هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: امروز ۱:۲۲:۲۱
#1
خلاصه:

مشنگی در هتل کشته شده و برای همین ورود و خروج به هتل ممنوعه. مرگخوارا و محفلیا مجبور هستن داخل دوتا اتاق جداگونه توی همون هتل بمونن. حالا مرگخوارا دچار بحران کمبود فضا شدن.
* * *


-ما می‌خواهیم اتاق محفلی ها را در تملک خود در آوریم.
-ارباب، آخه چطوری این همه محفلی رو از اتاقشون خارج کنیم؟
-خودتان راهی برایش بیابید. برای ما فقط افزایش فتوحاتمان اهمیت دارد.

مرگخواران اتاق فکری تشکیل دادند.
-بریم بهشون بگیم توی راهرو هتل یه لنگه جوراب پیدا شده و بیان برای شناساییش. بعد که اومدن بیرون از اتاقشون، سریع بریم داخل اتاق و در رو پشت سرشون قفل کنیم.
-اونوقت چرا باید برا شناسایی یه لنگه جوراب، کل محفلی ها از اتاقشون بیان بیرون؟!
-بریم بگیم از طرف هتل اومدیم برای سمپاشی حشرات موذی. برای سلامتی خودشون باید موقع سمپاشی ما از اتاقشون خارج بشن.
-من با این ایده کاملا مخالفم.

نگاه های خشنی به سوی لینی روانه شد.

-حالا که مخالفی اصلا خودت بگو ایده ت برای بیرون کردن محفلیا از اتاقشون چیه!




پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲۲:۱۱:۵۹ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
#2
نقل قول:
سلام علیکم.
یه درخواست از مدیریت محترم دارم و اون اینه که با توجه به این که خیلی از دانش آموزای هاگوارتز به مدرسه ماگلی هم میرن،مدت زمان شرکت در امتحانات رو کمی بیشتر کنید. میدونیم که میخواید 31 شهرویر به کلی ترمو به پایان برسونید ولی بهتر نیست وقتی همه کلاسا یک هفته زمان داشتن این امتحانات که به مراتب سخت تر هستن رو تا پایان هفته تمدید کنید؟ مطمئن باشید که این خواسته خیلی از دانش اموزاست ولی تصمیم به عهده مدیریت مدرسست..

سلام زاخاریاس.

هدف از زمان کوتاه پاسخگویی به امتحانات این نیست که حتما در پایان شهریور تموم بشن. بلکه هدف اینه که چارچوب امتحانات رو به خودشون بگیرن. یعنی مطالبی که در طول ترم آموختید رو در مدت زمان محدودی ارائه بدین.

نکته بعدی اینه که اساتید هم قطعا برنامه خودشونو با توجه به زمانبندی که از ابتدای ترم ارائه شده تنظیم کردن و ممکنه با تغییر این برنامه از نظر زمانی دچار مشکل بشن.

با توجه به این نکات، متاسفانه نمی تونیم با درخواستتون موافقت کنیم و امتحانات طبق زمان از پیش اعلام شده پایان خواهند یافت.




پاسخ به: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱:۵۸:۲۸ شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹
#3
امتیازات کسب شده توسط گروه‌ها در دومین دوره‌ی ماموریت بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز



اسلیترین: ۲۵
ریونکلا: ۰
گریفیندور: ۵
هافلپاف: ۱۱




پاسخ به: کلاس اصول تغذیه و سلامت جادویی
پیام زده شده در: ۱۳:۴۰:۲۵ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۹
#4
امتحان کلاس اصول تغذیه و سلامت جادویی!


رولی با محوریت "تغذیه" بنویسین که توش چارچوب شخصیت ها رعایت و به جزئیات توجه بشه. داشتن شروع و پایان خوب و واضح هم توی این رول برام خیلی مهمه.

از حالا تا ساعت 23:59:59 دوشنبه 31 شهریور برای ارسال پاسخ امتحان فرصت دارین. پاسخ هاتونو توی همین تاپیک ارسال کنید.

مثل آلبالو در امتحان مربا شدن، سر بلند باشین!




پاسخ به: کلاس اصول تغذیه و سلامت جادویی
پیام زده شده در: ۶:۱۴:۴۲ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۹
#5
امتیازات جلسه سوم سر آشپز های مامان!



کروینوس گانت:

پدربزرگ مامان! شاید باورتون نشه ولی پدر ماروولو مامان پسرتونه نه دخترتون! می دونم خیلی سخته یه دفعه متوجه بشین این همه سال فرزندتون پسر بوده و خبر نداشتین ولی سعی کنین با این حقیقت کنار بیاین.

نقل قول:
باز که پای چشمات سیاه شده!!دوباره گریه کردی؟اینجوری نمیشه،باید یکی رو برای خودت پیدا کنی که همدمت باشه و تورو از تنهایی در بیاره.(کروینوس چشم خیره ای به او میرود

بیشتر شکلک هایی که استفاده کرده بودین در جای درستی قرار نداشتن. یا با مفهوم بی ارتباط بودن و یا در پایان توضیحات قرار گرفته بودن در حالی که اصولا شکلک ها بهتره در انتهای دیالوگ ها قرار بگیرن. شکلک: برای نشون دادن حیرت زیاد استفاده میشه. در حالی که شما برای نشون دادن "چشم غره" به کار گرفتینش. همچنین جمله ای که بعدش این شکلکو قرار دادین یک توضیح هست نه یک دیالوگ. برای یادگیری کاربرد شکلک ها باید پست های بیشتری بخونین.

نقل قول:
-(کروینوش حالت چهره اش را خوب میکند )اهااااااا راستی.یه غدای خیلی خوشمزه برات در نظر دارم.
بهتره تو بری یکمی استراحت کنی تا من غدا رو برات آماده کنم.(میرود به سمت آشپز خانه )
با چوب دستیش به جایی اشاره میکند و مقداری ادویه و فلفل قرمز و نمک درهوا به پرواز در می آیند و در ظرفی ریخته میشوند و سپس با هم مخلوط میشوند و در مقداری آب حل میشوند.

بهتره توضیحات رو داخل پرانتز ننویسین مخصوصا به این شکل. باعث از بین رفتن تمرکز خواننده میشه چون وسط فکر کردن به یک جمله خیلی بی مقدمه یه جمله دیگه ای وارد ذهنش می شه که این اتفاق جالبی نیست.

بعد از پایان دیالوگ هامون با دوتا اینتر اونارو از توضیحات زیرشون جدا می کنیم. به این شکل:

-اهااااااا راستی...یه غدای خیلی خوشمزه برات در نظر دارم. بهتره تو بری یکمی استراحت کنی تا من غذا رو برات آماده کنم.

با چوب دستیش به جایی اشاره میکند و مقداری ادویه و فلفل قرمز و نمک درهوا به پرواز در می آیند و در ظرفی ریخته میشوند و سپس با هم مخلوط میشوند و در مقداری آب حل میشوند.


یه سری افعالم توی پستتون دارین که مثل مثال بالا پشت هم تکرار می شن. بهتره اینجور موقع ها حذف فعل انجام بدین. یعنی فقط آخرین فعل از افعال تکراری رو بنویسین و بقیه شونو حذف کنین.

پستتون هم خیلی یهویی شروع شد و هم خیلی یهویی تموم شد. هم شروع و هم پایان خیلی جای کار داشت.

امتیاز: 10


مافلدا:

تکلیف این جلسه این بود که برای شخصیت ماروولو گانت غذا درست کنین در حالی که شما اینکار رو انجام نداده بودین. نکته بعدی شروع و پایان پستتون هست که سرعت زیادی داشت و همین سرعت زیاد مانع خلاقیت بیشترش می شد.

علت اینتر هاتونو وسط یه دیالوگ یا توصیف، بدون اینکه حتی جمله تموم شده باشه اصلا متوجه نمی شم. این اینترهای زیاد مانع تمرکز خواننده میشه چون برای یه لحظه کوتاه هم که شده وادارش می کنه دنبال ادامه جمله بگرده.

پست های بیشتری بخونین تا با شخصیت ها آشنا بشین. همچنین بیشتر هم بنویسین و نقد بخواین. به راهنمایی های داخل نقد هاتون هم بیشتر توجه کنین تا کم کم بتونین بهتر بنویسین.

امتیاز: 5


پومانا اسپراوت:

پست خوبی بود. شروع و پایانشم قابل قبول بود. ولی می شد بیشتر شاخ و برگ داد و مثلا غذا رو برای ماروولو برد و درباره واکنشش نوشت.

نقل قول:
با اینکه می دانست بزودی یک صفر بزرگ خواهد گرفت یا شاید هم شاهد مریضی ماروولو بود.

چون در زمان آینده قراره این اتفاق ها بیفته پس بهتره مثل جمله قبل "شاهد مریضی ماروولو خواهد بود" بشه.

با استفاده از شکلک ها پستات می تونه خیلی بامزه تر بشه.

همینطوری به پیشرفت ادامه بده.

امتیاز: 16 + ( 1 امتیاز به منظور پیشرفت نسبت به جلسات قبل.)


زاخاریاس اسمیت:

دوباره برگشتیم به نقد جلسات قبل و نوشتی لحضه؟! لحظه درسته.

نقل قول:
اشک زاخاریاس به شکل خنده داری سرازیر شد و روی کتاب آشپزی میریخت.

زمان افعالت توی این جمله با هم نمی خونه. روی کتاب آشپزی ریخت. به نظرم اینجا به اون" به شکل خنده داری" هم اشاره نمی کردی بهتر بود. طنزش رو کمی مستقیم کرده که این مستقیم بودن از تاثیرش کم می کنه.

توی بخش پایانی بهتر بود قبل اون نقل قول یه توضیح کوچیکی می دادی که مثلا روز بعد تیتر صفحه اول روزنامه پیام امروز این مطلب بوده که نقل قولت یهویی و بی مقدمه نباشه.

خلاقانه بود. شروع و پایان و روند پستت خوب بود. واکنش ماروولو هم که مروپ رو فرستاد از غذا بخوره بامزه بود.

امتیاز: 18


گابریل تیت:

نقل قول:
صبح زود بود و گابریل توی خواب فهمیده بود که باید چیکار کنه!فقط امیدوار بود که اون اتفاقی که ازش می ترسید نیوفته!

-فهمیدمممم!

توضیح بالا مربوط به گابریله، دیالوگ پایین هم متعلق به گابریله، پس دیگه نیازی به گذاشتن فاصله بین توضیح و دیالوگ نیست. فاصله مال زمانی هست که توضیح متعلق به شخصیت دیگه ای باشه و دیالوگ هم متعلق به شخصیت دیگه ای.

نقل قول:
اون سه بار طول دیوار اتاق رو راه رفت و ارزو میکرد که جای پیدا کنه که بتونه توش برای گانت غذا بپزه!

زمان افعالت توی این جملات با هم نمی خونه. بهتر بود بجای "آرزو می کرد" می نوشتی "آرزو کرد".

موقع نوشتن همیشه باید روی راه های مختلف پیش بردن داستان فکر کنیم و بهترین و سوژه ساز ترین راه رو انتخاب کنیم. سوال اینجاست آیا رفتن گابریل به اتاق ضروریات و به دست آوردن حاضر و آماده مواد غذایی و آشپز و... سوژه ساز تره و بیشتر میشه بهش شاخ و برگ داد یا اینکه گابریل خودش مجبور بشه از صفر تا صد مواد غذاییشو پیدا کنه و تلاش کنه خودش بپزدشون؟ قطعا راه دوم سوژه ساز تر و خلاقانه تر خواهد بود.

برای تشخیص بهترین راه ادامه دادن یه سوژه به تجربه بیشتری نیاز داری و این تجربه بیشتر با خوندن پست های نویسنده های خوب و نقد گرفتن بیشتر به دست میاد.

امتیاز: 14


آیرین دنهولم:

متاسفانه پیشرفت چندانی توی پست این جلسه در مقایسه با پست جلسه قبلتون نمی بینم. هنوز جملاتتون بدون علائم نگارشی تموم میشن...از شکلک ها در انتهای توضیحات استفاده می کنین...یه سری از دیالوگاتونم علامت دیالوگ (-) ندارن و یا انقدر علامت های مختلف بجای علامت دیالوگ قرار دادین که کاملا تشخیصشونو سخت کرده و خیلی بخش های پستتون به دلیل همین رعایت نکردن نکات نگارشی کاملا مبهم مونده.

تعم اشتباهه...شکل صحیح نوشتنش طعم هست. طاقط هم شکل صحیح نوشتنش طاقت هست. اشکالات تایپی و املایی پستتون زیاده. تکرار مداوم این اشکالات تمرکز خواننده رو از بین میبره و ارتباطش رو با پستتون قطع می کنه.

نقل قول:
تو باید اشپزخصوصی من باشید

باشی! ضمیر جمله باید با فعلش همخونی داشته باشه.

شروع و پایان پست خیلی مبهم بود. خیلی بیشتر باید چارچوب شخصیت هارو بشناسین و روشون کار کنین. به نکاتی هم که بهتون گفته میشه بیشتر توجه کنید.

امتیاز: 10


پلاکس بلک:

نقل قول:
در هر گوشه اتاق یک نفر ولو شده و مشغول انجام تکالیف سخت بسیار ارزشمند پرفسور اسنیپ بود.
در چنین حالت خسته کننده ای ناگهان در باز شد و بانو مروپ به وسط تالار پرتاپ گشت.

برای انتهای توصیفات احتیاجی به زدن شکلک ها نیست. بهتره از شکلک ها در انتهای دیالوگ ها استفاده کنید.

نقل قول:
-مانامی و ماریوس دستشویی، مگان و مافلدا خوابگاه، کروینوس و بلاتریکس هم تالار! زود باشید جایی که گفتم رو گردگیری کنید و برق بندازید.

یکمی بهتره حواستون بیشتر به چارچوب شخصیتاتون باشه. بلاتریکس ساحره قدرتمندی هست. کمی بعیده که مثلا گابریل بتونه با این لحن بهش دستور بده.

نقل قول:
- لوبیا قرمز نداشتن میشیم پلا! ولی لوبیا های برتی بات با تمام مزه ها تو قفسه بودن میشه.
با خودش زمزمه کرد:
- لوبیا های برتی بات؟ تازه فقط قرمز هم نیستن... همه رنگ ها هست... آشم خوشگل تر میشه
به سمت قفسه و بعد کابینت رفت...

بعد از دیالوگ اگر قرار بود توضیحی بیاد باید توضیح از دیالوگ بالاش با دوتا اینتر جدا بشه. به این شکل:

- لوبیا قرمز نداشتن میشیم پلا! ولی لوبیا های برتی بات با تمام مزه ها تو قفسه بودن میشه.

با خودش زمزمه کرد:
- لوبیا های برتی بات؟ تازه فقط قرمز هم نیستن... همه رنگ ها هست... آشم خوشگل تر میشه

به سمت قفسه و بعد کابینت رفت...


چند جا مثل همین مثال هم دیدم که علائم نگارشیتونو جا انداخته بودین. سعی کنین قبل ارسال پست یکی دو بار دیگه بخونیدش که اگر علائمی جا مونده بود قرارشون بدین. وجود این علائم به ظاهر ساده خیلی مهمن چون لحن خوانش صحیح یک متن رو به خواننده منتقل می کنند. وجود شکلک هم دلیلی بر نذاشتن علائم جملات نیست.

خیلی خوبه که توی انتخاب غذا به شخصیت ماروولو هم توجه کردی. این توجه به جزئیات خیلی به کیفیت پست کمک می کنه. پایانش خوب بود ولی می تونست بهترم باشه.

امتیاز: 16


سوروس اسنیپ:

پست قشنگی بود. هرچند می شد بیشتر توضیح بدی که سوروس چیا توی غذاش ریخته و چطوری آماده ش کرده که باعث چنین اتفاقاتی شده. پستت با شکلک هم می تونست خیلی بامزه تر بشه.

امتیاز: 17 + (1 امتیاز به منظور پیشرفت نسبت به جلسه قبل.)


نیوت اسکمندر:

متاسفانه جمله سازیتون به قدری اشکال داره که هر جمله رو نیازه چند بار بخونم تا مفهومش رو متوجه بشم.

نقل قول:
بعد از تبعید یک روزه اون نیوت تصمیم گرفت رستورانی با نام "کیف اسرارآمیز"بزنه

بعد از تبعید یک روزه (اش) تصمیم گرفت رستورانی با نام "کیف اسرارآمیز"بزنه.

نقل قول:
-خب دوستان ممنون اینکه دعوت منو پذیرفتید.

-خب دوستان ممنون (از) اینکه دعوت منو پذیرفتید.

نقل قول:
-گمونم ، یروزی شناسم بخواد بسته شده خب.

"بخواد" برای آینده استفاده میشه...بسته شده گذشته هست. زمان جمله تون کاملا مشکل داره و نمیخونه با هم.

نقل قول:
داشت همینطور نگاه میکرد و کلمه بعدش رو میخواست بگه صدایی اومد.

داشت همینطور نگاه میکرد و کلمه بعدش رو میخواست بگه (که) صدایی اومد.

نقل قول:
نیوت شروع کرد آشپزی کردند

نیوت مفرده، چطوری فعلشو جمع میارین؟

نقل قول:
برنج رو آب کرد

برنج رو دقیقا چطوری آب می کنن؟!


توصیفاتتون منو با سبک جدید و بی سابقه ای از نوشتن آشنا کرد!

نقل قول:
یواش و‌ زیر لب.

نقل قول:
لرد که یاد غذاهای گذشته افتاد بدون معطلی.

نقل قول:
و با فریاد بیشتر تو رستوران.


اشکالات تایپی، جملات ناقص، کمبود علائم نگارشی و... همه و همه باعث میشن خواننده نتونه تمرکز کنه و در نتیجه توی همون ساختار ظاهری پستتون غرق بشه و اصلا کارش به فکر کردن به محتوای پستتون نرسه! ضمن اینکه توی محتوا هم خیلی از بخش های پستتون هیچ هدف خاصی رو دنبال نمی کنن.

امتیاز: 12


گلرت و لاوندر عزیز:

همونطور که جلسات قبل هم پست های قبل یا بعد از زمان قانونی رو نپذیرفتم متاسفانه نمیتونم پست های شماهارو هم بپذیرم ولی اگر دوست داشته باشین می تونین بهم پیام شخصی بدین تا نظرمو راجع بهشون بگم. موفق باشین.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۸ ۶:۲۱:۲۷
ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۸ ۶:۲۴:۳۰



پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۸:۱۹:۲۳ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
#6
-دیگه وقتشه جواب تموم اذیت و آزارهای من...یعنی تام رو پس بدی اگلا.

اگلا با افسردگی به جدا شدن قطعات مختلف بدنش فکر کرد. آیا این توانایی را داشت که از این پس صبح ها بجای آنکه دنبال جورابش بگردد به دنبال کلیه اش بگردد؟

همدردی عظیمی را با تام احساس کرد.
-اژی جان؟ میگم که من یکم عروسک خوبی نیستم. آلرژی زا و بی کیفیت هم هستم حتی. مطمئنی می خوای من عروسکت باشم؟

چهره اژی کاملا مطمئن به نظر می رسید. چنگال های تیزش را به اگلانتاین نزدیک و نزدیک تر کرد.

درون بدن اژی

-این دکمه "تجزیه کردن به سلول های تشکیل دهنده" کجا بود؟ مهم نیست حالا...یه دکمه ای میزنم میره دیگه!

عطش انتقام تام را فرا گرفته بود. به دست گرفته شدن سکان هدایت اژی توسط تام، بزرگترین بد شانسی زندگی اگلا به حساب می آمد.




پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۴:۲۱:۰۲ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
#7
-نه من کاری اون تو ندار...

بلاتریکس نگاه تندی به تام انداخت.
-چیزی گفتی تام؟
-چیز...نه...یعنی چرا...گفتم چقدر من کارای معوقه توی دهن یک اژدها دارم اتفاقا!

چند مرگخوار تام را به سمت اژدها هول دادند. اژی دهانش را تا جایی که می توانست باز کرد. لحظه ای روح تام از جسمش جدا شد و پس از سرک کشیدن کوتاهی در اطراف و ابراز تاسف برای شرایط پیش رو، دوباره با ناامیدی به جسمش برگشت.
-پووووف! بو میده! من چطوری باید با این بو کنار بیام و برم داخل دهنش آخه؟
-ماما؟ تام به من گفت دهنم بو میده!
-نه...منظورم این بود بوی گل میده! بوی بهشت!

تام با تاسف یک پایش را بر روی دندان پیش اژدها گذاشت و سعی کرد قبل از آنکه از هوش برود وارد دهان اژی شود.




پاسخ به: آژانس مسافر بری
پیام زده شده در: ۷:۵۴:۰۶ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
#8
دختر آقای گانت، یک آبیار گیاه دریایی نمونه! - قسمت هشتم


جماعتی دانشجو بر روی ماسه های داغ کویر نشسته بودند. آفتاب سوزان مستقیم بر سرشان می تابید و در آستانه تبخیر شدن قرارشان می داد.

-دانشجویان عزیز...می خوام قبل از شروع کلاسمون کمی در مورد اهمیت رشته آبیاری گیاهان دریایی براتون توضیح بدم. اهمیت رشته شما اینه که...خب...آم...اهمیت خاصی نداره مثل اینکه! ولی بیاین امیدوار باشیم در آینده اهمیت خاصی برای رشته تون کشف بشه.

استاد نگاهی به چهره دانشجویان که از شدت اهمیت رشته شان اشک شوق در چشمانشان حلقه زد بود انداخت.
-حالا بیاین در مورد بازار کار رشته تون بیشتر صحبت کنیم...که خب...آم...متاسفانه بازار کاری هم نداره! ولی کی گفته در آینده هم بازار کاری نخواهد داشت؟

دانشجویان که پوستشان از شدت تابش آفتاب سوخته بود و چند نفرشان نیز دچار حریق شده بودند از شدت تاثیرگذاری و امید بخشی سخنان استادشان شروع به دست و جیغ و هورا کردند.

-استاد مامان؟ درس امروزمون چیه؟
-درس امروزمون آبیاری قطره ای گیاهان دریایی هست! فقط برای شروع درس به یک دریا، یک پیمانه گیاه دریایی و یک عدد قطره چکون نیاز داریم که خب فکر کنم توی کویر ممکنه به راحتی پیدا نشن!

دانشجویان کوشا، دستانشان را در جیب هایشان فرو بردند و به دنبال موارد مذکور جستجو کردند!




پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۶:۳۰:۲۷ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
#9
-گیرم که شلوار اضافه داشتم و دادمش به تو...اگر این یکی آتیش گرفت و منم مثل تو بی شلوار شدم چی؟ مرد باید آینده نگر باشه!
-زمان سالازار...مرلین بیامرزدش. کسی شلوار احتکار نمی کرد که! به قدری صلح و صفا حاکم بود که ملت خودشون میومدن شلواراشونو به هم قرض می دادن. به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بی شلوار داشتیم؟

همانطور که ماروولو آه می کشید و برای خود دنبال شلوار می گشت مروپ فرصت را غنیمت شمرد و خود را به فرزند دلبندش رساند.
-هلو انجیری مامان برات سهمیه میوه امروزتو آوردم.
-میل نداریم مادر!
-ولی مامان کلی زحمت کشیده این میوه هارو برای بابونه مامان پوست کنده. دست مامانو رد می کنی؟

در همان لحظه که لرد به دنبال بهانه ای به اطراف نگاه می کرد ناگهان زبانه آتشی از خروپف های اژدها به ظرف میوه ها برخورد کرد و تمام محتویاتش را سوزاند.

-مادر، ما بسیار میل داشتیم این میوه ها را بخوریم. افسوس که میوه سوخته خاصیتی ندارد!
-

همانطور که مروپ با سرخوردگی شدیدی دست و پنجه نرم می کرد مرگخواران به این فکر می کردند که چگونه اشیاء مهمشان را از شعله های خروپف اژی در امان نگه دارند.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۴ ۱۶:۳۳:۳۲



پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران
پیام زده شده در: ۵:۳۶:۵۶ دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
#10
-ماما!

ولی هکتور نابغه تر از این حرف ها بود که متوجه موقعیت شود.
-به پاتیل من میگی ماما؟ یعنی برا پاتیلم مقام رفیع مادرانه قائل شدی؟ حالا که بلاخره به تقدس پاتیل های هکولی کبیر پی بردین وقتشه که یه قطعه دیگه براتون بنوازم.

شترق...شترق...شترق...

-یکی ما را از دست این بی خرد نجات دهد.

بلافاصله اژی، لرد سیاه را از بین دستان هکتور بیرون کشید و در آغوش گرفت.

-ما آغوش دوست نداریم. رهایمان کنید.

اما اژی رهایش نمی کرد. بعد از مدت ها دوری، دوباره ماما خود را پیدا کرده بود و این به معنای یک آغوش بی پایان بود!

-حال یکی ما را از چنگال این یکی نجات دهد.








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.