هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: عاشقانه های وزارت
پیام زده شده در: ۲۲:۴۹:۴۵ پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰
#1
خلاصه:

ایوا برای اولین بار تونسته با یه خوراکی دوست بشه. مروپم می‌خواد با همون سیبی که ایوا باهاش دوست شده برای لرد سیب پلو درست کنه. حالا سیب، گمشده و افتاده داخل یه استخر پر از سیب! مروپ و ایوا دارن دنبالش می‌گردن.

* * *


-این سیب مامان نیست. سیب مامان پر ویتامین تر بود. اینم نیست. سیب مامان سرشار از آنتی اکسیدان بود. اینم نیست...

در همان لحظه یک سیب بر سر ایوا برخورد کرد.
-آخ! بذار ببینم این سیب همون دوستم نیست. نه دوست من سرخ تر بود.

سیب را به پشت سرش پرتاب کرد اما در همان لحظه یک سیب دیگر بر سرش فرود آمد.
-آخ! اینم نیست. سیب من برگ افشون و شاخه پریشون داشت.

یک بار دیگر سیب را به پشت سرش پرتاب کرد اما یک سیب دیگر با شدت بر سرش برخورد کرد.
-آخ! هوووم...آیا نیروی جاذبه ای در زمین وجود داره که باعث میشه این سیبا روی سر من بدبخت فرود بیان؟

و سیبی دیگر...

-آخ! خب باشه حالا...فهمیدم جاذبه وجود داره! ولی اصولا دیگه در این حدم نباید جاذبه وجود داشته باشه!

ایوا سیبی را که به سرش برخورد کرده بود به پشت سر پرتاب کرد و برگشت.
-آخ...عه ایوا مامان تو هم این سیبی که الان افتاد روی سر مامانو دیدی؟ مامان همین الان متوجه شد که نیرویی در زمین وجود داره که باعث میشه سیبای مامان از آسمون مستقیم ببارن رو سر مامان!
-بانو مطمئنین نیرو دقیقا از زمین بود؟!


پ.ن: موزیک متن این پست.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۱۸ ۲۳:۰۰:۳۷
ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۱۹ ۱۰:۵۷:۲۳


پاسخ به: انبار وزارت سحر و جادو
پیام زده شده در: ۳:۲۶ شنبه ۸ آبان ۱۴۰۰
#2
ایوا که در میان مکان های فراوانی سرگردان شده بود هیچ اهمیتی نمی داد که همین الان از جلسه سخنرانی مهمی ناپدید شده است و اصلا معلوم نیست بلاخره در کجا متوقف شود. او فقط امیدوار بود هر کجا که متوقف می شود سفره رنگینی در آنجا برایش پهن شده باشد.

به هر حال سفر با رمزتاز نیاز به کالری سوزی فراوانی داشت و ایوا باید هرچه سریعتر کالری از دست رفته را جبران می کرد!

پاااق

-از روی ما برو کنار ایوا.
-ما با باکتری شماره یک موافقت می نماییم. از روی ما نیز کنار برو ایوا.
-ضمن موافقت با باکتری یک و دو باید بفرماییم به چه جراتی بر روی ما ظاهر شده ای ایوا؟

ایوا که به شدت از لحن گفتاری که شنیده بود ترسیده بود از جایش پرید و به اطرافش نگاهی انداخت.
-اینجا کجاست؟ این بوی چیه؟!
-شما در کفش ارباب قدر قدرت و ابر شوکت هستید ایوا! این بوی بهشتی هم که احساس می کنید بوی پای ملکوتی ارباب هست که لحظاتی پیش این کفش را منور فرموده بودند.

ایوا به ابعاد خودش که فقط یک دهم میلی متر از باکتری های کفش بزرگتر بود نگاهی انداخت.
-یعنی ممکنه ارباب همین الان دوباره این کفش رو منور کنند؟



پاسخ به: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
پیام زده شده در: ۴:۰۵ سه شنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۰
#3
از آخرین باری که تام برای وزیر یک استکان چای برده بود سالیان طولانی سپری می‌شد. در حالی که در آبدارخانه‌ی وزارت سحر و جادو نشسته و عزای حقوق معوقه‌اش را گرفته بود تصمیم گرفت یک استکان چای دیگر برای وزیر ببرد، بلکه از این طریق بتواند برای گرفتن حقوقش مورد عنایت وی قرار گیرد.

دست تار عنکبوت بسته‌اش را از روی میز برداشت و به شانه‌اش وصل کرد. استکان چای را پر کرد و به راه افتاد.

تق تق تق

-بیا تو!

صدا هیچ شباهتی به صدای وزیر نداشت. تام وارد شد.
-ایوا؟! تو این‌جا چی کار می‌کنی؟!

هنوز از شوک دیدن الکساندرا ایوانوا در اتاق وزیر در نیامده بود که متوجه دهان پر او شد.
-اون پایه‌ی میز وزیر نیست؟ و ... یک متر و نیم از عمامش؟!

ایوا ادامه‌ی پارچه‌ی عمامه را مانند ماکارونی هورت کشید و دور دهانش را با زبانش پاک کرد.
-راستشو بخوای خودش سریع دفع شد. توی معده هم درست مثل پشت این میز، بود و نبودش فرقی نداشت.

تام نیز مانند سایر کارکنان وزارتخانه خوب می‌دانست که تکیه زدن ایوا بر این صندلی چه معنایی داشت.
-همه چی رو به راهه دیگه خانم وزیر؟
-به نظرت همه چیز رو به راهه تام؟ معلومه که نیست. مملکت مشکل داره! مردم چطوری سر روی بالش بذارن وقتی وزیر مملکت گشنشه؟



پاسخ به: ستاد انتخاباتی مروپ گانت
پیام زده شده در: ۲:۱۴ سه شنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰
#4
سلام به همگی.

به نظرم میاد که به نقطه ای رسیدیم که خارج از شخصیت مروپ گانت میتونم یه سری مسائل رو مطرح کنم.

یه مسئله مهمی که من توی این چند سال اخیر با تمام وجود تجربه ش کردم فرق از زمین تا آسمون یه برنامه شفاهی و روی کاغذ با عملی هست که میتونه خیلی خیلی به شرایط و حال سایت کمک کنه.

خوشبختانه توی این سالهایی که عضو کوچیکی از این سایت بودم شاهد تعداد زیادی از همین برنامه ها و ایده پردازی های خلاقانه بودم که برای مدت طولانی حال و هوای سایتو به کلی عوض کرده و هنوزم که هنوزه خاطرات خوبشو برای اعضا باقی گذاشته اما متاسفانه توی سال های اخیر شاهد طوماری از برنامه ها هم بودم که نه تنها هیچ دردی از این سایت دوا نکرده بلکه انگیزه رو از اعضا گرفته و از وزارتخونه ای که کلی پتانسیل داره ناامیدشون کرده.

مدتی قبل من جزو کابینه وزیری بودم که ادعاش به اندازه کل کائنات بود اما در عمل بی لیاقت ترین آدمی بود که توی زندگیم بد شانسی دیدنشو داشتم. رک بگم...خوشحالم که به سرعت نور از این سایت رفت. حداقل این امکانو داد که ادامه وزارتشو افرادی که تواناییشو داشتن جمع کنن و با وجود زمان کمشون یه نتیجه قابل قبول تحویل بدن.

باید بگم ارائه برنامه توی این زمان که هنوز هیچی از شرایط وزارتخونه و میزان اعضای فعال سایت مشخص نیست از دیدگاه من بد گمان کنندس. بارها دیدم که توی اجرای یه برنامه چقدر ایده پردازی نیازه و چقدر موانع موقع انجامش به وجود میاد. از همه مهم تر چقدر تعامل با اعضا احتیاجه تا بشه بهترین نتیجه رو گرفت. با توجه به این مسائل حس می کنم توی شرایط فعلی اینکه بدونیم یه کاندید چقدر ایفای نقشش قدرتمنده و چقدر میتونه برای بروز کردن تاپیک های انجمن وزارتخونه از این ایفای نقش بهره بگیره مهم ترین مسئله هست.

مسئله دیگه ای که بعد ایفای نقش برای یه کاندید مهمه میزان قابل اعتماد بودنشه. اینکه سوابق قبلی نظارتش چقدر تداوم داشته و چقدر موثر بوده. متاسفانه مشکل اصلی ما توی این سایت مسئولیت نپذیری هست! به تعداد زیادی ناظر توی تاریخ سایت داریم که اومدن یک هفته و تهش یک ماه نظارت کردن و بعدم دلشونو زده و رها کردن. به همین سادگی! این تداوم فعالیت خودش مهمترین نشونه هست برای اینکه متوجه بشیم یه عضو چقدر قابل اعتماده.

یه نکته دیگه که واقعا آینده سایتمونو تضمین می کنه پرورش تازه واردای خوب و بها دادن بهشون هست. یعنی اگر می بینیم که قابل اعتمادن و تواناییشو هم دارن از نیروی تازه نفسشون استفاده کنیم. این باعث میشه ایده های نو وارد بخشای مختلف سایت بشن و شور و امید هم با خودشون به ارمغان بیارن.

با توجه به نکات بالا به جرات میتونم بگم ایوا از بهترین تازه واردای سایتمون توی چند سال اخیره. تجربه کافی، حوصله، پشتکار و تعامل عالی با قدیمی ها و تازه واردای سایت داره و به راحتی میتونه از همشون توی کابینه ش استفاده کنه.

بنابراین حمایتمو از الکساندرا ایوانوا اعلام می کنم و خودمو از این انتخابات به نفعش کنار می کشم.


ممنون از همه ی دونه انارای مامان که با نظم و ترتیب یک جا نشستن به صحبت های مامان توجه کردن. سبد میوه‌ی مامان از این به بعد در ستاد ایوا مامان در انتظار شماست.



پاسخ به: جادوگر تی وی
پیام زده شده در: ۲۳:۱۳ شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۰
#5
-از وقتی وارد ستاد بانو مروپ شدم هسته جدا شدم.

فیلم بردار در حالی که با تمام توانش سعی داشت دوربین را بر روی نوشیدنی کره ای گاز دار در دست آواکادو ای زوم کند اشاره ای به مصاحبه گر کرد.

-می بینید که ملت همیشه در صحنه این بار هم حماسه ای با شکوه آفریدند و صحنه ستاد انتخاباتی را آکنده از شور و شوق کردند. ملتی از تمام اقشار. از موافق تا مخالف...

همان لحظه دوربین بر روی پرتقالی زوم کرد که به زور خودش را در بطری فانتا فرو می برد و شعار «تا 2022 با مروپ» را سر می داد.

-معاندان نمی توانند با هیچ ترفندی حمایت بی سابقه ملت غیور میوه جات و صیفی جات و البته جادوگرانی که به علت ازدحام جمعیت موفق به ورود به ستاد نشدند را انکار کرده و یا کمرنگ سازند.

-تراریخته ها هیچ غلطی نمی تونند بکنند. میدونی چَرا؟ میدونی چَرا؟ چون ما الان سالاد دار شدیم! چندتا از فلفل دلمه ای های مارو ریختن تو پیتزا سبزیجات؟ هَن؟ واسه چی؟ مثل سرخ کردنیا سرطان زا نیستیم!

ناگهان میوه ها و سبزیجات داخل ستاد یک صدا شعارهایی را سر دادند:

-غذا فقط سالاد و سوپ وزیر فقط مامان مروپ!

-ویتامینی که در پوست ماست هدیه به مامان مروپ میوه دوست ماست!:

-وای اگر مامان مروپ اذن سالادم دهد کی اف سی و مک دونالد نتواند که قرارم دهد!

-ما تراریخته نیستیم مروپ تنها بماند!



پاسخ به: ستاد انتخاباتی مروپ گانت
پیام زده شده در: ۱۴:۲۱ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۰
#6
تام مامان!

یه لحظه به عزیز مامان نگاه کن: () میشه لحظه ای از تغذیه چنین فرزند پر ابهت، زیبا و معصومی غافل شد؟! لب های به پایین برگشته عزیز مامانو ببین. کاملا مشخصه یکی یک دونه مامان چقدر ویتامینش کمه‌.

نقل قول:
بانو مروپ میشه بین برنامۀ رسیدگی‌هاتون به ارباب (البته یه‌وقت سوءبرداشت نشه‌ها، فقط در جهت پیشنهاد می‌گم.) یه بازه‌ای رو مشخص کنید که یه موز هم بدین آحاد جامعۀ مامان بخورن؟

اما مسئله ای هست...مامان میبینه که عزیز مامانو جزو آحاد جامعه مامان نمیدونی! نظرت چیه بجای یه موز یه سینی خربزه و عسل میل کنی مامان جان؟



پاسخ به: ستاد انتخاباتی مروپ گانت
پیام زده شده در: ۰:۱۷ پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۰
#7
مجددا مامان سلام می کنه به زردآلو های طلایی مامان.


امیدوارم خوب از خودتون با آب پرتقال و کیک های خونگی پذیرایی کرده باشین.

عرض مامان به خدمتتون که اخیرا شایعاتی پخش شده که میگه مامان در صورت رای آوردن برنامه ای نداره. مامان کاملا تکذیب می کنه چون اتفاقا مامانی دارین بسیار پر برنامه!

ولی خب مامان نمی خواست از برنامه هاش رونمایی کنه که ریا نشه. حالا که این شایعات پخش شده دیگه چاره ای نیست جز رونمایی. پس این شما و این برنامه های مامان:

مامان صبح ساعت ۸ از خواب بیدار میشه. در اولین اقدام یه دور جارو برقی رو روشن می کنه تا تمام اهالی خونه، کوچه، خیابون و محله از خواب بیدار بشن. در مرحله بعد شروع می کنه به میوه پوست کندن. راس ساعت ۹ به اتاق عزیز مامان میره و در میزنه. عزیز مامان که طبق معمول میدونه که مامان با یه سینی میوه پشت دره میگه:
-ما خوابیم!

ولی مامان بیشتر در میزنه و بیشتر در میزنه و بیشتر در میزنه. تا اینکه ساعت ۱۱ میشه و مامان میفهمه که دیگه وقت بار گذاشتن قیمه سیب زمینی خوش رنگ و لعابشه. پس به آشپزخونه میره و عزیز مامانو که بسیار مسروره غمگینه از اینکه امروزم میوه های مامان نصیبش نشده تا وعده ناهار تنها میذاره.

برای وعده ناهار مامان تدارکات لازم میبینه از جمله خیس کردن لپه که از شب قبل انجام داده (اوج برنامه ریزی مامانو توی خیس کردن لپه از شب قبل برای جلوگیری از نفاخیت می تونین مشاهده کنین. ) و بعد با صبر و شکیبایی مشغول درست کردن قیمه خوش عطرش میشه. تعریف از خود نباشه عطرشم تا دو سه محله اونورتر میره زردآلو های مامان.

بعدش قیمه خوش رنگش رو توی ظرفای گل سرخی جهیزیه ش میریزه و به دفتر کار عزیز مامان میره. عزیز مامان که طبق معمول میدونه که توی سینی قیمه قطعا چندتا پرتقالم وجود داره تا بعد غذا به هضم بهتر کمک کنه میگه:
-ما همچنان از صبح خواب می باشیم مادر!

مامان که خیلی نگران میزان خواب عزیز مامانه تاکید میکنه که اینا همش بخاطر کمبود ویتامینه اما عزیز مامان سدریکو جلوی در اتاقش هول میده تا همونجا دوباره به خواب بره و چندتا خروپف عمیق کنه تا مامان که نا امید شده بره سراغ آماده کردن وعده شام.

مامان عقیده داره که شام باید سبک باشه تا از ایجاد خواب های بد خودداری کنه. برای همین راس ساعت ۹ شب این دفعه یه لیوان شیر و چندتا کیک خونگی بر میداره و توی سینی میذاره و برای عزیز مامان به اتاق خوابش میبره. عزیز مامان میدونه توی لیوان شیر فقط شیر وجود نداره بلکه شیر و انبه وجود داره! مامان فکر می کنه که این خیلی انگیزه دهنده ست اما متاسفانه مامان می شنوه که:
-ما از صبح در حال دیدن خواب هفت هورکراکسمان هستیم مادر. الان تازه به هورکراکس ششم رسیدیم.

مامان خیلی نگران میزان خواب عزیز مامانه اما از طرفی مطمئنه که با ادامه دادن این برنامه طی هر روز هفته بلاخره موفق به ویتامین رسانی به عزیز مامان میشه.



مطمئنم برنامه های جامع مامان بسیار تحت تأثیر قرارتون داده زردآلو های مامان. لازم به تشویق نیست. مامان خودش کاملا میدونه که این برنامه چقدر بی نظیر و راه گشاست برای آینده جامعه جادوگری!



پاسخ به: ستاد انتخاباتی مروپ گانت
پیام زده شده در: ۱۵:۴۵ سه شنبه ۸ تیر ۱۴۰۰
#8
سلام به ملت ریواسی مامان!

حالتون چطوره؟ احوالتون چطوره؟ خودتون خوبین؟ گوجه های داخل یخچالتون خوبن؟ سلام مامانو بهشون برسونین.

عرضم به خدمت ریواس های مامان که...به نظر میاد دهناتون خشک شده. بفرمایید ساندیس آب پرتقال تازه و تی تاپ کیک مامان پز.

بله...برنامه مامان برای آینده وزارتخونه اینه که...ریواس عقبی های ستاد خوب از خودشون پذیرایی نمی کنن ها. اصلا نگران نباشید. ده فروند آذرخش حامل آب پرتقال و کیک دیگه م توی راهن.

داشتم می گفتم که مامان فکر می کنه وزارتخونه به برنامه های وسیعی جهت رونق گرفتن نیاز داره. برنامه های مامانم برای هر چه سریع تر صورت گرفتن این امر شامل...خب تا ریواس های مامان از خودشون پذیرایی می کنن مامان بره یه سری به قرمه سبزیش بزنه ببینه خوب جا افتاده یا نه‌. بعدش میاد بیشتر از برنامه هاش برای ریواس های مامان میگه.

تو رو مرلین تعارف نکنین! بفرمایید... بفرمایید آب پرتقال!



پاسخ به: مرکز پذیرش کاندیداهای وزارت سحر و جادو
پیام زده شده در: ۱۹:۳۷ یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰
#9
مامان به ملت جادو پرور و مسئولین پذیرش کاندیداها سلامی چو بوی خوش پرتقال می کنه!


مدت زمان عضویت در بخش ایفای نقش (و حتما در صورت داشتن شناسه پیشین، آن را ذکر کنید):

مدت زمان عضویت مامان.


شرح "سوابق اجرایی-خدماتی /فعالیت‌های آزاد" قبلی در وزارت سحر و جادو یا مجموعه‌های وابسته (آزکابان و موزه) و شرح "سوابق برجسته/خدمات نظارتی-مدیریتی" در انجمن‌های ایفای نقش:

شرح سوابق اجرایی مامان.


شرح برنامه‌های آینده خود برای وزارت سحر و جادو و مجموعه‌های وابسته:

شرح برنامه های آینده مامان.


شعار انتخاباتی:

شعار انتخاباتی مامان.



پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۱۸:۱۲ پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰
#10
سلام عزیز مامان.

ممنون میشم لطف کنید اینو نقد کنید.







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.