هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: جادویی ترین اتفاق سال شما چى بوده؟
پیام زده شده در: ۱۴:۴۸ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳
#1
امسال سراسر اتفاق جادویی بود

تونستم چند نفر رو گرگینه کنم
تونستم رودلف رو بیهوش کنم
گرگینه ی محبوب ارباب شدم
و در شرف مزدواج با یک دختر بور هستم


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۳:۱۸ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳
#2
بعد از پست های خپل و جگر لطفا نقد بشه
خـــــانــــه ریـــــــدل !!
#526


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: خـــــانــــه ریـــــــدل !!
پیام زده شده در: ۹:۰۷ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳
#3
لودو تعظیمی کرد و گفت :
-بله ارباب من یه رستوران خوب میشناسم یه کم دوره ولی غذاهاش خوبه .

مرگ خواران ان طرف تر دور از چشم لرد هکتور را دست انداخته بودند:
-پس از ارتفاع میترسی؟
-یادم باشه وقتی برگشتیم از سقف اویزونت کنم.
-

که ناگهان همگی با صدای نعره ی ارباب برگشتند :
-ارباب چی شده ؟
-چی چی شده ؟
-برای چی نعره زدید ؟
-نعره نزدیم ابله صدای قار و قور شکممان است . زود باشید به سمت رستوران برویم.

پس از چند ساعت پیاده روی به ساختمانی رسیدند که بزرگ بر جلوی ان نوشته شده بود :
"اکبر جوجه و برادران"

لودو اول وارد شد و پس گردنی محکمی از لرد خورد :
-فکر کردی اینجا همون لباس فروشیه که اول میری؟
-ببخشید لرد حواسم نبود .
و با پا در میونی چند از مرگ خواران لودو جان سالم به دیوار برد.

لرد وارد رستوران شد و به مشنگ ها نگاه میکرد که ناگهان گارسون به سمت مرگ خوارا و اومد و گفت :
-بفرمایید همین جا بشینید .چی میل دارید ؟

لرد به لودو گفت :
-ما چی میل داریم ؟
-من چه میدونم ارباب؟
-کروشیووو
-

در همین حال روونا تکه کاغذی رو برداشت که اسامی غذا ها روی ان نوشته شده بود و ان را به لرد نشان داد :
-ارباب باید سفارش بدیم ینی باید از تو اینا یکیو انتخاب کنیم برامون بیاره.

لرد با اخمی به روونا گفت :
-ما خودمان میدانیم بار اولمان که نیست.
و نگاهی به لیست غذا ها کرد و به گارسون اشاره کرد:
-ما بامدیریت جدید با نوشابه میخواهیم .
مرگخوارا جلوی خندشونو گرفته بودند که هکتور از میان ان ها بیرون امد و گفت:
-اربابا اون بامدیریت جدید نیست با مدیریت جدیده.
لرد نگاه اندر صفیحی به جمعیت انداخت و زیر لب گفت :
-خوب شد گفتی ما قبلا از این ها خورده ایم خوشمزه نیست ما چلوجوجه کباب با استیک ویژه میخواهیم .
گارسون سفارش بقیه ی اعضا را گرفت و رفت .

پس از نیم ساعت ...
غذا ها اماده روی به روی لرد و مرگ خواران بود که لرد گفت :
-شروووووووع میکن...
هنوز حرف کامل از دهان مبارک بیرون نیامده بود که مرگ خوارا به غذا حمله کردند لرد که وضعیت را این چنین دید روی غذا خیمه زده که مبادا چیزی از ان را مرگ خواران کش بروند .

پس از اتمام غذا ...

رستوران پر از مرگ خوارانی بود که تا سر حد مرگ خورده بودند و توان راه رفتن نداشتن .عده ی روی زمین ولو شده بودند هکتور با چند تن از مرگ خواران سر نوبت مرلین گاه در حال دعوا بود.

که لرد نعره ای دیگر براورد .
لودو مانند فشنگ پرید و گفت :
-چی شده ارباب ؟
-ما از ابتدای سفر استراحت نکرده ایم .به خواب نیاز داریم .
لودو که با تعجب نگاه میکرد گفت :
- اما ارباب اینجا رستورانه اینجا غذا میخورن نمیخوابن که .
-باز تو روی حرف ما حرف زدی ؟
- ببخشید ارباب. :worry:
که ناگهان لامپی بالای سر روونا روشن شد و گفت :
-میتونیم بریم هتل :zogh:
....
------------------------------------
اقا اگه میخواید یه کم قضایارو توی هتل پرورش بدین امیدوارم جالب بشه
بازم تصمیم با خودتون


ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۵ ۱۰:۰۱:۵۶

تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: انجمن آنتي ساحريال
پیام زده شده در: ۸:۲۵ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳
#4
فنریر همین طور که یه دست قطع شده رو گرفته بود ازش میخورد وارد مجمع شد . یه پاکت مچاله شده که کمی خون روش ریخته بود رو جلوی رودلف گذاشت و گفت :

اینم از فرم عضویت فقط وای به حالت تایید نشم.

نام:
فنریر گری بک.

وضعیت تاهل:
مجرد.

طول و کلفتی سبیل:
سیبیل خون روش میریزه خوشم نمیاد همشو از ته زدم.اما ریش اگه بخوای دارم.

انگیزه از عضویت:
گرفتن یارانه ی خون رایگان از بانک خون
دریافت یدونه شونه رایگان
و ازاد بودن گاز گرفتن مردان زن ذلیل


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: ثبت نام الف.دال
پیام زده شده در: ۱۹:۰۲ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳
#5
خب اقا من عضو میشم راهو باز میکنم برای بقیه به عنوان اولین عضو دی ال ببخشید الف. دال

خب...
1)نظرتون در مورد آمبریج چیست ؟
2)به نظرتون اسنیپ بهتر هست یا آمبریج ؟
3)اگر یک روز قدرت شکنجه داشتید ، اسنیپ رو شکنجه میکردید یا آمبریج ؟ چرا ؟

1-نفرت انگیز ترین ساحره در دنیای جادوگری واقعا از نقش ایشون در بازی و فیلم و ایفا متنفرم (اصلا توهین به شخص حقیقی نشه ها )

2-مطمئنا اسنیپ ، اسنیپ پشت ماسک بی روح صورتش دلی بسیار مهربون و دوست داشتنی داره

3-به نظرم امبریج رو اما نه چون ازش متننفرم بلکه به خاظر کارایی که کرده !

---------------
با امید قبولی بنده در ارتش



خوش اومدید


ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ ۱۶:۳۲:۴۵

تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: ارتباط با سران الف دال
پیام زده شده در: ۱۸:۴۸ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳
#6
الان منه منه تازه وارد
میتونم عضو ال دال بشم ؟

اگه عضو الف دال بشم به فعالبت ها شیطانی مث مرگ خواری (که توش عضو نیستم)ضربه نمیزنه ؟ مثلا نتونیم اونور پست بدیم ؟


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)
پیام زده شده در: ۱۷:۵۴ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳
#7
ارسینسوس که مدتی در فکر رفته بود با تعجب پرسید :
- بالا ؟ کدوم بالا ؟بچه های بالا ؟

سیوروس گفت :
نه احمق جون منظورش از بالا اسمونه !

راک وود که ناگهان لامپی بالای سرش روشن شد گفت :
-اها فهمیدم منظورش بسته های اموزشیه بالا بالاست .
که یهو متوجه شد تعدادی از اعضا چوب دستی هاشونو به سمت کله ی اون نشونه رفتن .

روونا که از هوش و خلاقیت بالای اعضا به وجد اومده بود با صدای جیغ جیغوی خود گفت :
-لازم نیست نظر بدین اه چلمنگ ها اصن بالارو فراموش کنید و بزارید از اول مرور کنیم تا این مشکلو حل کنیم.

و سپس به اعضا اشاره کرد و گفت:
- هر کی هر نظری داره به جز راک وود نظرشونو اعلام کنن.

سیوروس با اهمی صدای خودشو صاف کرد و گفت :
-خب ببینید ما نمیتونیم یه کاری کنیم که رودلف قمه هاشو برای مدتی کنار بزاره اگه هم بتونیم لرد با تهدید چند نفر به اوادا سریع یه تیغ گیر میارن پس باید مشکل رو جور دیگه ای حل کنیم .

اعضا که با ظرفی پر از چس فیل پای صحبت های سیوروس نشسته بودند یکصدا فریاد زدند:
- چه طوری ؟

سیوروس میخواست صحبتش رو ادامه بده که یهو مورفین وسط حرفش پرید و گفت :
-اها فهمیدم پس ما باید یه کاری کنیم که وینزگاموت نظرشو در مورد بند چهارم عضو کنه اما چه طور رو خودمم نمیدونم

ارسینسوس که مشت مشت چس فیل در دهان خود میگذاشت با دهان پر شروع به حرف زدن کرد :
-راستش من یه اشنا تو محفل دارم اون از خیلی وقت پیش ها منو میشناسه و فکر کنم بتونه یه کارایی برامون بکنه ؟

در همین حال بلاتریکس وارد سوژه شد و گفت :
-چی شد مشکلو حل کردید؟ها؟

یکی از افراد حاضر در جمع رو به بلا کرد و گفت :
بالاخره شانس بهمون رو کرده آرسینوس یه رفیق محفلی داره که شاید بتونه در مورد بند های قرار داد کمکمون کنه و ...

بلا ناگهان وسط حرف پرسید و نعره زد :

-چییییییی؟ مرگ خوار ؟ رفیق محفلی ؟ چه طور جرات کردی ای جگر ؟ به ارباب خیانت میکنی ؟ همین الان بهشون میگم .

روونا که ازباهوش شدن مرگ خوارا به وجد اومده بود گفت :
-صبر کن بلاتریکس شاید این راه فرارمون از این تحریم ها باشه...

-----------------------

سلام این اولین پست ایفامه فکر میکنم این پست فقط به پست زدن مرگ خوارا باشه اما چون پرسیوال دامبلدور هم پست زدن گفت شایدم ممنم بتونم بزنم به هرحال اگه نباید میزدم پاک کنید


ویرایش شده توسط فنریر گری بک در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ ۱۸:۴۱:۰۶

تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: قوی ترین ساحره
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳
#8
قوی ترین ساحره ی عالم مطمئنم بلاتریکسه و نه اینکه به خاطر نظرات دیگران بگم واقعا قویه با چشم های خودم دیدم ایشون حتی از دارک لرد هم قوی تر هست
فقط خودشو نشون نمیده

توی بازی کامپیوتری در قسمت اخر ولدمورت به دست هری پاتر نابود میشه اما بلاتریکس هنوز هست و یه جورایی غول مرحله اخره که به راحتی نابود نمیشه

و اینکه روحیهه خیلی خشنی داره که این خودش قوی ترش میکنه


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۷:۴۷ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳
#9
نام: فنریر گری بک (Fenrir Greyback)

جنسیت و توضیحات :( گرگینه مرگخوار) male

خصوصیات ظاهری :موهایی صاف و کم پشت چشمانی ابی سینه ای پر از مو دندان هایی زرد

خصوصیات اخلاقی :نامرد نالوتی سخت مزاج دمدمی مزاج خائن و خلاصه همه چی از نوع بدش

گروه: اسلیترین

چوب :موی بوزینه و چوب درخت موز

جارو : ندارد

پاترونوس :ترکیبی از عقاب و نهنگ :|

داستان :فنریر یک گرگینه به دنیا امد .در ابتدا با ولدمورت را نمیشناخت اما بعد از شکست اول لرد سیاه به خاطر تنفری که از خانواده ی پاتر داشت با کمک یکی از دوستان مرگ خوارش وارد ارتش سیاه و تاریکی شد و در نبرد هاگوارتز بسیاری از دشمنان ارباب را به هلاکت رساند .
اما بعد از ساعات طولانی نبرد سخت به دست هرمیون گرنجر دختر دورگه کشته و از بالای قلعه به پایین افتاد. جسد وی هیچ وقت پیدا نشد .


تایید شد!

به ایفای نقش خوش آمدید.


ویرایش شده توسط سيريوس بلك در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ ۱۷:۵۷:۱۵

تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۳:۳۵ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳
#10
با عرض عذر خواهی از پست قبلی من واقعا قصد توهین نداشتم خوب بریم سر اصل مطلب
--------------------
مغرور ، جاه طلب،طمع کار، عاشق خون ، و این هم که میگم واقعیته دروغ گفتن بهم انرژِی میده اینم از خصوصیات اخلاقی من ولی خب یه چیزم باید بگم واقعا به این خصوصیات میبالم و اگه کسی بهم خوبی کنه تا سر حد مرگ ازش حمایت میکنم و اون خوبی رو یادم نمیره

کلاه جان تصمیم باش ما


تصویر کوچک شده


گرگینه تحت تعقیب


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.