هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۲۲:۳۲:۲۴ چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹
#1
من اومدم و بازگشتی شکوهمندانه داشتم!
اول از همه قرعه ی آلنیس اورموند رو میدم و بعدش هم لیستی از امتیاز های قرعه ها تا این لحظه رو داریم.

قرعه اسرار آمیز آلنیس اورموند:

تصویر کوچک شده



قبل از اعلام لیست این رو بگم که اگر احساس کردید جایی از لیست مشکل داره به من از طریق پیام شخصی اطلاع بدید.

و حالا این هم لیست امتیاز ها:

لیسا تورپین: 3 امتیاز
سوروس اسنیپ: 10 امتیاز
ارنی پرنگ: 5- امتیاز
زاخاریاس اسمیت: 5 امتیاز
آیلین پرینس: 3 امتیاز
ادوارد: 1 امتیاز
لاوندر براون: 1- امتیاز
ربکا لاک وود:1- امتیاز
پومانا اسپراوت: 1 امتیاز
وین هاپکینز: 3- امتیاز
دراکو مالفوی (old): یک امتیاز
گابریل تیت: 9 امتیاز
ایزابلا تینتوئیستل: 5- امتیاز
پلاکس بلک: 5 امتیاز
آلبوس سوروس پاتر: 5- امتیاز
دومینیک ویزلی: 5 امتیاز
هدر: 3- امتیاز
دراکو مالفوی: 3 امتیاز
اما ونیتی: 0امتیاز
اریکا جی: 3- امتیاز
مارکوس فنویک: 0 امتیاز
جرمی استرتون: 5- امتیاز
امیلی تایلر: 5- امتیاز
آلنیس اورموند: 3 امتیاز


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: چکش سازی دیاگون
پیام زده شده در: ۲۳:۱۶:۲۲ سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
#2
لرد نگاهی به پلاکس میندازه و سوال اصلی رو دوباره از اون میپرسه.
- کدومشون تو رو کشت؟ دقت کن پلاکس چون اگه اشتباه کنی خودمون دوباره میکشیمت!

این بار پلاکس بود که دچار شک و تردید میشه.
- اممم... ارباب من دچار استرس پیش از یاد آوری صحنه حادثه شدم! نیاز به یک لیوان هات چاکلت داغ دارم تا همه چیزو یادم بیاد.

هکتور که همیشه انواع و اقسام مایعات داغ رو توی جیباش داره فوری یه لیوان هات چاکلت داغ رو زیر دماغ پلاکس میگیره!

- الان که فکرشو میکنم میبینم استرس پیش از یاد آوری صحنه حادثه ام از بین رفت.
- خب حالا فکر کن و به ما بگو کدومشون بود؟

پلاکس آب دهنشو قورت میده و میره که انتخاب کنه. بین بلایی که با لبخندی شیرین به اون زل زده و درختی که شاخ و برگشو تکون میده و جمله من بودم من بودم سر داده!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: خانه های هاگزمید
پیام زده شده در: ۲۲:۵۸:۱۱ سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
#3
هکتور که تازه از این وضعیت خوشش اومده بود، گفت:
- خب حالا که این همه شور و اشتیاقو میبینم. دو تا معجون درست میکنم. بعد به شکل تک حذفی قرعه کشی میکنم. اسم ها رو مینویسیم میندازیم تو پاتیل. اسم هر کی موند باید یه شیشه از معجون بخوره!

مرگخوار ها قصد مخالفت داشتن ولی دیدن چهره ی ناراضی و پاکت به کمر نامه و لرد مانع هر گونه ابراز مخالفت شد.

هکتور هم که بسیار راضی به نظر میومد مشغول هم زدن پاتیل با یه دستش شد و همزمان با دست دیگه اش روی کاغذ های کوچیکی چیزی مینوشت و توی یه پاتیل دیگه مینداخت.
هکتور هم زد و نوشت... و هم زد و نوشت... و هم زد و نوشت...

- هک!

درسته که هکتور الان در موضع قدرت بود ولی فردایی هم وجود داشت و بلاخره قصد داشت یک مرگخوار زنده و سالم باشه! بنابراین دست از هم زدن و نوشتن برداشت و پاتیل ها رو گذاشت وسط!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: خانه های هاگزمید
پیام زده شده در: ۲۰:۲۱:۱۵ سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
#4
لبخند هکتور گشاد تر شد و تا چشم هایش رفت.
- دارم ارباب!
- کوفت و دارم! پاشو از جلو چشممون دور شو! تا حالا اصلا کجا بودی که الان با مشکلاتت اومدی سراغ ما؟
- صدای اهم اهمی از نامه بلند شد و قسمت " به اولین شخص دارای مشکلی که رسیدین کمکش کنین " با فونت شماره هفتاد و دو پیش چشم لرد ظاهر شد. انگار لرد چاره ای نداشت جز اینکه ببینه هکتور چه مشکلی داره.

- این ماجرا بلاخر تموم میشه هک. و ما دستمون بهت میرسه. حالا بگو ببینیم مشکلت چیه!

هکتور بسیار فرصت طلب و سودجو بود. ممکن نبود فرصتی که به دستش اومده بود رو به این راحتی ها از دست بده. اون مدت ها بود که منتظر این فرصت بود تا کوهی از مشکلاتش رو روی سر لرد بریزه.

- همین جاهاست ارباب الان پیداش میکنم.

هکتور دستش رو تو جیبش میکنه و پاتیلی رو بیرون میاره.

- این؟ باید حدس میزدیم مربوط به اینه!
- نه نه ارباب این نیست. الان پیداش میکنم.

هکتور دوباره و دوباره دست در جیب رداش میکنه و نیم کیلو بال خشک شده سوسک، دو شیشه نیش لینی، دو گونی سبزیجات خشک شده، چهار پاتیل در ابعاد مختلف، هفت ملاقه در رنگ های متفاوت و بیست و شش شیشه معجون های رنگ و وارنگ از جیب های مختلف رداش بیرون میکشه و روی زمین میذاره.

- اینا همه تو جیب هات بودن هک؟

هکتور بی توجه به این سوال کاغذی رو از جیبش بیرون میاره.
- پیداش کردم!
- ما عجله داریم دگورث گرنجر! وقت با ارزش ما رو هدر نده!

هکتور با لرزشی شدید، سرش رو تکون میده و کاغذ رو باز میکنه. و کاغذ باز میشه.... و باز میشه... و همچنان باز میشه... و باز هم باز میشه... انقدر باز میشه که انتهاش از دید همه ی مرگخوار ها خارج میشه. هکتور هم صداش رو صاف میکنه تا لیست رو با صدای بلند بخونه:

- اهم اهم، لیست مشکلات هکتور دگورث گرنجر بدین شرح می باشد:


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: چکش سازی دیاگون
پیام زده شده در: ۱۹:۴۰:۲۷ سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
#5
پیر مرد در تمام عمر گوهر بارش هرگز مورد توجه این همه آدم با هم قرار نگرفته بود. بنابراین چیزی نمونده بود تک تک سلول های بدنش از شدت هیجان از هم بپاشه!

- خودشه؟
- به نظر میاد خودش باشه. ولی اینجا چی کار میکنه؟
- چقدر پیر و فرتوت به نظر میرسه!
- غمگین و خسته و کثیف شده!
- باید ببریم تمیزش کنیم و یه جای مناسب براش تهیه کنیم!

اشک در چشم های پیرمرد حلقه زد و آب دماغش به شکل کش داری روی چوبدستی و از نوک اون روی زمین چکید!

- چه با شکوه!
- چه ابهتی داره!

پیرمرد تاب و تحمل این حجم از تعریف و تمجید ها رو نداشت. اون هرگز تصور نمیکرد خانواده ای داشته باشه ولی به این گروه عجیب و غریب احساس تعلق خاطر عجیبی داشت. مخصوصا به فرد کچل بی دماغی که با چشم های سرخش به اون زل زده بود.
- تو منو یاد بابام میندازی! بابا...


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۳۵:۵۶ دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹
#6
پست نتیجه توسط لرد ولدمورت نوشته شده است!


نتیجه دوئل پلاکس بلک و آیلین پرنس:


امتیازهای داور اول:
پلاکس بلک: 24 امتیاز – آیلین پرنس: 23 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
پلاکس بلک: 26 امتیاز – آیلین پرنس: 25 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
پلاکس بلک: 24.5 امتیاز – آیلین پرنس: 24 امتیاز

امتیازهای نهایی:
پلاکس بلک: 24.83 امتیاز – آیلین پرنس: 24 امتیاز


برنده دوئل: پلاکس بلک!

......................................

آیلین پرنس جامی پر از مایع سبز رنگ را از دیزی گرفت.
-مطمئن باشم؟ همین کافیه؟ پسرم اون دختر موقرمز رو برای همیشه فراموش می کنه؟ دیگه عذاب نمی کشه؟

دیزی با خوشحالی جواب مثبت داد.
-درسته. من که هکتور نیستم! کلی دربارش مطالعه کردم. فقط نباید توی یه روز بیشتر از یه قاشق خورده بشه؛ وگرنه دچار اختلال شدید مغزی می شه. همین.

آیلین سری به نشانه فهمیدن تکان داد و به سمت آشپزخانه رفت. وقتش بود که کلوچه های مورد علاقه پسرش را درست کند.

درست در همین لحظات پلاکس با عجله از اتاق لرد سیاه خارج شد. بطری معجون سبز رنگ را زیر ردایش پنهان کرده بود. معجونی که بارها دیده بود که لرد سیاه برای فراموش کردن چیزی می نوشد.
حالا او معجون را لازم داشت.
-باید اون دختر موقرمز رو برای همیشه فراموش کنه. فقط یه قاشق بهش می دم.

کلوچه های آیلین آماده شده بودند. با رضایت نگاهی به ظاهرشان کرد و گرد لیمو را برای پوشش دادن بوی معجون، رویشان پاشید.
کلوچه ها را در سینی گذاشت... و پلاکس را دید. با لیوانی پر از لیموناد در دستش!
-برای پروفسور اسنیپه؟ لطفا اینم ببر. خنکه.


آیلین با خوشحالی قبول کرد و به طرف اتاق پسرش به راه افتاد.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۰:۳۵:۱۲ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹
#7
با سلام به همه ی معجون دوستان عزیز!

قبل از اینکه پاتیل هاتونو بار بذارم چند تا نکته رو خواستم بیان کنم.

اول اینکه به زودی لیست امتیاز ها رو به روز میکنم و توی تاپیک میذارم.

مورد دوم اینه که از اونجایی که امتحانا مشنگی من با سرعت و قدرت در حال ترکوندن منن، یه مدت تاپیک غیر فعال میشه و من نمیتونم پاسخگو باشم.

مورد سوم اینه که تاپیک قفل نمیشه تا شما بتونید گزارش هاتون رو بفرستید. ولی اگر قرعه ای خواستید من تا مدتی نمیتونم پاسخگو باشم.

تو مدتی که نیستم سر موقع معجون هاتونو بخورید!

قرعه اسرار آمیز میوکی سوجی:

تصویر کوچک شده



قرعه اسرار آمیز آلنیس اورموند:

تصویر کوچک شده



قرعه اسرار آمیز آیلین پرینس:

آیلین دو امتیازی نداشتیم به جاش بهت یک امتیازی دادم.

تصویر کوچک شده



قرعه اسرار آمیز گابریل تیت:

تصویر کوچک شده




ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۴۹:۲۱ یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹
#8
سوژه دوئل فسیل مورد علاقه ارباب و بلای ارباب: موازی!

توضیح:

یه گوی جادویی وجود داره که وقتی قفلش باز بشه می تونین وارد کهکشان های دیگه و دنیاهای موازی بشین.

شما اتفاقی و ناخواسته(می تونه ارادی هم باشه) قفل این گوی رو باز می کنین یا طلسمش رو می شکنین و به دنیای دیگه ای سفر می کنین که همه شخصیت هایی که می شناسیم، توش حضور دارن. ولی با اخلاق و رفتار و مقام و موقعیت های دیگه. مثلا توی یه دنیای دیگه تام ریدل می تونه یه جلبک فروش موفق باشه!

نکته 1:می تونین به یه دنیا برین و همونجا رو کامل شرح بدین و همچنین می تونین برای پیدا کردن راه برگشت، از چند دنیای متفاوت عبور کنین.
نکته 0: شخصیت های خود شما هم توی اون دنیاها حضور دارن و اشکالی نداره که شما رو ببینن. زیاد درگیر این قضیه نشین.
نکته 1-: توی اون دنیاها می تونین هر کار یا تغییری انجام بدین یا فقط توشون گردش کنین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، یک هفته ( تا 23:59 دوشنبه 22 دی) فرصت دارید!


معجون هایتان، معجون های ما باد!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۳۲:۱۸ جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹
#9
سوژه دوئل پلاکس بلک و آیلین پرینس: هدیه!

توضیح: شما قراره به یک نفر هدیه سال نو بدید. این هدیه میتونه یه چیز عادی و معمولی باشه یا خاص و عجیب. یا حتی خطرناک.

توضیح بدید به کی و چه هدیه ای میدید و چطور تهیه اش میکنید.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل دو هفته(تا 23:59 شنبه 27 دی) فرصت دارید.

.................

سوژه دوئل گابریل دلاکور و رابستن لسترنج : فراموشی!

توضیح: ندارد!

برای ارسال پست در باشگاه دوئل یک هفته(تا 23:59 یکشنبه 20 دی) فرصت دارید.

روی دماغتان موهایی بلند بروید!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۴ ۲۳:۵۳:۵۳

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۳:۳۱ چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹
#10
سوژه دوئل آیلین پرینس و الیویا شادلو: نیاز!

توضیح: شما به طور اتفاقی متوجه میشین لرد ولدمورت یه چیزی رو میخواد یا لازم داره. این میتونه یه چیز خیلی ساده و معمولی باشه یا خیلی مهم و جدی.

شما سعی میکنین اون رو به دست بیارین یا میتونید به طور اتفاقی با اون چیز برخورد کنین. توضیح بدین اون چیز چیه و چطور به دستش میارین و بعد باهاش چیکار میکنین و نتیجه چی میشه.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل چهار روز(تا 23:59 یکشنبه 14دی) فرصت دارید.

روی موهایتان دماغی بزرگ بروید!


.................................

چسبی به دهانت زده و توی این دماغ و دماغ جدیدی که روییده چوب پنبه فروخواهیم کرد و با شادی به تماشای دست و پا زدن و بنفش شدنت خواهیم نشست!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۲۲:۳۹:۰۵
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ ۲۲:۵۱:۰۰

ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.