هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۲:۰۶ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶
#1
چیکار؟ آهنگ گوش می دادن
بلاتریکس ساعت سه نیمه شب توی دهکده ی هاگزمید با فراری های تیمارستان شلمرود تانزانیا آهنگ گوش می دادن.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۷:۵۶ سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
#2
«کِی» جا مونده:
در یک غروب طلایی


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱:۵۹ پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶
#3
کی؟ وینکی


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۷:۵۵ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶
#4
برادرزاده ی پدرِ عموی خاله ی پسرِ صاحب سوپرمارکت سر کوچه وقتی جیسون و آرتور، تاپیکو با بقیه قسمت کردن تو تاپیک کی، کِی، با کی، چی کار با کلاه قرمزی بمب کود حیوانی ساعتی خنثی می کردن.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
پیام زده شده در: ۱۵:۴۶ پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
#5
1- هدف و انگیزه تون از عضویت در محفل ققنوس؟!
آخه محفل بدون هرمیون چی کار می خواد بکنه؟
من نیام محفل کی بیاد؟

2- سیاهی دل مرگخوارا رو با چه چیزی تمیز و پاکیزه میکنین؟
وایتکس!

3- چند مورد از فواید ریش پروفسور دامبلدور رو نام ببرید!
1-میشه باهاش فرش بافت
2-پتو
3-میشه توش ساخت و ساز کرد
۴-میشه قطر زمین رو باهاش اندازه گرفت
۵-واسه کوه نوردی هم به درد می خوره

4- خلاقیت سفیدتون رو به کار بندازین و سه تا لقب ناقابل برای ولدمورت اختراع کنین!
1-دماغ سوخته
2-کچل
3-سفید سوخته

5- به نظرتون بهترین راه نابودی و از صحنه روزگار خارج کردن سیاهی و تاریکی چیه؟
من که میگم راهی وجود نداره. ولی به خاطر شما یه سری به کتابخونه هم می زنم. اگه چیزی پیدا نکردم میرم بخش ممنوع. بالاخره یه چیزی پیدا میشه دیگه!

6- با چه روشی ولدمورت رو به عشق دعوت میکنین؟
روش های زیادی وجود داره. اما ما باید یه راه درست رو انتخاب بکنیم تا موفق بشیم. مثلاً یکی از راه ها معجون عشق هستش. ولی اگه کاملاً بهش دقت کنیم می فهمیم که راه خوبی هست ولی بهترین راه نیست؛ چون برای یه مدت اثرش از بین میره. بازم باید به کتابخونه مراجعه کنیم. ولی راهی که من انتخاب می کنم، دیدن عشق ورزیدن محفلی ها به هم دیگه هست.

7- اسم رمز ورود به دفتر پروفسور دامبلدور؟
عاشقتم پروفسور!



انصافاً هرمیون نبود هری چی کار می کرد؟ یعنی فقط اگه چند روز نبود.... دیگه نذارید بقیش رو بگم.
پس یعنی همچین شخصی رو نمی خواید راه بدید؟
تازه اگه بذارید بیام مدال های انجمن ت.ه.و.ع رایگان بهتون می دم!



دخترم...
فعالیتت رو دیدیم، ولی هنوز جای پیشرفت زیادی داری، از آخرین باری که با همدیگه صحبت کردیم، فعالیت چندانی نکردی، اون موقع بهت گفتیم که بیشتر و بیشتر فعالیت کن تا واقعا همون هرمیونی بشی که همه مون می شناختیم. فعالیت کردی، ولی هنوز کافی نیست. برو و پرقدرت تر برگرد فرزند عزیزم.
ما نیز عاشق همه هستیم دخترم!

تایید نشد!


ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۲۲ ۱۴:۰۴:۵۶
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۲۲ ۱۴:۰۹:۳۸
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ ۲۰:۱۶:۲۹

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: دندانپزشکی دکتر گلگومات
پیام زده شده در: ۲۰:۳۶ سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵
#6
- ارباب خواهش می کنم! من راه های بهتر هم سراغ دارم.
- برای مثال چه راهی؟
- می تونم تشه ی معالجه دندون درد بدم خدمتتون!
- لازم نکرده. الان هم برایمان دردسر درست کردی. دیگر دردسر اضافی نمی خواهیم.
- ارباب خواهش می کنم!
- حرف اضافی نباشد. الان شروع کن!

هکتور که دیگر چاره ای نداشت مجبور شد اطاعت کند.

- زودباش به هکتور بگو چه کار بکند. وای به حالت اگر اشتباه بگویی!
- چشم!
خب اول باید دندون خراب رو پیدا کنه!
- فکر کردی ما خودمان نمی فهمیم؟
- نه قربان من همچین فکری نکردم. من غلط بکنم همچین فکری بکنم.
- هکتور چرا کاری نمی کنی؟ سریع اطاعت کن!
- ولی قربان....
- « ولی قربان» و چی؟ گفتم سریع به کارت برس تا خوراک نجینی نشوی!
- ولی قربان من که الانم توی شکم نجینی هستم.
- خب اشکال ندارد. می گوییم دوباره تو را بخورد. حالاسریع اطاعت کن تا هفت جد و آبادت را به ترتیب حروف الفبا نیاورده ایم جلوی چشمانت!


ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۲ ۲۰:۴۴:۳۶
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۲ ۲۰:۴۶:۲۴

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: جنگل ممنوعه
پیام زده شده در: ۲۱:۰۴ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
#7
- اممم چیزه میدونی، خب گفتم برات. یه پیشگویی بزرگ شده که میگه تو باید از موی دمت به من بدی تا از یه اتفاق شوم جلوگیری کنی. اونم قبل از ساعت دو چهل و سه دقیقه.
- مگه نگفتی رأس ساعت دو چهل و سه دقیقه؟
- خب میدونی، من اشتباه گفتم. منظورم قبل از دو چهل و سه دقیقه بود.
- آهان. خب از اون بگذریم. حالا این اتفاق شوم چیه؟
- خب یه اتفاق خیلی بده. بدتر از اون که فکرشو بکنی. پس بیا دربارش حرف نزنیم.
-
- خب حالا بیا برای اینکه این اتفاق شوم نیفته زودتر دست به کار بشیم.
- مگه نگفتی تا ساعت دو چهل و سه دقیقه وقت داریم؟
- غلط کردم. فایرنز تو رو خدا!
- یعنی چی؟ یعنی پیشگویی در کار نیست؟
- هیچی! چرا اون که هست. خواهش می کنم از موی دمت بده بهم!
- وایسا باید فکر کنم.
- باشه فقط سریع لطفاً فایرنز.

هری در این فاصله چون نمی تونست کاری بکنه داشت سرش رو میکوبید تو یه درخت.

بعد از مدتی طولانی
.
.
.
.
- خب فکر هامو کردم.

هری از کوبیدن سرش تو درخت دست کشید و گفت:

- خب چی شد؟
- تصمیمم رو گرفتم.
-


ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۱ ۲۱:۱۳:۵۸

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: دراکو مالفوی پسر نادیده
پیام زده شده در: ۱۹:۰۲ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
#8
لوسیوس، فاجِ سر درگم را به حال خود گذاشت و به سمت در وزارتخانه رفت. او هنوز دلش می خواست لرد سیاه باز گردد ولی باید به سمت روشنایی می رفت. به خاطر پسرشان هم که شده باید به سمت روشنایی می رفت. اگر حرف های بلاتریکس درست بود چه؟ اگر لرد سیاه باز می گشت! آن موقع با مشاهده ی این که آن ها به سمت روشنایی رفتند چه می گفت؟ ولی فعلاً که لرد سیاه رفته بود و باید به خاطر پسرشان هم که شده به سمت روشنایی می رفت. این حرف بلاتریکس مدام در ذهنش بود: من مطمئنم که لرد سیاه نرفته.
ولی او هیچ وقت از بلاتریکس دل خوشی نداشت و همچنین بلاتریکس از او. او هم سردرگم شده بود. نمی دانست باید چه کار کند. داشت به این چیز ها فکر می کرد که یکهو متوجه شد که او به سمت خانه حرکت نکرده و جایی آمده است که نباید می آمد.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: وضعیت دوبله ی فیلم ها
پیام زده شده در: ۲۳:۱۵ شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵
#9
دوبله هاشون افتضاح بود. انگار یه دختر جای هری حرف می زد. من عاشق دراکو ام و گند زدن به احساساتم!
زبان اصلی بازیرنویس خوبه فقط.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


پاسخ به: دوست داري جاي كدوم يكي از بازيگر هاي هري پاتر باشي؟
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳ پنجشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵
#10
۱- دراکو
۲- هری
۳- هرمیون
۴- جینی


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.