هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۲:۰۱:۵۹ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#1
تام جاگسن

کی کی کجا با کی چیکار؟
رم اکسترنال
هدفون گیمینگ


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۱:۴۹:۵۶ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#2
ادوارد

جانی دپ
به نظرت لرد پر رو نشده اخیراً؟
پی‌وی یاهو


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۱:۰۱:۳۷ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#3
پرسیوال ولفوریک برایان دامبلدور کبیر

منجی بشریت
صاحب لشکریان جان‌بر کف و بلیت‌زننده
۲۷ نوع طنز


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۰:۵۸:۰۱ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#4
روونا

مولتی چندساله
زن‌پوش
نامرئی


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۰:۵۱:۴۵ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#5
پرنس

مولتی‌نما
احراز هویت مجازی
کانترباز


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۰:۴۲:۲۲ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#6
فنر

بد دهن
حشره
پسر بروسلی


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: سه نشانه
پیام زده شده در: ۰:۴۰:۲۷ چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
#7
روفوس

علی آقا
مدیر هاگوارتز
قدیمی‌تر از لرد


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: جنگل ممنوعه
پیام زده شده در: ۱۵:۳۵:۵۱ یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۹
#8
به فروشنده نفوذ کنید، تولیدکننده رو پیدا کنید!


مودی عربده زد و کوبید روی میز. اتاق مدیریت در سکوت فرو رفته‌بود و کارآموزها به لرزه افتاده‌بودند. مودی همین چند روز پیش‌ها طی یه نامه به وزارت، درخواست نیروی ویژه کرده‌بود. قصد داشت تا چند تا مامور حاذق را تحت عنوان دانش‌آموزان جدید، توی هاگوارتز رها کند تا رد موادی که بین دانش‌آموزان دست به دست می‌شود را بزنند. تراورز هم بعد از مطالعه‌ی طرح مودی، ضمن عذرخواهی از اینکه کمبود نیرو دارند، چندتا کارآموز صرفاً علاقه‌مند را فرستاده بود هاگوارتز تا به مودی کمک کنند.

-خیر سرتون.

خیر سرشان.

-من کلی تو نامه‌م گفته بودم که مامورای کمکی چهره‌ی بچگانه داشته‌باشن. تو الان چند سالته؟
-هفتاد سال قربان.
-مهارتی هم دارید؟
-نه قربان. صرفاً علاقه‌مندیم.
-کمکم کنید.

کارآموزها در بهت به هم نگاه کردند.

-ببینم... شما لعنتیا قوه‌ی شنوایی هم دارید؟
-بله قربان.
-پس کمکم کنید.
-چشم قربان.

مودی همه‌ی کار‌آموزهای رنگارنگ را به صف کرد. دانه‌دانه‌شان را بست به هفتاد نوع طلسم که یک وقت مامور قلابی و از این جورچیزها نباشند. بودند متاسفانه. ولی کاری‌ش نمی‌شد کرد.

-خب...
-خب قربان.
-پس قرار شد چی‌کار کنید؟
-چی کار کنیم قربان؟

به فروشنده‌ی لعنتی نفوذ کنید، تولیدکننده‌ی لعنتی رو پیدا کنید!


دانش‌آموزان با این تصور که امروز هم قرار است یکی از همان سخنرانی‌های انضباطی شش‌هفت ساعته‌ی مدیر را بشنوند وارد سرسرا شده‌بودند، اما با یک گله چهره‌ی ناشناس که به همه چی می‌خوردند الا دانش‌آموز، اما از قضا لباس فرم هاگوارتز پوشیده‌بودند - و این یعنی که اتفاقا دانش‌آموز بودند- روبرو شدند. مودی چوب‌دستی‌ش را نزدیک حنجره‌ش کرد و گفت:
-دوستان! متاسفانه معلم بچه‌های شبانه حامله شده و رفته مرخصی استعلاجی. بله درست حدس زدید. هاگوارتز شبانه هم داره. ترم تابستون هم داره. همه چی داره. فک کردید فقط خودتونید؟ فکر کردید هاگوارتز فقط شماهایید؟ خیال برتون داشته‌بود پروفسور الستور مودی همه‌ی پولاشو تو یه جیبش می‌ذاره؟ کور خوندید. تمرکز زدایی اولین درس جلوگیری از توطئه‌ست. و من شما رو زداییده‌م. تمرکزتون رو. دنبال یه راه دیگه باشید توطئه‌گرای کوچولوی بدبخت. و در حالی که دنبالشید، با دانش‌آموزان شبانه خوش‌رفتاری کنید تا زمانی که معلمشون بزاد و برن سر کلاسای خودشون. برین حالا دیگه با هم دوست شین. کیش. کیش.


ویرایش شده توسط روبيوس هاگريد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۹ ۱۵:۴۰:۰۲
ویرایش شده توسط روبيوس هاگريد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۹ ۱۵:۴۱:۴۹
ویرایش شده توسط روبيوس هاگريد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۹ ۱۵:۴۵:۲۳

تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۱:۳۸:۴۲ جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹
#9
سلام

مجوز زدن تاپیک کلبه‌ی هاگرید رو می‌خواستم.


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»



پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲:۱۹:۱۸ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
#10
وا.


تصویر کوچک شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.