هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۴۳ جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴
#1
نام: اسکورپیوس

نام خانوادگی: مالفوی

چوبدستی : هفده و نیم اینچ از جنس چوب درخت چنار و مغزی پر ققنوس

پاترونوس: سگ گرگی

سن: یازده سال

گروه: هافلپاف

جارو: نیمبوس 2012
ویژگی های ظاهری: نسبت به همسن و سال هاش قد متوسطی داره و لاغره و پوست رنگ پریده ای هم داره. چانه نوک تیز و موهای بور روشن داره. چشمانش هم خاکستری رنگ اند.

ویژگی های اخلاقی: از لحاظ اخلاقی تا حدودی نقطه مقابل پدرش هستش. با مشنگ ها مشکلی نداره، آرومه و سرش عموما به کار خودش و بزرگترین لذتش پروازه. پرواز کردن رو خیلی دوست داره. از نگاه کردن به ماه کامل بسیار لذت می بره و به گفته خودش یک چیزی بین خودش و ماه هست. شاید خونواده اش افکاری متضاد با اون داشته باشن ولی خیلی دوستشون داره.

معرفی کوتاه:

اسکورپیوس مالفوی در سال 1997 در عمارت اربابی مالفوی ها چشم به جهان گشود. پدرش دراکو مالفوی و مادرش آستوریا گرینگراس می باشد. او از همان کودکی با مفاهیمی چون مشنگ زاده موجوداتی پست اند و امثالهم قرارگرفت، با این وجود این ها برایش قابل قبول نبودند و همین باعث می شد علی رقم تایید ظاهری آن ها در درون به مخالفت با آن ها بپردازد. او در سال 2009 که به هاگوارتز رفت، برخلاف باور همگان و در عین ناباوری همه که اعتقاد داشتند جای او در اسلایترین است، به هافلپاف رفت و ...


تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدین.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۹ ۱۱:۵۸:۲۶


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۸:۰۴ پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴
#2
سلام
من خیلی شجاع نیستم. خیلی پرتلاش نیستم. خیلی باهوش نیستم. خیلی مغرور هم نیستم. راستش نمی دونم تحت تاثیر کتاب این رو می گم یا نه؟ ولی می خوام برم به گریفندور. اگر گریفندور نشد، هافلپاف.



پاسخ به: کارگاه نمایشنامه نویسی
پیام زده شده در: ۱۸:۰۶ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#3
نمی دانست چرا، فقط می دوید. با تمام سرعتی که از پاهایش انتظار داشت و یا حتی بیشتر. به سمت جایی می دوید که در آن جا هیچ چیزی نباشد. هیچکس دیگر برایش بازگو نکند که چه کرده است. از کنار مجسمه و ها و حوضچه که می گذشت پایش سرخورد و سرنگون شد. آرنجش به درد افتاد. با این حال دستش را به لبه حوض تکیه داد و از جا بلند شد. اما برای لحظه ای نگاهش به تصویری درون آب افتاد و تمام وجودش یخ زد...

*****


- تام..
- این دیگه اسم من نیست پروفسور.
صدای بم ولدمورت به شکل غریبی برایش آزار دهنده بود. آزاردهنده و آشنا. دیگر نمی توانست تکرار آنچنان چیزی ببیند. دیگر نمی خواست شاهد هیولا شدن اطرافیانش باشد. کسانی که زمانی دوستشان داشت و یا حتی بیشتر از دوست داشتن.
-ولدمورت. ترجیح می دی این طوری صدات کنم؟
- لرد ولدمورت!
این را گفت و افسونی را به سمت او روانه کرد. حقیقتا تحسین برانگیز بود! از دیدن آن همه استعداد لذت می برد. لذت!
- حالا که در مورد اسمت با هم به توافق رسیدیم.....( استیوپفای!).... می تونم سوالی ازت بپرسم؟
- بله، قربان.
به طور کنایه آمیزی این کلمات را ادا کرده بود. دامبلدور در جواب تنها لبخندی زد و سوالش را پرسید:
- دوست داری به هاگوارتز برگردی؟
برای یک لحظه ولدمورت در سرجایش میخکوب شد. دامبلدور عموما حرف های عجیب و غریبی می زد اما این یکی.....
- آواداکدورا!
این یکی حقیقتا غیرقابل پیش بینی بود. ولدمورت همیشه اطمینان داشت که دامبلدور از طلسم های نابخشودنی استفاده نمی کند.

*****

در پس آن عینک نیم دایره دو چشم سرخ و دو مردمک عمودی که به رنگ سیاه در آمده بودند برق می زدند. خودش هم نمی دانست که کشتاری که در وزارتخانه به راه انداخته بود، تا چه حد روحش را از هم دریده است.



------

برخلاف کتاب بود ولی خواستم بگم اگه دامبلدور هم که اونقدر خوب بود اگه می رفت سراغ قتل و کشتن و بدی می شد یه ولدمورتی برای خودش.

ببخشید بابت تاخیر.من این مدت نت نداشتم.

ایده بسیار خوبی بود و پسند ما شد!

تایید شد.

گروهبندی و معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۷ ۲۲:۰۹:۵۸


پاسخ به: هری پاتر چه طور از پس ولدمورت با اون همه قدرتش بر اومد؟
پیام زده شده در: ۱۷:۲۲ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#4
یه اشتباه لپی که بخوایم بگیم هری ولدمورت رو شکست داد. هری در واقع فقط ولدمورت رو از بین برد. فکر می کنم خیلی این دوتا با هم فرق داشته باشن. کشتن همیشه مترادف شکست دادن نیست و این رو وقتی متوجه می شیم که هری حتی توان دوئل تن به تن با ولدمورت رو نداشت.
ولدمورت از خودش شکست خورد.



پاسخ به: رده بندی مرگخواران (وفادارترین؟)
پیام زده شده در: ۱۷:۱۸ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#5
هممم... با نظر شخص قبلی موافقم ولی باز هم به نظر من وفاداری با خیر و صلاح کسی رو خواستن فرق داره و تعریف افراد هم از خیر و صلاح به همین شکل. با این وجود باید قبول کرد که دامبلدور و بلاتریکس هر دو به نحوی در این عنوان شریک هستند و در آخر لیست افراد وفادار اسم سیوروس اسنیپ رو می شه جای داد و در کنارش هم لوسیوس مالفوی.



پاسخ به: برای ساخت یک سپر مدافع به چه خاطره ای فکر می کنید؟
پیام زده شده در: ۱۷:۱۳ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#6
نمی دونم هرگز شانسش رو خواهم داشت یا نه؟ ولی اگه شانسش رو داشته باشم به لحظه ورودم به خیابون دیاگون فکر می کنم... یا شاید لحظه ای که یک چوبدستی واقعی در دست بگیرم.



پاسخ به: در مقابل ولدمورت چه ميكنيد؟
پیام زده شده در: ۱۷:۰۹ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#7
از اونجایی که می دونم از خلوت خوشش می آد و با مشنگ ها میانه ی خوبی نداره سریع محل رو ترک کرده و می ذارم به خلوتش برسه.



پاسخ به: دامبلدور قوی تره یا ولدمورت؟
پیام زده شده در: ۱۶:۵۹ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#8
نمی شه دقیق این مسئله رو بررسی کرد. دامبلدور و ولدمورت هر دو جادوگران بزرگی بودن و این پرهیز ولدمورت از مبارزه با دامبلدور رو شاید بشه یک مسئله ریشه دار ذهنی دونست. ولی به نظر من مقایسه کردن کامل درست نیست چون در برخی موارد به نظر من دامبلدور بهتر از ولدمورت و در برخی دیگر هم ولدمورت بهتر از دامبلدوره.



پاسخ به: نقش خداوند در هری پاتر چیست؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۹ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#9
اگه بحث شیطان پرستی هستش که اون فقط داخل فیلم ها موجود بود و اصلا نیازی به دقت نداشت! همون حذف کردن کلی از قسمت های ارزشمند کتاب پنج و شش گواه این موضوعه! درست برخلاف کتاب ها که به نظر من مضامین دینی هم درشون واقعا وجود داشت.

اما نقش خدا در داستان های هری پاتر... نمی تونم بگم که خیلی روش تاکید شده ولی واقعا وجود داشت و نمونه اش هم کلیسا و سرود کریسمس. از همه مهمتر هم خود کریسمس! که یه جشن مذهبی هم هست. و اون قسمت های قسم به ریش و زیرشلواری و چیزهای دیگه مرلین شاید تیکه کنایه آمیزی به بعضی اصطلاحت رایج روز مثل :holy shit! : و امثالهم باشه که جدیدا دست آویزی برای طنز پرداز های مسیحی شده. البته وقتی یکی دو بار خیلی جدی و واقعی از یکی جایی (دقیق یادم نیست متاسفانه) شنیدم که خیلی جدی و بدون شوخی گفت : قسم به نعل الاغِ مسیح! دیگه واقعا شوکه شدم و منظور رولینگ رو خیلی دقیق تر درک کردم.



پاسخ به: قدرتمند ترین جادوگرهای زنده ی حال حاضر چه کسایی اند؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۲ سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴
#10
داخل دنیای هری پاتر نبودم که جادوگرهای کل دنیا رو بشناسم... جادوگرهایی که شاید مثل نیوت اسکمندر آمریکایی باشن، شرقی باشن، حتی ایرانی باشن!!! ولی اگه منظور جادوگر های باقی مانده کتابه به نظرم مینروا مک گونگال می تونه فرد مورد نظر باشه و یا حتی خود هری... نه نه، همون پروفسور مک گونگال.







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.