هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱۸:۴۸:۴۷ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
#1
نمرات جلسه ی اول کلاس آموزش دوئل

ریونکلاو
لینی وارنر: 30 (ارشد)
ریموند:28

اسلیترین
سپتیموس مالفوی:27



تصویر کوچک شده


پاسخ به: پاسخ به: دفتر ثبت نمرات
پیام زده شده در: ۱۸:۴۷:۱۶ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
#2
نمرات جلسه ی اول کلاس آموزش دوئل

باهوشکلاو

لینی وارنر: 25+5=30 ارشد
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد. خوب بود. خلاقانه بود.


ریموند:5 +23=28
اینکه با خود پروفسور دوئل کنی خلاقیت اضافه ای بود که به خرج دادی. شجاعانه هم بود. فقط از وردی که انتخاب کردی استفاده نکردی. باید استفاده میکردی و توضیح میدادی نه اینکه قفط لفظش رو بگی. با اینکه اضافه کردی "ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!" اما کافی نبود.


مغرورترین

سپتیموس مالفوی: 5+22=27
مقیاس نمره دهی، خلاقیت در انتخاب طلسم و نحوه ی استفاده از اون بود. ورد خلاقانه ای پیدا کردین. اما ازش استفاده نکردین. انتظار داشتم که وقتی ای چنین طلسمی استفاده میکنین حداقل بقیه بتونن آثار و نتایجش رو ببینن برای همین خواستم من و دیگر دانش اموزان هم اونجا باشیم. بهتر بود در مورد اینکه حریف تون چطور داره می شکنه و در کدوم سمت و ... توضیح میدادین.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰:۴۰ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
#3
جلسه ی دوم کلاس آموزش دوئل.
تمرینات این جلسه را در تاپیک **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد** ارسال کنید.


ارنست پرنگ با صدای زنگ ساعتش بیدار شد. با عجله لباس هایش را پوشید و با شتاب پشت اتوبوس شوالیه نشست و قان قان کنان خودش را تا در کلاس رساند و داخل پرت کرد.
-اوه بچه ها متاسفم که کمی دیر کردم. ب..بچه ها؟

فقط مستخدم پیر هاگوارتز در حال جاروکردن کلاس بود.ارنست بار دیگر به ساعتش نگاه کرد.

-فقط نیم ساعت دیر کردم. امکان نداره به خاطر نیم ساعت تاخیر کلاس تعطیل بشه.
-به خاطر نیم ساعت نه. اما به خاطر یک روز و نیم ساعت چرا.
-چی؟
-میتونی تقویم رو نگاه کنی.

ارنست با تردید به سمت تقویم رفت و چشمانش را برای دیدن ان چیزی که دید لعنت کرد. او یک روز تمام تاخیر کرده بود. اینطوری حتما اخراج میشد.

-الان کجان؟
-کیا؟
-دانش اموزا. اونا الان کجان؟
-برای اردو رفتن به مقر محفل ققنوس. اما... .

ارنست خودش را به سرعت به محفل رساند و وارد شد. دانش اموزان در صف های منظم دنبال تور لیدر در حرکت بودند و به همه جا سرک میکشیدند. ارنست خودش را جلو رساند و کمی با تور لیدر صحبت کرد بعد هم لگدی زیر تورلیدر زد و از موضوع خارجش کرد، پست تدریس تا همینجا هم بدون هیچ نکته ی اموزشی بیش از حد طولانی شده بود. ارنست میکروفون را برداشت و شروع به صحبت کرد.
-خب دانش اموزان عزیز تدریس جلسه ی دوم کلاس اموزش دوئل را شروع میکنیم.

دانش اموزان وسط اردو:

-خب هم تفریح میکنیم و محفل رو میبینیم هم درس میدیم چطوره؟

دانش اموزان: جیغ و دست و هورا.

ارنست به سمت اولین اتاقی که دید رفت. بالای اتاق نوشته شده بود. مانند یک صفید اصیل بنویسید.
-خب دانش اموزان عزیز این اتاق، اتاقیه که اصیل ترین جادوگران دست به چوب میبرند و اثری جاودانه از خودشان باقی میگذارند. در این اتاق از آموزش تکنیک های حرفه ای دوئل تا نوشتن خاطرات لذت بخش انجام میشود. بهتره بریم داخل.

داخل اتاق اسطوره های محفل در حال تمرین و دوئل کردن بودند. ارنست با دیدن ان صحنه چیزی به ذهنش رسید.

بچه ها چطوره این دفعه با یک اسطوره ی محفلی دوئل کنید؟

بچه ها هاج و واج مانده بودند که چطور با چنین ابرقدرت هایی دوئل کنند و زنده بمانند اما ارنست خیال انهارا راحت کرد و یکدفعه بین دو دوئل کننده پرید و طلسمی به شانه اش گرفت و رد بسیار خفیفی گذاشت.
محفلی ها همه پشت سر هم داخل صف رفتند. یکی از دانش اموزان ریونکلاوی پرسید:
- چرا صف تشکیل دادین؟
-میخوایم بوس کنیم زودتر خوب شه.

و ارنست با افکت دیدین گفتم خطری نداره به بچه ها اشاره کرد که حریفی برای مبارزه انتخاب کنند.

تمرین: یکی از محفلی ها یا جادوگران سفید تاریخ را انتخاب کرده و با وی دوئل کنید. 29 امتیاز!

توجه: جادوگران سفید از طلسم های ممنوعه استفاده نمیکنند.
توجه: جادوگران سفید به شما اسیب جدی نمیزنند.
توجه: برنده شخصی است که بتواند سه طلسم را به جادوگر مقابل خود بزند.

یک امتیاز در صورتی که شما شخص برنده باشید به شما تعلق خواهد گرفت.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۱۲:۰۹:۱۴ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
#4
نمرات این دفعه :

باهوشکلاو

لینی وارنر: 25+5=30
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.


ریموند:5 +23=28
اینکه با خود پروفسور دوئل کنی خلاقیت اضافه ای بود که به خرج دادی. شجاعانه هم بود. از وردی که انتخاب کردی استفاده نکردی. باید استفاده میکردی و توضیح میدادی نه اینکه قفط لفظش رو بگی. با اینکه اضافه کردی "ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!" اما کافی نبود.


مغرورترین

سپتیموس مالفوی: 5+22=27
مقیاس نمره دهی، خلاقیت در انتخاب طلسم و نحوه ی استفاده از اون بود. ورد خلاقانه ای پیدا کردین. اما ازش استفاده نکردین. انتظار داشتم که وقتی ای چنین طلسمی استفاده میکنین حداقل بقیه بتونن آثار و نتایجش رو ببینن برای همین خواستم من و دیگر دانش اموزان هم اونجا باشیم. بهتر بود در مورد اینکه حریف تون چطور داره می شکنه و در کدوم سمت و ... توضیح میدادین.


درسته که بحث خلاقیت بود اما انتخاب ورد خلاقانه پنج امتیاز و استفاده ی خلاقانه از اون 25 امتیاز داشت که بر این مقیاس نمره دهی شدین. موفق باشین.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: برد شطرنج جادویی
پیام زده شده در: ۱۵:۴۱:۱۸ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
#5
فیل
در برابر
فیل


نقل قول:
هافل و ریون
سوژه: تشکل

شما بنا به ساخت یک تشکل موسیقی زیرزمینی جادویی می‌کنید. به نظر می‌آید که وزارت خیلی با قضیه کنار نیامده و سنگ‌هایی جلو پاتان می‌اندازد. آیا موفق به انتشار اولین البوم می‌شوید؟ چه خبر شده؟ یکی به من توضیح بدهد.


داخل زیرزمینی نمور ارنی پشت دستگاه میکس موسیقی ایستاده بود و با پخش شدن اهنگ با دستش به آدم هایی که وسط زیرزمین با میکروفونی جلویشان ایستاده بودند علامت داد.

-خب دیگه وقتشه. هاگرید از تو. یک دو سه.
-میشه قسمت کرد جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید.
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم رنگی.
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین تر بیا روی سطح برای روز بهتر...

-کات. خوب بود. نوبت توعه یوان.
-وی گات تو هولد آن تو وات وی گات. ایت دازنت مِیک دیفرنس ایف وی میک ایت اُر نات.

-بسه. هوریس برو.
-ابریق مرا شکستی ربی. بر من درِ عیش را بستی ربی.
من می میخورم و تو می کنی بد مستی ؟؟!! خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟؟
- هاگرید اینو بده هوریس بخوره. هوریس شاد تر بخون یه کم.
-قلوپ قلوپ قلوپ. عوق. باشه.
تو پادشاه قلب من هستی. در قلب من بیا خدایی کن. از مرز پیراهن من ردشو. آری بیا کشور گشایی کن. تصویر کوچک شده

-کافیه. پروفسور شروع کن. ضبط میشه.
-برای با تو بودنم راه ستاره رفته ام.
هر سفر ثانیه را من به شماره رفته ام.
هزار پنجره نگاه در انتظار ساخته ام.
روح غرور مرده را در اشک خود شناخته ام.
-کات. اسنیپ پارت آخر برو.
-سلام عشق سابق. یادته که منو؟! صبر کن؛ قطع نکن. الو؟
دلم تنگه واسه حرفای شبونه. من صدام همونه.
تو عادت کردی به یه صدای جدید. چی شد پس اون علاقه ی شدید؟
حرف بود همش نه؟ جوری دستاشو گرفتی انگار جفت همین.
دلم خوش بود به اینکه تورو دارم. پیش اون کردی کلی بد و بیراه بارم.
یادم نمیره خیلی بدهکاری بهم. وقتی همه رفتن تو هم نموندی با من .
گوش میدی؟ هنوزکه قط نکردی؟ اون شبایی که گوشی تو روم ردمیکردی.
فکرم هزار جا میرفت گفتی وقتم پره. پس چطور واسه اونا وقت میکردی؟
گفتی دیگه مثل سابق نیستی خب بی انصاف یه کم صبر میکردی.
چطور دلت رو زدم؟ من که میمردم من که برات تب میکردم. تصویر کوچک شده


-تمام. خوب بود آقایون به نظرم این اهنگ میترکونه و مارو از زیرزمین به پنت هاوس میرسونه.

همه ی خواننده ها میخواستند همدیگر را بغل کنند اما به دلیل مسائل بهداشتی ترجیح دادند که پاترونوس هایشان این کار را برایشان انجام دهند. بعد از خوشحالی کردن همه از زیرزمین خارج شدند و سر کارهای روزمره ی شان رفتند جز ارنست و هاگرید که همچنان در زیرزمین ماندند.

ارنست هم زیرزمین را به مقصد وزارتخانه ترک کرد و به هاگرید قول داد که نتیجه را برای او توضیح دهد. به وزارت خانه که رسید متوجه صف طولانی که جلوی در اتاق گابریل دلاکور کشیده شده بود شد و جز صبر کردن چاره ای نداشت.

بعد از گذشت چند ساعت ایستادن در صف بالاخره ارنست به جلوی صف رسید که صحبت های نفر پشت سری توجهش را جلب کرد.

-داداش اینا دارن یه چیزایی رو از مردم پنهون میکنن.
-چطو مگه؟
-ما یه فامیلی داریم تو اطلاعاته.
-جدی؟ کدوم اطلاعات؟
-اطلاعات بیمارستان. میگفت نه ملیون نفر کرونا گرفتن. از بالا گفتن نامه اش را پاره کنید مردم نفهمن.
-بابا این حرفا چیه؟ اینجوری که ینی کل کشور گرفتن. آیا کل کشور گرفتن؟
-بابا عزیز من، ما قوم و خیش مون تو اطلاعاته.
-جدی؟ کدوم اطلاعات؟
-اطلاعات شهرداری. گفتن کامیون کامیون دارن قفل میارن.
-قفل برای چی؟
-میخوان دور تا دور شهرو در بزنن، درهارو قفل کنن که قرنطینه مون کنن.

ارنی:

-نفر بعدی. گفتم بعدی.

ارنست از جا پرید و به سمت اتاق گابریل رفت. که منشی جلوی اورا گرفت.

-ببین وزیر مهمون ویژه داره بهتره سریع کارتو انجام بدی.

ارنست چپ چپ به منشی نگاه کرد و داخل شد.

-سلام گابی.
-واستا سرجات. از اون خط زرده جلوتر نمیای.

گابریل در یک دستش اسپری ضد عفونی کننده و در دست دیگرش دستمال بود و داشت تمام چیزهایی که مراجعه کننده ی قبلی با ان ها تماس داشت ضدعفونی میکرد. که رد پای شخص روی فرش هم جز همین چیزها میشد. گابریل جای پاها را پاک کرد و پاک کرد تا به نزدیک درب ورودی و ارنست رسید. همینکه به پای ارنست رسید بدون بلند کردن صورتش گفت.
-پاتو بلند کن. انگار اون یارو از وحشی اومده بود. ایــش!

بالاخره استریل کردن اتاق تمام شد و گابریل کمرش را راست کرد و با ارنست صورت تو صورت شد.

-یا مرلیییین.
گابریل جیغ کشان خودش را پشت میز وزارتش پرت کرد.

-چی شده؟ ببین من اومدم اینجا که...
-اومدی منو مریض کنی؟ ماسک نداری چرا؟

ارنست خواست بگوید د آخه لعنتی ماسک مگه پیدا میشه؟ که تصمیم گرفت سکوت اختیار کند تا کارش پیش برود.

-خب چیکار کنیم حالا؟
-هیچی پشتت رو بکن به من و صحبت کن.
-باشه.

ارنست رو به در کرد و شروع به صحبت کرد.

-بببین گابریل این موسیقی جدیدمه میخوام توی پیام امروز چاپش کنی.
-نمیشه.
-چرا نمیشه.
-چون مجوز نداری. مجوز هم دوساله که نمیدیم. پس نمیشه حالا برو بیرون.
-چی؟ من اینهمه راه اومدم حالا میگی مجوز نمیدی؟
-آره میخوای چیکار کنی؟ جلو نیا ها.

ارنست به سمت میز گابریل رفت و هوا گرفت تا یک سرفه ی جانانه توی صورت گابریل شلیک کند که انطرف تر مهمان ویژه ی گابریل که صورتش را پوشانده بود نقابش را برداشت.

-من مجوز میدم.

ارنست و گابریل هر دور به سمت او برگشتند. گابریل با عصبانیت فریاد زد.
-نه. عله! تو نمیتونی چنین کاری بکنی؟
-نمیتونم؟
-چرا خب میتونی. اما نباید اینکارو بکنی. اینا یه گروه زیرزمینی هستن.
-خب باشن. مجوز دادنم یه شرط داره ارنست پرنگ. اونم اینکه منم باید تو اهنگتون باشم.

گابریل:
ارنست:

یک روز بعد در مجله ی پیام امروز چهره ی عله کبیر در کاور موسیقی ارنست پرنگ و دوستان به عنوان خواننده ی اصلی خودنمایی میکرد.

_________________________________________________________
برای شنیدن این اهنگ لطفا به روزنامه ی پیام امروز مراجعه کنید.




پاسخ به: برد شطرنج جادویی
پیام زده شده در: ۱۹:۲۹:۱۳ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
#6
فیل هافلپاف ارنی پرنگ
حمله به
فیل ریونکلاو تام جاگسن


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲۲:۳۵:۲۴ سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸
#7
سلام و خسته نباشید.
من مشکلی دارم نمیدونم چرا اینجوری شده لطفا پیگیری کنید.

کلاسی که تدریسشو به عهده دارم هر چی رفرش میکنم میبینم هیچکس به جز یه نفر شرکت نکرده. نمیدونم مشکلش چیه. به نظرم اون بالای سایت که لیست کلاس ها هست (یه میانبری درست کردین برای هاگوارتز و اینا.) اسم کلاس منم باشه، بدک نباشه.

و اینکه کاملا سهوا تدریس این جلسه قرار بوده ایفای نقشی باشه، من اشتباهی تمرین غیر ایفای نقشی دادم که توی همون کلاس رول بزنن) امکانش هست که جلسه بعد که غیر ایفای نقشی هست رو تمرین ایفای نقشی بدم؟ ینی جاهاشون عوض شه دیگه به خاطر اشتباهی که رخ داده. ممنون میشم بگید میشه یا نه. اگه نمیشه من طبق همون اصول برم و جلسه ی بعد هم غیر ایفای نقشی تمرین بدم.


سوال آخر هم، گویا همه ی مدارس تا وسطای بهار تعطیل هستن. شامل مدرسه ی ما هم میشه؟


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۰:۲۶:۴۰ دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸
#8
ارنست پرنگ آرام و بی سر و صدا در کلاس را باز کرد و به دانش آموزان اشاره کرد داخل شوند. شب از نیمه گذشته بود و ماهِ کامل، حسابی زمین را روشن کرده بود. دانش آموزان گروه گروه وارد کلاس میشدند. اولین دسته گریفیندوری ها بودند که برای هر چیزی همیشه اول داوطلب بودند. گریفی ها سریع سراغ صندلی های خود رفتند اما معلوم بود به خاطر ساعت نامناسب کلاس کمی کسل هستند ولی خود را قوی نشان میدادند.
گروه بعدی اسلیترینی ها مثل همیشه با غرور وارد شدند و از بالای عینک دودی هایشان به گریفی ها نگاه کردند. یکی از گریفی ها با طعنه گفت:
-آفتاب بدم خدمتتون؟
-خوب شد آفتاب رایگانه وگرنه شک داشتم بتونی از عهده ی هزینه اش بربیای.

بحث های خاله زنکی و کلیشه ای گریف و اسلی با تشر ارنست که "ببندین تا آلبوس نیومده بالاسرمون" به پایان رسید. گروه بعدی ریونکلاوی ها بودند که انگار دچار موج انفجار شده بودند چون با پیراهن های از شلوار بیرون زده و کروات های نامرتب، مرتب خمیازه میکشیدند و تلو تلو خوران وارد کلاس شدند.
-سلام پروفسور.
-شما بچه ها حالتون خوبه؟
-آره پرفسور فقط از صبح درس خوندیم، بعدش رفتیم کلاس خصوصی، بعدش هم درس خوندیم. بعدش...خــو...پففف.

ارنست به یکی دوتا از ریونکلاویی ها که دچار خواب گرفتگی شده بودند کمک کرد تا سرجایشان بنشینند و بالاخره نوبت به گروه آخر یعنی هافلپافی ها رسید.

-اخه پروفسور نصف شبی وقت برگذار کردن کلاسه؟ داشتیم میرفتیم بام لندن.
-پروفسور. امروز راه پیماییه اصلا. تعطیله.
-استاد ارنی چرا استاد قبلی این درس هم اسمش ارنی بوده؟
-پروفسور بیست و نه و نیم رو سی میدین؟
-واقعی دوئل میکنیم یا رو کاغذ؟

ارنست از شور و هیجانی که هافلی ها در نیمه شب از خود نشان میدادند تعجب کرده بود.
-شما ها اصلا خوابتون نمیاد؟
-نه پروفسور. از ساعت هشت خوابیدیم دیگه.
-8 پی ام؟
-نه دیگه. هشت اِی اِم.
-

بعد از نشستن آخرین دانش اموز ارنست سراغ میز و صندلی اش رفت و قبل از هر چیزی چک کرد که که صندلی عاری از هر گونه سوزن، پونز، گوز مصنوعی و هر وسیله ی دلقک بازی دیگری باشد. بعداز اینکه خیالش راحت شد تازه نوبت به درس دادن رسید.

-خب دانش اموزهای عزیز. این درس درس الکی نیست، برعکس فلان استاد که درسش خیلی الکیه و تو زندگی واقعی هم به هیچ دردی نمیخوره. شما جوون ها باید دوئل بلد باشید. باید بتونید از خودتون دفاع کنید. چه توی هاگوارتز چه توی دنیای ماگل ها. برای همین خواستم این وقت شب بیاید تا بدونید ممکنه موقعیت های خطرناک، هر زمانی براتون پیش بیاد.
امشب میخوایم تفاوت طلسم هارو با هم مقایسه کنیم و بهترین راه مقابله باهاشون رو برای جلسه ی بعد برام میارین.
طلسم ها انواع مختلفی دارن مثلا "چارم" که باعث میشه رفتار یک شی کاملا عوض بشه اما ماهیت اون رو تغییر نمیده و یا "جینکس" که بیشتر باعث سرگرمیه اما آسیبی نمیرسونه. البته ممکنه به عنوان شوخی یکی رو جینکس کنید تا کمی بی ادب بشه. بعد ممکنه طرف بره به بد کسی بی ادبی کنه و سرشو به باد بده. فهمیدین؟

دانش اموزان همه مثل تسترال کله هایشان را تکان دادند که البته همین هم برای ارنی کافی بود.

خب میریم سراغ مبحث بعدی یه سری ورد داریم که قابلیت خنثی کردن ندارن شاید بتونید بعد از طلسم "رقص اجباری" ، "قلقلک" و "کثیف کردن" اون هارو خنثی کنید و به حالت اول برگردونید اما بعضی طلسم ها میتونن زمین گیرتون کنن و یا حتی ممکنه جان سالم به در نبریـــــــد.
-

دانش اموزان همه جا خوردند و حرف های ارنست و تاریکی شب و صدای گرگ های جنگل، حسابی ترس به جان انها انداخته بود. حداقل از بوهایی که کلاس را پر کرده بود؛ اینطور تصور میشد.

-خب ببینید یک سری ورد داریم که بهتره جا خالی بدین یا با طلسم از خودتون دورش کنید.
این ورد ها ایناست.

1-سِکتوم سِمپرا: زخم کردن بدن فرد مثل ضربات شمشیر که موجب از دست رفتن مقدار زیادی خون می‌شود.
2-استیوپفای: بیهوش کردن طرف مقابل .
3-کروشیو: شکنجه کردن.
4-پِتریفیکوس توتالوس: خشک و بی‌حرکت کردن.
5-آبلیوی‌اِیت: پاک کردن حافظهٔ افراد .
6-کانفاندو: گیج کردن شخص.
7-اوپاگنو: دشمن ساختن فرد مورد نظر با موضوع، به صورتی که فرد به موضوع حمله کند.

فهرستی از تمامی طلسم هارو در کتاب ویکی جادو جمع آوری کردم.

به عنوان تمرین:

1-فرض کنید در دوئل یک نفر با یکی از این هفت طلسمی که بالا نوشتم به شما حمله میکنه. سراغ کتاب ویکی جادو برید و خلاقانه ترین ورد برای دفع اون طلسم رو پیدا کنید. (5 امتیاز)

و طریقه دفع کردن اون طلسم با وردی که انتخاب کردین رو در طی یک رول بنویسید. (25 امتیاز).

در انتخاب کردن هر وردی که داخل اون کتاب هست آزادین.
در انتخاب کردن کسی که داره باهاتون دوئل میکنه آزادین. میتونه همکلاسی، همگروهی، و هر کسی باشه.
در انتخاب کردن محل دوئل آزادین(اگه براتون مهمه.)

توجه: در رولتون بقیه دانش اموزا و پروفسور که من هستم هم باید حضور داشته باشیم و این یک شرطه. (نیازی به دخالت مستقیم نیست. همین که اشاره کنید که اون کنار هستیم کافیه)



تصویر کوچک شده


پاسخ به: خانه شماره دوازده گریمولد
پیام زده شده در: ۱۴:۱۹:۰۹ دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸
#9
-پروف جون تو راه نداره. امشبو همینجا کوم بای یای. ناهار خیلی سنگین بود.

بعد هم با تقلید از گربه ی شرک با چشم های تپل مپلش به آلبوس خیره شد تا اجازه ی یک روز مرخصی را از آلبوس بگیرد. به هر حال اینطور نبود که آنها کاری برای انجام دادن یا خانه ای برای بازگشتن داشته باشند.

دامبلدور خواست دستی به ریشش بکشد که دید ریش ندارد پس دستش رو از پشت تو شلوارش کرد و کمی خودش را خواراند و فکر کرد که کمی استراحت هم بدک نیست.

-فرزندان نور. فعلا اینجا استراحت میکنیم تاهر وقت که دعوا شد یا هر وقت که یه شیر پاک خورده بیاد تو این تاپیک و راهیمون کنه.

بقیه زیاد متوجه نمیشدند دامبلدور چه میگوید مهم هم نبود. مهم هاگرید بود که برگشته بود و ظرف های خالی سوپ نوشابه را دید.

-براتون کرفوس آوردم. ... ... ... . آی نفس کش. بدون من نامردا؟ حیف من که رفتم براتون کرفوس آوردم. جای ما دیگه اینجو نیست. ما رفتیم.
-صبر کن فرزند روشنایی.
-عه شرک تو اینجا چیکار میکونی؟
-شرک چیه بابا جان. من دامبلدورم. از بی ابرویی این ماسک رو زدم. گوش کن ببین چی میگم. چند ساعت دیگه وقت شامه. اونموقع از خجالتت درمیایم.

هاگرید هم همونجا نشست رو زمین و چند ثانیه بعد صدای خر و پفش بلند شد.


ویرایش شده توسط ارنى پرنگ در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ ۱۴:۲۲:۲۳
ویرایش شده توسط ارنى پرنگ در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ ۱۴:۳۸:۰۲

تصویر کوچک شده


پاسخ به: برد شطرنج جادویی
پیام زده شده در: ۱۲:۵۴:۰۸ یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۸
#10
نخست وزیر هافلپاف (بنده) حمله سامورایی-ویتنامی به وزیرشون(مروپ).


ویرایش شده توسط ارنى پرنگ در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۰ ۱۹:۴۱:۴۷

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.