هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۱۶:۵۶:۱۵ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸
#1


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: اتاق ضروريات
پیام زده شده در: ۱:۴۶:۴۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
#2
قلم بر دُم می‌گیرم و انشای خود را آغاز می‌کنم.

موضوع انشا: هاکونا ماتاتا

در روزگاران قدیم بشر اولین رستوران را راه انداخت.

در لاکچری‌ترین حالت، "کلپچِ آدمیزاد" تاپ منوی رستوران محسوب میشد. و منو البته از تنوع غذایی زیادی برخوردار نبود. کل غذاهای منو شامل کلپچ و کباب و سالاد سزار(با سزار واقعی ) میشد و البته سالاد شیرازی به‌عنوان پیش‌غذا!

همان‌طور که می‌بینید تعداد غذاها سه تا بود و هیچ تِنی (ten) در کار نبود اصلن که بخواد کلپچ تاپ‌تنِ منو باشد.

اینگونه شد که مسئول رستوران به فکر افتاد تنوع غذاها را بیشتر کند.

بعد از چهل روز تلاش بی‌وقفه و شبانه‌روزی، هفت غذای دیگر به منو اضافه شد:

پیتزا پپرونی
پیتزا مخلوط
پیتزا سبزیجات
همبرگرد
همبرمربع
پاستای پنه
پاستای سبزیجات

و در انتهای منو گزینه‌ای برای دسر اضافه شده بود. دسری بسیار خوشمزه و پرطرفدار، دارک، شکلاتی، با عنوان:

هاکونا ماتاتا

هاکونا ماتاتا خیلی سریع طرفداران زیادی پیدا کرد جوری که مشتری حتا اگر کلپچ سفارش میداد، برای حُسن ختامِ غذایی که خورده بود حتمن هاکونا ماتاتا هم می‌خواست.

ولی جان هاکونا ماتاتاها به جان سرآشپز وصل بود.

او هر بار که هاکونا ماتاتایی برای یک مشتری می‌فرستاد، خطاب به هاکونا ماتاتا می‌گفت:

ای هاکونا که می‌روی به سوی‌اش، از جانب ماتاتا ببوس روی‌اش!


پایان.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: مهاجرت: نسخه جدید سایت جادوگران
پیام زده شده در: ۲:۴۹:۰۰ دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
#3
علی‌جان این نظرسنجیا چیه بعد از هزار سال؟؟؟

یعنی تهش سرنوشت این سایت و خاطرات‌ش رو دوازده سیزده نفر باید مشخص کنن؟؟ پس تکلیف بقیه‌ای که بسیارتر هست خاطرات‌شون چی میشه؟!

روی کلامم با تو نیست با اوناییه که رای موافق به محتوای جدید دادن هستش..

واقعن از نوزده نفر، دوازده نفر رای دادن به محتوای جدید؟؟؟؟ اگر شماها از اونایی هستید که خاطرات واسشون مهم نیست، که نوستالژی اهمیتی نداره واسشون، چرا اصلن میآید جادوگران؟؟ برید توی یه دفتر چهل برگ بنویسید و هروقت خسته شدید پاره ش کنید و دفتر بعدی رو شروع کنید!

من جادوگران رو همینجوری که هست دوست دارم. همینجوری که گاهی یکی دو تا ارور بده، که درمورد ظاهرش حرف زده بشه، که کنار هم ساعت‌ها توی چترباکس بخندیم، یا حتا توی نحوه بحث کنیم ولی بدونیم هروقت لازم باشه کنار هم هستیم.

مگه می‌خوایم رنکینگ جهانی بگیریم آخه! همینجوریشم سرآمدِ همه‌ی سایت‌های فن‌فیکشن‌نویسی در ایران هستش! دوستی‌ها و رفاقت‌ها و زندگی‌ها شکل گرفته بین اعضاش و حتا شاید از بین رفته.. اینا یعنی خیلی پررنگ و مهمه در جایگاه خودش!

فس بر همه‌ی رای‌به‌مهاجرت‌دهنده‌ها! فس!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۵:۰۱:۴۸ جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸
#4
تصویر کوچک شده





"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰:۳۴ جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸
#5
سلام.


من چندین روزه که این مشکل رو با ظاهر بلاک‌های سایت دارم وقتی با گوشی وارد سایت میشم. که میشه گفت یعنی هر دفعه که وارد سایت میشم (چون ۹۹.۹۹درصد موارد با گوشی‌ام :دی)

ببینید:

تصویر کوچک شده



یه بار هم توی چترباکس گفتم اینو که ببینم برای همه‌اینجوره یا چی، ولی خب احتمالن پیامم دیده نشد.

خودمم بگم، همه‌ی موارد حذف کش و هیستوری و خاموش روشن کردن گوشی ( ) و اینجورچیزا رو انجام دادم. ولی هنوز زیر هر تاپیک یه عکس از گریندلوالد هست.

پ.ن:

جهت بررسی، اون 0.01 درصد رو اون‌روز با رایانه() اومدم و اینجور نبود.


لطفن بهم رسیدگی کنید.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۲۲:۱۳:۵۷ جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
#6
I hate new chatbox.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: پارک جادوگران
پیام زده شده در: ۲۳:۳۶:۱۴ یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸
#7
تصویر کوچک شده


نجینی که از اقدام کراب برای پرتاب کردن‌ش خشمگین بود، مدتی در کنجی چنبره زد. و پیتزاهای دلجویانه‌ای که برایش آورده شده بود را خورد. و اکنون کلاه‌خودی را روی سرش کشید و به کنار لردسیاه خزید تا در عملیات پرتاب شرکت کند.

با دُم‌ش جعبه‌های پیتزا را که ارتفاع‌شان به یک متر می‌رسید را روی هم چیده، سپس نیشی روی همه‌ی آنها زده تا در هم فرو رفته و راحتتر پرتاب شوند.

سپس دُم را دور همگی آنها پیچید و پرتاب‌شان کرد..

-


ویرایش شده توسط نجینی در تاریخ ۱۳۹۸/۴/۳۱ ۰:۰۱:۳۳

"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۱:۳۵:۲۱ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
#8
نقل قول:

گابریل دلاکور نوشته:


7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

رفتار ِ خیلی خیلی خوب! من می‌خوام هرروز خودشونو بشورم، اتاقشونو بشورم، فرشاشونو بشورم، ظرفاشونو بشورم، پیتزاهاشونو بشورم، کلا بشورم!





فس؟! صیسسسس!!!! 🍕👀🔪

هیس!!

سسصصسسسص!!!!

فسسسسسسششصشششس!!

ث!!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: خاطرات مرگ خواران
پیام زده شده در: ۲:۱۴:۱۹ پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸
#9
هوا سرد بود؟ خیر. روزی بود زیبا و درخشان!

- عجب روز زشتیست! موافقی فرزندم؟
-
- ما می‌خوایم کوسه بگیریم!
- منم پیتزای دریایی دوس!
- ولی سرورم من هواشناسی رو بررسی کردم، بادی نمی‌وزید!
- ما بدون وزش باد کوسه شکار می‌کنیم!
- برای طعمه چنتا تار موی بلا رو به جوب ماهیگیری‌تون وصل کنم ارباب؟!
-نه کریس... نه بعد از خیانتی که بلا به ما کرد.
- سرورم!
- نه بلا. ما حرف‌مون تغییر نمی‌کنه.

بلا یک قدم برداشت. جزای خیانت مرگ بود!


ساعتی بعد

-ما آمده بودیم کوسه بگیریم...ولی بلا گرفتیم! خوب است. ما از شکار امروز بسیار راضی می باشیم!

تمام مرگخوارها تا کمر جلوی لردسیاه خم شدند:
- شما در ماهیگیری بهترینید سرورم!
-
-

لرد سپس بلا را از چوب ماهیگیری جدا کرد و خطاب به دخترش گفت:

- نجینی، شام!




"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: بانک گرينگوتز-بانک جادوگران
پیام زده شده در: ۰:۱۳:۵۹ شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷
#10
- فس!

- نگران نباش فرزندم اینها قصدشون کمکه!

- ولی فس!

- نگران لینی نباش اگر بیفته هیچی نخواهد شد. یک پیکسی کمتر زندگی بهتر!

- فسسسس!

- اگر بیفته پایین همه رو خواهی خورد؟!

- فیس!

- ولی اینها دارن تلاش میکنن که ما هر چه زودتر از این بالکن نجات پیدا کنیم! اینها به ما اهمیت میدن.. دروغ گفتیم اهمیت نمیدن!

- هیس..

- میدونیم که فقط تو به ما اهمیت میدی..

- مپ فپ فس فسسس!

- منم اگر بدونم چرا به نقشه بیشتر دقت نمیکنن خوب بود. به زودی و به محض مستقر شدن در تختمون در خانه‌ی ریدل، همگی اینها رو خلع علامت خواهیم کرد!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.