زده شده در: ۲۱:۲۸ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲
#8
یه روز دامبلدور زنگ میزنه به یکی از مغازه های جارو های جادویی فروشی در کوچه های دیاگون بعد دامبلدور میگه : سلام اون جا جارو جادویی دارین ؟ فروشنده میگه : بله . چطور ؟ بعد دامبل میگه : خوش به حالتون ما نداریم




________________________________________

you shall not pass ! :D


Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۳۸ دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲
#9
نام : جان داولیش
جنسیت : مرد

ویژگی های ظاهری و ... شخصیت :

مردی خشن با موهای کوتاه و زبر و خاکستری تصویر کرده است رنگ چشم هم سبز

گروه : گریفندور

چوب جادو :

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده

اندازه : 1/5 در 12

چوب : گرودی سیاه

هسته : اژدها

انعطاف پذیری : سفت و محکم

دسته جارو : جاروی 2014

علایق : معجون سازی و گیاهان جادویی

توانمندی ها : معجون سازی و شناخت گیاهان و کارآگاهی

شغل : کارآگاه وزارتخانه


تایید شد!


ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۴ ۹:۴۸:۴۱

________________________________________

you shall not pass ! :D


Re: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۶:۲۹ جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲
#10
نیمه های شب بود پروفسور در اتاق تاریک و پر از وحشت خود که با معجون های جادویی پر شده بود نشسته بود و در همین حال هری و رون که بعد از وقت مجاز به خانه ی هاگرید رفته بودند حالا با تمام وجود میدویدند تا از دست آقای فلیچ فرار کنند
رون : هری نقشه ای داری ؟ من نمیخوام اخراج بشم ! همش تقصیر تو بود .

هری : فعلا بدو ! بعدا راجب این که تقصیر کی بود صحبت میکنیم .

در حال دویدن بودن که فهمیدن راهی که آمدن بن بست است و به انبار پروفسور اسنیپ ختم میشود !

فلیچ : خوب دیگه گرفتمتون ! بازم میخواین در برین بچه های بی عقل بی ادب

فلیچ به طرف رون هجوم آورد ولی رون جا خالی داد و فلیچ و گربه ی نازنینش داخل انبار اسنیپ افتادن و با برخورد گربه ی آقای فلیچ به یکی از معجون ها معجون بر روی گربه ریخته شد و گربه به طور وحشتناکی جهش یافته شد !

در همین حوالی بود که اسنیپ دوان دوان از راه می رسد و با چهره ای خشمگین نعره ای بر سر هری و رون میزند

اسنیپ : وووواااااییی ! باز هم این دو خرابکار ! خدایا کمک ! اخه بچه های دست و پا چلفتی میدونید همین الان چه دسته گلی رو به آب دادین ؟


هری و رون لبخند میزنن و به پروفسور نگاه میکنن انگار که اتفاقی نیوفتاده

اسنیپ : شما همین الان یه گربه رو به یکی از وحشت ناک ترین موجودات دنیا تبدیل کردین که به تنهایی میتونه کل هاگوارتز رو نابود کنه ای بی عقل های دست و پا چلفتی ! پادزهرش هم معجون ساقه ی گل سرخابی تپه های شیب دار دره ی ویزارد وار هست که با پای پیاده حدود دو هفته راهه و تا اون موقع هاگوارتز توسط این موجود جهش یافته خورده شده !

فلیچ از زیر معجون ها با صدایی خسته میگوید : خدایا شکرت ! من هنوز زنده ارم ! من هنوز زنده ام !
فلیچ هی این جملات را میگوید تا این که یکی دیگر از معجون های طبقه آخر قفسه بر روی سرش میوفتد و فلیچ بیهوش میشود

در همین لحظات بود که رون داد میزند : ارهههه ! ارههه ! ماشین پرنده ! ما میتونیم از ماشین پرنده استفاده کنیم با ماشین پرنده ما یک روزه میرسیم

پروفسور که کمی گیج شده بود قبول کرد و آن ها با بد اخلاق ترین معلمشان به سفری برای نجات هاگوارتز رفتند . . .

آن سه سوار بر ماشین پرنده به سمت دره ی ویزارد وار میرفتند بلاخره بعد از یک روز به دره رسیدند و ساقه ها را جدا و معجون خاصش را ساختند و به سمت هاگوارتز برگشتند در لحظه ای که به هاگوارتز رسیدند دیدند که گربه ی فلیچ که حالا به هیولایی جهش یافته تبدیل شده بود به سمت دانش آموزان در حال حمله بود که ناگهان هری معجون رو به سمت هیولا پرت میکند و هیولا دوباره به شکل گربه در میاید و همان گربه ی آقای فلیچ میشود

بعد از تمامی این ماجرا ها اسنیپ به فلیچ دستور داد که هری و رون را به اتاقش ببرند

هری : چیزی شده پروفسور ؟

اسنیپ : نه فقط تمام ذخایر معجونم به فنا رفت شما دو تا به خاطر این کارتون دو تا تنبیه دارید یکی به خاطر گربه ی آقای فلیچ و مجبور کردن من برای سفر با دو خل و چل و دیگری برای معجون های من !

در همین حوالی بود که فلیچ گفت : نه پروفسور ! با این که به خاطر این دو نفر یک آب خوش از گلوم پایین نرفته ولی همین که گربه ام رو برگردوندن کافیه من ازشون شکایتی ندارم

اسنیپ : خوب حالا که این طوره لطف میکنید و تمام معجون ها رو بر میگردونین !

بعد از تمام شدن حرف اسنیپ اسلاگهورن در را باز کرد و گفت : اسنیپ دوست عزیزم ! دیدم انبارت خالیه همه رو با توجه به لیستی که اون جا بود پرش کردم ! موفق باشی دوست عزیز !

و بعد در را بست و رفت در این لحظه بود که پروفسور به شدت عصبانی شد و حرص خورد ! (دقیقا
عین توی تصویر ) پایان

راستی چرا سایت اینگلیسی شد ؟


تأیید شد!

یکی از ایرادات خیلی جالب پستت نذاشتن نقطه آخر جمله ها بود. من توی پست قبل تذکر دادم زیاد از علامت تعجب استفاده نکنی. زمانی که علامت تعجب یا علامت سؤال آخر جمله نداریم، خیلی ساده از نقطه استفاده می کنیم!

چند تا غلط املایی هم داشتی. مثلاً بالاخره این شکلی نوشته می شه.

اما از نظر محتوا این جمله خیلی جالب بود!
«با پای پیاده حدود دو هفته راهه و تا اون موقع هاگوارتز توسط این موجود جهش یافته خورده شده !»

دقیقاً چرا با پای پیاده؟!

اینا مثلاً جادوگر هستن و به جز ماشین پرنده آقای ویزلی، هزار راه جادویی دیگه برای رفتن به اون دره وجود داره مثلاً غیب و ظاهر شدن!
حالا بگذریم از این که وسایل نقلیه مشنگی مثل اتومبیل، قطار و هواپیما هم مطمئناً بهتر از پای پیاده هستن!

با همه ی این احوال چون نسبت به پست قبل پیشرفت خوبی داشتی و اشتیاق خاصی برای ورود به ایفای نقش توی پستت دیدم تأیید می شی.
امیدوارم با تمرین و خوندن پست های خوب خیلی زود پیشرفت کنی.
حتماً به انجمن ویزنگاموت سر بزن. سایت هم احتمالاً به این خاطر انگلیسی شده که زبانش رو تغییر دادی.

موفق باشی.



ویرایش شده توسط لیلی اوانز در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۱ ۴:۰۱:۲۴
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۱ ۴:۱۵:۲۸

________________________________________

you shall not pass ! :D






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.