هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کلاس «ماگل شناسی»
پیام زده شده در: ۱۹:۱۲ شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰
#1
1- وارد شبکه‌های مجازی بشین و تعریف کنین که مشنگا توشون چیکار می‌کنن. توضیح اضافه‌ای نمیدم تا با ذهن باز جواب بدین. هرچی خلاقانه‌تر و تمسخرآمیرتر و بامزه‌تر، امتیاز بیشتر. (8 نمره)
اولین شبکه مجازی که آلیشیا تونست بعد ماها تلاش وکوشش فراوان باهاش کار کنه برنامه ای به اسم تویتر بود.
شبکه ی ابی رنگ که هنوزم کاریشو کامل درک نکرده .
ملت مشنگ در این برنامه یه سری جملات مینویسن تا بقیه نظر بدن معمولا باجملات اینجوری مواجه میشید در این برنامه"یه برنامه دریافت موسیقی برای ایفون 12پرومکس 256گیگ معرفی کنید"وملت مشنگ هم به ریشش میخندن وجوابشو میدن.

برنامه بعدی برنامه زرد رنگ بامزه ای به نام اسنپ چته آلیشیا از این یکی خیلی خوشش امد.
تصویر مشنگا رو خیلی قشنگ تر نشون میداد.حتی جادوگرا هم قشنگ نشون میداد .یه عالمه افکت باحالم داشت که آلیشیا خیلی پسندید. مشنگا این افکت ها را روی صورتشون قرار میدادن وزیبا تر میشدن .یا یه سری افکت که تبدیل به سیب زمینی یا هویج یا چیزای دیگه میشدن.یا حتی ادما رو پیر یا جون نشون میده.

برنامه بعدی که خیلی مورد استفاده مشنگاست وآلیشیا واسه اینکه بفهمه چه جوری باهاش کار کنه حتی معتاده این شبکه هم شد.
این برنامه یک عالمه عکس وفیلم های چالشی با موزیک های مختلف وجود داره.یه سری افراد وجود دارند که از صبح که بیدار میشن عکس از ساعت،تخت خواب،صبحونه ،ناهار وهرچی جلوشون باشه را به بقیه نشون میدن و بقیه رو صاف میکنن با این عکس وفیلما.جوری که انگار اونا فقط ناهار دارن وبقیه ندارن.
یک سری هم جلو دوربین چیزایی که خریدن را به بقیه مشنگ ها نشون میدن که خوب یعنی چی اخه.با یه عالمه تولید صدا از پلاستیک های که دارن که خیلی هم گوش خراشه .
آلیشیا وقتی وارد این شبکه شد اولین چیزی که دید یه مشنگ بود که داشت اتاقشو به بقیه نشون میداد .که بازم خوب که چی اخه.
آلیشیا تا تونست با این برنامه کار کنه حسابی این مشنگا رو نفرین کرد مرلین بزنه تو سرشون.


2- اصلاً با چه روشی وارد شدین؟ می‌تونین فضای داخل گوشی رو فیزیکی تصور کنین که اینجوری جواباتون بامزه‌تر هم میشن. (2 نمره)
آلیشیا اول با چوب دستی حسابی به گوشی فلک زده ضربه زد وانواع اقسام نفرین مرگ بار روی گوشی اجرا کرد ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد.
وقتی دید چوب دستی کار انجام نمیده گوشیو گرفت جلوش وبهش گفت:بهت دستور میدم وارد برنامه تویتر بشی ای گوشی-پناه بر مرلین وارد شو دیگه
حتی اعصبانی هم شد وگوشیو آتیش زد.
مجبور شد یه گوشی دیگه گیر بیاره وگوشی بدی هم بعد از ضربه های فراوانی که به زمین خورده بود اونم به سطل زباله منتقل شد.
گوشی بعدی رو با ملایمت بیشتری رفتار کرد باهاش ولی بازم نتونست کاری کنه.تا اینکه دستش خورد روی یه برنامه ابی رنگ وباز شد وآلیشیا فهمید باید با نوک انگشت با این گوشی کار کنه .
بعدش فهمید این برنامه تویتره .






ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۹ ۲۰:۲۹:۱۵

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: عذیذم، عذیذم، وزارتت موبارک!
پیام زده شده در: ۲۰:۰۳ شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۰
#2
ویلبرت
وزراتت مبارک ما تا ته تهش باهاتیم


تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: خوابگاه مختلط هافلپاف!
پیام زده شده در: ۲۲:۲۵ چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹
#3
گروه نون خامه ای


اوضاع داشت از بهترین مهمونی سال تبدیل میشد به مهمونی با افرادی که با قسم به ریش مرلین به دماغ زیبای مک گونگال مخالفتشونو در برابر ازدواج میگفتن زیاد هم طرفدار نداشت.

یه عده به قسم پره دماغی اما گوش میدادن وبه سمت چادر میرفتن برای عقد

یه عده ام که کلا تو جریان نبودن اون وسط برای خودشون درحال قر ریز بودن

آلیشیا که مثل همیشه دیر رسیده بود گیج بود که چیکار کنه ولی از اونجایی که شعارش این بود ^ همیشه طرف برنده رو بگیر^.تصمیم گرفت بره به چادر اما.

ولی وقتی لشکر انبوه رو دید فهمید طرف برنده ملانی برای همین به کمک ملانی و فلور رفت.
-به نظرم اینجوری توجه کسی جلب نمیشه ها.

ملانی وفلور به آلیشیا نگاه کردن.ملانی حسابی عصبانی شده بود وصورتش صورتی ملایم به قرمز شده بود.
-اونا روحشون از عشق کور شده .باید تا زمانی که اینگو میاد یه جوری اونا رو از چادر دور کنیم .

-به نظرم بهتره صدامونو با جادو سه برابر کنیم .

در همین زمان اینگو صندوقچه ای رو پیدا کرد که معجون درون اون بود.

با خوشحالی با خودش زمزمه کرد ^من همیشه موفق میشم^
ولی زمانی که درب صندوقچه رو باز کرد خوشحالیش پایان یافت درون صندوقچه پنجاه نوع معجون بود با رنگای مختلف یکی ابی یکی زرد یکی بنفش یکی بوی تندی داشت یکی بوی شیرین.

اینگو که یادش افتاد اسنیپ همش بهش میگفت تو درس معجون ها هیچ پخی نمیشی فهمید نمیتونه معجونو از بین اون همه معجون مختلف پیدا کنه .
تصمیم گرفت برگرد به چادر وشجاعانه بگه معجون رو پیدا نکرد ولی یاد ملانی افتاد که با اون شمشیرش چه بلایی سرش میتونه بیاره.


تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۹ سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹
#4
نام:آلیشیا اسپینت

گروه:گریفیندور

نژاد :اصیل

چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!

جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه

پاترونوس:خرگوش سفید

ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند

ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره

خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.الیشیا رابطه خیلی خوبی با هری پاتر ودوستاش داشت.

او در شب حمله ولدمورت و مرگخواران برای مبارزه با آنها به هاگوارتز برگشت وجانانه در مقابلشان ایستاد.

او در تیم کوییدیچ پست مهاجم را برعهده داشت وهم تیمی هری پاتر بود.

جزو ارتش دامبلدور بود.



دسترسی گریفیندور مجددا به شما داده شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۲ ۰:۴۴:۱۷

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۰۴ پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
#5
نام:آلیشیا اسپینت

گروه:گریفیندور

نژاد :اصیل

چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!

جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه

پاترونوس:خرگوش سفید

ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند

ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره

خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.الیشیا رابطه خیلی خوبی با هری پاتر ودوستاش داشت.

او در شب حمله ولدمورت و مرگخواران برای مبارزه با آنها به هاگوارتز برگشت وجانانه در مقابلشان ایستاد.

او در تیم کوییدیچ پست مهاجم را برعهده داشت وهم تیمی هری پاتر بود.

جزو ارتش دامبلدور بود.


تایید شد.
خوش برگشتی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۹/۱/۱۶ ۱۳:۴۰:۰۳

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۲۸ چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹
#6
نام:آلیشیا اسپینت

گروه:گریفیندور

نژاد :اصیل

چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!

جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه

پاترونوس:خرگوش سفید

ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند

ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره

خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.
با هری پاتر ودوستانش روابط نزدیکی دارد.
در جنگ اخر هاگوارتز ظاهر شد وجانانه با مرگخواران جنگید .

عضو بیشتر گروهای مبارزه ای وارتش دامبلدور است.
یکی از دوستان وهم تیمی های هری پاتر است.

در تیم کوییدیچ پست مهاجم را برعهده داشت.اغلب در صورت اعلام پنالتی به نفع تیم گریفندور، او مسئول پرتاب توپ است.

معرفیِ دوم بررسی می شود.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۹/۱/۱۶ ۱۲:۱۴:۵۴

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۰۶ شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹
#7
نام:آلیشیا اسپینت

گروه:گریفیندور

نژاد :اصیل

چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!

جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه

پاترونوس:خرگوش سفید

ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند

ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره

خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.از لرد سیاه متنفره وارزو داره یه روز با اون بجنگه.


معرفیت خلاصه و کوتاهه. لطفا معرفی کامل تری بنویس و از خصوصیات اخلاقی و زندگی شخصیتت بیشتر بگو.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۹/۱/۸ ۴:۱۲:۱۸

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۴۲ چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸
#8
نام:آلیشیا اسپینت

گروه:گریفیندور

نژاد :اصیل

چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!

جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه

پاترونوس:خرگوش سفید

ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند

ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره--خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره

خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.از لرد سیاه متنفره وارزو داره یه روز با اون بجنگه.

تایید شد.
خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۸ ۲۳:۵۷:۵۵

تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: بعد از دامبلدور و لرد سیاه کی قوی ترین جادوگره؟چرا؟
پیام زده شده در: ۱۱:۱۳ جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۸
#9
هم هری پاتر هم سورس اسنیپ میتونستن بعد از لرد سیاه ودامبلدور قوی ترین باشن.
دلیلشم که کامل مشخصه اسنیپ مخش خیلی کار میکرد وبا انواع جادو ها اشنا بود.
هریم با اینکه اشنا نبود ولی یه چیزایی درونش بود که قویش میکرد.


تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: روزی در کوچه دیاگون
پیام زده شده در: ۱۱:۲۴ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸
#10
الیشیا بعد از تموم شدن کلاساش خسته وکوفته وله داغون به سمت حیاط رفت تا کمی استراحت کنه.گوشه ای نشست .
همین جور که به اطراف نگاه میکرد

نگاهش به چوب دستیش افتاد که بیچاره رو همین جوری ول کرده بود رو صندلی.برش داشت نگاهی بهش انداخت یاد روزی افتاد که اونو از مغازه الیوندر خریده بود چه قدر دوسش داشت.

------------------------------------------------------------------------------

ردای مامانمو گرفتمو کشیدم شروع کردم به غر زدن:
-مامان خسته شدم.مامان کی تموم میشه.مامان یه روز دیگه بیایم بخریم.

مامان که از دستم خسته شده بود با کلافگی دستی به پیشونیش کشید:
-الیشیا ترو به مرلین انقدر غر غر نکن تموم شد فقط چوب دستیت مونده.

من همیشه از این قسمت خرید کردن میترسیدم از بچگی ...میترسیدم که هیچ چوب دستی پیدا نشه که منو انتخاب کنه .همیشه توی خوابام اینو میدیدم که موقعه خرید چوب دستی هیچ چوب دستی پیدا نمیشه ونمیتونستم به مدرسه برم.تو فکر بودم که با صدای مادرم به خودم امدم:
-خوب رسیدیم همینجاس.
نگاهی به پوستک زرد رنگی که رنگو روش رفته بود انداختم وزیر لب زمزمه کردم"چوب دستی الیوندر"

وقتی وارد شدیک همه جا ساکت بود انگار اصلا کسی توی مغازه نبود.
-مامان کسی ..
ولی مامان بی توجه به من تقریبا با فریاد گفت:
-سلام کسی اینجا هست
صدای اروم مردی امد :
-سلام خوش امدید چوب دستی ها منتظر شما هستن
نگاهی به من انداخت وگفت :بیا جلو تر دختر جون باید این چوب دستی ها رو امتحان کنی.

من که کمی استرس داشتم به ارومی جلو رفتم یکی یکی چوب دستی ها رو امتحان میکردم ولی یا کار نمیکردن یا وقتی دستم میگرفتم میزدن همه جا رو نابود میکردن .دیگه جای سالمی برای مغازه الیوندر نمونده .هر سه کلافه بودیم بعد چهار ساعت هنوز هیچ چوب دستی منو انتخاب نکرده بود ومن فکر میکردم خوابام واقعی بود.

-اینو امتحان کن.
بای صدای صاحب مغازه از جا پریدم.یه چوب دستی دیگه با ترس اونو تو دستم گرفت.اولش هیچ اتفاقی نیوفتاد ولی کم کم حس کردم یه جریان برق مانند خیلی کم از تو وجودم رد شد.لبخندی زدم
-خودشه این چوب دستی یاس کبوده ریسه قلب اژدها وپر قرقاوله .
الیوند اینا گفت و با چوب دستیش مشغول تمیز کردن گندایی شد که من زده بودم.

خوشحال از مغازه امدم بیرون خیلی چوب دستیمو دوست داشتم.
-----------------------------------------------------------------------------
الیشیا تازه حواسش جمع شد.نیم ساعت بود تو حیاط نشسته بود واگه عجله نمیکرد به کلاس معجون ها نمیرسید سریع وسایلشو جمع کرد وبه طرف قلعه راه افتاد.


تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.